دانلود پایان نامه با موضوع خود تنظیمی از بعد زیست شناختی و کارکردهای اجرایی و یادگیری

دانلود پایان نامه

محرک های تنظیم شده ی بیرونی
کنش های ذهنی یا تنظیم های شخصی فرد
فعالیت های پویای مغزی و تنظیم زیر نظام ها(ایرن نژاد،1990؛ ایران نژاد و چیزم، 1992؛ ایران نژاد و گرگ، 2001).
بر اساس نظر ایران نژاد(1990) ساخت و سازهای درونی نیازمند منابع چند گانه هستند و همزمان با یادگیری روی می دهند که وی آن را از ضروریات خود تنظیمی درونی پویا، افزون بر کنترل فعال درونی می داند. به نظر می رسد که سازوکارهای درونی به طور مستقیم همراه با انگیزش ذاتی هستند.
بر اساس منابع چند گانه خود تنظیمی نظریه کارکرد زیستی، یادگیری، بازسازماندهی دانش پایه حسی فرد می باشد.که توسط این منابع سه گانه خود تنظیمی کنترل می شود. در مغز تمامی ریز سیستم ها دارای ظرفیتی برای تنظیم خود به خودی و به صورت پویا هستند. این نوع از خود تنظیمی عهده دار بازسازماندهی اطلاعات در زمینه ی کلی می باشد. این بازسازماندهی نیازمند ریز سیستم ها مغز برای انجام همزمان و خود تنظیمی منعطف درچارچوب الگوی هماهنگ کل مغز می باشد؛ با این حال زمانی که رویدادهای خود تنظیمی پویا به طور همزمان در بسیاری از بخش های مختلف مغز رخ می دهند، رویدادهای خود تنظیمی فعال تنها در یک زمان و یا به طور پی در پی در مغز روی می دهند(ایران نژاد، 1989، 19990). خود تنظیمی پویا و خود تنظیمی فعال دو کیفیت متفاوت از حالت های عملکرد مغز هستند. در حالت کارکرد پویای مغز فعالیت های مختلفی به طور همزمان می توانند با هم رخ دهند. برای مثال یک شخص به طور همزمان می تواند ببیند، بشنود، بچشد، و کنجکاو باشد یا مضطرب. در عین حال شخص می تواند در یک مکان و در یک زمان به طور جداگانه ببیند، بشنود و یا غذا را مزه کند و این به دلیل توجه به این واقعیت است که فعالیت های مختلف نیازمند حالتی فعال می باشد تا اجرایی شوند. از سوی دیگر خود تنظیمی فعال، عملکرد متقارن یا همگون با شیوه های کارکرد مغز دارد. و این امر به دلیل”تکاپو برای یاد آوری رویدادهای تحت کنترل و تمرکز منحصر به فرد ذهن به واسطه ی توجه” می باشد(ایران نژادو گرگ، 2001).
اگر هماهنگی میان این دو مجموعه فرایند به درستی صورت گیرد، مدرسان می توانند به سوی فرایندهای داخلی پویا برای بازشناخت الگویی در دسترس رهنمون شوند و یادگیری را ارتقا بخشند و موجب سازماندهی مجدد و خود به خودی شوند و تجربیات گذشته با توجه به مجموعه ی جدیدی از منابع کمکی، تفسیر مجدد گردد(ایران نژاد،1990).
هماهنگی و تعادل بین عملکرد خود تنظیمی فعال و خود تنظیمی پویا دارای اهمیت بسیاری است(ایران نژاد و گرگ،2004). واقعیت امر آن است که اگر یادگیرنده بیش از اندازه به عملکرد پویا متکی باشد، امکان دارد گرفتار خطر یکپارچگی بیش از اندازه ی دانش گردد، و جزئیات واقعی را از دست دهد. در مقابل تکیه بیش از اندازه بر عملکرد فعال، منجر به جداسازی دانش مورد نظر به واسطه ی دانش بصری پایه می گردد. به عنوان نتیجه برخی از مربیان و اساتید در آموزش و تدریس به یادگیرنده گان زمان سختی را سپری می کنند. بر خلاف برخی دیگر که معمولا به تدریس خود آگاهی دارند، با این حال آنها مسائل را در حوزه ی شخصی حل می کنند، تا یادگیرنده گان تا اندازه ی زیادی متکی به فرایندهای فعال برای انجام وظایف مربیان خود به صورت خود کار شوند. ایران نژاد و گرگ در این باره بحث می کنند که آموزش مؤثر بایستی به گونه ایی باشد که به یادگیرنده در «فهمیدن و یادگیری عملی به عنوان زمینه ی کلی و بازسازماندهی دانش کلی فرد» کمک کند و بتواند یادگیرنده را از سطح فعلی دانش ارائه شده آگاه سازد. نتیجه ی پژوهش ایران نژاد و چیزم (1992) از این فرض پشتیبانی می کند که کنترل درونی پویا بستگی به منابع درو نی خود تنظیمی در فرایند یادگیری دارد. نتایج پژوهش همچنین برتری یادگیری پویا بر یادگیری فعال را نشان داد این پژوهش حاکی از این نتیجه بود که علاقه و پشتکار هردو حائز اهمیت هستند؛ یادگیری علاقه محور نسبت به یادگیری کوشش محور احتمال بیشتری دارد که موفق شود؛ بنابراین از این پژوهش می توان چنین نتیجه گیری کرد که خود تظیمی پویا برای یادگیری بخش مهمی محسوب می شود.
