دانلود پایان نامه با موضوع الگوهای یادگیری خود تنظیمی و الگوهای یادگیری خود تنظیم

دانلود پایان نامه
14-2. الگوهای یادگیری خود تنظیمی
الگوهای خود تنظیمی به معرفی راهبردهایی می پردازندکه دانش آموزان برای تنظیم کارکرد شخصی، عملکرد تحصیلی و محیط یادگیری خود از آنها استفاده می کنند از این رو تاکنون راهبردهای مختلفی در متون ادبی مختلف به عنوان راهبردهای خود تنظیمی در این حوزه ها معرفی شده است. برخی از الگوهای خود تنظیمی یادگیری عبارتند از: الگوی پنتریچ، کارور و شی یر، بوکارتس، هاک هاسن و کول، کرنو، بیگز، بوکائرتز و زیمرمن که در زیر به توضیح برخی از آنها می پردازیم.
1-14-2. مدل بیگز (یادگیری سطح بالا):
بیگز معتقد بود که در یادگیری واقعی و موثر دانش آموزان باید بر انجام تکالیف و راهبردهای شناختی مورد استفاده در تکالیف آگاهی و کنترل داشته باشند. بر این اساس مدل بیگز شامل عوامل پیشگو، عوامل فرایندی و متغیرهای تولیدی است. در این مدل عوامل فردی مانند دانش قبلی، عوامل محیطی مانند روش های تدریس و آنچه که فرد برای انجام تکلیف بدان نیازمند است همگی جزو عوامل پیشگو هستند.
عوامل انگیزشی و راهبردهای شناختی مورد استفاده دانش آموز در انجام تکلیف، عوامل فرایندی را تشکیل می دهند و سرانجام بر اساس این مدل عمل و نتیجه ی امتحان و به یادآوری مطالب عوامل نیز متغیرهای تولیدی هستند. براساس این مدل یادگیری سطح بالا زمانی اتفاق می افتد که دانش آموز براساس تکلیف مورد نظر سعی می کند تا از راهبردهای مناسب شناختی استفاده کند. امروزه مدل یادگیری سطح بالای بیگز را جزو مدل های یادگیری خود تنظیم به حساب می آورند(رز و همکاران، 2003).
2-14-2.مدل کارور و شی یر( 1990):
کارور و شی یر مدل قابل تعمیمی از خود تنظیمی تهیه کرده اند که درگیری خودنظم یافته افراد را در تکالیف تولید می کند.آنها معتقدند که وقتی شخص هدفی را دنبال می کند، اگر با مانعی مواجه شود موقعیت را بازبینی می کند. درگیر شدن در این بازبینی یادگیرنده گان را به ارزیابی این مسئله هدایت می کند که اگر تلاش بیشتری کنند و طرح خود را تغییر داده و اصلاح نمایند تا چه اندازه می توانند به هدفشان نزدیک شوند. حال اگر اطمینان و امیدواری وجود نداشته باشد فرد بر اساس طرح قبلی خود تلاش می کند و کار را در جهت اولیه ادامه می دهد، وقتی که فرد به بازبینی پیشرفت خود می پردازد و در مورد آن قضاوت می کند عواطف حاصل از این نظارت و قضاوت بر درگیری بعدی تأثیر می گذارد و این قضاوت ها نیز به نوبه ی خود بر اساس سطح اطمینان و امیدواری فرد شکل می گیرد(کارور و شی یر،1990؛ به نقل از صفاریان طوسی،1375).
مدل کارور و شی یر سه استدلال مهم در بر دارد:
وقتی بین وضعیت فعلی واهداف اختلافی دیده شود یادگیرنده پیش بینی می کند که می تواند این اختلاف را کاهش دهد.
پیشرفت در تکلیف تحصیلی به میزان کمتر از حد مورد انتظار و به طور مکرر ممکن است عاطفه(نگرش ) منفی ایجاد کند. این حالت ممکن است باعث شود زمانیکه یادگیرنده با مانع برخورد می کند تکلیف را رها سازد.
