زنان، زن، اسلام، تمدن

معنوی انسان دارند و ارزش­ها در صورتی در مناسبات اجتماعی راه می‌‌یابند که پیشاپیش در منطق و مبانی علوم کارشناسی ، تعبیه شده باشند، در واقع اندیشه اسلامی ‌‌نیازمند پرداختن به فلسفه فقه و فلسفه اجتماعی است.

2-2-3-4.      ضرورت تدوین الگوی جامع شخصیت زن مسلمان

این گروه معتقدند که حل مسائل زنان، در گرو داشتن یک مدل جامع از شخصیت فردی و اجتماعی زن از یک سو و شناخت کلان و همه جانبه مشکلات فراروی جامعه بانوان کشور از سوی دیگر است.

تمدن سازی یک فرایند تدریجی و تاریخی است که با استوار ساختن ارزش‌های یک مکتب در بن مایه‌های فرهنگ یک جامعه آغاز و تا شکل­گیری نهاد‌های اجتماعی، مناسبات اقتصادی –سیاسی و سرانجام تولید محصولات علمی‌‌– هنری و تکنولوژیک، بر پایه مدل‌های مطلوب استوار می‌‌یابد.

2-2-3-5.      پی ریزی تمدن نوین اسلامی‌‌

دیدگاه تمدن گرایی معتقد است که دین جاودانه اسلام، خود طرحی برای بهبود وضعیت بشر  و ساختن آینده ای روشن دارد که این امر در اعتقاد به خاتمیت و مهدویت متجلی است.در واقع تمدن گراییبا نگاهی به آینده تمدن حقیقی، با اجتهاد مستمر در منابع وحیانی و با اتکا به تجربه و عقلانیت همسو با وحی، به طراحی الگو‌های عملی در عرصه‌های مختلف فرهنگی – اجتماعی،  چشم دوخته تا از این طریق گام به گام، کاستی ها را در مسیر تحقق کامل دین برای تحقق تمدن نوین اسلامی ‌‌برطرف نماید.(سبحانی، 1382: 44-30)

با بررسی برخی کتاب­هایی پیرامون خانواده در اسلام به رویکرد تمدن گرایی ایشان پی بردیم که به شرح زیر می­باشد:

– شهید مطهری در کتاب یکصد­ و­ ده سؤال پیرامون مسائل خانواده، وجود خانواده سالم را تنها از دریچۀ نگاه اسلامی می­دانند به گونه­ای که به مسائل مطرح در خانواده از جمله وظایف متفاوت زن و شوهر یک نگاه کلان و نظام مند دارد و این تفاوت­ها را یک نگاه ساده نمی­بینند که بتوان با وضع قوانینی خاص آنرا تغییر داد بلکه آنرا ناشی از قانون خلقت خداوند می­دانند. شهید مطهری هم به وظایف و هم به حقوق متقابل زن و شوهر توجه نموده­اند که این حقوق و وظایف را مساوی نه مشابه می­بینند زیرا آنها را ناشی از تفاوت­های روانشناسی و زیست شناسی زن و مرد می­دانند.

« حقوق طبیعی اولیه زن و شوهر متفاوت است. شوهر بودن از آن جهت که شوهر بودن است، وظایف و حقوق خاصی را ایجاب می­کند و زن بودن از آن جهت که زن بودن است، وظایف و حقوق دیگری را ایجاب می­کند. اجتماع خانوادگی با سایر شراکت­ها و همکاری­ها متفاوت است. فرضیۀ عدم تشابه حقوق خانوادگی زن و مرد که اسلام پذیرفته بر همین اصل است»( مطهری، 15:1389)

– محمدرضا زیبایی نژاد و محمد تقی سبحانی در کتاب درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام یک نگاه نظام­مند به مسائل زنان دارند به طوری کهنه الگوی غربی و نه نگاه گزینشی از احکام اسلام را در حل مسائل زنان موفق ندا­نسته­اند بلکه آنرا مسبب ایجاد مشکلات حاد دانسته­اند. تنها نگاه نظام­مند اسلامی به مسائل زنان را حلال مشکلات زنان در عرصۀ خانوادگی و اجتماعی دانسته­اند.

