دانلود پایان نامه با موضوع اختلال وسواس اجباری و یادگیری خود تنظیمی

دانلود پایان نامه
همچنین ویناکه انواع تفکر را در دو دسته کلی استدلال و تخیل قرار داده است. وقتی فرد با یک تکلیف یا مشکل روبرو می شود، که برای حل آن به یک رشته فعالیت منطقی و مشکل گشایی(حل مسئله) اقدام می کند به استدلال می پردازد. راه حل مستلزم بازسازی تجارب گذشته و عمل کردن بر روی آنهاست تا ارائه ی پاسخ ها بر مبنای عادات .بنابراین استدلال به یک تکلیف با هدف ارائه شده از بیرون وابسته وابسته است(به نقل از سیف،1386).
نتیجه به دست آمده از این فرضیه با نتیجه پژوهش امیک و ولش(2004) همخوانی دارد.زیرا آنها به این نتیجه دست یافتند که استدلال فرضی – قیاسی و استدلال قیاسی با کارکردهای اجرایی رابطه دارد.
علاوه بر این کارولی آیرلی و ریگز (2007) دریافتند که استدلال راهبردی به واسطه شیوه ایی که کودکان سعی می کنند درباره آن تکلیف فکر کنند تغییر می کند. در واقع استفاده از جملات ساده و روشن به جای جملات استاندارد موجب تسهیل، بهبود در پاسخگویی و استدلال کودکان می شد، که این یافته نیز با نتیجه به دست آمده از این فرضیه همخوانی دارد.
این یافته همچنین با تحقیق میکو وهمکاران (2009) که در فصل دوم ذکر شد، همخوانی دارد. نتیجه تحقیق آنها این بود که در حوزه کارکرد اجرایی استدلال عملکرد افراد هر دو گروه آزمایش پایین تر از افراد گروه کنترل بود.
همچنین در تحقیقی محمدی ازندریانی (1390) به این نتیجه رسید که بین دوگروه دانش آموز با عملکرد تحصیلی ضعیف و قوی در متغیر استدلال تفاوت وجود ندارد.که این نتیجه با یافته حاصل از این تحقیق همخوانی ندارد.
فرضیه دوم :
بین دو گروه دانش آموزان با سطوح خودتنظیمی بالا و پایین در کارکرد اجرایی برنامه ریزی – سازماندهی تفاوت وجود دارد.
برای پاسخگویی به فرضیه دوم در مورد اینکه بین کارکرد اجرایی سازماندهی- برنامه ریزی در دانش آموزان با یادگیری خود تنظیمی بالا وپایین تفاوت وجود دارد، با توجه به نتایج می توان گفت بین کارکرداجرایی سازماندهی-برنامه ریزی در دانش آموزان با خود تنظیمی بالا و پایین تفاوت وجود دارد، در نتیجه فرض محقق مورد تأیید قرار می گیرد و فرض صفر رد می شود.
همانطور که در فصل دوم اشاره شد، کریک( 2002)سازماندهی توانایی مرتب کردن و یا جای دهی اجزا مطابق با اصول مشخص و از پیش تعیین شده می باشد (به نقل از سلطانی کوه بنانی1384). داس، ناگلیری و کیربی نیز برنامه ریزی را هم رهبری و هم هدایت رفتار می دانند، به ویژه هنگامی که کودک با یک موقعیت جدید روبرو می شود.
همچنین گارنر(2009) بیان می کند که در سطح پایین سازماندهی از حواسپرتی جلوگیری می کند. در سطح بالاتر این مهارت به افراد اجازه می دهد زمان را به طور مؤثر مدیریت کنند، الویت بندی هایشان را کنترل کنند و سلسله مراتب تکلیف را حفظ کنند.سازماندهی در هر دو سطح باعث موفقیت در کلاس درس می شود.
نتیجه به دست آمده از این فرضیه با نتیجه تحقیق میکو و همکاران (2009) که کارکردهای اجرایی رادر مبتلایان به اضطراب و افسردگی با افراد سالم مقایسه کردند همخوانی دارد. نتیجه تحقیق آنها این بود که در حوزه برنامه ریزی عملکرد افراد هردو گروه آزمایش پایین تر از گروه شاهد بود.آنها همچنین به این نتیجه رسیدند که افرادی که بیشتر مضطربند نمره پایین تری از آزمون کارکردهای اجرایی در حوزه برنامه ریزی کسب خواهند کرد، و افرادی که شدت اضطرابشان کمتر است ، نمره بالاتر به دست خواهند آورد.
