زوال قبول

– زوال قبول
طوریکه ایجاب در اثر عواملی زایل می شود، قبول نیز در اثر بعضی عواملی از بین می رود که طی چند گفتاری به بررسی این عوامل می پردازیم. عواملی که باعث سقوط قبول می شود عبارتند از:
1- عدول از قبول
2- مرگ و زوال اهلیت قبول کننده
3- قبول پس از سقوط ایجاب

گفتار اول- عدول از قبول
عدول از قبول به دو صورت می تواند باشد یکی در عقد حاضرین و دیگر در عقود بین غایبین. این موضوع در ماده 517 قانون مدنی افغانستان چنین آمده است: عاقدین بعد از ایجاب تا ختم مجلس عقد به قبول یا رد آن اختیار دارند اگر ایجاب کننده بعد از صدور ایجاب و قبل از قبول طرف مقابل از ایجاب رجوع نموده و یا چنان گفتار و یا عملی از یکی از عاقدین صادر شود که دلالت بر انصراف از قبول نماید چنین ایجاب باطل بوده و قبول بعد از آن نیز از اعتبار ساقط می گردد.» جمله ای که گفته «دلالت بر انصراف از قبول نماید» این امر را می رساند که اگر ایجاب و قبول در مجلس واحد صورت بگیرد، تا پایان مجلس عقد می توان از قبول انصراف نمود. اما در عقود غایبین با پذیرش هریک از نظریات چهارگانه مسئله عدول از قبول متفاوت است. در قانون مدنی افغانستان براساس مواد 511 و 523 نظریه اطلاع پذیرفته شده است. از آنجای که تعهد یک طرفی در حقوق افغانستان الزام آور است مخاطب نمی تواند از قبول خود عدول نماید.
به موجب حقوق ایران هم در مورد عدول از قبول در عقد حاضرین حسب مدلول ماده 397 قانون مدنی که مقرر داشته « هر یک از متبایعین بعد از عقد فی المجلس و مادام که متفرق نشده¬اند، اختیار فسخ معامله را دارند. » تا پایان مجلس عقد می توان از قبول انصرف نمود ولی در مورد عقد غائبین با پذیرش هر یک از نظریات چهارگانه مسئله عدول از قبول متفاوت می شود و براساس نظریه مورد پذیرش در حقوق ایران، به محض صدور قبول، حق عدول برای قبول کننده وجود نخواهد داشت.

گفتار دوم- مرگ و زوال اهلیت قبول کننده
این موضوع مانند مرگ و زوال اهلیت موجب است که در بخش ایجاب بحث شد و در اینجا به اختصار از آن می گذریم. با استفاده از بحثی که در بخش ایجاب شد می توان گفت هرگاه شخصیت قبول کننده مؤثر در اجرای تعهد ناشی از عقد باشد، در این صورت اگر قبول کننده فوت کند یا اهلیت خود را از دست بدهد، در این جا قبول زایل شده تلقی می شود و قابلیت الحاق به ایجاب برای تشکیل عقد را ندارد. اما در جای که شخصیت قبول کننده در اجرای تعهد مؤثر نباشد، نظریات مختلفی در سیستم های حقوقی مطرح شده است. بعضی گفته اند در صورتی که ایجاب همراه با هیچ التزامی نباشد، مرگ گوینده ایجاب مانع از انعقاد قرارداد می شود. در تأیید این نظریه گفته شده است که، تراضی هنگامی تحقق می یابد که دو طرف عقد در لحظه ای معین راضی به مفاد عقد باشند. و مرگ گوینده ایجاب این امکان را از بین می برد. از این فرض چنین نتیجه گرفته می شود که در قبول هم مرگ قبول کننده باعث از بین رفتن قبول می شود. اما در موردی که ایجاب با تعهد به حفظ آن همراه است و گوینده را ملتزم می سازد، می توان گفت، جز در مواردی که ایجاب به شخصیت گوینده بستگی دارد، مانند سایر تعهدها به وارثان او منتقل می شود. در این فرض، در مورد قبول هم می توان گفت در صورتیکه اجرای تعهد بستگی به شخصیت قبول کننده نداشته باشد، با فوت او قبول زایل نشده و به ورثه او انتقال می کند. در قانون مدنی افغانستان ماده 515 مرگ یا عدم اهلیت قبول کننده را باعث زوال قبول ندانسته است. در این ماده آمده است که «هرگاه شخصی که از وی ایجاب یا قبول صادر گردیده وفات نماید یا قبل از آنکه بر ایجاب یا قبول وی اثر مطلوب مرتب شده باشد، فاقد اهلیت گردد، حینی که طرف مقابل از همچو ایجاب با قبول علم حاصل نماید، عقد صحیح پنداشته شده و اثر مطلوب بر آن مرتب می گردد. مشروط بر اینکه اظهار اراده یا طبیعت معامله بخلاف این امر دلالت ننماید.» اینکه گفته مشروط بر این که طبیعت معامله بخلاف این امر دلالت نکند یعنی همان موضوعی که شخصیت قبول کننده در اجرای تعهد مؤثر نباشد، در سیستم های حقوقی که نظریه ایجاب ملزم را پذیرفته است (مانند حقوق افغانستان)، الحاق قبول به ایجاب حتی بعد از مرگ و زوال اهلیت موجب، عقد را تشکیل می دهد. اما عقد هبه استثنایی در این مورد است که در ماده 1189 آمده است «هبه به مرگ واهب قبل از تسلیم عین برای موهوب له باطل دانسته می شود. » و ماده 1190 قانون مدنی «هبه به مرگ موهوب له قبل از قبض موهوبه باطل دانسته شده و ورثه موهوب له در آن حق ندارند.» این موارد استثنایی بر ماده 515 قانون مدنی است.

مطلب مرتبط :  

گفتار سوم- قبول پس از سقوط ایجاب
در مباحث گذشته گفته شد که هرگاه برای قبول در ایجاب مدت تعیین شده باشد، قبولی باید در آن مدت اعلام شود. اگر مدت تعیین نشده باشد قبول باید در یک مدت متعارف اعلام شود. زیرا، اگر قبولی پس از این مدت اعلام شود اثری ندارد و عقدی را بوجود نمی آورد. اما این قبولی پس از موعد می تواند به عنوان ایجاب جدید باشد و قبولی ایجاب کننده اولی می تواند عقد را منعقد سازد.
در حقوق افغانستان ماده ای وجود ندارد که بطور صریح بر این امر دلالت کند که آیا قبول پس از سقوط ایجاب، خود یک ایجاب جدید است یا نه این که اگر آن قبولی مورد پذیرش ایجاب کننده قرار بگیرد، خود قبولی است که پس از سقوط ایجاب عقد را منعقد می کند. فرق بین این که قبول متأخر را ایجاب جدید یا قبول صحیح بدانیم این است که برمبنای اول، عقد با قبول موجب اول تمام می شود و بنابر مبنای دوم، عقد با وصول قبول متأخر تمام می شود.
در رابطه با اینکه قبول پس از سقوط ایجاب در حقوق ایران چه جایگاهی دارد مختصراً قابل ذکر است که در کلیه مواردی که ایجاب ساقط شده تلقی شود قبول نسبت به چنین ایجابی بی اثر خواهد بود.