زنان، را،، اسلام، تمدن

ق برنامه­ریزی را، خنثی و بدون جهت می‌‌دانند، عملا ارزش‌های نهفته در کارشناسی علمی، ‌‌بر ارزش‌های دینی که به طور صوری و ظاهری در قوانین و برنامه­ها به عاریت گرفته می‌‌شود، غالب می‌‌آید و با تحقق برنامه ، جریان عمومی‌‌جامعه گام به گام از مسیر آرمان‌های اسلامی‌‌فاصله می‌‌گیرد.

2-2-2-4.      تاریخیت و نسبیت در فهم

این گروه، نخست با سیال و نسبی کردن معرفت عالمان از متون دینی، هرگونه برداشت و فهم دینی را مجاز شمرده و آنرا تابعی از معرفت علمی ‌‌و فلسفی می‌‌دانند. در نتیجه با پذیرش پارادایم معرفتی مدرنیته، عملا فهمی‌‌متناسب با فضای غرب را، از قرآن و سنت ارائه می‌‌کنند و هرگونه تفاوت میان پیام وحی و دستاوردهای مدرن را، به علم ستیزی تعبیر و تفسیر می‌‌کنند. در گام دوم، حتی خود اسلام را همراه با معرفت دینی، مشمول نسبیت تاریخی ساخته و مضامین وحی را، اختصاص به همان شرایط خاص تاریخی می‌‌داند. به همین خاطر، احکام و ارزش‌های اسلام را، تنها یک گام تاریخی در احیای حقوق و شأن واقعی زن، قلمداد کرده است و بقیه مسیر را تا تساوی کامل زن و مرد در کلیه شئون فردی و اجتماعی، بر عهده عقل و تجربه جمعی بشر قرار می­دهد.

2-2-2-5.      آینده گرایی

این گروهآرمان‌های بشر را در آینده می‌‌جویند و گذشته را به حوزه سنت مربوط می‌‌دانند. تحول را در سایه نفی سنت و فراروی از آن را ممکن می‌‌شمارند و اعاده ارزش ها و احکام پیشین را در حکم ارتجاع و تقابل با پیشرفت و توسعه تلقی می‌‌کنند.(سبحانی،1382: 30-23)

– خانم شهلا اعزازی در کتاب جامعه شناسی خانواده با بیان تئوری­های مختلف غربی و همانند سازی آن با جامعه اسلامی ایران خواسته تا بر بهبود روابط خانوادگی کمک نماید بدون اینکه راهکار اسلامی در کنار گزینشی عمل کردن با این تئوری ها، ارائه نماید. همچنین الگوهای خانواده جامعه اسلامی ایران را که قطعا” برخواسته از نگاه اسلامی است را قابل اجرا در این زمان نمی دانندکه این امر نشان از پذیرش محور تاریخیت و نسبیت در فهم رویکرد تجدد گرایی است. این در حالی است که خانواده یک موضوع ارزشی و انسانی است و امور محتوایی آن با گذر زمان هرگز تغییر نمی­کند هرچند از نظر ساختاری تغییراتی داشته باشد اما در این امر هم هر تغییر ساختاری که موجب تغییر ارزشی و محتوایی خانواده گردد و آن را از چارچوب خانواده بودن، خارج نماید، مورد پذیرش اسلام نخواهد بود.

« رسانه­ها، بخصوص تلویزیون در تلاش­های خود برای حفظ خانواده، الگوهایی را ارائه می­دهند که هرچند زمانی مطلوب و مفید بودند، اما با توجه به ویژگی­های اجتماعی کنونی قابل اجرا نیستند و در نتیجه از قصد اصلی یعنی بهبود روابط خانوادگی دور می­شوند.» (اعزازی،5:1387)

« وقتی که زن و شوهر کلیۀ فعالیت­های خانواده را مشترکا” انجام دهند، ارتباط کلامی آنها از محدودۀ دخل و خرج فراتر رفته، متوجه علائق، نیازها و درخواست­های یکدیگر می­شوند و با بحث و مشورت بسیاری از مشکلات خانوادگی را حل کرده و چاره­ای برای آنها پیدا می­کند.»(همان، 126)

