زنان، خانوادگی، خانه‌داری، زن

خانه‌داری” بیان میکند که با توجه به جمعیت کثیر زنان خانه‌دار، تحقیق حاضر به دنبال تبیین واقعیت موجود و بررسی نگرش زنان به خانه‌داری به (عنوان ایفا کنندگان این نقش) می‌باشد. که در آغاز با روش کیفی (مصاحبه عمیق) زمینه شناخت مقدماتی نگرش زنان در مورد خانه‌داری فراهم آمده، و سپس به منظور تکمیل داده‌ها از روش کمی (پرسشنامه) بهره گرفتهشدهاست. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که انتقادهای اکثر زنان به کار خانگی مبنی بر پایان ناپذیری، انزوا و تکراری بودن آن است. زنان خانه‌داری را یک کار می‌دانند و از آن به عنوان یک کار واقعی انتظار دارند که سطوح مختلف نیازهایشان را برآورده سازد. علیرغم اینکه اکثریت زنان اشتغال زن در بیرون از منزل را به خانه‌داری صرف ترجیح می‌دهند و انتقادهای شدیدی هم به ویژگی‌های آزاردهنده خانه‌داری دارند، با این وجود تحلیل گرایش‌های مختلف فمینیستی را در مورد خانه‌داری نمی‌پذیرند و عقیده فمینیست‌ها را در مورد بردگی و تحت ستم بودن زنان در خانه‌داری و استثمار از سوی مردان و سرمایه‌داری را قبول ندارند و حاضر به انکار و رد مسئولیت خویش نیستند و گاهی اوقات هم از انجام کار خانه‌داری لذت می‌برند.
در پژوهشی دیگر سفیری و زارع (1385) به بررسی «احساس ناسازگاری در میان نقش‌های اجتماعی و خانوادگی در زنان» اقدام کرده‌اند. جامعه‌ آماری پژوهش مذکور، زنان متأهل جوان (20 الی 35 ساله) شهر شیراز بوده‌اند که حداقل یک سال از زندگی مشترک آن‌ها گذشته بود. نمونه‌ آماری شامل 278 نفر بود. پژوهش به روش پیمایشی و ابزار پژوهشی پرسشنامه بوده که در آن ناسازگاری نقش در هشت زمینه سنجیده شد: تحصیل، کار، مدیریت مالی، کار خانگی، پیوندهای جنسی و عاطفی، پیوندهای خانوادگی و دوستی، گذران اوقات فراغت و نگهداری و پرورش فرزندان. یافته‌های این پژوهش نشان داد که زنان ناسازگاری نقش را در هر هشت زمینه‌ بررسی شده تجربه می‌کنند؛ کمترین میزان ناسازگاری تجربه شده در زمینه‌‌ پیوندهای خانوادگی و بیش‌ترین میزان آن در زمینه‌ مدیریت مالی است. در این پژوهش هم‌چنین همبستگی معناداری بین سطح تحصیلات زن و مرد و ناهم‌سویی با ناسازگاری نقش به دست آمد. یعنی با افزایش سطح تحصیلات، احساس ناسازگاری زنان کاهش می‌یابد. یافته‌ها هم‌چنین نشان‌دهنده‌ تأثیر پایبندی به جداسازی نقش‌ها بر ناسازگاری نقش است و چنین به نظر می‌رسد که با افزایش پایبندی به جداسازی نقش‌ها، میزان ناسازگاری نقش کاسته می‌شود
سادات اخوی (1384) در پایاننامه خود تحت عنوان “تأثیر تعدد نقش زنان بر روابط همسری آنان” که با استفاده از روش پیمایشی و با کمک پرسشنامه به بررسی و پژوهش پرداخته شد، نتایج نشان داده که روابط همسری دارای یک نقش مثبت‌تر از روابط همسری زنان دارای دو نقش می‌باشد. همچنین میزان گفتگوی بین زوجین و مدت گذران اوقات فراغت با همسر در زنان دارای یک نقش بیشتر از زنان دارای دو نقش است. در رابطه با روابط عاطفی بین زوجین و میزان توافق در روابط جنسی زنان دارای دو نقش و زنان دارای یک نقش تفاوت معناداری وجود دارد. در رابطه با میزان همکاری مردان با زنان در کارهای خانگی (متغیر کنترل) تفاوت معناداری بین زنان دارای دو نقش و زنان دارای یک نقش در رابطه با روابط همسری وجود دارد.
