روابط شهر و روستا و نهادهای اجتماعی

دانلود پایان نامه
شکل و موقعیت ساختمان‌ها، پدیده‌ها، فعالیت‌ها و پیوند میان آن‌ها تحت تاثیر عوامل درون‌زا و برون‌زا
و پیوند اثرات متقابل آن‌ها است (شفیعی، 1386: 20).
2-2-4- فضا:
فضا، عینیتی حاصل از نقش‌پذیری اثرگذاری افراد و گروه‌های انسانی در مکان و یا به سخن دیگر، پیامد عملکردهای متعامل دو محیط اجتماعی-اقتصادی و طبیعی-اکولوژیک است. ازاین‌رو فضا را می‌توان نوعی تولید اجتماعی در مکان به شمار آورد. ازآنجاکه فضا متشکل از اجزایی مرتبط است، می‌توان آن را یک نظام (سیستم) به شمار آورد و چون این نظام واقعیتی مکانی –فضایی است، می‌توان از واقعیتی مکانی-فضایی سخن گفت.
فضا در بستر مکان و درگذر زمان، همچون هر پدیده اجتماعی دیگر در معرض تحول و دگرگونی قرار دارد. عنصر اصلی تحول در فضا قابلیت‌های محیط فرهنگی (به مفهوم عام) و عوامل و نیروهای مادی و معنوی دخیل در آن است؛ بنابراین با توجه به اینکه فرهنگ گروه‌های انسانی در اصل به‌آرامی دگرگون می‌گردد، دگرگونی در نظام فضایی نیز به‌کندی پدیدار می‌گردد. بررسی و شناخت فضا همواره برمبنای مقیاس معین به انجام می‌رسد؛ ازاین‌رو نظام‌های فضایی در مقیاس بزرگ (جهانی، کشوری و منطقه‌ای)، مقیاس متوسط (ناحیه‌ای، محلی، شهری و یا روستایی) و مقیاس کوچک (دهکده، مزرعه، محله و …) موردبررسی قرار می‌گیرد (سعیدی، 1388: 614).
2-2-5- پخش فضایی
پخش به مفهوم انتشار، گسترش، پراکندگی و به هم آمیختگی است و پخش فضایی را می‌توان، گسترش یک پدیده از کانون یا کانون‌های اصلی در پیرامون آن دانست که در طول زمان صورت می‌گیرد. درواقع پخش فضایی، گسترش پدیده‌ای را در سراسر فضا و زمان، از خاستگاه اصلی فراهم می‌سازد. در این فرایند دو عامل اساس کار است:
ا – وجود پدیده‌ها، 2 – امر گسترش.
یعنی حرکت پدیده از خاستگاه اصلی خود، پخش فضایی را موجب می‌شود. در جریان پخش روابط یا تعاملاتی بین دو حوزه جغرافیایی برقرار می‌شود که می‌توان آن را در جریان جابجایی سرمایه، مردم، کار، عقاید، اطلاعات و … با اهداف مختلف مشاهده کرد. این فرایند ممکن است بلافاصله بعد از ظهور پدیده صورت گیرد و یا در زمان نسبتا طولانی و حتی در جریان قرن‌ها عمل گردد. به‌عنوان‌مثال در مقیاس جهانی، پخش تمدن، تغییر کیفیت سکونتگاه‌های انسانی، پخش تکنولوژی جنگ و جریان شهرنشینی از مواردی هستند که در طول قرن‌ها و زمین‌های نسبتا زیاد صورت گرفته‌اند. در مقیاس ناحیه‌ای نیز شیوع امراض، توسعه شهرهای ویژه، گسترش گتوهای فقر و گتوهای قومی نمونه‌هایی از بخش فضایی در سطوح ناحیه است. درهرصورت، نسبت و وسعت پخش فضایی از مرکز یا کانون به پیرامون، بیش از هر چیز تحت تاثیر عامل فاصله قرار دارد؛ بنابراین پخش فضایی است که می‌تواند دگرگونی‌هایی در چشم‌اندازهای طبیعی، انسان‌ساخت، رفتار و نگرش‌های مردم به وجود آورد (شکویی، 1381: 302).
