زیدیه، فقه، هارونی، احادیث

برمی¬آید که مقصود ایشان از تأویل، همان تفسیر است و ایشان میان این دو، فرق چندانی قائل نیست، زیرا سید ضمن بیان تأویل آیه ـ به تصریح خود ـ در لابلای مطالب، واژه¬ی تفسیر را به کار برده است. همچنین تحت عنوان تأویل به دلالت لفظی استاد می¬کند که خود از مقوله¬ی تفسیر به شمار می¬رود.
با توجه به اشاراتی که سید در ضمن تفسیرش در بیان عقاید و نظرات بیان می¬کند می¬توان دریافت که منابع عمده¬ی تفسیری وی، تفاسیر روایی و تفاسیر معتزله است. از جمله تفاسیر روایی می¬توان به معانی‌القرآن از فراء، معانی¬القرآن و إعرابه از زجّاج، جامعۀ¬البیان عن تأویل¬القرآن از محمد¬بن جریر طبری، مجاز¬القرآن از ابوعبیده، تأویل مشکل القرآن از ابن قتیبه دینوری و از جمله تفاسیر معتزله می-توان به تفسیر ابوعلی جبایی، جامع¬التأویل لحکم¬التنزیل از ابومسلم محمد¬بن اصفهانی، تنزیه¬القرآن عن المطاعن و متشابه¬القرآن از قاضی عبدالجبار اشاره کرد.
4-3-2. بیان وجوه تفاوت میان امالی‌های امامیه و تیسیر المطالب
با توجه به معرفی اجمالی امالی¬های امامی معاصر هارونی، می¬توان برخی نکات قابل توجه عبارتند از:
1ـ به دلیل این¬که اصل امالی هارونی در دسترس نیست و آنچه که موجود است تبویب آن توسط دیگر عالمان زیدی است، نمی¬توان به کیفیت هر مجلس و وجود نظم میان مجالس مختلف با یکدیگر و یا زمان مجالس پی برد؛ مگر اینکه مراد از ابواب همان جلسات باشد که در این¬صورت در هر جلسه احادیث هم موضوع و مرتبط با یکدیگر بیان شده است اما مدّت زمان جلسات و تعداد احادیث املا شده در هر مجلس متفاوت است و در نتیجه نظم خاصی وجود ندارد. اگر هم تبویب کنندگان برحسب سلیقه¬ی خود باب¬بندی کرده¬ باشند، که اصلاً نمی¬توان به چیزی جز محتوای کتاب پی برد.
2ـ احادیث املا شده توسط هارونی غالباً اخلاقی هستند و برخلاف امالی¬های امامی درصدد بیان مسائل کلامی و اثبات اعتقادی از معتقدات زیدیه نیستند؛ مگر در مواردی نادر که در همین فصل و ذیل عنوان محورهای کلامی تیسیر المطالب بررسی شد. با توجه به تنوّع نگاشته¬های حدیثی در امامیه و وجود گونه¬های مختلف، پشت این مجالس املا علاوه بر حفظ و انتشار احادیث، حکمت¬های دیگری نیز وجود داشته است که مثلاً اثبات حقانیّت این مذهب در قالب بیان احادیث مرتبط و شرح و تبیین آن¬ها یکی از این مقصودها بوده است؛ حال آنکه تنوع زیدیه در آثار حدیثی در مقایسه با امامیه اندک بوده و شاید تنها، هدف از برگزاری این جلسات همان وعظ و ارشاد بوده است. به همین دلیل است که ما در امالی هارونی توضیح و یا تأویلات زیادی نمی¬یابیم و غالباً احادیث زنجیروار پشت سر هم ذکر شده¬اند. به عبارت دیگر اگر ما باشیم و همین کتاب هارونی، اندیشه¬ی خاصی از آن بیرون نمی¬آید. همچنین محورهای مطرح شده در امالی هارونی نشانگر آن است که شرکت¬ کنندگان در مجالس از عوام بوده¬ و سطح علمی بالایی نداشته¬اند. به بیان دیگر مجالس هارونی، مجلس درس نبوده¬اند و صرفاً جلسات خطابه شمرده می¬شدند.
3ـ تفاوت دیگر این امالی¬ها با یکدیگر این است که در امالی¬های امامی علاوه بر بیان روایات در موارد متعدّدی به آیات قرآن استناد شده است و املا کنندگان گاهی برای پیش¬برد مقاصد خود به تفسیر این آیات نیز می¬پرداختند و این چیزی که در امالی هارونی به ندرت یافت می¬شود و البته ریشه در نکته‌ی بالا دارد.