رستگار خالد (1383) در پژوهشی با عنوان «بررسی تعارض نقش‌های شغلی- خانوادگی و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن» سعی کرده است با استناد به برخی نظریه‌های مربوط به نقش و با بهره‌گیری از برخی مدل‌های تعارض کار- خانواده مدلی برای تبیین تعارض مذکور ارائه دهد. جامعه آماری تحقیق شامل خانوارهای دارای زن و شوهر شاغل دارای فرزند ساکن در شهر تهران است. مسأله‌ اصلی در این پژوهش این است که در جامعه‌ امروز ایران در خانواده‌هایی که نظام نقش خود را گسترش داده‌اند و در آن زن و شوهر شاغل هستند، هر یک از زوجین در ایفای موازی و همزمان نقش‌های شغلی- خانوادگی خود دچار فشار و تعارض می‌شوند، در این صورت چه عواملی آن را تبیین می‌کنند؟ منابع انطباق با این فشارها کدام هستند و چگونه می‌توان این تعارض‌ها را کنترل و سازمان‌دهی کرد؟ به‌ویژه الگوی توزیع جنسیتی نقش، به عنوان یک عامل منبعث از ساختار فرهنگی و اجتماعی در این فرآیند چه نقشی ایفا می‌کند؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد زنان، تعارض خانواده- کار را بیش‌تر از مردان تجربه می‌کنند به این معنی که مردان نسبت به عوامل کاری مؤثر بر تعارض حساس‌تر و زنان نسبت به عوامل خانوادگی آن حساسیت بیش‌تری دارند.
مقصودی و بستان (1383) به انجام پژوهشی تحت عنوان «بررسی مشکلات ناشی از همزمانی نقش‌های خانگی و اجتماعی زنان شاغل کرمان» اقدام کردند. در این پژوهش، محققان 260 زن متأهل و شاغل در ادارات دولتی شهر کرمان را در سال 1382 مطالعه کردند. این پژوهش به روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام شد. یافته‌های این پژوهش نشان داد که زنان شاغل مشکلات خود را درباره‌ نگهداری و تربیت فرزندان، تهیه‌ خوراک خانواده، برقراری نظم و نظافت منزل، کمبود وقت برای رفت‌وآمد با خویشان، رسیدگی به ظاهر خود و داشتن وقت لازم برای تفریح، گفت وگو و تبادل نظر با همسر و امثال این‌ها زیاد ارزیابی کردند. این پژوهش هم‌چنین نشان داد که این مشکلات به تنهایی برآمده از شغل نیست، بلکه از نگرش‌ها و تفکرات سنتی جامعه درباره‌ نقش زنان نیز ناشی می‌شود که آن‌ها را وادار می‌کند علاوه بر نقش‌های اجتماعی، هم‌زمان مسئولیت‌های نقش‌های خانگی را نیز انجام دهند. در این مقاله هم‌چنین با توجه به فراوانی‌، رابطه‌ چندانی میان شرایط شغلی و مشکلات زنان دیده نشد. به این معنا که زنان شاغل با هر پست سازمانی و با هر میزان ساعات کار و درآمد، مشکلات مربوط به نقش‌های خانگی خود را زیاد ارزیابی کرده‌اند.