2-2-6- شهر:
یافتن تعریف واحد برای شهر به‌نحوی‌که نیاز پژوهش‌های تجربی متنوع و متعدد را برآورد و برای همه انواع شهر در زمان‌ها و جوامع گوناگون مناسب تلقی گردد. به‌راحتی امکان‌پذیر نیست اما در یک جمع‌بندی از برخی تعاریف متعدد ارائه‌شده توسط تعدادی از محققان درباره شهرمی‌توان گفت که: شهر سکونتگاهی است با جمعیت و وسعت نسبتا زیاد و تراکم نسبی بالا که ازنظر اقتصادی در محدوده آن غلبه با مشاغل غیر کشاورزی بوده و ازنظر اجتماعی ناهمگن است. چشم‌اندازهای انسانی در این مکان غالب و محل تمرکز فعالیت‌های سیاسی، اداری و خدماتی است (قادرمرزی، 1382، 17 و 16).
2-2-7- کلان‌شهر و رشد شهری
واژه کلان‌شهر معادل مترو پلیس به کار گرفته‌شده است که معنای عام آن بزرگ‌ترین شهر و به بیانی شهر اصلی در منطقه‌ای مشخص است که معمولا بیش از یک‌میلیون نفر جمعیت دارد و دارای بالاترین سطح نظام شهری است. اصطلاح منطقه شهری یا متروپلیتین برای تعیین مجموعه‌های شهری به کار می‌رود که شامل حداقل یک شهر بزرگ و چندین شهر کوچک و شهرک است که ازلحاظ جغرافیایی و اقتصادی به هم وابسته‌اند؛ و شهر اصلی در آن‌ها نفوذ اقتصادی و اجتماعی اعمال می‌کند. درواقع کلان‌شهرها در مرحله‌ای از رشد خود پس از افزودن چند پوسته جدید به کالبد اولیه، قادر به تداوم رشد پیوسته نیستند و گرایش به انتشار جمعیت و فعالیت در پیرامون آن‌ها به‌صورت ناپیوسته تشدید می‌شود. برخی از این فعالیت‌ها به سبب «زمین‌بر» بودن و برخی دیگر به سبب کارایی و وابستگی مکانی به ورودی‌ها، به حومه منتقل می‌شوند و یا در آنجا احداث می‌گردند. ازاین‌رو، بخشی از جمعیت کلان‌شهری، گاه برای بقا و کسب حداقل سرپناهی که در حد توان مالی‌شان باشد، به شکل حاشیه‌نشینی استقرار می‌یابند. این‌گونه برون‌فکنی‌ها، معمولا در روستاها و شهرهای موجود پیرامون کلان‌شهرها شکل‌گرفته و باعث گسترش ساخت‌وسازهای پراکنده در اطراف آن‌ها می‌شود (شفیعی، 1386: 16).
2-2-8- شهرگرایی:
شهرگرایی فرایندی عمومی است که طی آن جوامع روستایی و مناطق در اختیار آنان به عرصه‌های شهری تبدیل می‌شوند، این فرایند به لحاظ زمانی طی زمانی نسبتا طولانی تحقق می‌یابد و با باز توزیع بنیادین افراد در فضا و عرصه‌های شهری تحقق می‌پذیرد (سعیدی، 1377: 124).
2-2-9- حریم شهر:
قسمتی از اراضی بلافصل پیرامون محدوده شهر است که حدود آن طبق تشریفات مقرر در قانون شهرداری معین و نظارت و کنترل شهرداری در آن ضرورت دارد و از مرز تقسیمات کشوری شهرستان و بخش مربوط تجاوز ننماید. درواقع حریم شهر منطقه تحت نفوذ مستقیم گسترش شهر و محدوده‌ای است که جهت توسعه‌های بعدی در محل زمانی آینده در نظر گرفته می‌شود بنابراین حریم شهر محدوده‌ای است قردادی و رسمی که بخشی از فضای مجاور و پیرامون شهر را در برمی‌گیرد. بر این اساس روستاهای واقع در حریم شهرها را می‌توان روستای پیرا شهری یا روستای مجاور شهر دانست (شیعه، 1383، 167).
