زن، را،، دینی، احکام

و استخراج نظریات علمی، براساس آراء آیت الله خامنه­ای چگونه باید باشد؟

1-6.    مفاهیم و متغیرها

زن[1]: مادینه انسان، بشر ماده،أمراه؛ 2 – جفت مرد، همسر مرد،زوجه ؛ مق.شوهر، زوج.  مق.مرد، رجل. (فرهنگ معین یک جلدی :536)

نقش[2]:  رفتارها، گرایش ها و نگرش­هایی است که یک فرهنگ برای یک گروه اجتماعی مناسب می داند. به عبارت دیگر می توان نقش ها را بیان کننده نوع روابط، میان دارندگان یک موقعیت با دارندگان موقعیت های دیگر دانست. (مطالعات زنان، 1392)

خانواده[3] : اهل خانه، اهل البیت، دودمان، خاندان. (فرهنگ معین تک جلدی : 411)

آراء[4]:جمع رأی به معنای نقشه، طرح (ولف)، تدبیر (فرهنگ نظام) در عربی به معنای تدبیر و مقتضای عقل، برهان. (لغت نامه دهخدا ج7 : 10424)

آیت الله خامنه­ای[5]: سید علی حسینی خامنه­ای در فروردین 1318 در مشهد مقدس متولد شدند.دو دوره عهده دار ریاست جمهوری ایران و در روز 14 خرداد 1368، توسط مجلس خبرگان عهده دار رهبری انقلاب اسلامی شدند. طبق اصل 110 قانون اساسی سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران بر عهده ایشان است. (پایگاه اطلاع رسانیدفتر مقام معظم رهبری،1392).

 

 

 

 

 

فصل دوم

2        مبانی نظری و تحقیقات پیشین

2-1.    مقدمه

یکی از عرصه های مهم ظهور و بروز استعدادهای زنان، خانواده است که از زوایای متعدد و متفاوت بدان نگریسته شده است، از تئوری های متأثر از فرهنگ غرب که عملا زن را، از خانواده و خانواده را از زن گرفته است تا نگاه‌های تعصبانه و کاملا سنتی که زن را محبوس در خانه می کند، می توان دامنه وسیع تئوری‌های مربوط به زن و خانواده را مشاهده کرد.

این تئوری‌های مختلف هر کدام بر اساس مبانی فکری مورد پذیرش خود، به موضوع خانواده پرداخته­اند. در حالی که تئوری‌های برخواسته از نگاه اسلامی، به خانواده به عنوان هسته اولیه و مهم جوامع نگریسته است و بدان ارزش والایی داده است، به طوری که مقام معظم رهبری به عنوان یک صاحب نظر اسلامی فرموده اند:« نگرش اسلام به خانواده ، نگرشی درست ، نگرشی اصیل و یک نگاه همراه با اهتمام است که خانواده اصل قرار داده شده و به هم زدن بنیان خانواده یا آشفته نمودن آن جزو بدترین کارهاست.» (پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم هبری 15/10/79)

هرچند خانواده در تئوری‌های گوناگون، اشکال مختلفی دارد، اما خانواده از نظر اسلام، متشکل از یک زن و مرد است که با یک قرارداد رسمی و شرعی، یک زندگی مشترک با تعهدات متقابل را آغاز می کنند.

2-2.    مبانی نظری

بر اساس فرموده آقای محمد تقی سبحانی (1382)،تئوری‌های اسلامی در مسائل زنان، با سه رویکرد مواجه است که به طور خلاصه به شرح ذیل می باشد:

2-2-1.   رویکرد سنت گرایی

این گروه یک نگاه متعصبانه به معارف دینی دارند که در برابر هرگونه تغییر و تحول مقاومت می­کنند و فرهنگ و تمدن غرب را  نیز کاملا طرد می­کنند. اندیشه آنان در پنج محور ذیل خلاصه می­شود:

2-2-1-1.      اصول گرایی

تنها راهکار حل مسائل کنونی زنان را، رجوع به منابع دینی می دانند و علت اصلی پیدایی مشکلات زنان را، دوری گزیدن از معارف و احکام ناب اسلامی می شمارند و چندان برای حل مسائل روز زنان، نیازی به توجه به بسترهای عینی جامعه نمی بینند.

