دعایی، اعتصاب، رژیم، نجف

ه شود. همچنین به مقام¬های کشور تذکر داده شد، چنین اقدام¬های گستاخانه¬ای دانسته یا نادانسته زمینه یک انفجار عمیق را در حوزه علمیه قم و سایر نقاط کشور فراهم می نمایند و… این خبر باعث اعتصاب غذایی در 6 مهر 56 توسط مبارزان ایرانی در فرانسه شد. غرضی، دعایی، املایی و خانم دبّاغ و… به پاریس رفتند و در آن اعتصاب شرکت کردند. در اعتصاب پاریس برخلاف اعتصاب بغداد از دانشجویان، سیاسیون، روحانیون مبارز خارج از کشور و روحانیون غیر ایرانی از طلاب و فضلای افغانی و مبارزین مستقر در سوریه شرکت داشتند و حاج آقا مصطفی اعتصاب را تشویق کرد. خبرگذاری¬های فرانسه جنایات شاه را منعکس کرد. این اعتصاب مورد مخالفت امام خمینی واقع شد، و عده¬ای طلاب افغانی و پاکستانی که عضو روحانیون مبارز نبودند به تبع امام خمینی، بلیط ها را پس دادند، و در اعتصاب شرکت نکردند. علت مخالفت امام خمینی اضرار به نفس و مسأله سید مهدی هاشمی و قتل شمس آبادی مطرح بود. حاج آقا مصطفی به کسانی که مسأله اعتصاب را با امام خمینی در میان گذاشته بودند، اعتراض کرد، چون در میان گذاشتن مسئله¬ی اعتصاب را با امام خمینی ضروری نمی¬دانست. تشخیص انجام دادن یا انجام ندادن اعتصاب را بر عهده مسئولین برگزارکننده اعتصاب می¬دانست. سید مهدی هاشمی و گروه وی به سه بار اعدام محکوم شده بود. اتحادیه¬های انجمن¬های اسلامی در اروپا و آمریکا از این اقدام استقبال کردند و این تحصن به مدت یک هفته طول کشید و قطعنامه¬ای جهت آزادی زندانیان و محکومیت رژیم پهلوی منتشرشد. کنفرانس مطبوعاتی جهت افشای هر چه بیشتر رژیم پهلوی و وضع اسفبار زندانیان سیاسی و اختناق در ایران ترتیب دادند.

فصل پنجم: رویدادهای سال انقلاب و نقش دعایی
ضرورت پرداختن به این برهه از زندگی دعایی ما را در شناخت بیشتر رویدادهایی که در سال 1357 بر امام خمینی و یارانش از جمله خود دعایی گذشت، یاری می¬رساند. در این فصل به محدودیت¬هایی که دولت عراق، بعد از قرارداد الجزایر، عرصه را بر ایرانیان مبارز داخل عراق تنگ کرده بود، و در نهایت امام مجبور به ترک عراق به سوی فرانسه شد، همچنین به ثمر رسیدن مبارزات امام خمینی و یارانش بخصوص آقای دعایی علیه رژیم پهلوی مورد بررسی قرار گرفت.
