دانلود پایان نامه ارشد با موضوع اختلال استرس پس از سانحه و حمایت های اجتماعی

دانلود پایان نامه

نتایج نشان داد که شیوع اختلال استرس پس از سانحه در 6/70 درصد فرزندان قربانیان حادثه انفجار گاز سرخس- مشهد، در سطح متوسط و در 4/29 درصد شدید بوده است.
میزان شیوع در پژوهش هایدلسوا و همکاران(2007) 30 درصد، چائو و همکاران(2009) 6/13 تا 9/19 درصد، گئوچیان و همکاران(2011) 15 درصد، در پژوهش های داخلی نیز میزان شیوع در پژوهش خواجه موگهی و ناظمی(1387)9/62 درصد، احمدی و همکاران(1389) 2 درصد، معزی و همکاران(1386) 26/54 تا 53/65 درصد گزارش گردیده است. . با توجه به این که در پژوهش حاضر میزان شیوع در 4/29 درصد افراد در حد شدید بوده است، به نظر می رسد، این میزان شیوع نسبت به نتایج تحقیقات قبلی در حد بالایی است.
هر چند به نظر می رسد میزان بروز PTSD در کودکان و نوجوان در اکثر مطالعات کمتر از آن چه واقعا هست تخمین زده می شود (روس، گووانجیان و استنبرگ، 2005) ولی به نظر می رسد میزان این اختلال در کودکان ایرانی بیش از سایر مطالعات مشاهده می شود(معزی و همکاران، 1386). و در این مطالعه نیز درصد بیشتری از فرزندان در مقایسه با قربانیان بازمانده از سطح اختلال شدید رنج می برند، این امر می تواند به دلیل عدم حمایت های اجتماعی و خانوادگی برای کودکان ایرانی باشد. قابل ذکر است که مهم ترین عامل خطر ساز در پیدایش اختلال PTSD شدت، مدت و نزدیکی فرد به حادثه است. حادثه انفجار لوله گاز سرخس- مشهد برای پدران این کودکان رخ داده است و در نتیجه این حادثه، فرزندان را از داشتن پدر محروم ساخته است. رخداد این حادثه تلخ به خصوص برای فرزندان با میانگین سنی 17 سال، بسیار استرس اور بوده است و سبب شده است تا آثار آن حتی بعد از 2 سال همچنان در آن ها باقی مانده و نزدیک به 30 درصد فرزندان از اختلال استرس پس از سانحه در حد شدید رنج ببرند. از سویی دیگر می توان گفت که از دست دادن پدر در این حادثه، واقعه ای است که می تواند ابعاد مختلف زندگی آن ها را تحت تأثیر قرار دهد و لذا شدت استرس آن را افزایش دهد.
5-2-3-سؤال فرعی دوم
میزان شیوع اختلال استرس پس از سانحه در همسران قربانیان (متوفی) حادثه ی انفجار لوله گاز سرخس مشهد چقدر است؟
نتایج نشان داد که شیوع اختلال استرس پس از سانحه در 3/83 درصد همسران قربانیان از حادثه انفجار گاز سرخس- مشهد، در سطح متوسط و در 7/16 درصد شدید بوده است.
نتایج پژوهش احمدی و همکاران(1388) نشان داد که میزان شیوع علائم استرس پس از سانحه در همسران جانبازان شیمیایی 50 درصد بود، که این میزان نسبتا بالاست. با توجه به میزان شیوع نزدیک به 17 درصد نیز در این مطالعه، بالا بودن میزان شیوع اختلال در همسران را تأیید می نماید.