مطلب مرتبط :   جهل، جاهل، خیار،

2-2-1-2.      حقوق محوری یا تکلیف محوری

مسائل زنان را، مربوط به حوزه رفتارها و تکالیف شرعی و وظیفه یک مسلمان یا جامعه اسلامی را، اجرای احکام دینی و تلاش برای ظهور این احکام در زندگی بشر می دانند و از احکام، تفسیر فردگرایانه دارند و بینش فقهی جامع نگری ندارند.

2-2-1-3.      اجتهاد گرایی و روشمندی در فهم دین

راه حل مسائل زنان را، رجوع به احکام شرعی که از آن به اجتهاد یاد می­شود، می­دانند و معتقدند فهم احکام، صرف مراجعه به منابع و متون دینی از سوی افراد عادی بدست نمی­آید، بلکه نیاز به تلاش علمی فراوان، با استناد به اصول و قواعد خاص روش شناختی دارد.

2-2-1-4.      خلوص گرایی و انتقاد ستیزی

این گروه تأکید بر خالص و ناب ماندن معارف دین دارند و به مقابله با هرگونه تفکری که زمینه فراهم سازی التقاط و انحراف را دارد، معتقدند و بر این باورند که برای حفظ این خلوص، باید ساحت دینرا، از امور عرفی و اجتماعی به دور داشت، به همین علت روشنفکران از این تفکر سنت گرایان نتیجهمی گیرند که دین در این مفهوم، توان حضور در عرصه‌های زندگی و تحولات زمانه را ندارد.

2-2-1-5.      گذشته گرایی

این گروه بازگشت به عصر نبوی با حفظ بافت اجتماعی و اقتصادی حاکم بر آن عصر را، پیشنهادمی‌‌کنند و همه تحولات بعدی را، دوری از جامعه مطلوب اسلامی‌‌می‌‌دانند و تصورشان از جامعه موعود مهدوی (عج) بازگشت به همان بافت اجتماعی و اقتصادی سنتی و احیای مناسبات و فن آوری‌های بسیط اولیه می‌‌دانند.(سبحانی،1382: 23-18)

این رویکرد به زحمت قابل تفکیک از رویکرد تمدن گرایی است بنابراین در تشریح آن باید جانب احتیاط را رعایت نمود تا خدای نکرده اصول حقه مورد پذیرش این رویکرد زیر سؤال نرود.

– سید رضا پاک نژاد در کتاب روش شوهرداری در اسلام می­گوید:« زن باید سعی کند در خانه سر برهنه نباشد که این وقار او را افزایش می­دهد، حتی برای شوهر جزء در زمانی که خلوت می­نمایند» (پاک نژاد:66) در اینجا یک نگاه متعصبانه نسبت به نوع حجاب زن در برابر شوهر دیده می­شود در حالی که در اسلام این نوع نگاه در این قبیل امور پسندیده نیست.

همچنین ایشان غرغر کردن زن و قهر کردن وی را عامل زیادت طلبی وی می­داند در صورتی که این رفتار زن می تواند ناشیاز رفتار غلط شوهر و عوامل دیگر باشد و نباید صرفا”بدان از یک بعد آن هم تکلیف زن در برابر شوهر نگریست. این کتاب جهت روشن نمودن روش شوهرداری صرفا” از نگاه تکالیف محورانه برخوردار کرده­است در صورتی که جهت بررسی روش شوهرداری در اسلام باید به ابعاد و عوامل مختلفی چون تفاوت روحیات زن و مرد و ….. هم توجه نمود.