مطلب مرتبط :   قرآن، تفسیری، تفسیری»، مفسّر

انجام اشتراکی کلیۀ فعالیت­های خانواده موجب تناقض پیدا کردن با تقسیم مسئولیت­های خانوادگی بر اساس جنسیت که در نظام غایی خلقت تعبیه شده است، می­شود و از نگاه اسلامی مورد پذیرش نمی­باشد. در اینجا مشخص است که خانم اعزازی راه حل مسائل زنان را، در به کارگیری علوم جدید می‌‌داند و کارشناسی برای ریشه یابی و راه حل مسائل را، از علوم اجتماعی می‌‌خواهد، بی آنکه نتایج این علوم را با ارزش‌های اخلاقی و دینی در تعارض ببیند و این امر بهپذیرش محورسوم رویکرد تجدد گرایییعنی علم گرایی و تکیه بر خرد ابزاری اشاره دارد.

– آقای شیخی در کتاب جامعه شناسی زنان و خانواده دچار نوعی از تناقض گویی شده است به طوری که از یک طرف می­گوید:« تغییرات پدید آمده در ساختار خانواده به ویژه در جوامع صنعتی ناشی از تغییرات ساختاری به لحاظ اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی در این جوامع است. زنان نیز در این جوامع تحت تأثیر موقعیت خانواده، وضعیت و موقعیت متفاوتی پیدا کرده­اند و همین طور تغییر موقعیت زنان خود موجب تغییر در وضعیت خانواده­ها و تضعیف ساختار و بنیاد آن شده است.» ( شیخی، 1380: 104-103)

از طرف دیگر هم ایشان در گفته زیر تغییر نقش زنان مثل افزایش اشتغال بیرون از خانه آنها را تأیید کرده­اند، بدون اینکه نقدی بر آن نمایند.

« سازمان بین المللی کار که مدافع جدی حقوق کارگران و نیروی انسانی است، تأکید فراوانی بر استخدام زنان دارد و این سازمان به سه دلیل زیر توصیه می نماید تا از نقش زنان در فعالیت­های اقتصادی و مدیریتی هرچه بیشتر استفاده گردد:1- حقوق بشر: باید در چارچوب اشتغال باید با زنان به شکلی برابر رفتار شود. 2- به دلیل عدالت اجتماعی و حفظ آن: باید تبعیض بین زنان و مردان در ارتباط با موقعیت های اجتماعی و استفاده از توانایی­ها و خلاقیت­های آن­ها از میان برداشته شود.3- جهت تسریع جریان توسعه: به جهت دستابی به توسعه و پایدار کردن، پویایی اقتصادی و اجتماعی باید از منابعی مثل زن به نحوی مطلوب استفاده کرد.» (همان، 171-170)

« به منظور استفاده کردن هرچه بیشتر از جمعیت زنان در پست­های مختلف، رشد اتکای به نفس در بین زنان- به منصه ظهور رسانیدن توانایی های زنان – حمایت از حقوق زنان توسط زنان مدیر و نهایتا” درک بهتر وضعیت آنان در جامعه صورت گیرد.» (همان، 171) توسعه گرایی، حقوق محوری بدون توجه به نقش و تکالیف زنان در خانواده که از ویژگی­های نگاه تجددگرایی است در این نگاه دیده می­شود.

با بررسی این رویکرد، متوجه عدم توانایی آن از ظهور و بروز عالی اسلام ناب، در عرصه اجتماعی به ویژه خانواده می­شویم، چرا که این رویکرد برای حل مسائل زنان، از جمله خانواده دست به دامان تئوری های علمی مختلف می شود و اسلام را ناتوان از پاسخگویی به مسائل زنان در خانواده می داند. با این رویکرد، صحنه خانواده عرصه ظهور و بروز تئوری های مختلف با ادبیات فرهنگی گوناگون خواهد شد و اعضای خانواده را درسردرگمی و تناقض فرو خواهد برد. در نتیجه نمی توان از این رویکرد،انتظار تئوری سازی اسلامی درباره مسائل زنان در خانواده داشت،زیرا اسلام در این رویکرد گم شده تفاسیر مختلف است. در واقع اسلام، تبدیل به خواسته های شخصی افراد می شود و از مسیر صحیح خود فاصله می گیرد و این اسلام سلیقه­ای، حلال مشکلات زنان در خانواده نمی­شود و خود بر مشکلات آنان می­افزاید.

