ذات، صدرا، تعقل، ملاصدرا

مسئله می‌نگرد و وفادارانه تلاش مضاعفی را برای دفاع از این مسلک در برابر شبهات و اشکالات دیگران، به خرج می‌دهد و می‌کوشد تا محمل صحیحی برای کلام مشائین بیابد ولی چون مشائین به عرض بودن صور تصریح کرده‌اند کوشش او بی‌نتیجه می‌ماند و در نهایت این نظریه را رد می‌کند.
آنگاه‌که نظریه فرفوریوس، افلاطون و شیخ اشراق را مطرح می‌کند در مشارکتی همدلانه بدون آنکه خود را در رهیافت مشایی محصور و محدود کند، نظریه اتحاد عاقل و معقول، مثل افلاطونی و علم حضوری واجب به ماسوا را می‌پذیرد ولی درنهایت این نظریات را برای تبیین علم کمالی قبل‌الایجاد قاصر می‌یابد.
در طرح نظریه عرفا رهیافت عرفانی اتخاذ می‌کند و چون از طریق کشف و شهود- که روش عرفاست- بعضی از سخنان آنان را حق یافته است، بدان ملتزم می‌شود و به تبیین برهانی آن می‌پردازد.
ملاصدرا علاوه بر اتخاذ رهیافت‌های گوناگون، به تلفیق منسجم رهاوردها نیز می‌پردازد. او که حقیقت را دارای لایه‌های مختلف می‌داند تلاش می‌کند هر یک از نظریات را ناظر به بُعدی از آن تلقی کند و با نگاهی تکثرگرایانه همه را در کشف آن سهیم نماید؛ چنانکه نظریه معتزله، فرفوریوس، افلاطون و شیخ‌اشراق را درباره علم متأخر از مرتبه ذات صحیح دانست و نظریه عرفا را بر نظریه خود تطبیق می‌نماید.
نظریه صدرالمتألهین
پس از بحث مفصل صدرا در تبیین نظر اندیشمندان سلف در خصوص مسئله علم الهی و برگزیدن جنبه‌های مثبت و رد جنب‌های منفی آن اقدام به طرح نظریه خود با بهره‌گیری از برآیند نظرات دیگران و ابداعات خود نموده و با رویکردی کثرت گرایانه اقدام به رفع غبار حصر گرایی نموده و بدین ترتیب نظراتی خلق کرده است که طی چهار قرن بی‌بدیل مانده است.
در این بخش با توجه به اینکه موضوع این نوشتار بررسی روش صدرا و نه تبیین کامل اندیشه وی در مسئله علم الهی است، با شرح مختصری از اندیشه وی در مسئله موردبحث، چهاراصل روش‌شناختی ذیل مورد تحقیق و بررسی قرار می‌گیرد:
روشی میان‌رشته‌ای صدرا و تلفیقی از سه منبع معرفتی عرفان قرآن و برهان؛
چگونگی استفاده صدرا از این سه منبع معرفتی(مقام گرداوری و یا مقام داوری)؛
استفاده روشمند و کثرت گرایانه از آراء اندیشمندان سلف؛
روش تعلیمی و تشکیکی ملاصدرا بر اساس مبنای قوم و اصالت وجود
خلاصه نظریه ملاصدرا
ملاصدرا کیفیت علم تفصیلی باری‌تعالی به ماسوا در مرتبه ذات را با دو شیوه تقریر می‌کند:
1) شیوه حکمای پیشین؛
2) شیوه محققان صوفی(عرفا).
شیوه حکمای پیشین
ملاصدرا در شیوه اول با تمهید مقدماتی مقصود خود را بیان می‌کند که به‌اختصار گزارش می‌شود:
1. ملاصدرا پس از بحث چندصفحه‌ای در خصوص اینکه هر هویت وجودی، در مرتبه وجود و هویتش مصداق بعضی از معانی کلی می‌باشد که آن‌ها(معانی کلی) گاهی متعدد و گاهی واحد هستند و مفاهیم صادق بر هویت‌های وجودی گاهی به وجود واحد موجودند، به دنبال تقریر این مقدمه است که موجودات بسیاری که از حیث وجود متکثرند، به یک وجود موجود می‌گردند.122(همو، 1981، جلد6، 276)
2. هر چه موجود، از حیث وجود قوی‌تر و از بابت تحصل تمام‌تر باشد، با بساطتش، دارای احاطه بیشتر به معانی خواهد بود، صدرا با استفاده از صوری که پی‌درپی بر ماده وارد می‌شوند به سبب تکامل استعدادات آن‌ها و اینکه صور اخیر جامع کمالات صورهای پیشین است این مقدمه را تشریح می‌نماید. (همان، 267)
3. از تحقق یک معنای نوعی در یک موجود لازم نمی‌آید که مرتبه وجودی آن موجود منطبق بر مرتبه آن معنی باشد. مثلاً از تحقق مفهوم حیوان در وجود انسان، لازم نمی‌آید که انسان همان حیوان باشد. به‌عبارت‌دیگر جایز است تمام حقیقت چیزی، بعض حقیقت چیز دیگری باشد.(همان، 268-269)
4. هر چه از کمالات وجودی در موجودی از موجودات تحقق و ثبوت پیدا کند، ناگزیر باید اصل آن کمال در علتش- به‌گونه‌ای برتر و کامل‌تر- پدید آمده باشد، بنابراین تمام جهات وجودی معلول، مستند به علت پدیدآورنده‌اش می‌باشد و همین‌طور تا علتِ علت‌ها ادامه دارد که در او (علت‌العلل) تمام خیرات جمع‌اند و نارسائی‌ها و نقایص و اَعدامی که لازم معلولیت‌اند- به‌حسب مراتب فرود آمدنشان- از او سلب‌اند.(همان، 270) وحدت تشکیکی وجود را می‌توان در این عبارات نیز مشاهده نمود، کمالات وجودی که در سیر صعودی علل شدت پیدا نموده و در علت علل به اوج خود می‌رسد. لذا این مقدمه نیز در اصل چهارم روش‌شناختی صدرا باید مطمح نظر قرار گیرد.
صدرا پس از بیان مقدمات فوق طی سه مرحله و سه استدلال مدعای خود را اثبات می‌نماید، که این رویکرد وی دال بر پایبندی وی به استدلال و برهان می‌باشد.
مقدمه اول: واجب تعالی مبدأ فیاض تمام حقایق و ماهیات است.
مقدمه دوم (مفروض): ذات مبدأ تمام اشیاء، باید بسیط باشد.
نتیجه و مقدمه اول: واجب است که ذات خداوند با بساطت و احدیتش، تمام اشیاء باشد(صدرا بیان می‌نماید که این مطلب را در بحث عقل و معقول با برهان اثبات نمودیم که وجود بسیط حقیقی لازم و واجب است که تمام اشیاء باشد)
مقدمه دوم: هر کس که آن وجود- که تمام اشیاء است- را تعقل کند، تمام اشیاء را تعقل کرده است.
نتیجه و مقدمه اول: خداوند به ذات خود عقل و عاقل است، فلذا عاقل ذات خودش است پس تمام ماسوای خود را به‌واسطه تعقل ذاتش تعقل می‌نماید.
مقدمه دوم: تعقل ذاتش بر وجود تمام ماسوای خودش تقدم و پیشی دارد.
نتیجه: پس تمام ماسوا را پیش از وجودشان تعقل می‌نماید.
پس ثابت شد که علم خداوند به جمیع اشیاء در مرتبه ذاتش و به ملاک ذاتش و در رتبه قبل از ایجاد آن‌ها محقق است و این همان علم اجمالی در عین کشف تفصیلی است.(همان، 271)
این روش صدرا را می‌توان روشی برهانی دانست، روشی که در آن سعی شده است بر اساس ترتیب مقدماتی که پیش‌ازاین به اثبات آن پرداخته است اقدام به اثبات علم الهی به ماسوا نماید.