توسلی (1382) در پژوهشی با عنوان «آیا می‌توان بین کار زن در خانه و کار بیرون آشتی برقرار کرد؟» با بررسی روند کلی مشارکت زنان در فعالیت‌های چند دهه‌ اخیر، نتایج یک بررسی را درباره‌ تعارض نقش‌های خانه‌داری با کار زنان در بیرون از خانه را ارائه کرده است. این پژوهش در میان 325 زن در چهار منطقه‌ تهران انجام شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد بیش‌تر زنان (60 درصد) بر اهمیت نقش سنتی و مسئولیت‌های خانه‌داری خود تأکید کرده و در قبال این نقش نسبت به کار بیرون از خانه اولویت قائل شده‌اند. آن‌ها معتقد بودند که بین کار به عنوان یک فعالیت اقتصادی در جامعه و حفظ و نگهداری زندگی خانوادگی و مراقبت از کودکان تعارض وجود دارد. گرچه آن‌ها حفظ زندگی خانوادگی را بر کار بیرون ترجیح می‌دهند اما هم‌چنان علاقه‌مند به کار و فعالیت اقتصادی بیرون از خانه هستند و در نهایت آن‌که تعارض موجود به آسانی حل‌شدنی نیست مگر آن‌که مانند برخی از کشورهای توسعه یافته، مقررات و امکانات حمایتی وسیعی ایجاد شود و مادران بتوانند هنگام کار بیرون، از خدمات مؤسسات زیربط یا اشخاص بهره‌مند شوند و تفاهم بیش‌تری میان زن و شوهر پدید آید.
گیوهچیان (1380) در مقالهای تحت عنوان “ملاحظاتی درباره نقش زنان در توسعه فرهنگی” بیان کرده که با استفاده‌ از واژه خانه با ‌‌دو مفهوم “مکان” و “فضای احساسی” و نقش زن به‌عنوان سازنده فضای احساسی خانه و مکان خانه بررسی شده‌است. پرسشی که در این مقاله مطرح می‌شود این‌است که اگر قرارباشد در جهان صنعتی و فراصنعتی هم مرد و هم زن در قلمرو عمومی به کار اشتغال داشته‌باشند چگونه فضای احساسی خانه ساخته می‌شود، فضایی که ساخته‌شدنش برای توسعه فرهنگی لازم است. این در حالی است که بر اساس یافته‌های تحقیقاتی، زنان وارد عرصه عمومی شده‌اند ولی مردان تمایلی به قبول مسئولیت در فضای خانه ندارند. به‌علاوه هنوز موانع اجتماعی و فرهنگی بسیاری بر سر راه زنان و فعالیت آن‌ها در عرصه عمومی وجوددارد و تبعیض‌هایی علیه آنها روا داشته‌می‌شود
رستگارخالد (1378)در مقالهای تحت عنوان” گسترش نقش زنان در جهت حمایتهای شغلی-خانوادگی”، در این پژوهش سعی شده است تا با پاسخ به چند سوال، ساز و کار حمایت اجتماعی در این زمینه توضیح داده شود. این سوالات عمدتا معطوف روشن ساختن میزان، نوع و منبع حمایت های شغلی- خانوادگی احساس شده فرد شاغل و نیز تبیین روابط متغیرهای درگیری خانوادگی و کنترل بر کار با حمایت اجتماعی با توجه به جنسیت فرد بوده است. نتایج تحقیق نشان میدهد رابطه درگیری خانوادگی با احساس حمایت خانوادگی در بین زنان و رابطه کنترل بر کار با حمایت شغلی احساس شده مردان قویتر است. با افزایش میزان حمایت خانوادگی از حجم انتظارات نقش خانوادگی فرد کاسته و با کاهش سن زنان بر میزان حمایت ابزاری اعضا خانواده از آنان افزوده می شود.
جارالهی (1374)، در پژوهشی تحت عنوان “اثر اشتغال زنان کارگر بر میزان مشارکت زوجین در امور خانواده” بیان میکند که میان نگرشهای زنان کارگر و زنان خانهدار، اگر چه هنوز طرز فکر سنتی که در آن تصمیمگیرنده اصلی مردان تلقی میشوند، غلبه دارد اما در مقایسه میتوان گفت که زنان شاغل بیش از زنان غیرشاغل

مطلب مرتبط :   اسلام، داشتهایم،، دینی، مسلمانان