دعایی، شریعتی، لبنان، مراسم

و به عراق و لبنان رفت و آمد داشت. وقتی وارد لبنان شد، دعایی از عراق به لبنان رفت. در آن جا دوره¬های رزمی و چریکی و آموزش سلاح و کارکردن روی مواد منفجره و غیره برگزار می¬شد، به اتفاق خاموشی برای گذراندن این دوره¬ها وارد اردوگاه شد. برای اینکه جوانها از گزند و آسیب اسرائیل دور باشند، اردوگاه¬هایی که سازمان الفتح در شمال لبنان تدارک دیده بود در «بداوی ونهر البارد» و دور از مرز اسرائیل در طرابلس لبنان بود. بعد از گذراندن این دوره، خاموشی به عنوان نماینده دائم سازمان در عراق وارد بغداد شد و در آنجا اقامت کرد، مسئولیت خانه¬های تیمی را به دست گرفت وگوینده رادیو میهن پرستان و رادیو سروش شد. درباره¬ی فعالیت یاران امام خمینی، ساواک از یاران امام خمینی گزارش داد که: «عده¬ای از روحانیون مبارز ایرانی خارج از کشور متن سخنرانی مورخ 1/11/46 و اعلامیه مورخ 2/12/46 [امام]خمینی را به صورت جزوه¬ای در لبنان چاپ و به ایران و اروپا و نجف فرستادند، عاملان اصلی تهیه و توزیع جزوه دعایی و شیخ اسماعیل فردوسی[پور] بودند».
دعایی در مورد فعالیتش در سوریه چنین می¬گوید: « اعلامیه¬های امام را بدون اطلاع مسافرین ایرانی، در وسایل آنها می¬گذاشتم، که با استقبال خوبی همراه شد.»
زمانی که فعالیت¬های مبارزاتی در نجف محدود شد، به همراه چند تن مثل محمد منتظری(سمیعی ) فردوسی و…به لبنان و سوریه رفت و در لبنان متن سخنرانی و اعلامیه امام را چاپ و به ایران و اروپا ارسال کردند. وعاظ جوان در مساجد و محافل مذهبی سوریه در ایام نوروز برای زائران به ویژه زوار ایرانی، علیه رژیم شاهنشاهی سخنرانی کردند و اعلامیه¬های امام و روحانیون مبارز ایرانی در خارج از کشور را به زوار و مسافران دادند. همچنین مبارزین ایرانی در بیروت علیه رژیم پهلوی فعالیت داشتند. سازمان مجاهدین خلق در شاخه برون مرزی فعالیت خود را شروع کرد و خواست دور از دسترس رژیم شاه و ایادی ساواک و سازمان امنیت ادامه دهد، در کشورهای دیگر مثل دبی و فلسطین و لبنان¬ آموزش دیدند، در پایگاه های الفتح به دعایی آموزش بدنسازی و استفاده از اسلحه را یاد دادند. 3 الی 4 ماه آموزش نظامی دید. تعدادی¬ از طرفداران امام خمینی در عراق علیه دولت شاهنشاهی ایران فعالیت داشتند، عبارتند ¬بودند از: دعایی، موسوی مازندرانی، کروبی، رستمی مازندرانی، رحمت، ثقفی، املایی خوزانی، نفری، رضوانی، شریعتی، طاووسی، بجنوردی و نیکنام. رژیم پهلوی و حکومت بعث در قرارداد الجزایر با هم به توافق رسیدند. دولت عراق سخت¬گیریهایی برای یاران امام خمینی ایجاد کرد و بهانه را در این قرار داد که کاروان¬هایی که از ایران به نجف می¬آیند از طرف دولت ایران هستند و به دنبال ترور امام خمینی هستند. ما باید از ایشان محافظت کنیم حتی دعایی را به امن العام (سازمان امنیت) خواستند که یا خودتان از ایشان محافظت کنید یا اگر نمی توانید ما محافظت کنیم. دعایی با همراهی چند نفر محافظت از وی را بر عهده گرفتند و بعدها امام خمینی گفت: دولت عراق قصد محافظت از وی را نداشت، بلکه به دنبال آن بود که چه می¬گوید و در جلسه¬هایش چه کسانی می¬روند. گروه¬های مبارز مجبور بودند فعالیت¬ها را به صورت مخفی ادامه دهند. دعایی در نامه¬ای به سیّد جواد مهری در کویت با اشاره به چاپ اعلامیه امام در مورد تأسیس حزب رستاخیز در بیروت، و ضرورت انتشار آن در ایران، یا رساندن یک نسخه از آن به دست حاج احمدآقا یا آقای پسندیده در قم تأکید ورزید. وی در این نامه اشاره کرد که در عراق کلیه فعالیت¬های مبارزاتی علیه ایران محدود و تقریباً غیر ممکن شده است. در تکثیر اعلامیه¬ها به علت سخت¬گیریهایی که دولت عراق (به خاطر قرارداد الجزایر با رژیم پهلوی)داشت، دعایی مجبور شد به سوریه رود و کار تکثیر را انجام دهد و برگردد، و از طرف سازمان الفتح کارت شناسایی داشت لذا در بغداد لباس¬هایش را عوض می¬کرد و از مرز خارج می¬شد.

