دعایی، روزنامه، لایی، سیرجانی

برای توضیح خدمت ایشان برسد، دعایی نزد آقایان سیدعلی خامنه¬ای و هاشمی رفسنجانی رفت و ماجرا را تعریف کرد و آنها نیز ابراز تأسف کردند و به دلیل اصرار دعایی سعی کردند که تماس بگیرند. پنج شنبه 15 اردیبهشت، دعایی سخت از تعطیلی روزنامه ناراحت بود، چاره جویی خواست. چندین بار (هاشمی رفسنجانی) و آقای خامنه¬ای به امام پیغام دادند، که حتی الامکان منتشر شود. ولی امام مقاومت کردند و دعایی به بیت امام خمینی رفت، سیداحمد خمینی گفت: روز شنبه 17 اردیبهشت یعنی بعد از سه روز امکان لغو توقیف وجود دارد.
آقای دعایی درباره¬ی آزردگی امام و دستور توقیف روزنامه می¬گوید:
روزنامه دو بخش داشت، صفحات رویی و صفحات لایی، صفحات لایی از قبل تدارک دیده می شد یعنی شب چاپ می شد و صبح آماده بود. اما صفحات رویی که هشت صفحه بود و اخبار مهم روز و لحظه¬ای را در روز تنظیم می شد و در آخرین لحظات یعنی حدود یک یا دو بعد از ظهر چاپ می شد صبح آن روز صفحات لایی که روز قبل چاپ شده بود عبارتی چاپ شده که غلط چاپی در آن وجود داشت، انتشار آن به مصلحت نبود لایی را جمع کردند، تعداد زیادی لایی جمع شد. می بایست خمیر شود و لایی دیگر چاپ شود و برای تسریع در امر توزیع روزنامه، روزنامه فروش ها صبح رفتند که لایی را ببرند و ظهر هم رویی را، بعد از ظهر هم لایی و رویی را باهم تلفیق و توزیع می کردند. وقتی لایی ها را از روزنامه فروشی¬ها پس گرفته بودند تا اصلاح شده¬های آن توزیع شود، با وجود این که لایی¬های اصلاح شده، نسخه¬ای از همان قبلی¬ها باشد، به دلیل شلوغی و آشفتگی آن روز و نیز خلاف روال بودن این کار، راننده ها لایی های جدید را به جای لایی های قبلی به این منطقه نبرده بودند، این احتمال قوی تر بود و در مواردی این امر برای مناطق دیگری اتفاق افتاده بود، احتمال داده می شد که دستی برای خرابکاری بود تا نگذارد آن روز در آن منطقه، روزنامه اطلاعات به درستی توزیع شود. معمولاً برای دفتر امام روزنامه را هر روز با پیک می فرستادند، به خاطر همین جریانات، آن روز، روزنامه دیر از چاپ بیرون آمد. امام هنگام مطالعه دیده بودند که روزنامه¬ها نیامده است، توصیه کرد که کسی برود روزنامه را بگیرد و بیاورد، وقتی از بیرون روزنامه را آوردند، دیدند که¬ روزنامه فروش فقط صفحه¬های رویی روزنامه را داده است وقتی دعایی روزنامه را فرستاد. امام خمینی حساس شد که چرا روزنامه¬ای که لایی ندارد چاپ شده است یکی از مسؤلین دفتر را به دنبال روزنامه فرستاد،آن فرد مسئول، به تجریش آمده بود و دیده بود روزنامه ها لایی ندارد و از آن طرف در اقدسیه نیز دیده بود لایی ندارد، اما وقتی به پایین¬های شهر رسیده بود متوجه شد، روزنامه های اطلاعات با لایی توزیع شده بود و امام ناراحت شد که چرا این روزنامه با این شکل به دست وی می رسد، با روزنامه هایی که در سطح شهر پخش می شود فرق دارد و با تعبیری گفت : من لنین نیستم که استالین یک روزنامه مخصوص او چاپ کند، و در سراسر شوروی روزنامه دیگری را منتشر می ساخت، جایی باید ایستاد تا بدانند، بازی نمی خورم، البته امام با سعه صدری که داشت وقتی دعایی توانست نزد وی برای توضیح برود، اجازه داد، روزنامه از توقیف درآید. این مسئله نشان می¬دهد که امام خمینی تا چه اندازه به اخبار روزنامه¬ها دقت داشتند و نیز هوشیار بودند که خدای نخواسته در جریان اطلاع رسانی به ایشان خللی وارد نشود.