گفتار اول: ایجاد محدودیت برای امام خمینی
پس از شکست مانورهای شریف امامی به منظور جلب حمایت جناحهای سیاسی و مذهبی، فعالیت های سیاسی برای ساکت کردن امام خمینی و یا اخراج او از نجف آغاز گردید و رژیم عراق با توجه به نفوذ روزافزون امام خمینی به عنوان بارزترین شخصیت برجسته مبارز مذهبی اطلاع داشت. در مذاکراتی که بین وزرای خارجه ایران و عراق که برای شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفته بودند، صورت گرفت. برای ساکت کردن امام خمینی و یا اخراج وی از نجف هیئتی از تهران به بغداد رفت و مذاکراتی با مقام¬های عراقی در زمینه هماهنگ ساختن سیاست دولت ایران و عراق درباره امام خمینی به عمل آمد. متعاقب این رویداد، محدودیت¬هایی برای امام خمینی فراهم شد و مأموران امنیتی، منزل امام را در27/6/57 تهدید به¬ محاصره کردند. دولت عراق با مشاهده انقلاب در ایران و نقش امام خمینی در به حرکت در آوردن توده¬ها، نگران شده بود بدین جهت دعایی را خواست تا خیلی واضح نظر شورای انقلاب کشور عراق را به عرض امام خمینی برساند و دعایی نظر عراقی¬ها را برای امام خمینی بیان کرد:1 ـ چون گذشته می¬تواند در عراق به زندگی عادی خود ادامه دهد ولی از کارهای سیاسی که باعث تیرگی روابط عراق با ایران گردد خودداری نماید2ـ در صورت ادامه کارهای سیاسی باید عراق را ترک کرد. تصمیم امام خمینی معلوم بود و زیر بار آنها نرفت. بعد از چندی سعدون شاکر رئیس سازمان امنیت عراق، مطالبی در ارتباط با روابط ایران و عراق، اوضاع عراق و منطقه و گزارشهایی از این دست را به عرض امام خمینی رساند ولی در خاتمه چیزی بیشتر از پیغام قبل نبود، دعایی را به «قیاده الثوره» خواستند. دعایی با ناراحتی برگشت و درخواست دولت عراق را که نباید امام خمینی به عراق برگردد، به اطلاع امام خمینی رساند.
درروز 5/7/57 سعدون شاکر درحضور منشیِ امام خمینی سید محمود دعایی و شخص دیگری از نزدیکان وی به نام غلامرضا رضوانی، اخطار داد تا زمانی که در عراق است، باید مقررات عراق را رعایت نماید. سعدون شاکر از دعایی خواست که امام خمینی حداقل یک ماه سکوت کند، چون دولت عراق متعهد به ایران دانست، وصحیح ندانست که ¬امام خمینی از عراق خارج شوند، کمتر فعالیت و اعلامیه صادر کنند که خارج از عراق توزیع شود.دعایی در جواب گفت:
«با شناختی که از امام خمینی دارم اجازه نخواهند داد حتی یک لحظه هم فعالیت هایشان زیر فشار یک رژیم یا جناحی به نفع یک قدرت جبارمحدود شود یا اینکه در روششان تجدید نظر کنند.»
مدیرامن العام عراق به نجف عزیمت و با آیت الله خویی و خمینی ملاقات و مذاکره کرد. در ملاقات ضمن اشاره به مصاحبه [امام] خمینی با خبرنگار روزنامه لوموند اظهار داشت، نمی توانند بگویند فعالیت نکنید. هر اقدامی که می¬کنید، باید زیر نظر دولت عراق باشد به ویژه مصاحبه با خبرنگاران خارجی که حتماً بایستی با اطلاع قبلی باشد. ملاقات در حضور حاج احمد خمینی و دعایی(مترجم بود)صورت گرفت. امام خمینی گفت: دعایی گذرنامه¬ها را ببرد تا خروجی بزند و دعایی عازم بغداد شد. سعدون شاکر رئیس سازمان امنیت عراق، وقت ملاقات خواست. دعایی به بغداد احضارشد و در مراجعت، گذرنامه¬ها را به همراه داشت این قضایا ده یا بیست روز کش و قوس داشت و شور و احساسات زائران ایرانی و مردم عراق به نفع امام خمینی بود. سخت¬گیری¬های¬ دولت عراق به جایی رسید که مدارک و نوارهای خبرنگاری که با امام خمینی مصاحبه گرفته بود را ضبط کردند، با اینکه دعایی، رابط بین دولت عراق و بیت امام خمینی بود، نتوانست کاری انجام دهد، و نوارهای مصاحبه را پس ندادند. سعدون شاکر در آخرین نامه به تاریخ 27/6/57، عراق را مایل به ترک[امام] خمینی از عراق دانست. مقاومت امام در برابر خواسته¬های نمایندگان عراق باعث شد که مأمورین، خانه امام را در نجف محاصره و کسانی را که به آن جا مراجعه می¬کردند دستگیرکنند. این خبر در اروپا و آمریکا و در بین دانشجویان مسلمان طرفدار امام خمینی پخش شد. رژیم بعثی عراق هنگام تبعید امام خمینی در نجف شروع به اخراج ایرانیان مقیم عراق کرد. و فشار زیادی به ایرانیان وارد کردند لذا امام خمینی برای کاستن از فشارها و مقابله با رژیم بعثی، اعلام کرد، می خواهد از نجف برود.
