دعایی، روزنامه، انقلاب، موسوی

که مترجم بود و با چادر شرکت کرد، نمود داشت. (تالار شبیه تالار وحدت تهران بود، اما سه ـ چهار برابر تالار وحدت بود.) رئیس آنها از مهمانان ایرانی برای اینکه دعوت آنها را پذیرفته بودند، تشکر کرد. گفت: نظرش به هیئت ایرانی اصلاح و عوض شد. چون قبل از این که دعوتنامه برای هیئت ایرانی بفرستد، فکر می کرد مثل میز مشروب قبول نداشته باشند، وقتی فهمید که موسیقی را قبول دارند، تشکر کرد. دعایی هدایایی که از کاسترو در کوبا و ایتالیا که کتابی ( مجموعه تاریخی هنر در ایتالیا )و یک نشان گرفته بود، به آقای هاشمی رئیس مجلس آن زمان داد.
فصل سوم : مدیریت مؤسسه اطلاعات
نخستین بار مؤسسه اطلاعات در اتاق کوچک عمارتی کهنه در خیابان علاء الدوله (فردوسی امروزی) دفتری با نام دفتر ” اطلاعات ” توسط عباس مسعودی دایر شد که کارش تهیه و تنظیم خبرهای سیاسی و حوادث روز، برای نشریه¬های گوناگون آن دوران بود. در سال 1305 و سه سال بعد از تأسیس دفتر اطلاعات، سرپرست آن از وزارت معارف خواستار دریافت امتیاز تأسیس روزنامه شد و چنین بود که با گرفتن این مجوز، نخستین شماره روزنامه اطلاعات در 19 تیرماه 1305 انتشاریافت. انتشار اطلاعات در آغاز فقط دو صفحه را در بر می گرفت و تیراژ آن 500 نسخه بود، به این حال به صورت منظم منتشر نمی شد. اعضای کادر آن نیز به جز سرپرست و مدیر روزنامه، فقط دو نفر بودند. اما به تدریج این مرکز گسترش یافت و با گذشت زمان، محدوده کارش از انتشار یک روزنامه بسیار فراتر رفت تا آن حد که به صورت یکی از بزرگترین مؤسسه¬های فرهنگی خاورمیانه درآمد.
کار دعایی در روزنامه اطلاعات از20 اردیبهشت سال 59 به دستور امام خمینی آغاز شد و بعد هم توسط مقام معظم رهبری تنفیذ شد تا الان در این روزنامه کار می کند. حکم امام خمینی به دعایی و انتصاب وی به مدیریت مؤسسه اطلاعات به این شرح است:
«از آنجا که مطبوعات کشور در ساختن جامعه نقش مؤثری را ایفا می نماید جنابعالی را به خاطر شایستگی و لیاقتی که در اداره اینگونه امور دارید به سرپرستی روزنامه اطلاعات که مربوط به مستضعفین است منصوب می نمایم و البته متوجه هستید که مطبوعات باید همیشه درخدمت اسلام عزیز و مردم و کشور باشند و آزادیها در حدود قوانین مقدس اسلام و قانون اساسی به بهترین وجه تأمین شود امید است به یاری خدا و با همکاری کارمندان متعهد،این روزنامه را در راه تحقیق بخشیدن به آرمانهای انقلاب اسلامی اداره نمایید.»
حاج احمد به دعایی اطلاع داد، که امام پیشنهاد کرد که با حکم ابوالحسن بنی صدر به روزنامه اطلاعات برود. دعایی به او گفت: به حکم بنی صدر نمی رود و نمی پذیرد. و خود را طلبه¬ای می داند که تابع امام است و بدون حکم ایشان به اطلاعات نمی¬رود. حاج احمد در جواب گفته بود، حکم امام را نیز برای شما (دعایی)خواهیم آورد، منتهی الان مصلحت بر این است که با حکم بنی صدر به روزنامه روید و اجازه دهید، بنی صدر به شما حکم دهد، دعایی قبول کرد و گفت: «سالهاست که ایران نبودم وقتی هم به ایران آمدم، تهران نبودم، قم یا کرمان بودم، در نجف، خدمت امام بودم، هیچ آشنایی با فضای فرهنگی، مسائل مربوط به پایتخت و…را ندارم، که مؤسسه بزرگی مثل اطلاعات را به من واگذار کنید، احتیاج به یک سری نیروها و کادرهایی¬دارم، از طریق مراجعه به آقایان بهشتی، خامنه ای و هاشمی رفسنجانی تأمین خواهم کرد، شما اعتراض نکنید با حکم بنی صدر به اطلاعات رفتی و اینگونه آن را اداره می کنی؟ حاج احمد گفت: با هرکسی که می خواهید تماس بگیرید.»
