دعایی، پاریس، کویت، انقلاب

کمک هم ترتیب این کار را بدهیم اما متأسفانه امکانات فراهم نشد، مهم امکان ویزای کویت است و …خلاصه نتوانستم خدمت برسم این دیگر بر عهده شماست که حتی الامکان مسافری مطمئن را و اگر غیر ایرانی و مثلاً کویتی باشد بهتر است روانه ایران کنید و چند نسخه ای از این اعلامیه را به کسانی که وابستگی به آقا دارند برسانید و…. جای تأسف است که اکثر جراید معتبر و مترقی لبنان به توصیه عراق از حمله به ایران خودداری می کنند، الطلیعه شما چه وضعی دارد؟ بدنیست آزمایش کنید به هر ترتیب منتظر جواب نامه تان هستم جواب را به آدرس نجف بفرستید همان مدرسه سید و همان سید محمود دعایی.»
مسؤلین کویتی، صدور ویزا را برای امام خمینی به فامیلی مصطفوی آماده کردند و متوجه هویت ایشان نبودند، زیرا در آن موقع در کشورهای عربی اعلام نام فامیل ضرورت نداشت. برای معرفی درخواست کننده، نام و نام پدر کفایت می کرد. مشخصات امام خمینی با عنوان: روح الله، فرزند مصطفی اعلام شد برای دیگران نیز به همین نحو (نام و نام پدر)ویزا و پروانه خروج گرفته شد. دعایی مسئول امور مربوط به تهیه اخذ پروانه خروج امام خمینی بود. امام خمینی ابتدا در نظر داشت به سوریه برود، ولی روابط عراق و سوریه به شدت تیره بود و دولت عراق اجازه خروج به سوریه نداد، اقدام خروج را دعایی ترتیب داد. سید احمد مهری، ویزای کویت را گرفت. شب قبل از حرکت، دکتر ابراهیم یزدی وارد نجف شد و صبح روز 13 مهر، امام خمینی و همراهان با اتومبیل عازم کویت شد. با آن که امام خمینی ویزای معتبری داشت دولت کویت از ورود او و همراهان به داخل خاک کویت جلوگیری کرد. دولت عراق نیز اجازه بازگشت آنها را به عراق نداد. بدین سان مدتی در مرز کویت سرگردان بودند.
دعایی دوران بین کویت و پاریس را این چنین توصیف می¬کند: «دوران بسیار سخت و تلخی بود، لذا شبی که امام خمینی از کویت برگردانده شد و در بصره به یک هتل بردند،رئیس سازمان امنیت نجف، ابوسعد خبر رساند که امام خمینی نتوانست به کویت برود و در بصره هست، با شنیدن این خبر خستگی از تنم بیرون نرفت، چون شب قبل 28 ساعت رانندگی داشتم و 48 ساعت نخوابیده بودم.»

