روسیه، سیاست، امنیتی، پوتین

بهویژه بر منابع انرژی کشورهای این حوزه ـ و حذف روسیه از مسیرهای
انتقال انرژی از منطقه به دنیای خارج ابراز می کرد، اما با توجه به الزامات منطقه ای و جهانی به برخی از
این موارد تن داد . در این راستا روسیه به عضویت برنامه “مشارکت برای صلح” ناتو، یعنی سازمانی که
ماهیت وجودی اش از ضدیت با شوروی نشئت می گرفت ، درآمد. علاوه بر این روند انقباضی اقتصاد
روسیه سبب شد که این کشور برای ادامه حیات اقتصادی به کمکهای ایالاتمتحده و سایر کشورهای
غربی و نهادهای مالی و پولی بینالمللی مانند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی که کنترل آنها در دست
آمریکا است ، وابسته شود. اگر چه این وابستگی هیچگاه کرملین را در صف حامیان آمریکا و سیاست های
آن قرار نداد ، اما این ضعف موجب شکل گیری نوعی سیاست محافظه کارانه از سوی کرملین شد.
4- 5-2- روابط امنیتی امریکا و روسیه پس از 11 سپتامبر 2001
بهره گیری از زور و قوای نظامی، برای برآورده کردن خواست حکومت ها، قدمتی دیرینه دارد. در سده
های اخیر و به خصوص قرن بیستم، با پیشرفت های شگرف نظامی، به خصوص در سال های پس از جنگ
جهانی دوم ، با امنیتی شدن فضای جهانی و آغاز رقابت تسلیحاتی میان دو ابرقدرت سابق، این رویکرد
نمود بیشتری یافته است.
با فرو پاشی شوروی سابق ، بسیاری کارشناسان ، این دوره را پایان یافته تلقی کرده، آغاز عصر جدیدی
را نوید می دادند؛ لیکن این دوره، عمر چندانی نداشت و امریکایی ها با طرح نظم نوین جهانی ، عزم خود
را برای یکه تازی در عرصه بین المللی به رخ جهانیان کشیدند.
پس از به قدرت رسیدن نو محافظه کاران در امریکا، وقوع حوادث تروریستی یازده سپتامبر 2001،
فرصتی مهم را برای این کشور فراهم ساخت تا به الگوهای اقتدار خود که پس از سقوط کمونیسم قوام یافته
بود، مشروعیت بخشند و در سایه آن، اهداف سیاست خارجی خود را عملیاتی سازند .
پس از حوادث یازده سپتامبر ، مفهوم امنیت با تغییر در مفهوم دشمن ، دچار دگرگونی اساسی گردید.
پس از این حوادث تروریستی ، امنیت کشورها دیگر به امنیت نظامی محدود نیست ، بلکه مفهومی جامع
دارد که عوامل متعدد دیگری چون امنیت اقتصادی ، علمی ، فرهنگی، اطلاعاتی و… را نیز در بر می گیرد.
در واقع سردمداران امریکا تلاش کردند تا جوی نظامی بر دنیا حاکم کنند و آنگاه با توجه به برتری
بلامنازع نظامی خود ، امپراتوری امریکایی را به راه بیندازند. در چنین فضایی روسیه نیز از صدر فهرست ١٢٢
دشمنان امریکا خارج شد و جای خود را به تروریسم و کشورهای یاغی حمایت کننده از تروریسم و
گسترش دهنده سلاح های کشتار جمعی ، به زعم امریکا، دارد.
دو ابرقدرت پیشین به جای دشمنی ، به همکاری همراه با رقابت، برای بهره برداری از منافع مشترک و
متقابل روی آوردند؛ از این رو پس از حوادث 11 سپتامبر، فصل جدیدی از روابط میان دو قدرت امریکا و
روسیه پدیدار گشت.
روسیه امنیتی سیاست – -4-1 5-2
سیاست امنیتی روسیه در دوران یلتسین
در روزهای نخست پس از فرو پاشی شوروی ، مهم ترین دغدغه زمامداران روسیه ، حفظ تمامیت ارضی
آن کشور و تثبیت آن ، به عنوان وارث اصلی شوروی بود. در فوریه 1992، یلتسین بر تقویت جایگاه جدید
روسیه در جامعه بین المللی متمدن و تأمین کمک غرب، برای اصطلاحات اقتصادی، به عنوان «دو اصل
1 اساسی سیاست خارجی روسیه» تأکید کرد.
کمونیست ها به رهبری زیوگانف و ملی گرایان افراطی به رهبری ژیرینفسکی ، مهم ترین مخالفان
سیاست خارجی غرب گرایان بودند. در ژانویه 1993 آندره کوزیرف وزیر امور خارجه روسیه ، در نامه ای
مکتوب ، خط مشی روسیه را به رئیس کمیته سیاست خارجی تسلیم کرد. سه ماه بعد این نامه ، پس از
بررسی های گسترده و مذاکرات فراوان، به امضای یلتسین رسید. این سند تغییری انقلابی در اولویت های
امنیت ملی روسیه ایجاد کرد. سند نوامبر 1993 به موازات پیمان های وفاداری و پایبندی به قوانین بین
المللی و موافقت نامه های خلع سلاح ، حاوی برخی نکات منحصر به فرد و غیر عادی بود.
قسمت هسته ای ، چند ابتکار و نو آوری در خور توجه داشت؛ از جمله آن که سند مذکور به طور
صریح و عاری از ابهام بیان می کند که هدف سیاست فدراسیون روسیه ، در زمینه سلاح های هسته ای ، از
بین بردن تهدید و خطر جنگ هسته ای ، به وسیله باز دارندگی و جلوگیری از راه اندازی آن علیه فدراسیون
2 روسیه و متفقین آن است».
براساس پیمان عدم تکثیر سلاح های هسته ای ، فدراسیون روسیه از سلاح های هسته ای علیه هیچ
دولت ـ حزب دیگری استفاده نمی کند .
قدرت اتمی نیست.
مهم پیمان یا متحد یک قدرت اتمی نمی شود.

