دشمن، مسلمانان، برائت، تهدید

درصدد یافتن یکدیگر راه دور و درازى درمى‏نوردیدند و در جستجوى همدیگر رنج‌ها بر خود هموار ساختند تا آن‌که بر پهنه عرفات به هم رسیدند و به شناخت یکدیگر توفیق یافتند. اگر چنین توجیهى در نام‌گذاری «عرفات» مقرون به صحت باشد این سرزمین و وقوف در آن سمبل و رمز و نشانه‏اى است که مسلمانان به دور افتاده از یکدیگر مى‏توانند در این کانون تجمع، به تعارف و شناخت یکدیگر توفیق یابند و با تعارف، به تألف و انس و همبستگى با یکدیگر نائل آیند، نه‌تنها آدم و حوا در این منطقه در شناخت یکدیگر به هدف خود رسیدند و نیاهاى نخستین انسان‌ها همدیگر را در آنجا باز یافتند، نژاد و نسل آن‌ها باید با وقوف در این منطقه به معرفت حال یکدیگر دست یابند و تشتت و بیگانگى و پراکندگى خود را- با توجه به این‌که از سرزمین‌های به دور از یکدیگر بدین جا مى‏آیند- با آمدن و وقوف در این جایگاه در اختیار همبستگى و پیوستگى و خویشاوندى‏ دینى و انسانى بسپرند و غربت خود را از این رهگذر به قربت و قرابت باز آورند.
وقوفى بدین‌سان مى‏تواند عالى‏ترین نمونه همبستگى و تجمع و به‌ویژه مساوات‏ و برابرى را به ما ارائه کند. این سنت سترگ، برجسته‏ترین و گویاترین نمونه و شعار مبارزه با اختلاف طبقاتى و جدال در حج است.
خداوند متعال در آیه ششم سوره مبارکه انفال مى‏فرماید:
﴿وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرین﴾.
«و نزاع (و کشمکش) نکنید تا سست نشوید و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است».
تفرقه و اختلافى که مایه تقسیم نیروهاى مسلمان و درگیر شدن آن‌ها با یکدیگر باشد، در اسلام حرام است و در قرآن به شدّت از آن نهى شده است. از این‌رو اسلام، جدایى و قهر میان دو برادر مسلمان، بیش از سه روز را، جایز نمى‏داند. از پیامبر نقل شده است که فرمود:
«لَا یَحِلُّ لِلْمُؤْمِنِ أَنْ‏ یَهْجُرَ أَخَاهُ‏ الْمُؤْمِنَ فَوْقَ ثَلَاث‏».
«مسلمان حق ندارد که با برادرش بیش از سه روز قهر کند».
و در همین رابطه، ثواب اصلاح میان مسلمانان و آشتى دادن آنان را، از نماز، روزه و صدقه بیشتر مى‏داند و فساد میان امّت را مایه نابودى دین مى‏شمارد.
بنابراین یکی از آثار حضور در عرفات به‌عنوان عرصه ظهور تولی و تبری در حج، ایجاد همبستگی و رفع اختلافات قومی و مذهبی است.
4ـ4ـ2ـ3ـ برائت از مشرکین
همان‌گونه که در فصل دوم بیان شد یکی از عرصه‌های ظهور تبری در حج، برگزاری مراسم برائت از مشرکین در صحرای عرفات است با توجه به اهمیت این مسئله، در این قسمت به‌صورت جداگانه به برخی کارکردهای برائت از مشرکین می¬پردازیم:
1ـ4ـ4ـ2ـ3ـ وحدت
بى‏شک یکى از اهداف متعالى حج، ایجاد وحدت میان مسلمانان و تشکیل امت واحد اسلامى است. پیامبر گرامى براى رسیدن به اهداف اسلام در جهان، به دنبال تشکیل امت واحد اسلامى بود؛ چراکه بدون تشکیل چنین امتى، امکان به دست گرفتن قدرت جهانى و تأسیس حکومتى فراگیر براى تحقق اهداف کلان اسلامى وجود ندارد. اقامه قسط و عدالت در جهان، بدون خارج کردن قدرتمندان دنیا طلب و مستکبران فزون طلب عملى نخواهد شد و خارج نمودن آنان از صحنه، در گرو وحدت اسلامى و ایجاد قدرتى واحد و منسجم از مسلمانان از هر قوم و ملیت و نژاد و قبیله‏اى است و چون این هدف به‌طور کامل در آخرالزمان و با ظهور حضرت ولى عصر (ارواحنا فداه) تحقّق خواهد یافت، حج با چنین هدفى تشریع شده تا ضمن تحقّق وحدت اسلامى به‌قدر امکان در اعصار مختلف، زمینه وحدت اسلامى به‏طور کامل در آن زمان فراهم باشد.
