روابط شهر و روستا و برنامه‌ریزی شهری

دانلود پایان نامه
شهرها محل اصلی اقامت زمین‌داران بزرگ (مالکان غایب) است؛ ازاین‌رو ارزش‌افزوده تولیدی در روستاها به مراکز شهری انتقال می‌یابد و درواقع، شهرها این‌گونه عواید را از آن خودساخته و آن را غصب می‌کنند؛ علاوه بر این، روستاها مراکز تولید و شهرها کانون‌های بازاری و تجارت متکی بر (تولیدات) عرصه روستایی بشمار می‌روند؛ و به‌این‌ترتیب، شهرهای سنتی برمبنای فعالیت اقتصادی حومه روستایی پیرامون خود و برای آن دوام می‌یابند؛ درنتیجه روند تکوین اجتماعی –اقتصادی با پویش ناچیز خود، منجر به رشد شهرها و واپس ماندن محیط‌های روستایی می‌شود.
اهلرس علل دیرپایی این روابط را با عنایت به سه ویژگی اصلی آن‌ها، این‌چنین معرفی می‌کند:
پیوند تنگاتنگ حاکمیت (دولتی) و شهر؛ بازرگانی شهری بر اساس عواید حاصل از بهره (رانت) تولیدات روستایی؛ و آمادگی ناچیز زمین‌داران بزرگ برای سرمایه‌گذاری‌های تولیدی. (سعیدی،1388: 396).
به‌طورکلی مطالعات پیشین درزمینهٔ شهر و روستا در کشور ما گویای روابط نابرابر میان این دو فضای سکونتی انسانی است که طی آن درآمد و عواید حاصل از روابط تولیدی روستاها به‌تدریج به مراکز شهری انتقال می‌یافته است. اهلرس بامطالعه روابط شهر و روستا در حوزه دزفول، دریافت بهره مالکانه از روستاییان، روابط نابرابر تجاری و نظام پیش‌فروش تولیدات روستایی را مهم‌ترین مکانیزم‌های انتقال مازاد تولید روستایی به شهر می‌داند.
2-4-5- رویکرد شبکه منطقه‌ای
مایک داگلاس هدف ارائه راهبرد شبکه منطقه‌ای را ناکارآمدی تئوری و مدل‌های سیاست‌گذاری درزمینهٔ توسعه‌ی منطقه‌ای عنوان می‌کند «تئوری‌ها و مدل‌های سیاست‌گذاری رایج نه واقعیت‌ها و نه پتانسیل‌های توسعه منطقه‌ای را در نظر نمی‌گیرد. ازاین‌رو، به پارادایمی نو درزمینهٔ توسعه فضایی نیاز است. پارادایمی که بتواند به بسیاری از موانع غلبه کند. برخی از این موانع عبارت‌اند از جدایی و دوگانگی برنامه‌ریزی شهری و روستایی که بیش از همکاری، شهرها را از پسکرانه‌شان جدا می‌کنند. به‌علاوه مدل‌های مکانیکی فرایند فضایی توسعه گره‌های شهری را موردتوجه قرار می‌دهند و نه مناطق روستایی را. درحالی‌که این پارادایم نو (شبکه منطقه‌ای)، به تنوع محلی در قالب پیوند روستایی – شهری، به‌عنوان اجزا یک سیستم فضایی ملی هویت می‌بخشد».
داگلاس رویکرد شبکه منطقه‌ای را در مقام مقایسه با مدل‌های قطب رشد قرار می‌دهد و در قیاس با این مدل‌ها خصوصیات شبکه منطقه‌ای را در عرصه‌های مختلف بیان می‌کند
بخش پایه در فعالیت: رویکرد شبکه منطقه‌ای ماهیت چندبخشی سطح محلی توسعه در مناطق روستایی را موردتوجه قرار می‌دهد. این رویکرد بر نقش منابع استعدادهای محلی و نیز فعالیت‌های جاری در مناطق در فرایند توسعه تاکید دارد. ساخت شبکه‌ای این امکان را به رشد اقتصادی می‌دهد که بتواند از منابع متنوعی استفاده کند، منابعی که الزاما مبنای شهری ندارند.