اموال مسعودی و مصباح زاده مؤسس و مدیر روزنامه های اطلاعات و کیهان پس از مصادره در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت، شامل امتیاز و اداره دو نشریه بود که یک کار فرهنگی صرف بود، پذیرفتند زیر نظر امام باشند و این مؤسسات از بنیاد مستضعفان جدا شد. دعایی برای کمک به روزنامه اطلاعات نزد آیت الله سیّد علی خامنه¬ای رفت، وی مهندس میر حسین موسوی که آن موقع سر دبیر روزنامه جمهوری بود، را به او معرفی کرد. مهندس موسوی نیز سعید اسماعیلی و جواد مظفر را معرفی کرد. دعایی وقتی حکم انتصابش را از امام گرفت به اتاقی که قبلاً در اختیار عباس مسعودی، مؤسس و مدیر روزنامه اطلاعات بود، رفت و این اتاق در طبقه چهارم ساختمان، خیابان خیام، در نزدیک ترین اتاق به تحریریه نشست.
دعایی قبل از آغاز به کار در مؤسسه از قسمت¬های مختلف مؤسسه دیدن کرد و با کارکنان و کارمندان آشنا شد. در اولین جلسه¬ای که با شرکت اعضای تحریریه و کارمندان و کارگران مؤسسه تشکیل شد، پشت تریبون قرار گرفت و ضمن ابراز خوشحالی از حضور در جمع کارگران و سرمایه¬های فکری و قلمی به شرح نقطه نظرهای خود درباره مؤسسه پرداخت و در ابتدا شمس آل احمد نویسنده معروف را به سمت سر دبیری روزنامه اطلاعات تعییین کرد. آل احمد پس از انتصاب به حضور امام خمینی رسید و امام خمینی تأکید کرد که جلو روزنامه¬هایی که در خط مردم نیست و بر خلاف مقاصد ملت و اسلام است، گرفته شود. به پیشنهاد سید احمد خمینی از شمس آل احمد استفاده شد. دعایی خدمت امام رفت، امام خمینی از حضورشان قدردانی کرد و شمس آل احمد در مؤسسه مستقر شد. از همان اول آل احمد یک حرکت روشنفکرانه شروع کرد، تیمی را مستقر کرد که با خود او نیز دچار اختلاف شدند. افرادی که آل احمد به اطلاعات بُرد، مائوئیست بودند. ابتدای کار آل احمد عرصه را بر نیروهایی که به کمک دعایی به روزنامه آمده بودند، تنگ کرد و اقداماتی که انجام شد با روندی که در ابتدای کار آغاز شده بود منافات داشت ابتدا نزد شهید بهشتی رفت و به ایشان گفت: چنین پیشنهادی به او دادند از طریق شما و یارانت نیرو و کمک می¬خواهم، شهید بهشتی استقبال کرد و کسانی را معرفی کرد که در قسمت های مختلف روزنامه به کار گیرد. دعایی با نماینده شهید بهشتی، میرحسین موسوی سر دبیر روزنامه جمهوری اسلامی، در ساختمان هیئت رئیس مجلس شورای اسلامی که ساختمان سابق مجلس سنا بود، ملاقات داشت. میرحسین موسوی توصیه های حزبی به دعایی کرد، «یکی از توصیه¬هایش این بود که شما سعی کنید به عنوان مسئول روزنامه در محیط تحریریه جایی برای خودتان تعیین کنید. اتاقی که به آن اشراف داشته باشید و مراجعه به شما آسان باشد.اتاق دعایی به طور تصادفی اتاق مسعودی بود مدیریت فنی و اداری و مالی مؤسسه در طبقات هفتم و هشتم بود. آل احمد به دعایی گفت: «شما مقامتان خیلی بالاست، نماینده ولی فقیه هستید و رهبر معظم انقلاب شما را انتخاب کرد جای شما کوچک است، به طبقه هشتم بروید.»