گفتار سوم: خروج امام از عراق و مهاجرت به پاریس
وقتی دولت کویت اجازه اقامت به امام خمینی نداد، وی و همراهان تصمیم گرفتند به پاریس مسافرت کنند، اجازه ورود به عراق را دادند، که روز بعد عازم فرانسه شوند، در آن موقع ایرانیان بدون روادید می توانستند به فرانسه روند. مبارزانی که برای دیدار با امام خمینی به فرانسه رفتند، حجج اسلام محمد بهشتی، شهاب الدین اشراقی، سیّد محمود دعایی، محمدحسین املایی خوزانی، غلامرضا جماعتی، محمدرضارحمت، موسوی خوئینی و صدوقی، فرزند شهید صدوقی و فردوسی پور و خاتم یزدی و بجنوردی و لاهوتی و مهدی عراقی و موسوی مازندرانی و هادی نجف آبادی و محمد هاشمی که از آمریکا به نجف آمده بود و صادق طباطبایی و سید محمد باقر طباطبایی نیز بودند. دعایی یک دستگاه پلی کپی تهیه و اعلامیه¬ها را تکثیر و توزیع می¬کرد، کارهای چاپی ونشریه¬های [امام]خمینی را آقای غلامرضا رضوانی انجام می¬داد. پس از مهاجرت امام خمینی به فرانسه، جمعی با وی بودند، بلافاصله خود را به پاریس رساندند و تعدادی نیز درنجف به رتق و فتق امور پرداختند و با وی در ارتباط بودند. دعایی غذای امام خمینی که آبگوشت بود را وارد هواپیمای نجف به پاریس، کرد تا غذا گرم شود و در اختیار امام خمینی قرار دهند. بعد از هجرت امام خمینی به پاریس شخصیت¬هایی به دعایی مراجعه کردند و برای امام خمینی پیام ¬فرستادند. اولین پیام را آیت الله سید عبدالاعلی سبزواری برای امام خمینی فرستاد. هیئتی از نجف برای دیدار از امام خمینی و حمایت از وی به پاریس رفتند. آن هیئت آقایان حبیب الله اراکی، سید عباس خاتم، محمود محمدی یزدی بودند. شهید صدر نیز پیام کتبی به دعایی داد و دعایی پیام را به امام خمینی رساند. دعایی درباره¬ی رفتن امام خمینی به پاریس این چنین می¬گوید: «پیشنهاد به پاریس را حاج احمد به امام خمینی داد و دیگران مثل دکتر یزدی تأیید کردند. پاسپورتهای ایرانی در اروپا نیازی به ویزا نداشت در فرودگاه بغداد حاج احمد خمینی به من خبر رفتن امام خمینی را به پاریس داد، و تأکید کرد با دکتر حبیبی صحبت شده که پای تلفن بنشیند و از پای تلفن تکان نخورد تا وقتی که در فرودگاه پاریس به زمین بنشینند. حسن حبیبی با امام خمینی ارتباط خوبی از طریق مکاتبات داشت و مشخص بود که رابطه سیاسی داشت.»