نظام شهری: شبکه منطقه‌ای نشان می‌دهد که اندازه شهر، شاخی مناسب و کافی برای رشد اقتصادی و پیوندهای محلی نیست. ضمن اینکه شهرهای هم‌اندازه می‌توانند عملکردهای بسیار مختلف و نیز مشخصات توسعه‌ای متعددی داشته باشند. به‌جای تلاش برای ایجاد یک مرکز عظیم و مطلق شهری برای یک منطقه وسیع، مفهوم شبکه بر پایه خوشه‌ای از سکونتگاه‌های بسیار، هرکدام با روابط و مناسبات خاص و محلی با پسکرانه‌شان، استوار است؛ بنابراین هرکدام از آن‌ها دارای نوعی از فعالیت اصلی و کلیدی برای منطقه هستند که بر اساس آن در تعامل با یکدیگر در سطح منطقه قرار می‌گیرند.
روابط و مناسبات شهری – روستایی: رویکرد شبکه‌ای اعتقاد دارد، سرمایه‌گذاری کافی و مناسب در بخش کشاورزی می‌تواند با افزایش سطح درآمد به ازای سرمایه، در این بخش بیانجامد و متعاقباً غنا و آبادانی روستایی منبعی قدرتمند برای رشد شهری در مناطق کشاورزی می‌شود. درعین‌حال سرمایه‌گذاری انتخابی در عملکردهای خدماتی- منطقه‌ای شهرها می‌تواند به بالا بردن پتانسیل رشد اقتصادی شهر و نواحی روستایی منجر شود.
شیوه برنامه‌ریزی: ماهیت چندبخشی مفهوم خوشه (شبکه) بر نیاز برای ظرفیت‌های محلی (شده) به‌منظور هماهنگی شمار زیادی از فعالیت‌های مرتبط به هم دلالت دارد. یکی از جنبه‌های مهم رویکرد خوشه‌ای، استفاده از مرزها و تقسیم‌بندی موجود سیاسی –اداری بخش‌ها و نواحی است، به‌عنوان سطحی که یکپارچگی، هماهنگی و برنامه‌ریزی در آن صورت می‌گیرد.
نواحی اصلی سیاست‌گذاری: مفهوم شبکه منطقه‌ای توجه به گسترش زیرساخت‌های روستایی همانند زیرساخت‌های شهری و همچنین توجه بیشتر به افزایش جاده‌های محلی و پیوندهای حمل‌ونقلی میان مراکز (شهرهای) اصلی، روستاها و شهرهای محلی را در سراسر منطقه، توصیه می‌کند. این رویکرد و همچنین توجه مساوی به سرمایه‌های (غیر تولیدی) اجتماعی و اقتصادی را موردتوجه قرار می‌دهد. در این رویکرد خدمات و امکاناتی مانند آب‌لوله‌کشی، برق‌رسانی، فاضلاب شبکه‌های زهکشی، مدارس و خدمات بهداشتی درمانی، تنها یک مسئله «رفاهی» نیست بلکه این امکانات در جهت بهبود کیفیت زندگی منطقه‌ای (زندگی عمومی مردم منطقه) که درواقع پیش‌نیازی برای رشد پایدار اقتصادی است، ضروری به شمار می‌آیند.
عرصه‌های اصلی موضوعی راهبرد شبکه منطقه‌ای عبارت‌اند از:
در پیوندهای شهری – روستایی تنوع چنان زیاد است که دامنه آن تا حوزه نفوذ یک شهر اصلی معین ادامه می‌یابد؛ در همین چارچوب و بنابراین، تجمع و انباشت شهرها و روستاها در یک «واحد ناحیه‌ای توسعه» می‌تواند از تنوع و همچنین توان‌های تکمیل‌شده (مکمل‌های) موجود بین مراکز مختلف و بین هر مرکز و حوزه نفوذ بلافصل آن در یک منطقه بهره گیرد. در این قالب روابط بین مراکز بیشتر افقی، مکمل و دوسویه خواهد بود.
این‌گونه شبکه‌ها در عمل (همه‌جا) وجود دارند، حتی اگر به‌صورت شبکه ساده و ابتدایی. تعامل بین روستاها و شهرها، بیش از آنکه به‌عنوان روابط دوگانه بین زوج‌های سکونتگاهی روستا-شهر تعریف شوند، شبکه (کوچک) ناحیه‌ای با درجات متفاوت تراکم در سراسر ناحیه و فراتر از آن برپا می‌شوند. چنین شبکه‌های را می‌توان به‌عنوان نمونه اولیه و ابتدایی (شبکه)، بر اساس نحوه استفاده از (برقراری) جریان‌های موجود کالاها و مردم در بین سکونتگاه‌ها تبیین و تفکیک نمود.
یک شبکه از سکونتگاه‌های روستایی و شهری کاملا مرتبط و به‌شدت تعاملی می‌تواند بهتر از یک‌قطب (کانون) رشد، با فراهم ساختن یک سطح از تجمع (انباشت) و تنوع اقتصادی به‌عنوان یک‌قطب بدیل به‌جای گسترش «نواحی کلان‌شهری هسته‌ای» بین سکونتگاه‌ها از طریق شبکه‌های نوین ارتباطات و حمل‌ونقل، این امکان را فراهم آورده است که شهرها و روستاهای پراکنده و دورافتاده را به یکدیگر پیوند داده، طیف مؤثرتری از تعامل را فراهم آورد. به‌نحوی‌که تصور این امر حتی تا یک- دو دهه پیش ناممکن به نظر می‌آمد. (Douglass,1998,11-13)
2-4-6- پیوندهای روستایی – شهری:
پیوندهای روستایی – شهری حاصل تعامل دوسویه سکونتگاه‌های روستایی و کانون‌های شهری در عرصه منطقه‌ای بوده، از طریق جریان‌های مختلف- ازجمله جریان افراد، کالاها، اطلاعات، فناوری، نوآوری و مانند آن-شناسای می‌شوند. به لحاظ نظری، تحقق این‌گونه جریان‌ها در بستر دگرگونی‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جاری، به‌ویژه در کشورهای درحال‌توسعه، با تنوع و تقویت اشتغال در محیط‌های روستایی همراه است. ازاین‌رو، پیوندهای روستایی – شهری در تنظیم و بیان سیاست‌های توسعه باهدف کاهش فقر و حمایت از نقش مثبت مراکز شهری (به‌ویژه شهرهای کوچک و میانی) در توسعه نواحی روستایی پیرامونی مورد تاکید کارشناسان توسعه قرار دارد.
این پیوندها، برخلاف روابط سنتی شهر و روستا که بیشتر گویای نوعی روابط سلطه بوده، به‌واسطه تعامل دوسویه و مجموعه‌ای از جریان‌های مکمل تبیین می‌گردند. بر این مبنا، پیوندهای روستایی – شهری را می‌توان از دو منظر یا سطح موردبررسی قرارداد:
الف) پیوندها در عرصه فضا (نظیر جریان‌های افراد، کالاها، سرمایه، اطلاعات، فناوری و حتی مواد زائد) و
ب) تعامل در سطح بخش‌ها (تعامل بخشی) که شامل فعالیت‌های روستایی که در نواحی شهری به انجام می‌رسند یا فعالیت‌هایی که اغلب به‌عنوان شهری طبقه‌بندی می‌شوند (نظیر صنعت و خدمات)، اما در نواحی روستایی جریان دارند.
مایک داگلاس (1998) در بررسی تطبیق دو پارادایم قطب رشد و شبکه منطقه‌ای، خصوصیات پیوندهای روستایی – شهری را چنین بیان می‌کند:
الف) پیوندهای روستایی – شهری متنوع هستند و گستره آن‌ها حوزه نفوذ شهرهای کوچک و بزرگ را در بردارد. بر این مبنا، تجمع شهرها و روستاها در یک واحد منطقه‌ای توسعه می‌تواند از تنوع (فعالیت‌ها) و همچنین توان‌های مکمل موجود بین مراکز مختلف و بین هر مرکز و حوزه نفوذ بلافصل آن بهره‌مند می‌گردد.
در این چارچوب، روابط بین مراکز (شهری و روستایی) بیشتر افقی، مکمل و دوسویه خواهد بود،
ب) بدین ترتیب، پیوندهای روستایی – شهری موجد شبکه‌های (کوچک) ناحیه‌ای با تراکم متفاوت در سطح منطقه و فراتر از آن می‌شوند که بر اساس نحوه برقراری جریان کالاها، مردم و … در بین سکونتگاه‌ها مورد شناسایی قرار می‌گیرند و نهایتا،
ج) این شبکه‌های مرتبط و به‌شدت تعاملی با فراهم ساختن سطحی از تجمع و تنوع اقتصادی، به‌مراتب بهتر از یک‌قطب رشد یا مناطق کلان‌شهری عمل می‌کنند. کاهش فاصله زمانی بین سکونتگاه‌ها به‌واسطه شبکه‌های نوین ارتباطی و حمل‌ونقل، این امکان را فراهم آورده است که شهرها و روستاهای پراکنده و دورافتاده را به یکدیگر پیوند داده، طیف وسیع و موثری از تعامل را فراهم سازد.