راضیه، ترمه، پدر، حجت

میدهد معادل فارسی کلمات زیر را بنویسید…. گارانتی؟ – تضمین، ضمانت. – اینکه عربیه؟ – خانومهمون گفته. -–دیگه این جمله رو به من نگیا! چیزی که غلطه، غلطه. هر کی می خواد بگه. هر کجا هم نوشته باشن. – چیز دیگه بنویسم نمرهام رو کم می کنه. – عیب نداره بذار کم کنه.
برخلاف تصور نادر که با اطمینان به زبان می آورد، راضیه پشت در است و بیان می کند به خاطر مشکلی که برای شوهرش پیش آمده دو سه روز آینده را خودش می آید.

هرمنوتیک
معنایی یا ضمنی
نمادین
کنشی
فرهنگی یا ارجاعی

کلی

آیا شوهر راضیه برای کار به خانه نادر می رود؟
آیا رابطۀ ترمه و پدرش همچنان خوب خواهد ماند؟
چرا شوهر راضیه برای کار نیامده است؟

فرستادن ترمه توسط نادر برای گرفتن باقی پول/ گرفتن حق و یاد دادن آن به دخترش
ترمه پدر را دنبال می کند پدر اجازه می دهد دختر جلو بزند/ دنباله روی ترمه از پدر و حمایت نادر از دخترش
خانم معلم برای اضافه کاری به ترمه درس یاد می دهد/ وضع اقتصادی فرهنگیان
متعبد اشاره به اینکه ترمه با این کلمه آشناست

موقعیت نادر به عنوان مرد در تضاد با موقعیت ترمه به عنوان دختر
سمیه دختر خانواده کم بضاعت/ ترمه دختر خانوادهای نسبتاً مرفه
دستههای پول / بدهکاری حجت

شوهر راضیه قبول می کند برای کار برود
شوهر راضیه دچار بحران اقتصادی است

همه نگاهم می کنند/ طرز تلقی خاص از کارهایی که زنها نباید انجام دهند.
عیب نداره، بذار نگاه کنند/ بی توجهی به قرار دادهای اجتماعی
راضیه کار کردنش را از شوهرش پنهان کرده است/ فداکاری زنان و مردسالاری او هم مثل پدر من/ احترام به بزرگسالان
خانواده تشریف ندارند ارجاع به نوع خاصی از بکار بردن کلمات که در گذشته معمول بوده است. مثلا به جای زن یا همسر کلمه منزل یا خانواده به کار می رفت
کلمه متعبد که معادل عبادت کننده و شکر گزار است ناخواسته در ذهن به راضیه خانم ارجاع داده میشود. که با وجود تمام مشکلات بر ایمان خود پایبند است و تلاش او به انجام کارها به طریق شرعی نشان می دهد او همواره شاکر خداوند است. این کلمهای است که ترمه هم آن را می شناسد، چون به نظر می رسد او نیز با این منش بیگانه نیست چنانکه در ادامه نماز خواندن پدر بزرگ مادریش را میبینیم. نام ترمه از ترمه دوزی که بیشتر هنری خاص مناطق بیابانی ایران است گرفته شدهاست، ولی بیگانگی ترمه دختر فیلم، با کلمۀ بادیه که نمیداند به معنی بیابان است، اشاره دارد به بریدن این هنر از ریشهها و از سویی در تلاطم بودن زندگی ترمه و در حال از دست رفتن ترمه در زندگی پدر و مادرش، با کمرنگ شدن این هنر در ایران به دلیل بی توجهی، همسویی دارد.

راضیه پس از ورود به خانه اولین کاری که انجام میدهد، کشیدن پردههای خانه است. چندین پرده از نماهای مختلف کشیده میشود و سپس او مشغول به کار میشود. آشغالها را جمع می کند تا بیرون ببرد. سمیه از مادر میخواهد این کار را به او بسپارد. راضیه که به نظر خسته و دستتنهاستاز روی ناچاری قبول میکند. ولی دختر با کشیدن کیسۀ آشغال بر پلهها باعث پاره شدن و ریختن آشغالها می شود. بعد از آن دست کثیفش را به لباسش می کشد و راضیه برای عوض کردن لباس دخترش در حالی که به او میگوید: – حالا از کدوم گوری برای تو لباس باورم …
درنمای بعد در حالی که پلها را تمیز میکند متوجه غفلت خود و خروج پدر نادر از خانه می شود. با عجله چادر سر کرده و سراسیمه از پلهها به پایین میدود. سمیه مادر را با نگاه از بالکن خانه دنبال میکند در خیابان در حال دویدن است. راضیه را میان ماشینها می بینیم که پدر نادر را کنار روزنامه فروشی میبیند. وقتی پیرمرد میخواهد از خیابان رد شود راضیه به طرف او میرود.

مطلب مرتبط :   سیاست، جنایی، حکمرانی، حقوق

هرمنوتیک
معنایی یا ضمنی
نمادین
کنشی
فرهنگی یا ارجاعی

کلی

چرا راضیه بعد از ورود پردهها را می کشد؟
آیا راضیه با آنکه حامله است می تواند از پدر نادر نگهداری کند؟
چرا وقتی نادر در می زند راضیه در را باز نمی کند؟
راضیه کچا رفته؟ آیا او پول داخل کشو را برداشته است؟

کشیدن پردهها/ محدود کردن خود با باورهای شخصی
دیش ماهواره/ نادیده گرفتن قوانین جزایی
فوتبال دستی / شادی و نشاط
پخش موسیقی سنتی در ماشین نادر/ علاقه به فرهنگ اصیل ایرانی
نادر وقتی کیف سمیه را می گردد از دخترش می خواهد به آشپزخانه برود/ نمی خواهد دخترش شاهد عمل ناشایست از سوی او باشد

پدر با برهنه و با لباس زیر در بیرون/ راضیه نه تنها لباس بلند و روسری دارد چادر هم سر می کند.
بازی فوتبال و ای ولله ای و الله گفتن ترمه/ قانون ممنوعیت زنها برای دیدن فوتبال در ورزشگاه
چهرۀ خسته و رنگ پریده راضیه/ صدای شادی و هورای بچه ها

راضیه اعتقادات مذهبی شدید دارد.
راضیه مجبور است کار کند پس حتما به کار ادامه می دهد.

شستن فرش بخاطر نجاست / باور مذهبی و اهمیت نظافت در فرهنگ ایران
راضیه چادر به سر به بیرون می رود/ تفاوت پوشش در داخل و خارج از منزل
آقا جون مربیه نشسته رو نیمکت/ پیشکسوت بودن بزرگترها
خانمی در اتوبوس جایش را به راضیه که بی حال است می دهد/ همدردی با همنوع
نادر به جای راضیه اسم دخترش را صدا می کند/ ممنوعیت بردن نام زن غریبه

در نمای بعد نادر را با بچهها در حال بازی فوتبال دستی می بینیم، بدون آنکه به نظر برسد روز قبل اتفاقی افتاده باشد. صدای خنده و هیاهوی بازی فضای خانه را پر کرده است. شعری که ترمه هنگام بازی کردن می خواند، تماشاگر ایرانی را به دوره زمانی خاصی ارجاع می دهد. راضیه را میبینم که در پس هیاهوی شادی دیگران رنگ پریده در حال آب زدن به صورتش است.
روز بعد پس از بازگشت نادر و ترمه به خانه متوجه می شوند راضیه نه تنها در خانه نیست و پدر نادر را تنها گذاشته، بلکه دست او را به تخت بسته است. نادر که به شدت از تصور اینکه پدرش را از دست داده است، سراسیمه با کمک ترمه او را به تخت بر می گرداند. پس از آنکه متوجه می شود زنده است دست و صورت او را با آب یخ می شوید. در ادامه نادر می خواهد پاچۀ شلوار پدر نادر را بالا بزند تا ببیند زخمی شده است یا نه. ولی پدر تا زمانی که ترمه آنجا حضور دارد و در باز است اجازۀ اینکار را نمی دهد. سپس نادر پدر را با ویلچر به حمام می برد. نادر در حالی که زیر لب می گوید -بی شرف! از ترمه می پرسد دخترم تو از کشو پول برنداشتی؟ -نه. بعد به سراغ کیف سمیه رفته و وقتی می خواهد داخل آن را بگردد از دخترش می خواهد به آشپزخانه برود.
راضیه به خانه برمی گردد. ترمه جواب سلام او را نمی دهد. او نیز برای دادن آب به دخترش به آشپزخانه می رود. نادر به طرف راضیه رفته و از او می پرسد کجا بوده و چرا پدرش را تنها گذاشته است.
در ادامه که بحث بالا می گیرد نادر از بچه ها می خواهد از آنجا بروند. سپس از راضیه می پرسد چرا از کشو پول برداشته است. راضیه در حالی که شوکه شده سعی می کند از خود دفاع کند و برای اینکار به قسم خوردن متوسل می شود. دعوا که بالا می گیرد نادر او را از خانه بیرون می کند. راضیه که معتقد است به ناحق به او تهمت زده شده از سویی دستمزد روزی که کار کرده را می خواهد شروع می کند به در زدن. از طرفی پدر نادر پشت در حمام نشسته و نادر و ترمه درگیر برطرف کردن این مشکل هستند. در نهایت مجبور می شوند در را هل بدهند. پدر نادر روی زمین افتاده و او بسیار ناراحت است در همین هنگام راضیه که با کلید در را باز کرده وارد خانه می شود.
نادر با دیدن این صحنه از دست او عصبانی شده و با هم شروع به جر و بحث می کند. نادر که نمیتواند به درگیری لفظی با راضیه ادامه دهد او را از خانه بیرون می کند. او نیز همچنان در حال قسم خوردن و خواستن حق خود با مقاومت در را نگه داشته است. در یک لحظه نادر او را به بیرون هل می دهد. با صدای دویدن همسایه به پائین و صدای گریۀ سمیه، ترمه در را باز می کند و راضیه را می بیند که در حالیکه سعی می کند چادرش را سر کند به کمک خانم همسایه از پله ها پائین می رود.

مطلب مرتبط :   خطرات، درآمد، بیولوژیکی، سیاست

هرمنوتیک
معنایی یا ضمنی
نمادین
کنشی
فرهنگی یا ارجاعی

کلی

آیا سیمین بی گناهی نادر را قبول دارد؟
آیا حجت متوجه پنهانکاری همسرش خواهد شد؟
آیا حجت بابت سقط جنین شکایت می کند؟
آیا نادر دیه را به حجت می دهد؟

پایین رفتن آسانسور/ خود را به سطح اجتماعی پایین آوردن، سطح خانواده حجت پایین است.
استدعا می کنم، بزرگواری بفرمایی، آقا مؤدب باشین و…/ ادب و نزاکت نادر که تحصیل کرده است
نگاه نادر با دیدن خانواده حجت به زمین/ احساس گناه و شرمساری
نگاه سمیه به پای زنجیری متهم/ وارد شدن کودکان به مسایل نا مناسب سنشان
نادر در خانۀ پدر زندگی می کند/ زندگی به سیاق گذشتگان
طبقۀ بالا طبقۀ عرضه کننده اطلاعات/ طبقۀ پایین جایی که خانواده حجت است
خودزنی حجت / خو نسردی و مؤدب بودن نادر
دعوای لفظی اعظم با سیمین/ دعوای فیزیکی حجت با نادر
خشونت مردان/ مدارای زنان
حجت با نادر دعوا می کند سیمین زخمی می شود/ آسیب