دی جونگ و همکاران(2001) بیان داشته است که شیوع اختلال PTSD در افراد بازمانده از حادثه ناگوار، زیاد است. اما این حوادث می تواند آسیب های کوتاه مدت و بلند مدت فردی، خانوادگی و اجتماعی را سبب شود. یکی از این آسیب ها اختلالات روانی و به خصوص اختلال استرس پس از ضربه در همسران افراد قربانی در یک حادثه است. هر چند همسران این حادثه را تجربه نکرده باشند، اما از دست دادن همسر در آن حادثه و تبعات آن همچون ضربه است که سبب می شود تا همسران نیز دچار این اختلال شوند. از دست دادن همسر ابعاد مختلف زندگی این افراد را تحت الشعاع قرار داده است و لذا سبب گردیده است تا در حدود 17 درصد از همسران علائم اختلال را در حد شدید باشد. فقدان همسر و از دست دادن ان در این حادثه در کنار مسئولیت های مادری و مسئولیت هایی که با نبود پدر به وظایف همسران افزوده می شود، ترس از آینده خود و فرزندان همواره به عنوان استرس هایی است که استرس حادثه را برای آن ها می افزاید و لذا سبب می شود تا علائم اختلال در آن ها شدت گیرد.
5-2-4-فرضیه سوم
بین علایم اختلال استرس پس از سانحه و کیفیت زندگی در قربانیان بازمانده از حادثه انفجار لوله گاز سرخس- مشهد رابطه وجود دارد.
نتایج نشان داد با بالارفتن علائم اختلال استرس پس از سانحه، کیفیت زندگی و همه ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و محیطی آن کاهش می یابد.
این نتایج همسو با یافته های پرنده و همکاران(1385)، خدادادی و همکاران(1389)، ونگ و همکاران (2005)،اسپیرو و همکاران(2006)، آندرسون و براسل(2009)،گئوچیان و همکاران(2011)، ویس و همکاران(2012)، اوارسا و همکاران(2012)، وانگ و همکاران(2012)، موبیت و همکاران(2013)مبنی بر رابطه بین کیفیت زندگی و ابعاد آن با اختلال استرس پس از سانحه بوده است.
تحقیقات زیادی به بررسی تأثیر اختلال استرس پس از سانحه بر کیفیت زندگی پرداخته اند و نشان داده اند که این اختلال سطح کیفیت زندگی و ابعاد آن را در افراد مبتلا کاهش می دهد(ریچاردسون و همکاران، 2008). ونگ و همکاران(2005) بیان کرده اند که شدت آسیب و اختلال استرس پس از سانحه با کیفیت زندگی همبستگی منفی دارد. به نظر می رسد کسانی که قربانی حوادث تلخ و سوانح گوناگون بوده اند حتی بعد از گذشت مدت زمان طولانی از این وقایع دید مثبتی به زندگی ندارند و کیفیت زندگی آن ها پایین است. اختلال استرس پس از سانحه به عنوان اختلالی که ضربه های جسمانی، شناختی، عاطفی و رفتاری و اثرات روانشناختی به همراه دارد تعریف شده است(ون در کوک، پلکوواتز و روس، 1996). از مشخصه های این بیماری افکار مزاحم، کابوس و بازگشت به حوادث گذشته، اجتناب از یادآوری حادثه، هوشیاری زیاد و اختلال در خواب است(احمد زاده و همکاران، 2010). همه این ویژگی ها می توانند منجر به ایجاد اختلال در عملکرد جسمانی، اجتماعی، شغلی و بین فردی افراد شود و در نتیجه کیفیت زندگی و ابعاد آن را تحت تأثیر قرار دهد. هر چه میزان اختلال بیشتر باشد، سطح کیفیت زندگی و ابعاد آن نیز کاهش نشان می دهد. اختلال در خواب، کابوس های شبانه می توانند سلامتی جسمی فرد مبتلا را در در وهله اول به خطر اندازد. علاوه بر این اختلال استرس پس از سانحه بعد روانی فرد بیمار را به طور خاص تحت تأثیر قرار داده و کیفیت آن را کاهش دهد. هم چنین مشخصه های مذکور سبب می شود تا فرد بیمار نتواند ارتباطات اجتماعی مؤثری برقرار نماید و همواره به دلیل ترس از علائم بیماری منزوی بوده و کنش های اجتماعی وی کاهش می یابد. و به طور کلی می توان گفت که با افزایش سطح اختلال میزان کیفیت زندگی و ابعاد آن نیز کاهش نشان می دهد.
