دانلود پایان نامه ارشد درباره تعلیم و تربیت و زبان فرانسه

دانلود پایان نامه
به نام جهانگیر گورکانی پادشاه هند به زبان فارسی مینویسد و آن را فرهنگ جهانگیری مینامند. از این پس
این کلمه به معنای کتاب لغت یا لغت نامه به کار میرود. مانند فرهنگ برهان قاطع، فرهنگ رشیدی، فرهنگ
معین و … گشایش فرهنگستان ایران در سال 4 31 1 شمسی، کاربرد تازه ای از واژه فرهنگ بوجود آورد و در
1
Edward Taylor
9
مقابل کلمه «آکادمی» در زبان فرانسه جای گرفت، به معنای انجمنی رسمی از اهل علم و ادب و هنر برای
پذیرش واژهها و آرایش و پیرایش زبان (دیبا، 378 1).
واژه فرهنگ را در ادبیات انگلیسی معادل کلمه “culture” می دانند که سابقه آن نسبت به معادل فارسی خود
کمتر می باشد. این واژه از نظر لغوی با معانی “کشت و زرع”، “پرورش حیوانات” و همچنین با مفهوم
“عبادات دینی” ارتباط داشته است. آنچه از این گونه ارتباطات لغوی درک می شود اشاره لغت “culture” به
پرورش و تربیت انسانی با هدفی خاص است. اما این لغت در میان اندیشمندان غرب که آن را به صورت
امروزی خود به کار می برند به طرق مختلف شرح داده شده که به نظر می رسد مشترکاتی می توان بین این
تعاریف به دست آورد (مظفر و همکاران، 391 1).
2- 1- 1-2- ریشه واژه فرهنگ
صورت پهلوی آن «فرهنگ» “hang -Fra” است که از پیشوند «فر»، به معنی پیش و ریشه باستانی ثنگ
“thang” به معنی کشیدن می باشد. هنگ در واژههای فارسی به معنی قصدو آهنگ است و آهختن و
آهیختن به معنای کشیدن و برآوردن از همین ریشه است که با افزودن فر به آن فرهیختن یا فرهختن به
معنی تربیت کردن و ادب آموختن میباشد(دیبا، 378 1).
واژه فرهنگ همانند بسیاری از واژهها در زبان فارسی در طول دوران شکلگیری و حیات خود، در
هماهنگی با سیر تحول افکار و ذهنیات انسانها، دچار تغییرات معنایی و کاربردی شده است.
در جدول 2-1 ریشه واژه ی فرهنگ در دوره های گوناگون ارائه شده است. جدول 2- 1: ریشه واژه فرهنگ (آشوری، 386 1) فرهنگ دهخدا لغت نامه دهخدا فرهنگ را متشکل از دو جزء (فر، پیشوند + هنگ از ریشه ثنگ اوستایی به معنی کشیدن، فرهختن و فرهنگ) میداند و آن را مترادف کشیدن و نیز به معنی تعلیم و تربیت قرار میدهد. فرهنگ معین در فرهنگ معین، واژه فرهنگ مرکب از دو واژه “فر” و “هنگ” به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت و آداب و رسوم، تدبیر و چاره، عقل و خرد، واژهنامه و کتاب لغت ذکر شده است. فرهنگ رشیدی در فرهنگ رشیدی (قرن 1 1) آمده است: « فرهنج و فرهنگ، ادب و اندازه و حد هر چیزی، و ادب کننده و امر به ادب کردن». پهلوی ساسانی فرهنگ در پهلوی ساسانی به صورت «فره هنگ» آمدهاست که از دو جزء «فره» به معنای پیش و فرا؛ و «هنگ» به معنای کشیدن و راندن، ساخته شدهاست. در نتیجه «فرهنگ» به معنای پیشکشیدن و فراکشیدن است. به همین سبب است که در فارسیزبانان فرهنگ را سبب پیشرفت میدانند.