«یکی از عواملی که سبب وحدت و تقویت انسجام جبهه داخلی می¬شود، وجود دشمن مشترک است. دشمن مشترک سبب انسجام و یکپارچگی داخلی، هویت¬بخشی به جمع درونی و انگیزه¬ای برای تلاش و احساس در راه بودن است؛ زیرا بخشی از هویت با ضدیت معنادار می¬شود . بخشی از کیستی ما مرهون آن است که ما چه کسی نیستیم؛ بنابراین اصل هویت پیوسته با اصل ضدیت مقارن است. ابن خلدون نیز وجود دشمن مشترک را در کنار رفتار منسجم تشکیلاتی از عوامل پایداری عصبیت و هم¬بستگی خویشاوندی و قبیلگی می¬داند.
اسرائیل نیز برای ایجاد هویت در توده نامنسجم یهودی در فلسطین اشغالی از ایده دشمن مشترک برای هویت‌بخشی و انسجام اجتماعی استفاده می‌کند؛ به عبارت دیگر هویت جامعه یهودی ـ اسرائیلی بر پایه یک اصل مشترک قرار گرفت و آن داشتن “دشمن مشترک” ضد یهودی است.
در دوران معاصر نیز بسیاری از صف‌آرایی‌های بین‌المللی و تمدنی از این رهگذر قابل تبیین است. در زمان جنگ سرد بسیاری از سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی و بین‌المللی آمریکا در تقابل با شوروی بود. پس از فروپاشی شوروی، غیبت دشمن مشترک آمریکا را دچار سردرگمی، بی‌هویتی، بی‌معنایی و بی‌هدفی در سیاست خارجی کرد به‌طوری‌که آمریکا برای توجیه رفتارها و هزینه‌های نظامی خود تحت فشار بود ولی اقدامات افرادی مثل صدام و القاعده بهانه بسیار خوبی برای آن‌ها فراهم آورد تا با تقویت پدیده اسلام هراسی نزد افکار عمومی، با شعار مبارزه با تروریسم، اسلام را به‌عنوان دشمن خود در عرصه بین‌الملل معرفی کنند. پیدایش نظریه‌های “پایان تاریخ” فوکویاما و یا “برخورد تمدن‌ها ” از سوی هانتینگتون از همین روست.
به این ترتیب انرژی که آمریکا قبلاً در تقابل با شوروی هزینه می‌کرد متوجه جهان اسلام شد. البته این تهدید در صورتی که مسلمانان را به هویت و عزم مشترک برای مقابله با این دشمن سوق دهد کارکرد انسجام¬بخشی دارد و می‌تواند به یک فرصت تبدیل شود. ولی متأسفانه به دلیل فعالیت استعمارگرانه دشمنان اسلام، نگرانی امنیتی کشورهای اسلامی بیشتر از ناحیه دیگر کشورهای مسلمان‌نشین است تا دشمنان خارجی.
برائت از مشرکین در حج این پیام را برای مسلمانان دارد که آن‌ها باید با وجود همه اختلافات و فرق بر محور توحید و کعبه متحد شوند و همگی کفر و کافران را به عنوان دشمن مشترک خود بدانند؛ یعنی علاوه بر اینکه قبله، پیامبر و کتاب همه مسلمانان یکی است، دشمن آن‌ها نیز یکی است؛ چراکه دشمن مشترک همه مسلمانان علی‌رغم تفاوت‌های سیاسی و جغرافیای آن‌ها در کفر و کافر بودن یکسان است.