5-2-5-فرضیه چهارم
بین علایم اختلال استرس پس از سانحه و کیفیت زندگی در همسران قربانیان (متوفی)حادثه انفجار لوله گاز سرخس- مشهد رابطه وجود دارد.
نتایج نشان داد که با بالارفتن علائم اختلال استرس پس از سانحه در همسران بعد کیفیت زندگی کاهش نشان می دهد، اما تغییری در کیفیت زندگی کلی و ابعاد جسمانی، اجتماعی و محیطی آن رخ نمی دهد.
این نتایج همسو با یافته های نجفی و همکاران(1390)، مبنی بر رابطه بین کیفیت زندگی و ابعاد آن با اختلال استرس پس از سانحه بود. هم چنین این نتایج همسو با یافته های پرنده و همکاران(1385) در تأثیر پذیرفتن بعد روانی از اختلال استرس پس از سانحه در همسران قربانیان بوده است.
خانواده به عنوان اساسی ترین واحد جامعه، بنیان گذار سلامت فیزیکی، روانی و اجتماعی اعضای آن است. رخداد واقعه ای ناگوار مانند اتش سوزی، سیل، زلزله و یا انفجار که در این پژوهش مد نظر بوده است و آسیب جدی و یا مرگ یکی از اعضای خانواده در اثر این رخداد، تأثیرات نامطلوبی بر اعضای مختلف بخصوص همسران آن ها دارد که این آسیب ها تا مدت ها ادامه می یابد. تحقیقات مختلف نشان داده است که بیش از سایر ابعاد کیفیت زندگی، بعد روانی در این مواقع دست خوش تغییر قرار گرفته و کاهش نشان می دهد. پیدایش بیماری در یک عضو خانواده و یا فقدان و از دست دادن آن در یک حادثه سیستم خانواده را تحت تأثیر قرار داده و موجب افسردگی در اعضای دیگر خانواده و کناره گیری آن ها می شود(کاپلان و سادوک، 1388). در این پژوهش نیز نتایج مشابهی به دست آمد و نشان داده شد که از دست دادن همسران در حادثه آتش سوزی و ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه در همسران رابطه منفی معنی داری با بعد روانی کیفیت زندگی دارد. اما با توجه به گذشت دو سال از حادثه سطح ابعاد جسمانی، اجتماعی و محیطی بهبود نشان داده است و رابطه معنی داری بین اختلال استرس پس از سانحه و این ابعاد وجود ندارد. علاوه بر این احتمالاً دریافت حمایت های اجتماعی گوناگون از سوی جامعه، خانواده و دوستان توانسته است کمک کند تا سطح اختلال در آن ها کمتر شده و تأثیر آن بر ابعاد جسمانی، روابط اجتماعی و محیطی کاسته شود. از سویی دیگر می توان گفت که از دست دادن همسر و افزوده شدن مسئولیت های نبود وی به مسئولیت های قبلی مادران، سبب می شود تا همسر گرانباری روانی بیشتری را حس نماید و در نتیجه هر چه علائم اختلال استرس پس از سانحه در وی افزوده می شود بعد روانی بیش از سایر ابعاد کیفیت زندکی تحت تأثیر قرار گیرد.
5-2-6-فرضیه پنجم
بین علایم اختلال استرس پس از سانحه و علایم سوگ در فرزندان قربانیان (متوفی) حادثه انفجار لوله گاز سرخس- مشهد رابطه وجود دارد.
نتایج نشان داد که هر چه علائم اختلال استرس پس از سانحه در فرزندان بالا می رود، علائم سوگ نیز افزایش نشان می دهد.