رویکرد سرشتی برای مطالعه رفتار سازمانی

 

در روانشناسی همیشه مجادله عمیقی بین عوامل سرشتی و موقعیتی وجود داشته است. سرشت به بهترین نحو به عنوان شخصیت، صفات و تفاوت های فردی تعریف می شود که خودشان را به عنوان ویژگی ها و مشخصه های غیرقابل مشاهده و استنباط شده بروز می دهند. رویکرد سرشتی استدلال می کند که افراد صفات ثابتی دارند که بطور معناداری بر واکنش های عاطفی و رفتاری شان در موقعیت های سازمانی تاثیر می گذارد. این دیدگاه که نگرش ها می توانند دارای منبع سرشتی باشند مدت های مدیدی است که در رشته رفتار سازمانی شناخته شده است، این رویکرد براهمیت حالات درونی فرد تاکید و تمرکز می کند    (بونو و کلبرت[1]، 2005).

یکی از ضرورت های در نظر گرفتن رویکرد سرشتی برای مطالعه رفتار سازمانی این است که عوامل موقعیتی ممکن است تفاوت های شخصیتی افراد در بین کارکنان را نادیده بگیرد. حتی طرف داران رویکرد محیطی این موضوع را تایید می کنند که تعدادی از مشخصه ها و ویژگی های شخصی پایدار و ثابت وجود دارد که بر تجارب افراد و واکنش هایشان در محیط کار تاثیر می گذارند (ککمر، کولینس و هریس ، 2009)

هنگام اشاره و استناد به رویکرد سرشتی 3 فرض اساسی را باید مد نظر قرار داد: 1) فرد می تواند توسط ابعاد ویژه و بخصوصی مشخص و توصیف شود، 2) این ابعاد در طول زمان ثابت هستند، و 3) این ابعاد رفتار افراد را در موقعیت ها  شرایط مختلف پیش بینی می کنند (کرافورد[2]، 2008).

  1. 1. Colbert
  2. 2. Crawford
مطلب مرتبط :   نظامهای، ، دلالتی، کند،