امام خمینی تصمیم به ترک نجف گرفت، دعایی خروجی یا پاسپورت¬ها را گرفت،چند ماشین آماده بود تا پس از نماز صبح به سمت کویت حرکت کنند، سید احمد مهری دعوتنامه امام را گرفت. دعایی رابط بین امام خمینی و مأمور امنیتی در نجف و بغداد بود، برای اسماعیل فردوسی پور اجازه خروج از عراق گرفت، ولی مأموران عراقی به شرطی قبول کردند که فردوسی¬پور برای همیشه به نجف بر نگردد.این خواسته توسط امام خمینی، قبل از مأمورین عراقی، به فردوسی پور اعلام شد، اگر فردوسی از عراق خارج شود، برگشتن وی مشکل است، بهتر است که نیاید. اوج گیری مبارزات مردم ایران دو دولت ایران و عراق را به این نتیجه رساند که فعالیت¬های امام نه تنها برای ایران، بلکه برای عراق نیز خطرناک است و توجه مردم عراق به امام و شور و احساسات زائران ایرانی چیزی نبود که عراق بتواند به آسانی از کنار آن بگذرد، بدین جهت ماندن امام خمینی در عراق را صلاح ندانستند.
گفتاردوم: فعالیت در کویت :
زمانی که دولت عراق برای مبارزین ایرانی محدودیت ایجاد کرد، دعایی در کشورهای دیگر از جمله کویت، به فعالیت سیاسی و تکثیر اعلامیه علیه رژیم پهلوی پرداخت. ساواک طی گزارشی در مورد دعایی و برقعی چنین آورده است: « سید محمود دعایی یزدی و برقعی به کویت در رفت و آمدند و ایام محرم تبلیغات وسیعی را در کویت آغاز و سعی درتحریک ایرانیان مقیم آنجا، علیه رژیم پهلوی هستند. لذا احتمال همکاری شیعیان کویتی طرفدار [امام] خمینی، در ارائه¬ی تسهیلات لازم جهت تظاهرات آنان وجود دارد. »
نامه¬ای از جانب محمود دعایی برای فردی به نام سید جواد مهری در کویت به این شرح فرستاده شد:
«پس از عرض سلام، همواره اوقات صحت و سلامتی وجود مبارک را از خدای بزرگ خواستارم،….در عراق کلیه فعالیت¬های مبارزاتی را علیه ایران محدود و تقریباً غیر ممکن ساخته اند و در ایران وسایل و فعالیت¬های ضد مردمی و ضد امنیتی به اوج خود رسیده، از همه مهمتر و خطرناکتر تأسیس حزب جدید شاه است که آینده سیاه و خطرناکی برای مردم ما در پیش دارد، در این رابطه حضرت آقا پیامی صادر فرمود که به صورت پاسخ استفتاء به چاپ رسید.نظر به اینکه در عراق امکان چاپ آن نبود ناچارشدیم آن را به چاپ برسانیم، نکته ای که باید در نظر داشت و جداً با آن برخورد کرد، رسالت انتشار آن و ارسال به داخل (ایران) است این امر بستگی به حیثیت و آبروی آقا دارد، اگر نتوانید از عهده برآیید، شکست بزرگی است و … در صدد بودم به کویت بیایم تا به

مطلب مرتبط :   ، مفهوم:، ادبی:، -