مطلب مرتبط :   حقوق، تحریم، بشر، کمیته

نتیجه‌گیری
کتاب امالی هارونی که به «تیسیر المطالب» معروف است، یکی از مهمترین مجموعه¬های حدیث زیدیه است که 845 حدیث مسند از پیامبر (صلی الله علیه و آله)، امام علی (علیه السلام) و برخی دیگر از از اهل بیت در خود جای داده است. این کتاب که تاریخ تألیف آن به قرن سوم بازمی¬گردد، مورد توجه خاصّ زیدیه قرار داشته و دارد و بسیاری از کتاب¬های حدیثی آنان از این امالی بهره برده¬اند؛ کما این¬که این امالی مورد بهره¬برداری برخی از افراد امامی همچون ابن¬طاووس نیز قرار گرفته است و از جمله مراجع او شمرده می¬شود؛ البته تقابل و داد و ستد فرهنگی میان زیدیه و امامیه، فقط به «تیسیر المطالب» محدود نبوده است. علت اصلی این ارتباط، قرابت فکری و مذهبی امامیه و زیدیه و وجود برخی مسائل مشترک چون بعضی از مسائل امامت و مسائل فقهی و اعتقاد به حجیت اجماع اهل¬بیت (علیهم السلام) بوده است. یکی از وجوه اصلی اهمیت تیسیر المطالب، استفاده از منابع متعدد سنّی، زیدی و امامی است که با توجه به از بین رفتن برخی از آنان، این اهمیت پررنگ¬تر می¬شود.
امالی هارونی توسط قاضی جعفر¬بن عبدالسلام در 64 باب تنظیم شده است. با وجود این¬که محتوای احادیث بسیار متفاوت است، اما در چند محور مسائل اخلاقی، فضایل و مناقب پیامبر (صلی الله علیه و آله) و سایر اهل البیت، مسائل و نکات فقهی و احادیث و گزارش¬های تاریخی قابل تقسیم¬بندی است. غالب احادیث کتاب اخلاقی است، همچنانکه اقتضای اکثر جلسات املا و در برخی مواد هدف اصلی آن، وعظ و ارشاد بوده است. از میان احادیث اخلاقی کتاب نیز بیشترین حجم به اخلاق جمعی ـ مانند رسیدگی به همسایه، رفع حوائج مؤمن، پرهیز از ظلم به دیگران و در امان ماندن آن¬ها از دست و زبان فرد، خوشرفتاری با دیگران و… ـ اختصاص دارد.