مطلب مرتبط :   ابن‌رشد، ارسطو، ، ایشان‌

« تأکید می­کنیم که کلیۀ معارف و احکام اسلامی از آنجا که برای تأمین سعادت فرد و جامعه در راستای حیات مادی و معنوی انسان فرو فرستاده شده، در مجموع از یک نظام عام برخوردار است که این نظام کلی در درون خود مجموعه­های کوچکتری را در بر می­گیرد. نظام شخصیت زن در واقع یکی از همان زیر مجموعه­های این نظام کلی است که باید به لحاظ روابط درونی و ارتباطات بیرونی آن با کلیت فرهنگ اسلامی به درستی شناخته و شناسانده شود. به همین ترتیب نظام شخصیت زن خود شامل خرده نظام­های دیگری چون نظام هستی شناسی، نظام اخلاقی، نظام اجتماعی و نظام حقوقی زن است که میان این مجموعه­ها نیز پیوند منسجم و ارتباط چندسویه برقرار است» (زیبایی نژاد، سبحانی، 8:1385)

« شناخت نظام شخصیت زن در اسلام، امروزه به این دلایل اهمیت دارد که زنان در طول تاریخ مورد ستم مضاعف بوده و حضور خرافات و سنت­های بی پایه و جهل و بی خردی موجب ایجاد مسایل و مشکلات حاد خانوادگی و اجتماعی برای زنان کشور شد. عمل و توجه به بخشی از احکام و بی توجهی به بخش دیگر خود یکی از عوامل بروز و نابسامانی برای زنان کشور ماست و فرهنگ غرب با تسلط بر امکانات و ظرافت­های اطلاعاتی و ارتباطی سعی در تحمیل الگو­های ناقص خویش به ملت­های جهان دارد» (همان، 10-8)

– محمد رضا سالاری فر در کتاب خشونت خانگی علیه زنان، نه نگاه غرب و نه نگاه سنتی را برای حل مسائل زنان مناسب نمی­بینند بلکه تنها تبیین نگاه اسلام و جایگاه زن در آن را موجب رفع مشکلات زنان در خانواده از جمله خشونت خانگی علیه آنان می­دانند.

« کاستی­های نگرش جامعه سنتی و چالش­های مدرنیزاسیون و رشد اقتصادی، گاه و بی­گاه مخاطراتی را پدید می­آورند که خشونت علیه زنان از آن جمله است. تبیین نگرش اسلام دربارۀ زن و حقوق او و شناخت عمیق جایگاهش در جامعۀاسلامی، درک محوریت خانواده در جامعۀ اسلامی و محوریت زن در خانوادۀ اسلامی، روشن ساختن ریشه­های انحراف و کژاندیشی­هایی که به خشونت علیه زنان می­انجامد، به ویژه تبیین نسبت آنها با افکار خرافه­ای و تقلید از غرب و معاوضۀ آن­ها با باورهای دینی می­تواند به استواری خانواده، ارتقای جایگاه زنان در جامعۀ اسلامی و رفع چالش­هایی چون خشونت علیه زنان بینجامد» (سالاری فر، 17:1381)

– حسین بستان در کتاب اسلام و جامعه شناسی خانواده، نظام مطلوب خانواده در اسلام را یک نگاه نظام­مند به مسائل خانواده می دانند ولی به طور کلی علوم جدید را در حوزه خانواده رد نکرده­اند بلکه با توجه به الگوی مطلوب خانواده اسلامی آنچه که متناسب با این الگو است را در علوم گزینش نموده­اند. با توجه به اقتضاعات روز مسائل زنان در خانواده و جواز راهکارهای علمی مطابق با الگوی اسلامی، تحلیل های مناسب جهت حفظ و ثبات خانواده بیان می­کنند.

«خانواده را در طول تاریخ و فرهنگ­های مختلف دارای اشکال متعدد می­دانند:

  • خانواده هسته­ای
  • خانواده گسترده (تأکید اسلام بر این نوع خانواده)
مطلب مرتبط :   چگالی، باریکه، خنثی، الکترون

3- خانواده تک همسر / چند همسر

4- خانواده ناقص یا تک سرپرست

5- خانوادهپدر سالار/ مادرسالار

6- خانوادهپدر مکان/ مادر مکان

7- خانواده ناتنی

8- هم خانگی یا زندگی مشترک بدون ازدواج ( این الگوی خانواده، در اسلام هیچ گونه مشروعیتی ندارد.)

9- زوج­های هم جنس باز ( این الگویخانواده، در اسلام هیچ گونه مشروعیتی ندارد.)

10- کمون یا اجتماعات اشتراکی» (بستان، 63:1385-55).

مبانی ارزشی
مفروضات هستی شناختی
روشها
اهداف نظام
هدف غایی

شکل ‏2‑1: مدل مفهومی عناصر اصلی نظام های مطلوب اسلام. منبع: (همان، 276)

با بررسی دقیق رویکرد تمدن گرایی، متوجه رویکرد کلان آن با نگاهی ژرف اندیش می شویم به گونه ای که مسائل زنان را از زوایای متعدد می نگرد. این رویکرد، شخصیت زنان را تک بعدی مثلا تکلیف محورانه نمی بیند که بخواهد راهکارهای مسائل زنان در خانواده را، تنها با یک بعد شخصیتی وی تعریف نماید، بلکه برای رسیدن به راه حل های واقعی مسائل زنان در خانواده،  تمام ابعاد و زوایایی که ممکن است از نگاه ها مخفی بماند ولی اثربخشی خود را خواهد نمود، بررسی می نماید. در این نگاه تمام مسائل زنان چون انگشتان یک دست می باشد، به گونه­ای که برای ایفای نقش عالی این دست، نیاز به وجود سالم تمام انگشتان یک دست خواهد بود. تمام ابعاد روی یکدیگر اثرگذار هستند، بنابراین برای رسیدن به راه حل حقیقی و ریشه ای، باید به اصلاح تمام آن ابعاد توجه نمود.

با تعاریف مختصر بالا، متوجه وجود سه رویکرد در نظام فکری اسلامی ‌‌درباره مسائل زنان شدیم.

مبنای نظری ما در این پژوهش،توجه به هر سه این رویکردها است و با توجه به آنها، به تحلیل بیانات و آراء مقام معظم رهبری پیرامون نقش زن در خانواده می پردازیم تا با تحلیل آراء ایشان، متوجه رویکرد وی به مسائل زنان در خانواده شویم و بدانیم ایشان از چه دریچه ای به مسائل زنان در خانواده، نگاه می کنند.

«گروه تمدن گرایان در حوزه مسائل زنان معتقدند که تنها راه برون رفت از معضل کنونی در جوامع اسلامی‌‌، حرکت به سمت ایجاد تمدن نوینی است که توسعه و تحولات اجتماعی را در راستای تحقق همه جانبه ارزش‌های اسلامی ‌‌هدایت می‌‌کند» (همان، 1382: 33).

2-3.    پیشینه و تاریخچه موضوع پژوهش (مطالعات و تحقیقاتی که درباره‌ی این موضوع صورت گرفته و نتایج حاصل ازآن)

موضوع نقش زن در خانواده، از دیدگاه‌های متفاوت از جمله روان شناسی ، علوم تربیتی ، جامعه شناسی ،  فلسفی ، دینی و تاریخی مورد بررسی قرار گرفته است، اما بیشتر کارهای صورت گرفته، اقداماتی جزئی در جهت استحکام خانواده­ها بوده است و تحلیل­ها ویافته­ها بیشتر جزئی بوده و به صورت کلان بدان نگریسته نشده است، به همین دلیل نتوانسته به میزان قابل توجهی به استحکام خانواده ها کمک نماید. همچنین به نظرات مقام معظم رهبری در زمینه نقش زن در خانواده، خیلی