دانلود پایان نامه با موضوع تاریخچه و پیشینه نظری مفهوم خود تنظیمی و نظریه یادگیری اجتماعی

دانلود پایان نامه
8-2. تاریخچه و پیشینه نظری مفهوم خود تنظیمی :
در تاریخ روان شناسی می توانیم شاهد نظریه ها و تحقیقات گوناگونی در ارتباط با مفهوم خود تنظیمی باشیم. ارسطو معتقد بود انسان با تفکر قادر است به موفقیت بیشتری در فعالیت ها دست یابد(رس،1965-1877؛ به نقل از هاگوی، 2009).
ویلیام جیمز (1890) با قرار دادن مفهوم اراده در کانون نظریه خود، زمینه را برای رشد نظریه خود تنظیمی آماده ساخت. جیمز با بیان مثال برخاستن از تخت خواب گرم در یک روز سرد زمستانی به واسطه ی نیروی اراده نشان داد که نیروی اراده فرد را قادر به انجام تکالیف و دستیابی به موفقیت های هر چه بیشتر در زندگی می سازد.
به موازات رشد رشته های روان شناسی، مفهوم نیروی اراده به بخش مهمی از نظریه های روان شناسی مبدل گردید و زمینه را برای توجه به مفهوم خود تنظیمی مهیا ساخت(به نقل از هاگوی، 2009).نظریه شناختی با تأکید بر آگاهی از افکار و جریان یادگیری بخش مهم دیگری را در نظریه خود تنظیمی تشکیل می دهد.
راتر در مکتب نظریه شناختی، نظریه یادگیری اجتماعی را مطرح نمود او با بیان مفهوم کانون کنترل ، یعنی توانایی افراد در بروز رفتار بر اساس خواست فردی، یکی از پیشگامان ایده ی خودتنظیمی به حساب می آمد.بندورا (1997) به نقل از کلیری (2009) در نظریه شناختی اجتماعی خود به طور مستقیم از مفاهیم خودکارآمدی و خودتنظیمی صحبت به میان آورد.یکی از مفاهیم اصلی نظریه بندورا، توانایی افراد در پردازش فعالانه اطلاعات و هدایت رفتار بر اساس آن تحت عنوان خود تنظیمی است. نظریه یادگیری اجتماعی- شناختی زمینه ایی را برای رشد ایده ی خودپنداره که بعدها به خود تنظیمی مبدل شد، فراهم ساخت. خودپنداره به چگونگی برانگیختگی، سازماندهی و تنظیم افکار و رفتارها در فرد می پردازد.خودپنداره متشکل از مؤلفه های گوناگون از جمله عزت نفس،خودادراکی و خودکارآمدی است، در آن زمان خود تنظیمی به عنوان یکی از ویژگی های کنترل کننده و یا تغییر دهنده ی رفتار فرد مورد توجه قرار گرفت( گراوز، 2003).
جان فلاول(1971) به عوان اولین کسی که به پژوهش در خصوص فرایندهای خود تنظیمی پرداخت، شناخته شده است.تعبیر او از خود تنظیمی یعنی فراحافظه به شناسایی مهارت های شناختی و مطلوب ترین شکل کاربرد این مهارت ها اطلاق می شود(به نقل از هاگوی، 2009).فلاول و ویلیام بر اهمیت به کار گیری فنون گوناگون به منظور بهبود رفتار و حافظه اذعان نمودند، در حالی که ایده ی خود تنظیمی و مفاهیم مرتبط با آن در طی سال ها تحقیقات گوناگون ، به ویژه در سه دهه ی اخیر قابل مشاهده است، هنوز ابهام ها و سؤال های بدون پاسخ زیادی در این باره وجود دارد(میشل، 2004؛ به نقل از هاگوی ،2009)
9-2. تعریف یادگیری خودتنظیمی
تعریف های نظری مختلفی از خودتنظیمی ارائه شده که به برخی از آنها می پردازیم:
زیمرمن(1994، به نقل از فرهمینی فراهانی و همکاران، 1387) یادگیری خود تنظیمی را نوعی از یادگیری که در آن افراد تلاش های خود را برای فراگیری دانش و مهارت بدون تکیه به معلم و دیگران، شخصاً شروع کرده و جهت می بخشند تعریف می کند. به عبارت دیگر در این یادگیری افراد مهارت هایی برای طراحی و کنترل و هدایت یادگیری خود دارند و تمایل دارند یاد بگیرند و قادرند کل فرایند یادگیری را ارزیابی کنند.