16-2. خود تنظیمی از بعد زیست شناختی:
یکی از حوزه های تحقیقاتی امید بخش، مفهوم خودتنظیمی از بعد زیست شناختی است.پژوهش هایی که در تلاش هستند تا مبنای زیست شناختی برای فرایندهای خود تنظیمی ارئه نمایند، در درجه اول بر بخش های گوناگون مغز و بر جریان رشد دوران کودکی تأکید می نمایند. تجربه ها نشان می دهد که توانایی خود تظیمی یکی از مهمترین مؤلفه های انطباق انسان با جهان به شمار می آید(دیمیتریو،2000؛ به نقل از بیجرانو،2007).دیمیتریو معتقد است که بروز رفتارهای خود نظم یافته مستلزم رشد و تکامل ارگانیسم در حد مطلوبی است. در درجه ی اول، ارگانیسم باید قادر به نظارت براعمال و رفتار، آگاهی از فعالیت ها و میزان اثربخشی آنها، توانایی بازنمایی اعمال، آگاهی از خاطره ها، علاقه هاو مهارت های حل مسئله و توانایی اصلاح فعالیت های کنونی به منظور اثر بخشی هر چه بیشتر فعالیت های آینده باشد. نظریه ی خود تنظیمی از بسیاری جهات بر پایه نظریه نظام های کنترل غیر ارادی یا فرمانشی قرار دارد(کارور و اسکیر،1982به نقل از هاگوی،2009).کارکرد ترموستات یک استفاده رایج از رفتار خود تنظیم یافته است. وظیفه ی ترموستات بررسی دمای فعلی محیط و در صورت لزوم تنظیم دما براساس آن است.این احتمال وجود دارد هنگامی که تغییر شرایط اجتماعی و محیطی به نابودی سایر گونه ها منجر گرد، توانایی خود تنظیمی ضامن بقای انسان به شمار رود(زیمرمن،2005).شماری از کارکردها و ساختارهای گوناگون مغز با توانایی خود تنظیمی در ارتباط می باشند. ناحیه ی کورتکس پیش آیندی که، از آن به عنوان مکان هوشیاری نام برده می شود. به عنوان یکی از بخش های مهم مغر در بروز رفتار های خود تنظیم یافته مطرح گردیده است. این بخش تنها ناحیه ی مغز در دریافت اطلاعات از تمام گیرنده های حسی بوده و آسیب وارده به این ناحیه، به ناتوانی در طرح ریزی یا اصلاح اشتباه های رفتاری می انجامد(بانفیلد و سایرین،2004؛ به نقل از هاگوی). این بخش هنگامی که فرد در حال به خاطر سپاری، توجه و تصمیم گیری است، فعال گردیده واهمیت آن در خلال فرایندهای خود تنظیمی محرز گردیده است(همان)
بخش کورتکس کمربندی پیشین به عنوان ناحیه ایی تأثیرگذار در کنترل شناختی و رفتار شناخته می شود(کرنس و سایرین،2004).این ناحیه نقش مهمی در برطرف ساختن تعارض ها از راه برقراری ارتباط میان فرایندهای رفتاری و شناختی برعهده دارد آمیگدال به عنوان یکی دیگر از قسمت های مهم مغز، وظیفه ی شناسایی محرک های مرتبط و ایجاد واکنش های مناسب نسبت به محرک های گوناگون را بر عهده دارد(اچسنر،گراس،2004؛ به نقل از هاگوی 2009). استراتیوم در بروز رفتارهای تقویت شونده و تمایز قائل شدن میان این گونه رفتارها و رفتارهای غیراز این نوع، نقش مهمی را ایفا می نماید(ناتسون و سایرین،2001؛به نقل از هاگوی، 2009). نتایج حاصل از تحقیقات در بعد زیست شناختی به افزایش درک ما از تأثیر نواحی خاص مغز بر فرایندهای خود تنظیمی منجر گردیده است.دسته دیگری از تحقیقات در بعد زیست شناختی به این موضوع می پردازند که خود تنظیمی همواره بر کارکردهای شناختی در سطوح بالا(استدلال یا حل مسئله) تأثیر گذار است؛ اما هیچ تأثیری بر کارکردهای شناختی سطوح پایین همچون یادگیری طوطی وار یا به خاطر آوردن اطلاعات، برجای نمی گذارد(اشمایکل وسایرین،2003).چنین تأثیرگذاری بر فرایندهای شناختی سطوح بالا مهر تأییدی است بر این ادعا که خود تنظیمی چیزی بیش از یک مهارت از پیش آموخته شده به حساب می آید. اشمایکل و همکاران به وجود رابطه بین مؤلفه های هوش سیال همچون استدلال، پرداختن به امور انتزاعی و منطق اذعان نمودند؛ همچنین تحقیقات اشمایکل نشان داده اند که رفتارهای خود تنظیم یافته همواره تأثیری بر کارکردهای شناختی بازیابی اطلاعات، لغت ها و دانش عمومی بر جای نمی گذارند(اشمایکل وسایرین،2003). افزون بر این آثار آرمیدگی و تشویق رابطه ی معکوس با کاهش نیروی خود تنظیمی دارد. تشویق یا تجارب هیجانی موفقیت امیز به جایگزینی هر چه سریع تر نیروی تحلیل رفته ی خود تنظیمی منجر می گردد(تیس و همکاران، 2007).