2-2-10- حومه شهر
حلقه بیرونی ناحیه کلان‌شهر (بخش‌های غیر مرکزی شهر)، حومه شهر نامیده می‌شوند. آنتونی داونز، حومه شهر را همه بخش‌های مادر شهر پیرامون شهرهای مرکزی تعریف می‌کند در دانشنامه برنامه‌ریزی، حومه‌ها، بخش‌های گسترش‌یافته و رو به گسترش پیرامون شهر مرکزی در ناحیه کلان‌شهر تعریف‌شده است. (سیف الدینی، 1379: 404) این بخش‌ها از شهر مرکزی، از راه همگنی بیشتر ویژگی‌های اقتصادی اجتماعی و فیزیکی متمایز می‌شوند. رایج‌ترین انواع حومه‌ها، شامل: «حومه‌های قدیمی» و «حومه‌های نوین» است. حومه‌های قدیمی، پیش از بهره‌گیری گسترده از خودرو و راه‌های ارتباطی، پدید آمده‌اند که در مجاورت بخش مرکزی شهر جا گرفته‌اند. حومه‌های نوین شهر، با افزایش فعالیت‌های اقتصادی بیرون از شهر همراه بوده و در طی سال‌ها کارخانه‌های بزرگ در حومه شهرها استقراریافته‌اند در دهه‌های اخیر، کلان‌شهرها، بیشتر در بخش‌های حومه‌ای شکل‌گرفته‌اند؛ زیرا زمین در شهرها، کم و گران و در حومه تااندازه‌ای فراوان و ارزان‌تر است.
کاربری مفاهیمی همچون «حومه» و «حوزه نفوذ» از ابزارهای اولیه بحث روابط شهر و روستا بوده که برای نخستین بار توسط جغرافیدانان آمریکایی در دهه 1940 و 1950 میلادی مورداستفاده قرار گرفت. در این زمان این مفهوم به معنای عرصه‌ای به کار رفت که در آن رشد و گسترش حومه اتفاق افتاد و کاربری‌های روستایی زمین به‌صورت بینابینی و مخلوط به انجام می‌رسید. در بررسی‌های این جغرافیدانان اساسا تاکید بر تحلیل عوارضی نظیر تراکم، ریخت‌شناسی و تحول کاربری‌های زمین در قالب الگوهای برآمده از اثرگذاری‌های شهر استوار بود (سعیدی،1382: 78-77).
2-2-11- روستا
یک گروه از ساخت‌ها (شامل: مساکن، مزارع، مغازه‌ها و غیره) و فعالیت‌ها (غالبا کشاورزی، صنایع‌دستی و کارگاهی و غیره) در محیط روستایی که کوچک‌تر از «شهرک» و بزرگ‌تر از «ده» بوده و فاقد شهرداری است. روستا معمولا به‌عنوان سکونتگاه‌های کشاورزی شناخته می‌شود البته در اطراف شهرهای بزرگ بعضی از روستاها در درون حوزه‌های رفت‌وآمدی شهرک‌ها و شهرها قرار دارند که به آن‌ها روستاهای خوابگاهی می‌گویند. سعیدی عقیده دارد: «روستا را ازنظر مفهوم و تعریف، پیوسته در مقایسه با شهر موردبررسی قرار می‌دهند. به‌طوری‌که شاخص‌های تمایز شهر از روستا، شامل: وسعت، وضعیت و نوع فعالیت اقتصادی، درجه اشتغال، قشربندی اجتماعی، درجه پیچیدگی روابط و مناسبات، چگونگی بهره‌گیری از نهادهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و میزان و ترکیب جمعیت است».
