دعایی، نجف، انقلاب، درس

می‌‌داشتند، اطلاعات دیدگاه و لحن دیگری نسبت به این چهره‌ها داشت؛ از مهندس بازرگان گرفته تا دکتر شریعتی. هدف و خواست اطلاعات ارائه تصویری رحمانی از نظام در دوره جفای به روشنفکران و بزرگان فکری و فرهنگی بود. اجازه نمی‌دادیم که حرمت و اعتبار و حیثیت شخصیتی کسانی که به هر حال به هر دلیلی نقشی در این زمینه و جامعه داشتند، نادیده گرفته شود. ما اجازه نمی‌دادیم که در اطلاعات به مصدق، بازرگان، دکتر سحابی، شریعتی بی‌حرمتی و جسارت شود چون به هر حال در مقطعی در جهت استقلال و ایفای حق کشور، در مبارزه با استعمار نقش ایفا کرده بودند و مصدق به هر حال مظلومی بوده که رژیم وابسته و دیکتاتور دست‌نشانده‌ای به او ستم کرد. می‌خواهیم آن مقام ارجمندی که ما را نصب کرده و مقام ارجمندی بعدی که نصب ما را تنفیذ کرده، از ما راضی باشند و قبل از او و پیشاپیش او پیش وجدان خود، ولی عصر(عج)، تمام مقدسات و پاکان و خوبانی که ما به آن‌ها احترام می‌گذاریم و معتقد هستیم، سرافراز باشیم و جفایی نکرده باشیم. من این اعتقاد و علاقه و افتخار را دارم که امام تا پایان عمرشان از ما راضی بودند و آرزو دارم که مقام معظم رهبری هم نواقص ما و کوتاهی‌های ما را اگر بوده که قطعاً هست، با عنایت و بزرگواری خودشان ببخشند و این آرزو را دارم که به‌‌‌ همان ترتیبی که امام ما را تحمل می‌کردند و از ما رضایت داشتند، مشمول رضایت و مهر ایشان هم واقع شویم و خوشحال هستم راهی را که می‌رویم در مواردی با اظهارنظرهای مقام معظم رهبری همراه است. بعد از بحران‌هایی که بعد از انتخابات پیش آمد، آقا دو سرفصل خیلی مهم را بیان فرمودند، یکی بر جذب حداکثری و دفع حداقلی تأکید کردند که ما این مشی را در اطلاعات به زیبایی دنبال کردیم و مانع از دفع خیلی از جریانات شدیم و تا توانستیم در جذب بسیاری از افکار، اندیشه‌ها و شخصیت‌ها همت گماشتیم. بیان زیبایی داشتند که نباید کسانی که به اصول این انقلاب پایبند هستند، به قانون اساسی، به نظام جمهوری اسلامی علاقه‌مند هستند، به دلیل تفاوت بینش‌ و تفکر‌شان با ما له شوند و حیثیت و شخصیت و کیان این‌ افراد نابود شود. این سرفصل خیلی تعیین‌کننده‌ای هست و ما خوشحال هستیم که در مؤسسه اطلاعات این راه را تا به الان ادامه دادیم و آرزو داریم که با محقق شدن همین ایده و بیان و در حقیقت خط مشی و راه و روش اصولی، دیگر نهاد‌ها و دیگر تریبون‌هایی که تا به حال رعایت نکرده بودند، آن‌ها هم رعایت کنند و حداقل به شخصیت‌هایی که وفادار به نظام، قانون اساسی و ولایت فقیه و دلسوز این جامعه و نظام هستند، به آن‌ها بی‌احترامی و بی‌حرمتی نشود.»
دعایی فردی متواضع بوده و با همه¬ی مراجعه کنندگان به مؤسسه برخورد مناسبی دارد. در برابر اشتباه کارمند، با قاطعیت، ارشاد و برخورد دارد. با کسانی که با او کار می کنند، رابطه¬ی صمیمی دارد واز رابطه¬ی رئیسی و مرئوسی به دور است و سر یک میز غذا می خورند.
حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان در اظهار نظر درباره¬ آقای دعایی می¬گوید:
((شخص دعایی انسان پاکدستی هستند و هر چه امتیاز برای مؤسسه اطلاعات گرفته¬اند صرف تجهیز مؤسسه اطلاعات کرده¬اند.))