یادگیری خودنظم دهی (خودتنظیمی) عبارت است از خودزایی و خود وارسی افکار، احساسات و رفتارها به منظور رسیدن به هدف که این اهداف می توانند تحصیلی باشند، مانند؛ تصحیح و بهبود میزان درک و فهم هنگام خواندن، سازمان یافته تر کردن نوشته ها، چگونگی انجام عمل ضرب و پرسیدن سؤالات مرتبط (بیابان گرد، 1384).
خودتنظیمی در واقع فرآیندی است که فرد می تواند به طور خود پیرو و مستقل زندگی خود را در جهت اهداف خودتنظیم کند و در این راه توانایی به تأخیر انداختن و ارضای آنی وفوری نیازهای خود را داراست (اورتت، 2005).
می توان گفت توانایی خود تنظیمی به فرد امکان می دهد تا بر رفتارهایش کنترل و نظارت داشته باشد. یعنی رفتارهایش را ارزیابی کند، آنها را با معیارهای خودش بسنجد و در مورد شخص خود تقویت و تنبیه اعمال کند. به بیان دیگر، یادگیرندگان خود تنظیم کسانی هستند که به گونه مؤثر قادرند یادگیری خود را نظم داده و از راه های مختلف به آموزش خود کمک کنند(سیف، 1387).
خود تنظیمی به توانایی دانش آموزان برای فهمیدن و کنترل یادگیری شان اشاره می کند و اساساٌٌ جهت موفقیت در دوره های درسی است. به عقیده شرو و بروکز (2001) تمایل و مهارت مؤلفه های خود تنظیمی هستند و دانش آموزان در صورتی می توانند پیشرفت زیاد و همیشگی داشته باشند که برنامه چهار مرحله ایی زیر را به کار برند :
زمان کافی صرف کنند (یعنی برای یادگیری تلاش کنند و زمانی که یادگیری مشکل است پشتکار داشته باشند).
پایه علمی یکپارچه و منسجم داشته باشند.
مجموعه ایی از راهبردهای درست را برای دروس توسعه دهند.
به این مسئله اعتقاد داشته باشند که اگر آنها مراحل یک تا سه را رعایت کنند موفق خواهند شد بدون مهارت های خود تنظیمی دانش آموزان در معرض خطر افت تحصیلی یا شکست هستند زیرا مشکلات یادگیری خود را به فقدان توانایی نسبت می دهند(شرو و بروکز، 2001).
خودتنظیمی شامل یک رهبری شناختی است که مستلزم عواملی است از قبیل: انطباقهاو تصمیم گیری های مداوم، آگاهی برای کسب برداشتی معتبر و هوشمندانه از موقعیت و آمادگی برای بازتاب آنچه در فعالیت های تحصیلی و به طور کلی در زندگی، باید انجام شود، آنچه انجام می شود و آنچه انجام شده است. اکتساب این مهارت لزوما با رشد طبیعی مرتبط نیست و همانند دیگر تواناییها یا ظرفیت ها، باید به طور آشکار آموخته شود(زیمرمن و شانک، 1994، به نقل از لیزارگا، 2003).
خود تنظیمی کنترل داشتن بر رفتارها هیجان ها و افکار است(انیولا، 2007).
10-2. ابعاد خودتنظیمی
برای پاسخ دادن به این پرسش که چه چیزی خود تنظیمی را شکل می دهد، زیمرمن (1998) یک چهارچوب مفهومی را ارائه داد. این چهارچوب می تواند براساس 6 سوال اساسی مشخص شود که در جدول (2-2 به همراه فرایندهای خود تنظیمی مهم نشان داده شده است.
جدول (1-2) ابعاد خود تنظیمی