در این زمینه، ضیاء توانا، «روستا را عمدتا یک واحد همگن طبیعی، اجتماعی – اقتصادی، فرهنگی و کالبدی می‌داند که از یک مرکز جمعیت و محل کار و سکونت (اعم از متمرکز و پیوسته و یا پراکنده) با حوزه و قلمرو معینی ثبتی و یا عرفی مستقل تشکیل می‌شود و اکثریت ساکنان شاغل دایمی آن به‌طور مستقیم و یا غیر مستقیم به یکی از فعالیت‌های اصلی کشاورزی، صنایع روستایی و یا ترکیبی از این فعالیت‌ها اشتغال دارند؛ و از آن ارتزاق می‌کنند و پیوند فرهنگی و اجتماعی عمیقی مابین اعضای جامعه آن برقرار است».
بر این مبنا، در این تحقیق روستا به‌مثابه یک واحد اجتماعی – اقتصادی و کالبدی همگن بوده‌اند که شناخت تحولات روابط و فعالیت‌ها و نحوه چینش ساخت‌ها متاثر از عوامل درون‌زا و برون‌زا موردنظر است. (ضیاء توانا، 1369، 5).
2-2-12- چشم‌انداز روستایی
یکی از مفاهیم اصلی در بحث‌های جغرافیایی است. اگر چه برپایی، نحوه شکل‌پذیری، امکان دگرگونی و تغییرپذیری و نیز اجرای گوناگون چشم‌اندازهای مختلف موردتوجه خاص برخی جغرافیدانان است اما درزمینهٔ مفهوم دامنه و اهمیت چشم‌انداز جغرافیایی اختلاف‌نظرهای اساسی وجود دارد. دراین‌ارتباط سعیدی مطرح می‌کند «تعبیر عمومی از چشم‌انداز «بخشی از سطح زمین» یا «نوع معینی از سطح زمین» است. در این تعبیر، چشم‌انداز سیمای ظاهری یک منطقه یا یک ناحیه به شمار می‌رود و عبارت است از: «منظر و نمای خارجی یک مکان» به این فرض که ویژگی‌های ریخت‌شناسی و طبیعی آن همگون و منسجم است. با این تعبیر مفهوم چشم‌انداز به مفهوم «منطقه» و «ناحیه» نزدیک می‌شود و می‌تواند به‌عنوان یک نظام محیطی (اکوسیستم) که نمایانگر گستره مکانی محیط خاصی است به کار رود و گستره جغرافیایی گیاهان با جانوران با سایر پدیده‌ای طبیعی و انسانی تلقی می‌شود». چشم‌انداز، فضایی است از اشکال طبیعی که آثار انسانی آن را در محیط خود در طول زمان نشان می‌دهد. چشم‌انداز حوزه‌ای است که انسان نیز بخشی از آن محسوب می‌شود. با آن زندگی می‌کند، به‌وسیله آن محدودیت پیدا می‌کند و بالاخره آن را تغییر می‌دهد. یک چشم‌انداز گرایش به تعیین اوصاف و خصائص هر ناحیه دارد و تلفیقی است میان وجوه طبیعی و وجوه انسانی در آن ناحیه. تحت تاثیر رابطه انسان با محیط طبیعی و محیط‌زیستی او بسیاری از منابع جغرافیایی انسان چون معادن، خاک، آب، گیاه و حیوان دچار دگرگونی و تغییر شده‌اند که در این تغییرات عامل انسانی به‌عنوان یک عامل تصمیم‌گیرنده نقشی فعال را در تغییر محیط دارد. هر جامعه گروهی سازمان‌یافته در هر بخش از جهان است که به علت تبادل و ارتباط دائم بین فرهنگ جوامع بشری، فرهنگ ملت‌ها و جوامع در حال تغییر و تبدیل دائمی است و مدل چشم‌انداز فرهنگی توسط کارل ساور در سال 1925 مطرح شد. وی عامل فرهنگ را مؤثر بر چشم‌انداز طبیعی استقرارگاه‌های روستایی طی زمان می‌داند. این مدل در قالبی تلفیقی از دیدگاه‌های انسانی – محیطی و ناحیه‌ای متشکل شده است (سعیدی، 1388: 328).