حادثه¬¬ی دیگری که روزنامه اطلاعات را با سروصدای زیادی روبه رو کرد ماجرای علی اکبر سعیدی سیرجانی بود. سیرجانی مقاله¬ای در مرداد سال 1368 با عنوان «نکته» در روزنامه اطلاعات منتشر کرد، و هاشمی رفسنجانی در خاطراتش آورده است که: «آقای دعایی از عکس العمل خط سه در مورد مقاله ناراحت بود، که وی را دلداری و توجیه نمودم. »
دعایی درباره سیرجانی و مقاله¬ای که او نوشت، می¬گوید: «در آن مقاله سعیدی سیرجانی انتخاب آقای هاشمی رفسنجانی را به عنوان رئیس جمهور خوش ¬آمد گفته بود و انتخاب مقام معظم رهبری را به عنوان رهبر بعد از امام، تحسین کرده بود و گفته بود انتخاب هوشمندانه مجلس خبرگان بود. و بعد در آن مسائل دیگری را مطرح کرده بود که علاقه¬ مندان امام آن را برنمی¬ تابیدند. کسی هم این مقاله را نوشته بود که به عنصر ضد روحانیت شهره است و شیخ صنعان و داستان¬هایی علیه روحانیت نوشته است. حالا چنین فردی روحانیت و انتخاب رهبری را تحسین کرده است و این انتخاب را هوشمندانه تعبیر می¬ کند و همچنین انتخاب یک روحانی را به ریاست جمهوری تبریک می¬ گوید. در جمع بندی به این نتیجه رسیدیم که چاپ این مطلب به نفع نظام است و می¬ شود یکی دو نکته تعریضی هم که در این مطلب وجود دارد را تحمل کرد. منتهی اعتراض بعضی، فضایی را در مجلس به وجود آورد که آن فضا باعث شد بعداً با سعیدی سیرجانی برخورد شود.»
گفتار دوم: ارتباط با گروههای ملی ـ مذهبی
دعایی به نهضت آزادی و افرادی مثل طالقانی¬و سحابی علاقمند بود، اما به عنوان تشکیلاتی و ارگانیکی با آنها ارتباطی نداشت. قبل از پیروزی انقلاب، در قم از جمله دعایی در دادگاه¬های نظامی مبارزین شرکت می¬کرد. دعایی در دادگاه اعضای نهضت آزادی حضور می¬یافت، نوعی حرکت مبارزاتی و همراهی با مبارزین بود. دعایی با مهندس بازرگان در جریان محاکمه، در دادستانی ارتش با وی آشنا شد و بعد از زندانی شدن وی هرچند وقت یکبار به ملاقاتش می¬رفت. از آنجایی که دعایی در ایران نبود در جلسات سخنرانی و تدریس وی نبود. قبل از انقلاب پس از اینکه اعضای نهضت آزادی، به زندان افتادند، از حرکات مبارزاتی دعایی این بود که تلاش می‌کرد در ساعت مقرری که اعلام می‌شد برای ملاقات آنها به زندان قصر برود. از اعضای نهضت آزادی آقایان بازرگان، سحابی، بسته‌نگار، مفیدی و دکتر شیبانی که‎ ‎همراه‎ ‎وی ‎بودند‎ ‎به‎ ‎اتاقی‎ ‎میرفتند‎ ‎که‎ ‎وسط‎ ‎آن‎ ‎اتاق‎ ‎نرده‎های‎ ‎آهنینی‎ ‎وجود‎ ‎داشت.