درپژوهشی با عنوان ” بررسی اثربخشی مهارتهای حل مسئله بر میزان یادگیری خود تنظیمی دانش آموزان ” این نتیجه به دست آمد که آموزش مهارتهای حل مسئله بر یادگیری خود تنظیمی اثر بخش است(فضل1387).
در تحقیقی با عنوان”مقایسه ی کارکردهای اجرایی در دانش آموزان با عملکرد تحصیلی ضعیف و قوی ” محمدی ازندریانی ( 1390) به این نتیجه رسید که بین دوگروه در متغیر سازماندهی- برنامه ریزی تفاوت وجود دارد و افراد با عملکرد تحصیلی بالا در متغیر سازماندهی- برنامه ریزی نسبت به افراد با عملکرد تحصیلی پایین قوی ترند.نتیجه به دست آمده از این تحقیق با نتایج حاصل از تحقیق حاضر همخوانی دارد.
همچنین فیروزی (1389) به این نتیجه رسید که میزان کارکرد اجرایی سازماندهی -برنامه ریزی در دو گروه از دانش آموزان با اضطراب امتحان بالا و پایین تفاوت معنی دار و جود ندارد. که این نتیجه مغایر با نتیجه به دست آمده دراین تحقیق است.
باتن وهمکاران (2006) عملکرد برنامه ریزی را در اختلال وسواس اجباری بررسی کردند و بیان کردند که عملکرد افراد گروه آزمایش و گروه گواه در حوزه برنامه ریزی تفاوت ندارد.این نتیجه مغایر با یافته تحقیق حاضر است.
فرضیه سوم
بین دوگروه دانش آموزان با خود تنظیمی بالا و پایین در کارکرد اجرایی حافظه کاری تفاوت وجود دارد.
برای پاسخگویی به فرضیه دوم در مورد اینکه بین کارکرد اجرایی حافظه کاری در دانش آموزان با یادگیری خود تنظیمی بالا وپایین تفاوت وجود دارد، با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت بین کارکرد اجرایی در دانش آموزان با خود تنظیمی بالاو پایین تفاوت وجود دارد. در نتیجه فرض محقق مورد تأیید قرار می گیرد، و فرض صفر رد می شود
همانطور که در فصل دوم اشاره شد، استگمن(2004)حافظه ی فعال توانایی نگهداری اطلاعات در ذهن در هنگام انجام امور پیچیده است.و از جمله فاکتورهای مؤثر در یادگیری است (به نقل از گدرکل، 2007). حافظه کاری شامل یک مجری مرکزی و چند سیستم فرعی است. مجری مرکزی سیستم کنترل توجه ایی است که در هماهنگ نمودن و سازماندهی عملکرد تکالیف مختلف، توجه انتخابی، جابجایی توجه، بازدازی توجه و برنامه ریزی درگیر است( تروکسلین، 2005، بدلی، 1986؛ به نقل از الهی، فلاح،1388).
نتایج این فرضیه با تحقیق عابدی و همکاران (1386) همخوانی دارد.آنها به این نتیجه رسیدند که عملکرد کودکان دچار ناتوانی یادگیری در کارکردهای اجرایی حافظه ی کاری به طور معناداری ضعیف تر از عملکردکودکان عادی است.
دارک(1998) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که افراد با اضطراب امتحان بالا نسبت به افراد با اضطراب امتحان پایین نمره پایین تری در آزمون فراخنای اعداد(نشان دهنده ی اندوزش در حافظه است) و فراخنای خواندن(که نشان دهنده ی توانایی اندوزش در درحافظه و پردازش از حافظه است) کسب می کنند، این نتیجه با نتیجه حاصل از این فرضیه همخوانی دارد.
محمدی ازندریانی ( 1390) به این نتیجه رسید که بین دوگروه در متغیر حافظه ی کاری تفاوت وجود دارد و افراد با عملکرد تحصیلی بالا در متغیر حافظه ی کاری نسبت به افراد با عملکرد تحصیلی پایین قوی ترند نتیجه به دست آمده از این تحقیق با نتایج حاصل از تحقیق حاضر همخوانی دارد.