مطلب مرتبط :   دریاچه، ارومیه، وزارت، میلی‌متر

گفتارچهارم: سفر دعایی به پاریس و حضور در پرواز انقلاب
دولت عراق با فشار دولت ایران توسط ساواک در روز هجرت امام خمینی به پاریس فشار سختی به یاران امام در نجف آورد و ارتباطات را به شدت کنترل کرد، درتاریخ 12/7/57 ارتباط تلفنی با عراق بسیار محدود و به شدت تحت کنترل و ثبت و ضبط شد. دستور داده شد، تلفنهای امام خمینی و سید محمود دعایی، شنود و ضبط و ارسال ¬شود، تا توسط بخش 312 (ساواک)پیاده و مورد بهره داری قرار گیرد. نمایندگی عراق اعلام کرد، منزل محمود دعایی فاقد تلفن بود و شماره تلفن[امام] خمینی نیز در 26/5/57 به آن اداره اعلام گردید. علیرغم موانع موجود و خفقان شدید و در شرایطی که ساواک تمام توان خود را برای جلوگیری از چاپ و توزیع کتاب و اعلامیه ها ی آیت الله خمینی به کار برد چاپ و توزیع به سرعت انجام می¬گرفت که برای ساواک تعجب آور بود و آثار ایشان به طور مخفیانه و در سطح بسیار وسیع چاپ و در اختیار مخاطبان قرار می¬گرفت. دعایی و فردوسی و املایی و… از جمله کسانی بودند که پیامها و رهنمودها و سخنان امام خمینی را تکثیر کردند و در این زمینه فعال بودند. دعایی که در نجف فعالیت می¬کرد با فشار شدید ساواک و دولت عراق روبه رو بودند، توسط امام خمینی به پاریس دعوت شد.حاج احمد خمینی به فرموده امام خمینی به دعایی اعلام کرد: به پاریس رود تا به اتفاق هم به ایران بروند. دعایی دوم بهمن ماه وارد پاریس شد و دوازدهم بهمن در خدمت امام خمینی به ایران وارد شد. دعایی در نوفل لوشاتو در هتلی با حاج احمد خمینی دیدار کرد افرادی مثل محمد علی صدوقی، موسوی خوئینی ها، لاهوتی و….نیز بودند.
برجستگانی به نمایندگی از طیف¬های مختلف اجتماعی مثل گروهها و تشکل¬ها، جامعه حقوق دانان، جامعه مبارزین، و حتی از اقلیت¬های مذهبی، در سالن فرودگاه بودند. در جمع استقبال کنندگان از امام، دکتر بهشتی، آیت الله طالقانی، و… بودند. امام خمینی در21 بهمن به دنبال پخش چهلمین اطلاعیه فرمانداری نظامی تهران در ساعت دو بعد از ظهر از رادیو که در آن ساعت منع رفت و آمد را از 30/4 بعد از ظهر تا 5 بامداد اعلام کرد با صدور پیامی آن را«خدعه و خلاف شرع»دانست و از مردم خواستند به آن اعتنا نکنند. نخستین کسی که سوار یکی از مینی بوس¬ها شده بود تا در سطح شهر جار بزند، سید محمود دعایی بود. در 22 بهمن 1357 شهید محلاتی کسی بود که صدای انقلاب را از رادیو اعلام کردند، وی در حمله به مرکز رادیو در پیروزی انقلاب به عنوان نماینده نیروهای انقلابی پشت میکروفن رفت و با اعلام جمله «این صدای انقلاب اسلامی ایران است» پیروزی انقلاب را در سراسر کشور منتشر کرد، دعایی نیز در تسخیر رادیو و اعلام صدای انقلاب نقش داشت. شهید محلاتی در این زمینه گفته است: «من یک نوار خمینی ای امام، یک پیامی که آن روز امام داشتند که مردم از خودشان دفاع کنند و دستورالعمل آن روز بود، و… نگفتم که سخنگو کی هست، رایو را روشن کردیم و گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم این صدای انقلاب اسلامی ایران است….. مردم با شنیدن این مطلب خیلی غوغا کرده بودند، یک مقدار صحبت کردم و پیام امام را خواندیم و نوارها را گذاشتیم و یک ساعت رادیو را اداره کردیم و…. ساعت شش و ربع خبر رسید که جام جم گرفته شد، سوار ماشین شدیم و به جام جم رفتیم.»

مطلب مرتبط :   وسوسه، وسواس، شیطان، افکار

بخش چهارم: فعالیت های سیاسی و فرهنگی دعایی بعد از انقلاب اسلامی

فصل اول ـ سفارت ایران در عراق
گفتاراول ـ ارتباط با سازمان های مجاهد عراقی
گفتاردوم ـ جنگ تحمیلی عراق و بازگشت به ایران
فصل دوم: نمایندگی مجلس شورای اسلامی
گفتاراول: مجلس شورای اسلامی در شش دوره
گفتاردوم: دعایی و شش دوره مجلس شورای اسلامی
گفتارسوم: نقدی بر عملکرد دعایی در مجلس
گفتار چهارم: نطق دعایی در پاسخ به شبهات مطرح شده نسبت به وی
گفتار پنجم: عملکرد دعایی در مجلس شورای اسلامی
گفتار ششم: شرکت در اجلاس بین المجالس هاوانا
گفتارهفتم: کنفرانس بین المجالس رم
فصل سوم ـ مدیریت مؤسسه اطلاعات
گفتاراول: توقیف روزنامه اطلاعات
گفتار دوم: ارتباط با گروههای ملی ـ مذهبی

فصل اول : سفارت ایران در عراق
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دعایی با عنوان سفیر ایران به سفارت ایران در عراق عازم شد. این فصل ارتباط دعایی با سازمان¬های