مطلب مرتبط :   قرآن، علی، گفتند:،

فصل سوم: اهمیت خاطرات دعایی در تاریخ انقلاب اسلامی
در این فصل به اهمیت خاطرات دعایی در تاریخ انقلاب اسلامی پرداخته شده است. سعی دعایی بر این بوده که از یک سویه دیدن برخی از مسائل پرهیز کند، در عوض اقدامات اشخاصی مانند دکتر شریعتی و… برجسته نشان دهد.

گفتار اول: اهمیت اطلاعات و مطالب دعایی در شناخت بیشتر و بهتر جریانهای مبارز
گروه¬ها و جریان¬های متعددی علیه رژیم پهلوی به مبارزه پرداختند. بعضی منافع شخصی را دنبال می کردند، مثل مجاهدین خلق که مورد تأیید امام قرار نگرفتند و عده¬ای هم مصالح اسلام و مکتب اسلام را، در نظر داشتند و گرد رهبری¬ و راهنمایی امام خمینی پیش می-رفتند.
دعایی با دکتر یزدی و دکتر طباطبایی و بنی صدر در آمریکا و اروپا، در ارتباط بود و نشریه مکتب مبارز با تشکل¬های دانشجویی خارج از کشور در ارتباط بود. با مهندس بازرگان و آیت الله طالقانی و دکتر سحابی قبل از انقلاب وابستگی زیادی داشت و درقم، در ماهیت اسلامی با هم نزدیک بودند. دعایی در نجف و لبنان با محمد منتظری بود. در سوریه، محمد منتظری، مهندس غرضی، جنتی، سیدسراج الدین موسوی، شیخ حسن ابراهیمی،خانم دباغ بودند بین افرادی که در سوریه بودند اختلافاتی به وجود آمده بود.«علی جنتی، غرضی و خانم دباغ یک طرف بودند و دکتر هادی و سراج الدین موسوی در طرف دیگر بودند.»
مشابه همین اختلافات در بین دانشجویان اتحادیه¬ی انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا و آمریکا هم به وجود آمده بود. «در اروپا طیفی بودند که به نوعی تحمل گرایش¬های جبهه ملی را می کردند وطیف دیگری بود که روی انگیزه های صد در صد اسلامی تکیه می کردند و اختلاف بینشهایی داشتند و گاهی هم اختلاف تشکیلاتی بینشان به وجود می آمد.»
در آمریکا، دکتر یزدی با طیف محمد هاشمی تقابل¬هایی داشت که ارتباط¬هایی هم با هم داشتند. دانشجویان، حسن جمالی و طیف ¬او به تشکل جدید برگرفته از تفکرات سازمان مجاهدین، پایبند بودند. عضو مجاهدین نبوده ولی در بین مجاهدین و دیگران بودند. موسی اصفهانی در نجف از صدام کمک گرفت. «بختیار از همه دعوت کرد. به همین دلیل از علی منزوی و مترجم وی عربشاهی دعوت کرد و تعدادی طلبه را جذب و اغفال می کرد و یک دفعه طلبه سر از آلمان در می آورد. در نجف کاپیتال مارکس را ترجمه کرد. عراقی ها خدمت بزرگی کردند،که علی منزوی را از عراق بیرون کردند.»
اطلاعات دعایی درباره¬ افراد، چهره¬ها، شخصیت¬ها، جریانهای سیاسی بسیار مهم و ذی قیمت است. بطور مثال به مواردی اشاره می¬شود:
جلال الدین فارسی خواستش بر مذاکره با عراقی¬ها بود. فارسی از حنیف نژاد بدگویی کرد و دعایی با وی برخورد سخت داشت. جلال الدین فارسی یک بار از شریعتی تعریف و دفعه دیگر وی را تخطئه می¬کرد. کار خوبش در نجف، کتاب ولایت فقیه امام را که دعایی پیاده کرده بود و آقای معرفت ترجمه عربی، فارسی به نمایندگی از امام نوشت. در بیروت فارسی، علیه اهل سنت مطلب چاپ کرد که امام به او تذکر داد که راضی نیستند. «جلال الدین فارسی و مسائلی که پیرامون او بود با حفظ احترام به وی به خاطر تحقیقاتش، ولی با تأثر از سرانجامش،( اشاره به ماجرای قاتل بودن اوست) به عراق آمده بود محمد منتظری هم بود به دلیل آشنایی دیرینه ای که با وی داشتم خدمت حاج مصطفی و امام خمینی معرفی شد و از دوستان صمیمی شهید باهنر بود، کارهای مذهبی در ماهنامه بعثت و توزیع بعثت در تهران همکاری می کرد. تراب از فارسی نشریه بعثت می گرفت.»
شهید بهشتی جزوه های آموزشی جلال الذین فارسی را مطالعه کرده بود و به خدمت بعضی از مراکز و مراجع نجف فرستاده بود.در مدرسه خان به آیت¬الله گلپایگانی دادند. جلال الدین فارسی در تدوین کتابهای فارسی به شهید باهنر کمک و همکاری داشت. فارسی با تشکیلات مراد و بختیار در ارتباط بود. از تشکیلات بلوچ ها و تشکیلات خوزستان که وطن فروش بودند، حمایت می¬کرد ولی امام و دعایی مخالف بودند. بیشترین توجه امام به جریانات روشنفکری خارج از کشور می توان از دکتر حسن حبیبی مشاهده کرد، که مورد توجه خاص و اعتماد امام خمینی بود و در پاریس شاید بیشترین صمیمیت با او داشت به همین دلیل یکی از کسانی که به امام پیشنهاد داد، پیش نویس قانون اساسی را تدوین کند، وی بود.