ملاصدرا این استدلال را در کتاب مبدأ و معاد نیز به رشته تحریر درآورده است.(همو، 1354، 123) که با توجه به شباهت مطالب از تکرار آن خودداری می‌نماییم.
شیوه عرفا
صدرا این روش را روش صوفیان کامل دانسته که البته بسیار نزدیک به روش حکمای راسخ دانسته است.
برای تبیین بهتر این نظریه، ابتدا دو مطالب باید روشن گردد:
الف- مراتب وجود از منظر ملاصدرا:123 (سبزواری، 1383، ج1، 162-165)
مرتبه ذات (مرتبه احدیت): مرتبه ذات، مرتبه اعلی، اشدّ و اتم است که در این مرتبه حقیقت وجود، لابشرط مقسمی است، یعنی وجود محض و بسیط بدون هیچ قیدی حتی قید اطلاق است، که این مرتبه را غیب الغیوب مینامند، و با هیچ اسم‌ورسمی توصیف نمیشود.
مرتبه وجود بشرط لا (مرتبه واحدیت): در اینجا منظور از بشرط لا، بشرط لا از تعینات امکانیه میباشد، یعنی از هرگونه تقیدی که ممکن است حقیقت وجود را محدود و مقید کند منزّه است، این مرتبه، مرتبه واحدیت، مقام جمع‌الجمعی یا حقیقه الحقایق مینامند، که در این مرتبه هیچ‌گونه مقام تعیّن حتی تعیّن اسما و صفات هم نداریم.
مرتبه وجود بشرط شی‌ء (مرتبه اسماء و صفات): در واقع اولین کثرتی که در ذات اتفاق میافتد در این مرتبه است، که دارای مقام ظهور است، و لذا همه اسماء و صفات متجلّی میشوند، و خداوند خودش را بروز میدهد.
مرتبه ثبوت علمی ممکنات و ماهیات در این مرتبه بحث اعیان ثابته عرفا مطرح میشود، منظور از اعیان ثابته همان صور ممکنات در علم حق‌تعالی که حقایق موجودات است؛ می‌باشد که در این مرتبه تمامی اشیای موجود در عالم به نحو علمی در نزد واجب تعالی حاضرند، و این مرتبه تنزّل یافته مرتبه اسماء و صفات هستند (نسبت مرتبه اسماء و صفات با اعیان ثابته همانند نسبت روح به بدن است به این معنا که نسبت تعلق و تدبیر داند).
مرتبه ثبوت عینی ممکنات و ماهیات در این مرتبه مقام فعل را داریم که مرتبه تجلی فعل خداوند است در رابطه با ایجاد ممکنات در عالم خارج یعنی در خارج از صقع ربوبی است. البته باز عالم عقول است بعد عالم مثال و بعد عالم مادی، هر ماهیتی بنا بر حسب مرتبه وجودی‌اش خلق می‌شود، نسبتی که در مرتبه علمی ممکنات با مرتبه قبل از خود داشت در این مرتبه هم همان رابطه با مرتبه قبل وجود دارد.
ب- تعریف اسم و صفت در اصطلاح عرفا
وجود صرفی که بدون تعیّن اخذ و اعتبار شده باشد ذات است، و چون آن وجود عینی متعین و تعین کمالی اخذ و اعتبار شود این وجود عینی متعین، اسم است. پس وجود با این تعین اسم است و نفس این تعین وجود عبارت از صفت است. به اعتقاد صدرا صفت و ذات در این اصطلاح مانند ماهیات و وجودند. (صدرالدین شیرازی، 1981، جلد6، 281)
در ادامه صدرا می‌گوید:
«چون ذات او فراگیر تمام فضایل و نیکی‌ها و خیرات124، به نفس ذات بسیط خود است و ذاتش مبدأ هر فعل و منشأ هر خیر و فضیلت است، او را به‌حسب هر فضیلت و یا مبدئیتِ فضیلت، در شیء دیگری از مجعولاتش، محمولی عقلی پدید و یافت می‌شود، پس بعید نیست که محمولات عقلی فراوانی که

مطلب مرتبط :   حکمرانی، شهری، ، شهروندان