رویه قضایی و مفهوم کلی

دانلود پایان نامه
ب: دست بردن
البته به کار بردن را نیز با مسامحه و اغماض می توان به عنوان صورت سوم فعل در جرم جعل عنوان نمود چه آنکه علی رغم اینکه به کار بردن مهر دیگری در واقع جعل نبوده بلکه در حکم جعل می باشد ولی به لحاظ اینکه قانون گذار این مورد را نیز از مصادیق جعل بر شمرده است به ناچار و مسامحه به عنوان صورت سوم فعل در جرم جعل قابل طرح می باشد .
الف:ساختن
یکی از صور فعل در جرم جعل ساختن یا به وجود آوردن برخلاف حقیقت است ساختن در لغتبه معنی: بناکردن . عمارت . عمارت کردن .برآوردن . پی افکندن . بن افکندن . بنیان ساختن1 استکه در جعل به دو صورت می باشد:
1- ساختن مهر یا امضاء اشخاص
در جرم جعل مهر منظور از ساختن مهر،درست کردن مهر دیگری بدون مجوز می باشد. در ساختن مهر ،ممکن است جاعل مهر اصلی را نداشته باشدو از روی آثاری که بر روی نوشته یا کاغذ با قیمانده است مباشرتا اقدام به ساخت مهر می کند یا ممکن است جاعل مهری را از ابتدا تا انتها بسازد ویا در مهری که قبلا ساخته شده تغییراتی را ایجاد کند .بنابراین جرم جعل مهر به دو صورت از طرف فاعل آن قابل ارتکاب است .
صورت اول ،جعل مربوط به فیزیک یا قالب مهراست .
صورت دوم مربوط به نقش مهر روی کاغذ است .
جعل مهر در صورتی که مربوط به فیزیک یا قالب مهر باشد خود به 2صورت محقق می شود .
یک مورد وقتی که مهر قبلا ساخته شده و مرتکب مانند آنرا می سازد .
مورد دوم وقتی که مهر قبلا ساخته نبوده و مرتکب بدوا آن را می سازد .
امادر مورد جعل مهر از طریق نقش مهر روی کاغذ یا نقاشی مهر 2شرط لازم و ضروری است :
اول اینکه نقاشی مهر با مهر اصلی شباهت داشته باشد .
دوم اینکه نقش مهر روی کاغذ قابل انتساب باشد .
در مورد شباهت در جعل مهروقابلیت انتساب در مباحث بعدی به طور مفصل توضیح خواهیم داد.
اما منظور از ساختن امضاء اشخاص منقوش نمودن امضای دروغی و نادرست اشخاص ذیل نوشته است.
2-ساختن نوشته یا سند
در این مورد ابتدا تعریفی از نوشته وسندارائه می دهیم :
نوشته عبارت است2 از خط یا علامتی است که در روی صفحه نمایان باشد خواه از خطوط متداول باشد یا غیر متداول ،مانند رمزها و علاماتی که دو یا چند نفر برای روابط خود قرار داده اند.صفحه ای که نوشته بر آن نمایان است فرقی نمی کند که کاغذ یا پارچه باشد یا آنکه چوب، سنگ، آجر، فلز ، یا ماده دیگر.خطی که بر صفحه نمایان است فرقی ندارد که به وسیله ماده رنگی با دست نوشته شده یا ماشین کپی و یا چاپ شده باشد همچنان که فرقی نمی نماید که بر صفحه حک شده باشد یا آنکه به وسیله آلتی برجستگی بر صفحه ایجاد کرده باشد.1
نوشته در معنای موسع تمام علائم مادی است که قابل رویت و ثابت بوده و پیامی را منتقل نماید.سند در لغت به معنای هر تکیه گاه و دلیل و راهنمای مورد اعتماد است در این تعریف هر آنچه که بتواند به عنوان دلیل مورد استناد قرار2می گیرد.ماده 1284 ق.م. مقرر داشته است: سند عبارت از هر نوشته که در مقام دعوا یا دفاع قابل استناد باشد.