– سید محمد نجفی یزدی نیز در کتاب اخلاق در خانواده، روابط زن و مرد در خانه را همان اخلاق دانسته که این در عنوان کتاب کاملا” مشهود است و این نگاه صرفا” تکالیف محور زن و مرد را در خانواده می­رساند. در صورتی که برای تشریح مباحث خانواده تنها توجه به اخلاق کافی نیست بلکه نگاه توأمان اخلاق در کنار حقوق می تواند مکمل یکدیگر باشد.

مطلب مرتبط :  

با بررسی این رویکرد، متوجه نگاه متعصبانه آن به احکام اسلامی می شویم، به طوری که در برابر هر تحولی، مقاومت و آن را، انحراف از احکام ناب اسلامی تعبیر می­کنند. با این نگاه نمی توان راه حل مسائل روز و از جمله مسائل جدی که زنان در خانواده با آن مواجه هستند را، در احکام اسلامی جستجو نمود، چرا که اسلام در این نگاه، یکسری احکام خشک و انعطاف ناپذیر، صرفا جهت عملکرد فردی می باشند. پس نقش زن در خانواده در این نگاه، فقط تکلیف محورانه بدون در نظر گرفتن روابط حساس اعضای خانواده در ارتباط با نقش زن در آن می باشد.

2-2-2.   رویکرد تجدد گرایی اسلامی

این رویکرد واکنشی بود از سوی تحصیلکرده‌ها و روشنفکران دانشگاه‌های غرب در مواجهه با حضور فرهنگ غرب در جوامع اسلامی‌‌.

آمیختگی آموزه‌های دینی با سنت‌های اجتماعی و فرهنگی جوامع مسلمان، از یکسو و ناآشنایی آنان با ژرفای اندیشه اسلامی‌‌ از سوی دیگر، سبب شد که این گروه نتوانند از سویی تحلیل و تشخیص درستی از نسبت میان دین و مدرنیته غربی داشته باشند و از سوی دیگر نتوانند میان فرهنگ دینی و دستاوردهای تمدن نوین، به راه حل اصولی و بنیادین دست یابند.

رکود اندیشه فلسفی، فقر تئوریک در حوزه‌های اجتماعی، انحطاط سیاسی و اجتماعی جوامع مسلمان، سبب شد که بخشی از آنان برای چاره جویی معضلات پیرامون، در رقابت با جریان سکولار غرب، به پذیرش اصول مدرنیته تن بدهند و تلاش خویش را، صرف همخوانی اسلام با مؤلفه‌های فرهنگ مدرن کنند که دیدگاه این گروه در پنج محور ذیل خلاصه می‌‌شود :

2-2-2-1.      نگرش انسان مدارانه

انسان محوری یا اومانیسم یکی از مبانی اصلی مدرنیته است که این گروه عملا در مواجهه با مسائل زنان، همین رویکرد را دارند، لذا در این نگاه زن مشابه با مرد انگاشته می‌‌شود و در عرصه خانوادگی و اجتماعی، موجودی مستقل و سرشار از خواسته‌های شخصی و معطوف به تمایلات طبیعی تعریف می‌‌شود.

2-2-2-2.      توسعه گرایی

این گروه معتقدند که دین مربوط به حوزه‌های خصوصی و حیات شخصی آدمی‌‌است و نمی‌‌توان حل معضلات اجتماعی را از دین، انتظار داشت بنابراین، همان گونه که ریشه مسائل زنان در نابرابری‌های اجتماعی است، راه حل آنان را نیز باید در برنامه ریزی‌های علمی ‌‌و متناسب با توسعه جوامع مدرن جست و جو کرد.

2-2-2-3.      علم گرایی و تکیه بر خرد ابزاری

این گروه راه حل مسائل زنان را، در به کارگیری علوم جدید می‌‌داند و کارشناسی برای ریشه یابی و راه حل مسائل را، از علوم اجتماعی می‌‌خواهد، بی آنکه نتایج این علوم را با ارزش‌های اخلاقی و دینی در تعارض ببیند. البته منکر ارزش‌های دینی نیستند، اما چون روش علم و منط