بازخورد حاصل از این درگیر شدن در تکلیف امری درونی است یعنی چنین بازخوردی را خود فرد به خویشتن داده و از بیرون و از ناحیه دیگران نیست(کارور و شی یر،1990؛ به نقل از صفاریان طوسی،1375).
3-14-2. مدل واین و هدوین (1998) :
مدل چهار مرحله ایی یادگیری خودتنظیم واین و هدوین شامل : تعریف ماهیت تکلیف، انتخاب هدف و برنامه ریزی، وضع قانون و مقررات و تعدیل و سازگاری است. در طی مرحله ی اول یادگیرنده نسبت به ماهیت تکلیف، منابع و تغییرها و عوامل سازنده تکلیف آگاه می شود.در مرحله دوم یعنی انتخاب هدف و برنامه ریزی یادگیرنده اهداف و برنامه چگونگی انجام تکلیف را مشخص می کند. یادگیرنده در مرحله ی سوم قوانین و راهبردهای مطالعه را وضع می کند و با به کارگیری راهبردهای شناختی برنامه ایی که در مرحله قبل آماده کرده بود را به اجرا در می آورد.مرحله ی تعدیل و سازگاری مرحله ی آخر است که در این مرحله یادگیرنده می بایست راهبردهای شناختی نامتناسب با مراحل قبلی را تغییر دهد(رز و همکاران، 2003).
4-14-2. مدل بوکائرتز(1999) :
بنابر نظر بوکائرتز (1999) خود تنظیمی به معنی قادر بودن بر توسعه ی دانش، مهارتها و رفتارهایی است که می توانند از یک بافت یادگیری به بافت دیگر و نیز از موقعیت های یادگیری که این اطلاعات از آن به دست آمده به بافت کار و اوقات فراغت منتقل شوند.
بوکائرتز معتقد بود که درک ما از یادگیری خود تنظیم از طریق سه مکتب فکری شکل گرفته است:
مطالعات در مورد سبک های یادگیری
مطالعات درباره ی فراشناخت و سبک تنظیم
نظریه های مربوط به خود، که براساس این مکاتب فکری وی مدل سه لایه ایی را برای یادگیری خود تنظیمی ارائه کرده است. در این مدل میانی ترین لایه مربوط به تنظیم شیوه های پردازش اطلاعات است. لایه وسط نشان دهنده ی تنظیم فرایندهای یادگیری(فراشناخت) است. و بیرونی ترین لایه مربوط به تنظیم خود می باشد.
به اعتقاد بوکائرتز یادگیری خودتنظیم دنباله ایی از فرایندهای شناختی عاطفی است که به صورت دوطرفه و با یکدیگر بر مؤلفه های مختلف نظام پردازش اطلاعات عمل می کنند و سازه ی پیچیده ی یادگیری خود تنظیم در واقع نقطه ی تلاقی بسیاری از حوزه های مختلف تحقیق مربوط به مکاتب فکری ذکر شده است(بوکائرتز، 1991؛ به نقل از طلوع تکلیفی، 1382).
5-14-2. مدل زیمرمن(2000- 1989) :
این مدل براساس دیدگاه یک وجهی (تعامل شخصی ، رفتار و محیط) بندورا که دیدگاهی شناختی اجتماعی است شکل گرفته (رز و همکاران، 2003) ،از این دیدگاه، یادگیری خود تنظیم در سه مرحله تشکیل می شود: آینده نگری، کنترل ارادی عملکرد و فرایندهای خود انعکاسی(خود واکنشی). مرحله آینده نگری شامل هدف گزینی، انتخاب راهبردها و باورهای خود انگیزشی است. مرحله ی دوم یادگیری خود تنظیم در این مدل خودآموزش دهی و به کار گیری راهبردهای انجام تکالیف تشکیل می دهد و مرحله سوم این مدل مربوط به خود واکنشی یا خود انعکاسی است که شامل فرایندهای خود انعکاسی،؛خود قضاوتی و خود ارزشیابی می شود.براساس این مدل دانش آموزانی که در هر یک از این مراحل به درستی عمل نکنند از یادگیری خود تنظیمی پایین تری برخوردار می شوند(زیمرمن، 2000-1989،رز و همکاران، 2003).