بعد از بیان این تعاریف باید گفت منظور از ساختن سند یا نوشته به وجود آوردن سند یا نوشته ای که موجود نبوده اعم از اینکه مرتکب در به وجود آوردن سند صالح باشد یا نباشد.
ب :دست بردن
اعتبار مهر ها ایجاب می کند که اشخاص بدون مجوز قانونی اقدام به دست بردن مهرنکنند .تغییر دادن در هر جزء مهر اعم از اینکه مهر را از اعتبار ساقط کند یا نکند به نحوی که آن تغییر مخالف با واقعیت باشد جعل تلقی می شود . از این رو مصادیق اعمال انواع دست بردن در مهر، غیر محصور است و این دادگاه است که حسب مورد تشخیص تحقق عمل مرتکب و تطبیق آن را با جعل می دهد . تنها ملاکی که دادگاه باید رعایت کند این است احراز کند اولا عمل مادی از مرتکب سر زده و ثانیا این عمل فاقد مجوز قانونی است اما اینکه چه نوع عملی به مصادیق جدید پیدا خواهند شد وظیفه دادگاهها می باشد که مورد ارزیابی قرار دهند.
سوالی که در این مورد مطرح می شود این که مصادیق دست بردن حصری یا تمثیلی است؟ عبارت قانون نشان می دهد که قانگذار صورت خارجی و شکل فعل را به دو نوع تقسیم کرده است . اول اینکه قانون گذاربه طور حصری صورت خاص از فعل را مد نظر داشته است مثل ساختن یا دست بردن یا به کار بردن مهر ، یعنی جرم جعل در بخش فعل مرتکب ضرورتا باید به یکی از این صور تظاهر پیدا کند در حالی که در بخش دوم قصد حصر مصادیق ساختن یا مصادیق دست بردن را نداشته است ، یعنی ساختن ، دست بردن ، و به کار بردن مهر دیگری به ظاهر حصری است ولی مصادیق آن حصری نیستند. این مطلب با ظاهر ماده و دیگر مواد مربوط به جعل هماهنگی دارد ولی با مفهوم جرم جعل هما هنگی ندارد چون جرم جعل معمولا به معنی تغییر حقیقت است تغییر حقیقت یک مفهوم کلی است که می تواند مصادیق متعددی از جمله ساختن یا دست داشته باشد.عبارت ماده 523ق.م.ا. با ذکر عبارت «ونظایر اینها » در انتهای ماده این اجازه را می دهد که بگوییم مفهوم، مورد نظر قانون گذار بوده ، یعنی تغییر حقیقت و شکل خارجی و مصداق این حقیقت می تواند غیر از سه شکل ساختن ،مخدوش کردن و به کار بردن مهر باشد که در این صورت مصادیق ماده 523تمثیلی خواهد بود. البته در همین ماده عبارت این ماده ، عبارت خلاف این را ممکن می سازد در خصوص اینکه عبارت « و نظایر اینها »به موضوع بر می گردد یا خیر تردید وجود دارد و تعیین تکلیف نهایی بر عهده رویه قضایی می باشد1. اما شکل دست بردن در مهر دارای مصادیق متعددی است. 1-خراشیدن 2-تراشیدن 3- محو کردن 4- سیاه کردن 5- قلم بردن در مهر 6- اضافه کردن عبارتی به مهر7 – الحاق عبارتی به مهر 9- تقدیم یا تغییر تاریخ مهر 10-اثبات در مهر که ذیلا به توضیح هر یک از موارد فوق می پردازیم .البته همه این موارد در یک چیز مشترک اند و آن اینکه در تمام موارد چیز موجودی به شکل متقلبانه تغییر داده می شود . لکن این تغییر حقیقت در صورتی جعل محسوب می شود که بر روی مهر اصیل و معتبر واقع شود نه بر روی یک مهر جعلی یاغیر معتبر.2همچنین اگر تغییر در مهر به قصد خیر وکمک به دیگری صورت بگیرد باز هم جرم جعل محقق می شود زیرا اصولا انگیزه با سوء نیت متفاوت است و تاثیری در تحقق یا عدم تحقق جرم ندارد و صرفا در مجازات موثر است .