مطلب مرتبط :  

1 – جهانگیر کرمی، «سیاست خارجی روسیه: مشکل تعریف منافع و رفتارهای متناقض»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، سال یازدهم، دوره سوم،
شماره 41، (بهار 1382)، ص 51
2 -www.fas.org١٢٣
در عملیات مشترک همراه با یک قدرت اتمی ، در تجاوز و حمله به سرزمین قلمروی فدراسیون روسیه،
1 متحدین یا نیروهای آن درگیر نمی شود.
روی کار آمدن پریماکف ، به عنوان وزیر خارجه در سال 1996، رضایت افکار عمومی داخلی روسیه و
نگرانی کشورهای غربی را به دنبال داشت. براساس دیدگاه وی ، روسیه نباید صرفاً به ارزش های غربی
توجه داشته باشد، بلکه این کشور دارای قدرت منحصر به فرد ، به حسب شرایط ژئوپلتیکی و تاریخی است
که در اروپا و آسیا ریشه دارد. بر این اساس نگاه به شرق و اتحاد راهبردی با کشورهای چین و هند و
ارتباطات نزدیک تر با کشورهای ایران، سوریه، عراق و… و مخالفت با نظام بین الملل تک قطبی و اقدامات
امریکا در عراق و بالکان مطرح شد.
سیاست امنیتی روسیه در دوران پوتین
همان گونه که گذشت ، سیاست امنیتی روسیه در دوره یلتسین ، غیر منسجم و پراکنده ، و رنگ و بوی
اقتصادی داشت. با روی کار آمدن پوتین به عنوان رئیس جمهور ، این کشور به سمت تحول و تحرکی
چشم گیر حرکت کرده است.
ولادیمیر پوتین در 6 ژانویه سال 2000 میلادی سندی را در یکی از اقدامات خود به عنوان کفیل ریاست
جمهوری روسیه ، طرح و مفهوم امنیت ملی روسیه را تصویب کرد. این سند دگرگونی اساسی در سیاست
خارجی روسیه ، نسبت به جهان غرب ایجاد کرد.
پوتین با تعیین چند اولویت در سیاست خارجی می کوشد تا با اقتدار ، به آن ها تحقق بخشد:
.1 اولویت نخست ، تقویت اقتصاد روسیه است. با توجه به آن که روسیه پس از فروپاشی با مشکلات
فراوانی در زمینه مسائل اقتصادی ، نظیر کمبود سرمایه ، نابودی مراکز تولید و کاهش درآمد ملی رو به رو
بود و این مسئله در تضعیف موقعیت روسیه در نظام بین المل نقش اساسی داشته ، تلاش مراکز تصمیم
گیری روسیه در دوران پوتین ، در جهت تغییر این وضعیت بوده است.
.2 اولویت دوم، توجه به کشورهای مشترک المنافع و همسایه است. رئیس جمهور روسیه نتوانسته است،
ضمن گسترش روابط این کشور در زمینه های امنیتی و اقتصادی با این دولت ها، نفوذ خود را در این مناطق
توسعه بخشد.
.3 اولویت های دیگر سیاست خارجی این کشور مبارزه با تروریسم و جدایی طلبی قومی ، تاکید بر
نقش محوری سازمان ملل در عرصه بین المللی ، حمایت از حق حاکمیت کشورها ، ایجاد ثبات استراتژیک
2 در جهان و مقابله با طرح دفاع موشکی آمریکا است.