مطلب مرتبط :  

2-2-3.   رویکرد تمدن گرایی

سنت گرایی به رغم تأکید بر نصوص و حقایق وحیانی، از ارائه طرحی جهت حضور اسلام در صحنه حیات جمعی بشر، ناتوان است و بقای دین را در عزلت می‌‌جوید و تجدد­گرایی بر ضرورت حضور و پویایی دین در صحنه اجتماع تأکید دارد، اما در عمل این پویایی به استحاله ارزش ها و احکام اسلام می‌‌انجامد، به همین خاطر دو عنصر پویایی و پایایی دین اسلام، در این دو رویکرد بدست نخواهد آمد. اما رویکرد تمدن گرایی که هسته فکری انقلاب اسلامی‌‌‌‌است، معتقد است این دو عنصر پویایی و پایایی را می‌‌توان در اسلام یافت و تنها راه برون رفت از معضلات کنونی زنان را، در راستای تحقق ارزش‌های اسلامی ‌‌همراه با توسعه اجتماعی، در دل تمدن نوین می‌‌داند. محورهای تمدن گرایی به شرح ذیل است:

2-2-3-1.      نگرش نظام مند به مسائل زنان

سنت گرایان و تجدد گرایان، نگاه جزء گرایانه دارند؛ در حالی که شخصیت زن همزمان دارای وجهه فردی، خانوادگی و اجتماعی است و هر کدام هم زوایای مختلفی دارند و تک بعدی نگاه کردن به مسائل زنان که به عنوان یک سیستم یا نظام است، آسیب‌های جدی تری را برای زنان و جامعه انسانی دارد. تنها نگاه تمدن گرایانه است که مسائل زنان را، به عنوان مجموعه ای مورد مطالعه قرار می­دهد که از یک سو دارای بخش‌های متنوع دیگری است و از سوی دیگر خود، جزئی از یک مجموعه کلان تر در سایر مجموعه‌های مشابه است.

2-2-3-2.      اصول گرایی در فهم دین، توسعه گرایی در حوزه تحقق دین

اندیشه اسلامی ‌‌در عین حال که احکام و ارزش‌های وحیانی را، امری جاودانه می‌‌داند، توجه به شرایط متحول زمانه را یادآور شده و توسعه پذیری، عقلانیت و تجربه بشری را، از حیات بشر جدایی ناپذیر می‌‌داند.  تمدن گرایی معتقد است نه تنها جمع بین اصول گرایی و توسعه گرایی ممکن است بلکه یک ضرورت دینی و اجتماعی است.

دیدگاه تمدن گرا، همانطور که اجتهاد را یگانه راه دستیابی به معارف صحیح اسلامی ‌‌می‌‌داند، در حوزه عمل، روش‌های عقلانی و تجربی را در شناخت مناسبات اجتماعی قابل اتکا می‌‌شمارد.

2-2-3-3.      تکامل در روش اجتهاد و تجدید نظر در روش علوم

دستیابی ما به شریعت اسلامی، ‌‌از طریق روش اجتهاد و شیوه استنباطی است که امری عقلایی است که با تلاش به تدریج دقیق­تر می‌‌شود و در نتیجه دستاورد اجتهاد را به شریعت نازل نزدیکتر خواهد ساخت . پایه­گذار تمدن نوین اسلامی، ‌‌نیازمند جهت داری علوم است.

تمدن گرایی معتقد است که امروزه علوم انسانی و کارشناسی‌های عینی و عملیاتی، بیشترین نقش را در حیات مادی و