‎ ‎بین‎ ‎نرده‎های‎ ‎آهنی‎ ‎میان‎ ‎ملاقات‎‎کنندگان‎ ‎و‎ ‎ملاقات‎‌‎ شوندگان‎ ‎بیشتر‎ ‎از‎ ‎نیم‌‎متر‎ ‎فاصله‎ ‎نبود. این‎ ‎نرده‎ ‎بین‎ ‎دعایی و ‎زندانی¬ها قرار‎ ‎داشت‎ ‎که‎ ‎پلیس‎ ‎آنجا‎ ‎می‎ایستاد‎ ‎و‎ ‎مراقب‎ ‎بود‎ ‎که‎ ‎زندانیان‎ ‎چیزی‎ ‎را‎ ‎ردو بدل‎ ‎نکنند‎ ‎و‎ ‎یا‎ ‎حرفی‎ ‎نزنند. ‎دعایی وقتی‎ ‎برای‎ ‎ملاقات‎ ‎رفت، ‎نشریه‎ ‎بعثت‎ ‎را‎ ‎با‎ ‎خود ‎برد، ‎نشریه‎‌‎ای‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎قم‎ ‎به ‌‎عنوان‎ ‎ارگان‎ ‎روحانیت‎ ‎مبارز‎ ‎قم‎ ‎تهیه‎ ‎می‎‎شد، ‎لحظه‎ای ‎که‎ ‎پلیس‎ ‎حواسش‎ ‎پرت بود،‎ ‎دستش ‎را‎ ‎از‎ ‎لای‎ ‎نرده‎ ‎دراز‎ ‎و‎نشریه‎ ‎را‎ ‎رد می¬کرد.‎ ‎آیت الله طالقانی‎ ‎ ‎به‎ ‎دعایی‎ ‎نصیحت‎ ‎کرد، ‎برای‎ ‎رساندن ‎نشریه، احتیاط شود. ‎ملاقات‎ ‎بعدی دعایی‎ ‎با‎ ‎آیت الله طالقانی‎ ‎زمانی‎ ‎بود‎ ‎که ‎‎مهندس ‎بازرگان‎ ‎در‎ ‎مقطعی‎ ‎از‎ ‎زندان‎ ‎آزاد‎ ‎شده‎ ‎بود‎ ‎و‎ ‎پس‎ ‎از‎ ‎آزادی‎ ‎به‎ ‎دارالتبلیغ‎ ‎آقای‎ ‎شریعتمداری‎ ‎در‎ ‎قم‎ ‎مراجعه‎ ‎کرده‎ ‎بودند، برای اعتراض نزد وی رفت.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی زمانی که مهندس بازرگان رئیس دولت موقت بود و در مدرسه رفاه بنا بود نماینده ایران در عراق و به عنوان سفیر ایران اعزام شود به عنوان خداحافظی و توجیهات، خدمت وی در نخست وزیری رسید. همچنین بعد از پیروزی انقلاب، دعایی به اتفاق یاسرعرفات به خانه آیت الله طالقانی رفت و سپس، به مدرسه علوی رفتند. دعایی به منظور عیادت از دکتر سحابی از طرف سیدمحمدخاتمی نیز به دکتر سحابی سلام رسانده بود، دعایی همچنین پیش دکتر یزدی رفت، دکتر یزدی از موضع طلبکاری وارد شد. ولی دکتر سحابی با اینکه به شدت بیمار بود و فرزندان وی از او نگهداری می¬کردند، چنین برخوردی نداشت. دعایی پیامی که خاتمی از وزارت ارشاد داده بود، اشاره کرد و به خاطر حمایت¬هایی که از وی شده بود، تقدیر کرد. دکتر سحابی به آقای خاتمی سلام رساند و وظیفه¬ی خود دانست که هر کمکی از دست وی¬ بر می¬آمد، دریغ نکند و به وی از طریق تحقیق و آمار و گزارش، دورادور، کمک کند. یکی از کمک-هایش را این دانست که خود را به وی نزدیک نکند و در جریان خیلی از مسائل قرار ندهند، که آسیبی به وی برسد. به منظور درگذشت دکتر سحابی از دفتر امام خمینی، همچنین آیت الله سیدعلی¬خامنه¬ای متن تسلیتی به دعایی داد که به خانواده سحابی برساند.

مطلب مرتبط :  

بخش پنجم: دیدگاه¬ها ونظرات

فصل اول:دیدگاه¬های سیاسی
فصل دوم: مشی فرهنگی
فصل سوم: اهمیت خاطرات دعایی در تاریخ نگاری انقلاب اسلامی
گفتار اول: اهمیت اطلاعات و مطالب دعایی در شناخت بیشتر و بهتر جریانهای مبارز
گفتار دوم: اهمیت خاطرات دعایی در شناخت بیشتر و بهتر امام خمینی
گفتار سوم: اهمیت خاطرات دعایی در شناخت مبارزان اسلامی

در این فصل از پایان نامه به بررسی اجمالی اندیشه ها و دیدگاه های سید محمود دعایی درباره¬ی حفظ ارزشها و آرمانهای امام خمینی و حفظ وحدت و….پرداخته می شود تا بدین صورت مبنای عملکرد و موضع گیری های او در مقابل بسیاری از رخدادها و وقایع روشن