در پاسخ به این سؤال که برائت در حج در حالی که کافر و دشمنی در مکه نیست یا اینکه برائت از دشمن به‌طور کلی و بدون تعیین مصداق چه کارکردی دارد می¬توان گفت چنانکه دشمن خارجی واقعی مشترک کارکردهای انسجام¬بخشی و هویت آفرینی دارد، وجود دشمن فرضی و انتزاعی که واقعیت مفهومی و معنایی دارد نیز چنین کارکردی دارد.
وقتی بر چیزی عنوان دشمن بودن اطلاق شد، آنگاه از طرف آن احساس خطر و تهدید می¬شود؛ به عبارت دیگر یکی از کارکردها و بروزات دشمن، تهدید است. “تهدید” کنش و فعلی اجتماعی است که گاهی در یک رفتار و گاهی در قالب کلمات بروز پیدا می¬کند. تهدید لزوماً عملی نمی¬شود بلکه تهدیدکننده می¬خواهد بر شخص تهدیدشونده سلطه یابد و “سلطه” برای رسیدن به اهداف استعماری تهدیدکننده است. در سوی دیگر تهدید، واکنش تهدیدشونده به تهدید وجود دارد که ممکن است به “مقاومت” و عدم تسلیم در مقابل خواست تهدیدکننده ختم شود.
فعل تهدید از آنجا که برخاسته از یک “غیر” است، سبب می‌شود در افراد تهدیدشونده هویت جمعی و وحدت و به دنبال آن عنصر مقاومت در جامعه به وجود آید. نکته مهم در اینجا این است که “ایستادگی، ایستادگی می‌آفریند “؛ یعنی قدرت و توان مردمی که به خاطر تهدید، تسلیم شده‌اند با دیدن نشانه‌های پیروزی جریان “مقاومت” بالا می‌رود. افزون بر این تداوم جریان مقاومت، توانمندی‌های جریان مقاومت را افزایش و توانمندی‌های جریان تهدید را کاهش می‌دهد؛ به عبارت دیگر زمان در رابطه بین مقاومت و تهدید عامل کاستن شدت تهدید و افزایش قوت مقاومت است. به این ترتیب عامل “شرایط” به نفع جریان مقاومت بر خواهد گشت و به این نحو، جریان “مقاومت” می‌تواند به جریان “سلطه” غلبه یابد. »
مراسم برائت از مشرکین در حج کارکردهای سیاسی اجتماعی نیرومندی در ایجاد وحدت در جهان اسلام دارد. از این‌رو امام راحل با فراخواندن عموم زائران و مسلمانان به اعلام برائت از مشرکان، در واقع، به آنان درس اتحاد و همبستگى مى‏دهد و آنان را از تفرقه و اختلاف بر حذر مى‏دارد و خطرات این تفرقه را متذکر مى‏شود که به سود مسلمانان نیست و از مسلمانان مى‏خواهد آنجا که پاى مصالح عالى اسلام و مسلمین در میان است، اختلافات را کنار نهاده و به اتحاد و همبستگى با یکدیگر بیندیشند تا با این اتحاد خود بتوانند کاخ‏هاى ستم را از میان بردارند.
«لازم است حجاج بیت ‏اللَّه الحرام، در این مجمع عمومى و سیل خروشان انسانى، فریاد برائت از ظالمان و ستمکاران را هرچه رساتر برآورند و دست برادرى را هرچه بیشتر بفشارند و مصالح عالیه اسلام و مسلمین مظلوم را فداى فرقه‏گرایى و ملى‏گرایى نکنند و برادران مسلم خود را هرچه بیشتر متوجه به «توحید کلمه و ترک عصبیت‌های جاهلى» که جز به نفع جهان خواران و وابستگان آنان تمام نمى‏شود بنمایند، که این خود نصر

مطلب مرتبط :   ناقص، برات، "، وکالت