آل احمد بر عکس حرفهای موسوی تأکید داشت، که دعایی را از فضای تحریریه دور نگه دارد ولی دعایی نپذیرفت. به هر حال آل احمد سعی داشت برخی از نیروهایی که قبل از انقلاب با مؤسسه ارتباط داشتند و از مؤسسه رفتند، به دلایلی فاصله گرفته بودند جذب کند. با منصور تاراجی تماس گرفت و از فرانسه جذب کرد. تاراجی برای مصاحبه جنجالی نزدِ بنی صدر رفت که دعایی متوجه شد و مانع برخی پنهان کاری¬های و جهت¬گیری¬های سیاسی خاص آنان شد. بتدریج آل احمد متوجه شد فضایی را که با ابتکار و ارتباط ویژه¬ با بعضی کانون¬ها ایجاد کرد صد در صد عملی نیست. صباغیان به دعایی خرده گرفت که مگر این آدم را نمی شناسی؟ این شخص اعتیاد دارد تو چگونه چنین فردی را دعوت کردی به عنوان سر دبیر روزنامه ای که نماینده ولی فقیه مسئول آن است حضور داشته باشد؟ دعایی با استدلالهایی به وی جواب داد:
«مواردی که به وی نسبت می دهید برایم ثابت نشده و ندیدم و برفرض همینطور باشد مربوط به گذشته است، الان در خدمت انقلاب و عضو شورای انقلاب فرهنگی، سابقه خوبی دارد و از خانواده اصیل و نجیبی برخوردار است که به شایستگی می شناسیم و برادرشان جلال آل احمد، حق بزرگی به گردن جامعه و فرهنگ این کشور دارد شایسته نیست چنین فکری درباره وی داشته باشیم». سرانجام شمس آل احمد از اطلاعات کناره گیری کرد و با روزنامه «میزان »ارگان نهضت آزادی همراهی کرد و با تعبیر روشنفکرانه گفت: محسنات اطلاعات را به پای من نگذارید چون که درروزنامه اطلاعات نیستم، وی بعد از سقوط بنی صدر و ماجرایی که پیش آمد سرخوردگی تلخی و احساس شرم و گناه از سیاستی که انتخاب کرده بود، داشت. آل احمد به دعایی مراجعه کرد و گفت: در انقلاب فرهنگی یکی از پیشنهاداتم این بود که با سفر به کشورهایی از جمله کوبا و نیکاراگوئه که انقلاب کردند یک سری تحقیقات میدانی داشته باشیم و گزارشهایی را از نزدیک تهیه کنیم و برای مسئولانی که طرح های فرهنگی و انقلابی دارند عرضه کنیم و دستاوردهای آنان را از نزدیک ببینند و در ایران عرضه شود.
دعایی استقبال کرد که یک عنصر صاحب نام این چنینی سرخورده و پشیمان شده و آماده خدمت بود. در شبی از ماه رمضان خانواده فخرالدین حجازی خانه¬اش نزدیک مجلس بود، افطاری تدارک دید، بزرگان نظام آقایان خامنه¬ای¬رئیس¬جمهور و هاشمی¬رفسنجانی، رئیس مجلس و موسوی اردبیلی رئیس قوه قضائیه و نخست¬وزیروقت موسوی و بعضی از نمایندگان تهران، در آن افطاری بودند. دعایی مطرح کرد، شمس آل احمد اعلام

مطلب مرتبط :   دعایی، شریعتی، لبنان، مراسم