مطلب مرتبط :   مالیات، درآمد، تمبر، اجاره

گفتاردوم: شرکت در مراسم تدفین دکتر شریعتی در سوریه
دعایی برای شرکت در مراسم خاکسپاری دکتر شریعتی از امام خمینی اجازه گرفت. تأکید امام خمینی بر این بود که شخصاً برود و از طرف وی یا گروه خاصی نباشد. دعایی درباره¬ی دکتر شریعتی که امام خمینی با شنیدن خبر درگذشت وی تأسف خورد، دلایل تأسف امام را چنین ¬شمرده:
«یکی دوران فعالیت‌های تبلیغی و ارشادی وی، عده‌ای توجه¬اش را به خودشان جلب کردند و درگیری با آنان، وی را مجبور به پاسخ دادن کرد، که کاش وی با آن قدرت بیان و احاطه‌ای که بر کلام و نفوذی که در جمع شنوندگان داشت، توجه خود را صرفاً به نسل دانشگاهی معطوف نمی‌کرد. تأسف دوم این است که ایشان خودشان را مجبور به پاسخگویی به افرادی کرد که در حاشیه و برخی روحانیون و بازاری‌ها بود. ای کاش وی توجهش به آنها جلب نمی‌شد و همه‌ جامعه اعم از روحانی و بازاری را در نظر می‌داشت و سعی می‌کرد همه‌ اقشار از اندیشه‌ها و تفکراتش بهره‌مند شوند. تأسف سوم، از این جهت بود که عمر ایشان کوتاه بود و توفیق این را نیافت که آن‌ چه¬ را احتیاج به تجدید نظر داشت، تصحیح کند.»
امام خمینی کلمه فقدان را درباره مرگ شریعتی به کار برد، چون که مطمئن به شهادت شریعتی نبود.
مراسم تدفین دکتر شریعتی در دمشق جنب صحن حضرت زینب (قبرستان شیعیان دمشق) با حضور همسر وی و پسرش (احسان شریعتی) و موسی صدر رئیس مجلس عالی شیعیان لبنان ، سید صادق طباطبایی(پسر خواهر موسی صدر) و صادق قطب زاده مقیم اروپا، دکتر یزدی ساکن آمریکا بود و سید محمود دعایی و حاج آقا مصطفی خمینی ساکن عراق،و نماینده مفتی اهل سنت وزیر یا نماینده سازمان اوقاف سوریه و… حدود یک صد نفر دیگر انجام شد. نماز میت را سید موسی صدر خواند، و پس از رسیدن به قبرستان در محوطه مسقفی که معمولاً برای امور تشریفات قبرستان بود حدود 20 دقیقه پیرامون شخصیت و سجایای اخلاقی دکتر علی شریعتی صحبت کرد و اضافه نمود شریعتی در طول زندگیش همیشه به فکر مردم فلسطین و دردهای فلسطین بود. امام موسی صدر مراسم ترحیمی، در بیروت برای دکتر شریعتی گرفت. برای وحدت مسلمین در مناطق سنی نشین نماز جماعت برپا می¬کرد، به همین خاطر سنی¬ها نیز در مراسم بودند. امام موسی صدر در بیروت در مراسم تجلیل از شریعتی، جامعه لبنان را، جامعه‌ای مرکب از اقوام مختلف دانست و برخی از آثار شریعتی در مورد شخصیت امام علی(ع) و امام حسین(ع) غلو شده بود، خواستار تعدیل بود، این در حالی بود که در ایران او را سنی و بی‌توجه به آرمان‌های تشیع می‌شمردند. دعایی در قبال‌ شریعتی‌ و مخالفین‌ حوزوی‌ وی، به خلاصه¬ای از سخنرانی امام در مورد شریعتی اشاره دارد:
« تمام‌ جناح‌هایی‌ که‌ برای‌ اسلام‌ خدمت‌ می‌کنند، چه‌ جناح‌های‌ روحانی‌ که‌ از اول‌ تا حالا خدمت‌ کرده‌اند وچه‌ جناح‌های‌ دیگر از سیاسیون‌ و روشن‌فکرها که‌ برای‌ اسلام‌ خدمت‌ می‌کنند، به ‌همه‌ی‌ این‌ها علاقه‌ دارم‌ و از همه‌ی‌ این‌ها هم‌ از وی درباره علامه مجلسی و مباحثی پیرامون تشیع وی، گلایه‌ دارم‌.علاوه بر آن بر وحدت بخشی نیز تأکید دارم.»
دعایی علاوه بر شریعتی، احترام خاصی نسبت به امام موسی صدر و خانواده¬ی وی دارد. دعایی درباره¬ی علاقه زیاد امام خمینی نیز به خانواده صدر بخصوص محمد باقر صدر می-گوید: «زمانی امام موسی صدر ربوده شد، نگران خانواده وی بود و برای در امان ماندن بقایای آنها به من گفت: گذرنامه برای خانواده صدر بگیر». دعایی برای آنها گذرنامه الجزایری و با عکسی که لباس محلی (عشایری) تهیه کرد و مقدمات سفر ایشان را از طریق کردستان عراق به سرحد ایران فراهم آورد، افراد محدودی از جمله امام خمینی و سید احمدخمینی، شهید بهشتی و دوستان نزدیک وی از اصل برنامه اطلاع داشتند، ولی در جریان جزئیات و کیفیت عمل قرار نداشتند. دعایی آماده بازگشت به عراق برای آماده کردن صدر به نجف رفته بود خبر دستگیری ایشان و خواهرش بنت الهدی صدر به وی رسید، بعد توسط حزب بعث به شهادت رسیدند.