مطلب مرتبط :   جهل، ، عقل، جهل،

1 – p3 Ibid
2 « – سیاست خارجی شکل نیافته روسیه، دیدگاهها و تحلیل ها»، ماهنامه 155، (دی 1380(، ص 54١٢۴
جلوگیری از استقرار یک نظام تک قطبی ، از دیگر اولویت های سیاست خارجی روسیه است. از جمله
مهم ترین اهدافی که روسیه در دوران پوتین دنبال می کند ، تلاش در جهت جلوگیری از ایجاد نظام تک
قطبی است.
در سند مربوط به سیاست خارجی روسیه نیز مخالفت با نظام تک قطبی و تلاش در جهت استقرار نظام
چند قطبی ، مورد تاکید فراوانی قرار گرفته است.
براساس این سند ، اقدامات یک جانبه می تواند، وضعیت بین المللی را بی ثبات و تنش زا کرده ، مسابقه
تسلیحاتی را تحریک و تناقضات میان کشورها و نزاع های ملی و مذهبی را تشدید کند. روسیه باید در پی
نیل به یک نظام چند قطبی از روابط بین المللی باشد که در حقیقت بازتاب گوناگونی دنیای جدید و تنوع و
فراوان منافع آن است.
از آغاز دوران ریاست جمهوری پوتین ، وی مصمم بود تا به انحراف و بحران عصر یلتسین پایان دهد و
عظمت و شکوه گذشته روسیه را احیا کند.
هدف پوتین تبدیل روسیه به یک کشور قدرتمند ، دفاع از منافع ملی و حیاتی و کسب عظمت گذشته در
عرصه روابط بین الملل است ؛ ولی در این عرصه دچاره تناقض هایی است : از یک سو براساس نیازها و
الزامات داخلی ، به سمت تقویت گرایش هایی حرکت می کند که مورد پذیرش غرب نیست؛ ولی در عین
حال برای تأمین و هزینه بازسازی اقتصادی و تکنولوژیک ، به کمک غرب نیازمند است. لذا استراتژی پوتین
، تلفیقی از استراتژی نگاه به غرب کوزیرف و نگاه به شرق پریماکف است.
پوتین تلاش داشته تا روسیه را در عرصه سیاست بین المللی ، به یک کشور مستقل و خارج از علائق
غرب تبدیل کند و در این راه سعی دارد تا از نکات مثبت هر دو استراتژی گذشته برای هدایت این کشور
1 به سمت پیشرفت و توسعه و نیز بازیابی منزلت روسیه در