خاتمه
در پایان این فصول شایسته است که بدلیل جلوگیری از کاستی احتمالی در پژوهش و نیز ارائه¬ی موضوعاتی پیشنهادی به علاقه¬مندان به تحقیق در چنین زمینه¬هایی، به سایر تألیفات ابوطالب هارونی نگاه گذرایی داشته باشیم. هارونی علاوه بر کلام و حدیث در زمینه¬های فقه (التحریر) و تاریخ (الإفادۀ فی تاریخ ائمۀ السادۀ) نیز دستی داشته است و این آثار برای زیدیان مهم و تأثیرگذار محسوب می¬شوند.
الف. معرفی کتاب التحریر فی الفقه
کتاب التحریر در ادامه¬ی سنّت نگارش فقهی در میان زیدیان نگاشته شد. به طور کل ادوار فقه زیدیه به مراحل زیر تقسیم می¬شود:
1ـ دوره¬ی تشریع و تبیین: مراد همان زمان رسول الله (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن است. آن حضرت (صلی الله علیه و آله) در این دوره به تشریع و تبیین احکام الهی پرداختند. در این زمان اگر مسلمین سؤالی در مورد احکام داشتند از شخص پیامبر (صلی الله علیه و آله) می¬پرسیدند. این دوره بین تمام مسلمین مشترک است. پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، حضرت علی (علیه السلام) به عنوان فردی معصوم از نگاه زیدیه به تبیین و تفسیر آیات و احکام الهی پرداختند. از نگاه زیدیه همه¬ی اقوال و افعال ایشان حجّت است و سنّت و سیره¬ی علوی همپایه¬ی سنّت نبوی است.
2ـ دوره¬ی ایجاد مبانی اجتهاد در فقه: در این دوره فقها بعد از فقدان منبع تشریع و تبیین فقه و با توجّه به ایجاد سؤالات جدید، به اجتهاد در امور فقهی پرداختند و مبانی اولیّه¬ی فقه زیدیه را بوجود آوردند؛ هر چند اجتهاد آن دوران با اجتهاد امروزی فقط اشتراک لفظی دارد. فقها در این دوره احکام را به صورت احادیث و روایات بیان می¬کردند و نگارش موضوعی بر فقه داشتند. از فقهای این دوره می-توان به زید¬بن علی (المجموع الفقهی و الحدیثی) و احمد¬بن عیسی (امالی) اشاره کرد.
3ـ دوره¬ی شکوفایی و تثبیت فقه زیدیه: این دوره با امامت قاسم¬بن ابراهیم شروع شد. وی با کناره-گیری از قیام به ترویج و نشر عقاید زیدیه پرداخت. با شکل¬گیری دولت زیدیه در یمن و شمال ایران، فقه زیدیه کاملاً شکل گرفت و به اوج شکوفایی خود رسید. فقه این دوره مسیر خود را از فقه روایی جدا کرد و فقها به بیان نظرات خود پرداختند و ابواب و فروعات جدیدی در فقه پدید آوردند. اجتهاد در این زمان معنای امروزی و مصطلح خود را پیدا کرده بود. در این دوره سه مکتب بزرگ فقهی در میان زیدیه پدید آمد که فقه زیدیه را کاملاً تحت تأثیر خود قرار داد. هر کدام از این مکاتب طرفداران خاصّ خود را داشتند و پیروان هر دسته به تخطئه¬ی دسته¬ی دیگر می¬پرداختند. این سه مکتب عبارت بودند از:
ـ مکتب قاسمیه که توسط قاسم¬بن ابراهیم رسی تأسیس شد. پیروان او بیشتر در حجاز و دیلم حضور داشتند. از جمله کتاب¬های قاسم می¬توان به «مناسک»، «صلاۀ الیوم و اللیلۀ»، «طهارۀ،» «مسائل ابن جهشیار»، «مسائل النیروسی» و «مسائل الکلاری» اشاره کرد.
ـ مکتب هادویه که توسط یحیی¬بن حسین هادی الی الحق، نواده¬ی قاسم¬بن ابراهیم ایجاد شد، البته بین مذهب هادی و جدّش اختلاف زیادی وجود ندارد. پیروان او بیشتر در یمن بودند. مشهورترین کتاب هادی در باب فقه «الأحکام» است. از دیگر آثار او می¬توان به «المنتخب و الفنون» اشاره کرد.
ـ مکتب ناصریه که در شمال ایران و توسط ناصر اطروش تأسیس شد. این مکتب دارای پیروان متعصّبی در گیلان بود. از ناصر در این زمینه فقط کتابی کم حجم به نام «الإحتساب» باقی مانده است.
4ـ دوره¬ی تجمیع آراء فقها: در این دوره علمای زیدی به جمع¬آوری آرای بزرگان زیدیه و تدوین جوامع فقهی پرداختند و مباحث فقهی با حاشیه بر فقه آنان نگارش شد. این دوران بعد از وفات هادی الی الحق و ناصر اطروش و با جمع¬آوری آرای آنان توسط شاگردانشان شروع شد و تا نگارش آثار برادران هارونی (التجرید و التحریر )، ابو عبدالله

مطلب مرتبط :   کودک، اخلاقی، بچه‌ها، جذاب