مطلب مرتبط :   وکیل، وکالت، دادگستری، مشاوره

گفتار دوم: اهمیت خاطرات دعایی در شناخت بیشتر و بهتر امام خمینی
بی گمان امام خمینی دارای ابعاد سیاسی اجتماعی مختلفی بودند. آنچه که اطرافیان و یاران ایشان از مبانی اندیشه امام درک کرده و بیان می¬کنند از اهمیت زیادی برخوردار است.
رژیم شاه می¬خواست امام درنجف محدود به مرجعی ‌شود که فقط به زیارت حرم ‌رود و تدریس ‌کند. ولی خلاف انتظار آنها پیش رفت. حرکت سیاسی امام خمینی خارج از کشور با تاکتیک مبارزاتی ایشان در نجف آغاز شد. یکی از روش‌های قابل توجه امام خمینی در این دوره، گریزانی وی از مقام و نام و بیت‌پروری و کانون محوری بود و برای خود حریم خاصی ایجاد نکرد. کانون‌های پیرامونی در این دوره اقدام به بروز احساسات کردند. امام خمینی برای اینکه آنها را مطمئن کند که داعیه مرجعیت ندارد و حضورشان بر علمای دیگر مشکلی ایجاد نمی¬کند، از پذیرفتن درس به مدت شش ماه خودداری کرد و به جز تشرف به حرم، اقدام دیگری انجام نمی‌داد. یکی از کانون‌هایی که نشان دهنده اقبال به مراجع است، نماز جماعت بود که ایشان در سال‌های اول نماز جماعت غیر از منزل خود برگزار نمی کرد. در اولین سالی که در نجف بود، شهریه‌ای پرداخت نکرد. کانون‌های علمی نجف نیز از سطح بالا‌ی علمی امام آگاهی داشتند، و با تقاضاهای حوزه نجف برای وارد شدن به تدریس، تقاضا را پذیرفت. در ابتدای درس اعلا‌م کرد که اصرار ندارد کسی به درسش دعوت شود. افرادی چون شهید محمد باقر صدر به شاگردانش برای استفاده از درس امام خمینی توصیه کرد و یکی