مطلب مرتبط :   مصلحت، فقه، مصالح، مرسله

گفتارسوم: شرکت در اعتصاب غذا در پاریس
زمانی که خبر اعدام سید مهدی هاشمی به خارج ایران رسید، شهید محمد منتظری برای نجات زندانیان، بخصوص سید مهدی هاشمی و دارودسته¬اش (لطف الله میثمی،و…)به تکاپو افتاد. در این رابطه با انجمن¬های اسلامی آمریکا، دکتر یزدی و دوستانش و از طرف دیگر با اتحادیه انجمن¬های اسلامی اروپا در فرانسه و آلمان، صادق قطب زاده و جناح دیگر ابوالحسن بنی صدر تماس گرفت و مقدمات انجام تحصن و اعتصاب غذای پاریس را ترتیب دادند. در فروردین 1356 نامه¬ی سرگشاده از حجج اسلام و فضلا و محصلین حوزه علمیه قم به مراجع عظام عراق و ایران جهت آزادی حجج اسلام منتظری، ربانی شیرازی، که بازداشت شده بودند، به عراق فرستاده شد. تقاضای آنها بر این بود، مراتب تأثر و تنفر عموم روحانیت ایران را به جهت دستگیری استادان بزرگ حوزه علمیه قم به مقامات مسئول ابلاغ گردد و پس از استیضاح مقامات مربوطه راجع به این عمل غیر قانونی و بی¬شرمانه رفع مزاحمت از استادان عظیم الشأن حوزه علمیه قم و سایر بازداشت شدگان بیگناه خواست