17-2. آموزش خود تنظیمی
در سال های اخیر برنامه های متعددی تدوین شده اند که به کمک آنها می توان خود تنظیمی را به دانش آموزان آموزش داد. یکی از برنامه های موفق آموزش خودتنظیمی تغییر شناختی – رفتاری است که به صورت زیر تعریف شده است: تغییر دادن رفتار آشکار فرد به وسیله دستکاری فرایندهای فکری نهان او. برنامه های آموزشی تغییر شناختی – رفتاری هم شامل عناصری از رفتارگرایی و هم شناخت گرایی است. از آنجا جنبه رفتاری دارد که اصول مهم تقویت را به کار می بندد. اما از آنجا که بر استفاده از فرایندهای شناختی برای ایجاد تغییر در رفتار تاکید می کند، جنبه شناختی دارد. در برنامه های آموزشی خود سازمانی (خودتنظیمی) وابسته به تغییر شناختی – رفتاری، به منظور ایجاد توانایی پذیرش مسئولیت یادگیری در یادگیرنده به او مهارت های چهارگانه تعیین هدف، نظارت بر رفتار خود، سنجش رفتار خود و اعمال پاداش شخصی آموزش داده می شود. به توضیح مختصر این مهارت ها می پردازیم( سیف، 1387).
1-17-2. تعیین هدف :
منظور از تعیین هدف به وسیله یادگیرنده این است که او بتواند مقاصد یادگیری خود را شخصا انتخاب کند. پژوهشهای آموزشی نشان داده اند که هدفهای واقع بینانه ای که به وسیله خود یادگیرندگان تعیین می شوند از هدفهایی که معلم برای آنان تعیین کند مفیدترند. بنابراین معلمان باید به دانش آموزانشان کمک کنند تا هدفهای یادگیری را برای خودشان برگزینند.
2-17-2. نظارت شخصی:
پس از آن که هدفهای یادگیری به وسیله دانش آموز تعیین شدند، لازم است مرتباً تحت نظارت قرار گیرند. یعنی در جریان پیشرفت یادگیری، دانش آموزان باید اطمینان کسب کنند که به سوی هدف پیش می روند واز آن دور نمی افتد (اگن و کاوچک، 2001، به نقل از سیف، 1387).
3-17-2. خود سنجی:
خودسنجی یعنی وارسی چگونگی پیشرفت یادگیری به وسیله خود یادگیرنده، هر چند که از نظر معلمان درباره ی پیشرفت یادگیرندگان بسیار ارزشمند است، اما می توان به یادگیرندگان یاد داد، تا خودشان نیز درباره ی کارهایشان داوری کنند. کمک به دانش آموزان برای انجام خودسنجی معتبر، بر اساس مشاهدات شخصی، مهم ترین وظیفه ی وابسته به آموزش و پرورش رودرروی معلمان است.
4-17-2. تقویت شخصی:
سرانجام اینکه پس از خودسنجی، یادگیرنده باید بتواند خودش را تقویت کند. یادگیرنده های خود نظم ده یا خود سامان گر (خود تنظیم) برای موفقیت هایشان خودشان را تشویق و برای شکست هایشان خودشان را سرزنش (تنبیه) می کنند. بندورا (1986) می گوید یادگیرنده گانی که علاوه بر تعیین هدف برای خود و نظارت برپیشرفت، برای موفقیتشان خود را تقویت می کنند، از یادگیرنده گانی که فقط تعیین هدف می کنند و بر پیشرفت خود نظارت اعمال می نمایند اما تقویت شخصی را به کار نمی گیرند، موفق ترند (سیف، 1387).
18-2.پیشینه پژوهش
در زمینه ی کارکردهای اجرایی و یادگیری خود تنظیمی به صورت ترکیبی در داخل و خارج از کشور پژوهشی یافت نشد اما به صورت جداگانه پژوهش هایی هم در داخل و هم در خارج کشور انجام شده است که در این قسمت ذکر می گردد: