دانلود پایان نامه ارشد با موضوع اختلال استرس پس از سانحه و ویژگی های جمعیت شناختی

دانلود پایان نامه

تحقیقاتی دیگر نشان داده اند که اکثر کودکان در 7 سالگی 4 مؤلفه ی مرگ را تقریباً به طور کامل می فهمند. چنانچه کودکی تجربه ای در باب مرگ نداشته باشد، پختگی برداشت او از مرگ تا حدودی به رشد شناختی وی بستگی پیدا خواهد کرد. در ضمن برخی از تحقیقات نیز نشان داده اند که فهم کودکان از مرگ رابطه ی منظمی با سن (رشد شناختی) دارد ولی تجربه کردن مرگ عزیزان یا تجربه کردن مرگ حیوانات خانگی به ویژه در خردسالی به فرآیند فهم مرگ شتاب می بخشد. بنابراین به نظر می رسد اگر اطلاعات مربوط به مرگ را محسوس، عینی و ساده ارائه بدهیم که با الگوی تفکر و فعالیت و تجارب روزمره ی خردسالان تناسب داشته باشد، خردسالان هم می توانند این اطلاعات را بهتر درک کنند و چنین درکی سازگاری آنها را تحت تأثیر قرار خواهد داد (آقایی و همکاران، 1391).
2-2-4-3 رابطه اختلال استرس پس از سانحه با سوگ(داغدیدگی)
مرگ ناگهانی و غیر منتظره ی فردی عزیز ، تقریبا یک سوم کل موارد اختلال استرس پس از آسیب را که در جامعه مشاهده می شود، تشکیل می دهد. احساس اندوه به خاطر عزیز از دست رفته ، فرایند طبیعی است که به بازماندگان امکان می دهد تا سوگواری کنند و بعد خود را برای زندگی بدون فرد مرحوم آزاد سازند. فرایند سوگ طبیعی معمولا یک سال به طول می انجامد و ممکن است عوارض سلامتی مانند فشار خون بالا، تغییر در عادت های خوردن و حتی افکار خودکشی را در بر داشته باشد. داغدیدگی پیچیده یا طولانی معمولاً در موقعیت مرگ نابهنگام یا غیر منتظره روی می دهد. واکنش های بیمار گونه به مرگ به احتمال بیشتر در افرادی یافت می شود که سابقه مشکلات هیجانی دارند یا مقدار زیادی رنجش وخصومت نسبت به فرد متوفی در دل دارن و از این رو دستخوش احساس گناه شدید می شوند( باچر و همکاران ، 1387). کودکان نیز به طور فزاینده ای قربانیان مصیبت های طبیعی و همچنین مصیبت هایی هستند که به دست خود انسان ها به وجود می آیند. در تمامی کشور های جهان بزرگسالان و کودکان حوادثی مانند سیل ، زلزله، فوران آتشفشان، قحطی، آتش سوزی، سوانح رانندگی، جنگ و دیگر مصیبت ها را تجربه می کنند. گاهی کودکان در مواجهه با این گونه حوادث همانند بزرگسالان دچار PTSD می شوند. مطالعات نشان داده است که بین داغدیدگی و PTSD رابطه مثبت وجود دارد ( خواجه موگهی و ناظمی، 1387). لیچنهال، کراس و پری گرسون(2004) بیان داشته اند که اختلال سوگ با چندین اختلال روانی ارتباط مثبت دارد که یکی از مهم ترین آن ها اختلال استرس پس از سانحه است.
2-3-پیشینهی پژوهش
2-3-1-پیشینه پژوهش در خارج از کشور
گئوآنجیان، کارایان، پاینوس، میناسیان، نجاریان، استنبرگ و همکاران(1997) در پژوهشی به بررسی رابطه بین اختلال استرس پس از سانحه و اختلال سوگ در قربانیان کودک و نوجوان بازمانده از زلزله پرداختند. آن ها در دو مرحله به بررسی این رابطه پرداختند و نشان دادند که 5/1 سال پس از زلزله و 3 سال پس از آن با وجود کم شدن شدت نشانه های اختلال استرس پس از سانحه رابطه معنی دری بین این اختلال و اختلال سوگ وجود دارد.
سوییک، دچاند و جلنیک(2002)، در مطالعه ای به بررسی رابطه اختلال استرس پس از سانحه و سوگ در کودکانی که دچار طوفان تورنادو شده بودند، نشان دادند که 23 درصد کودکانی که در طوفان دچار فقدان و سوگ شده بودند، به اختلال اسرس پس از سانحه مبتلا شدند در حالی که این رقم برای کودکانی که تجربه فقدان نداشتند، 3 درصد بود.
ونگ، شو و بوند(2005) در پژوهشی که به بررسی رابطه بین اختلال استرس پس از سانحه و کیفیت زندگی و ابعاد آن در مصدومان تصادفات رانندگی پرداخته اند، نشان داد ه اند که این اختلال با کیفیت زندگی و ابعاد آن رابطه منفی معنی داری دارد به طوری که هر چه شدت اختلال افزایش یابد از میزان کیفیت زندگی و ابعاد آن کاسته می شود.
اسپرو، هانکین و مانسل(2006) در مطالعه ای به برررسی اثرات استرس پس از سانحه بر سلامت روانی نوجوانان و جوانان پرداختند، نشان دادند این اختلال بر سطح سلامت روانی این افراد اثر منفی داشته و میزان سلامت روانی و کیفیت زندگی آن ها را حتی بعد از گذشت چندین سال کاهش داده است.
جانسون و تامپسون (2007) در یک مطالعه ی بازنگری به تخمین اختلال استرس پس از ضربه در بزرگسالان بازگشته از جنگ پرداختند. اساس یافته هایی که ضمن این پژوهش در دو گروه زنان و مردان انجام شد، نشان داد که زنان و افراد سالخورده آمادگی بیشتری برای ابتلا به PTSD دارند این یافته ها اساس عامل های خطر و عامل های حمایت کننده در هر دو گروه به دست آمد.
تان، ون، ژو، یانگو لی(2007) در یک مطالعه ی زمینه یابی به بررسی میزان اختلال استرس پس از سانحه و رابطه ی آن با حمایت اجتماعی در میان قربانیان سیل در هونان و چین پرداختند. برای انتخاب افراد از DSM-IV و برای تعیین حمایت اجتماعی از پرسشنامه و مقیاس حمایت اجتماعی استفاده شد. از بین 25478 نفر 2336 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که میزان PTSD در آنها 7/9% تخمین زده شد.
دلسوا، کارمسی، مسیمی، کانورسانو، دانلوزو، ماریکوردی، استراتا، روسی (2007) در یک مطالعه میزان اختلال استرس پس از سانحه در نوجوانان بعد از زلزله ی ایتالیا در سال 2006 را مورد بررسی قرار دادند. 21 ماه بعد از این زلزله 475 دانش آموز که 203 نفر زن و 272 نفر مرد بودند را از دبیرستان انتخاب کردند. برای این منظور از 2 پرسشنامه خود گزارش دهی آسیب و فقدان (TALS-SR) و مقیاس تأثیر حوادث (IES) استفاده کردند و در آخر بعد از تحلیل نتایج میزان PTSD را 30% در کل برآورد کردند.
کاپچیک، استروس، اریز، گونن، ویزمن و اسپیواک(2007) در پژوهشی به بررسی رابطه بین اختلال استرس پس از سانحه با ویژگی های جمعیت شناختی در قربانیان تصادفات جاده ای پرداخته و هیچ رابطه معنی داری بین اختلال استرس پس از سانحه با ویژگی های جمعیت شناختی وجود نداشت.
آلدن، رگامبال و لاپوسا (2008) در یک پژوهش اثرات تهدید مستقیم کارگران بهداشت و درمان شاغل در بخش اورژانس و میزان اختلال استرس پس از ضربه در آنها را مورد بررسی قرار دادند. نمونه ی آنها 100نفر )دو گروه کنترل و درمان(بود.برای تشخیص اختلال استرس پس از ضربه از مقیاس (PDS) استفاده کردند و مشخص شد که میزان PTSD در کارگرانی که مستقیماً مورد تهدید قرار می گیرند بیشتر از گروه کنترل بود.
چائو، سو، وو، چن (2009) به بررسی کودک آزاری جسمی و میزان PTSD بعد از این اتفاق در کودکان کشور تایوان پرداختند. آنها شیوع کودک آزاری و رابطه ی آن با میزان شیوع PTSD را در این کودکان مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد میزان PTSD بعد از کودک آزاری6/13% تا 9/19% بود.
گئوچیان، استرنبرگ،گئوچیان (2009) در یک مطالعه به بررسی میزان اختلال استرس پس از سانحه و افسردگی در نوجوانان داغدیده،5/6 سال بعد از زلزله 1988 اسپیتاک پرداختند. آنها یک گروه 44 نفری از کودکانی که فاقد والدین بودند را انتخاب کردند. نتایج نشان داد که دختران نسبت به گروه پسران آمادگی بیشتری برای ابتلا به این اختلال دارند.
آندرسون و براسل (2009) به بررسی اختلال استرس پس از سانحه و تأثیر آن بر کیفیت زندگی پس از حادثه آسیب زای زلزله پرداختند. شواهد این تحقیق نشان داد که حوادث آسیب زا به ویژه اگر غیرمنتظره باشد و باعث PTSD و یا نشانه های آن شود، کیفیت زندگی را پایین می آورد.
ایکین، کریمر، سیم، ماکنزی (2010) به بررسی تخمین PTSD و افسردگی در جنگ کوران و میزان شیوع PTSD و نشانه های آن پرداختند. برای انتخاب افراد از پرسشنامه خود گزارش دهی شامل چک لیست اختلال استرس پس از سانحه و مقیاس بالینی افسردگی و اضطراب و مقیاس خلاصه شده ی کیفیت زندگی استفاده کردند. نمونه ی آنها حدود 5325 نفر بود کهنتایج این پژوهش نشان داد میزان PTSD در افراد حاضر در این جنگ بدون افسردگی 15% بوده است.
نعیم و همکاران (2011) در طی یک بررسی شیوع اختلال استرس پس از سانحه را 18 ماه بعد از زلزله کشمیر در کشور پاکستان مشخص کردند. به منظور این پژوهش آنها نمونه ای حدود 1200 از زنان و مردان را که بعد از زلزله در خانه ی خود زندگی می کردند یا آواره بودند انتخاب کردند. و بعد از استفاده از مصاحبه بالینی و استفاده از مقیاسTSSC(چک لیست نشانه های استرس پس از آسیب) استفاده شد، نتایج نشان داد میزان PTSD در زنان 2/52% و در مردان 4/33% بود. به طور کلی میزان ابتلا به PTSD در زنان بیشتر از مردان نشان داده شد.
جاکوب کاک، وارا (2011) به بررسی میزان PTSD و تأثیر آن به عنوان یک عامل خطر در خودکشی پرداختند. آنها از مبارزان به جا مانده از این جنگ استفاده کردند و میزان PTSD را در آنها بین 11 تا 50 درصد تخمین زدند.
گئوچیان، استینبرگ، سوتیروپولوا، والینگ، کاکی، کاراگینا ( 2011) در یک مطالعه ی طولی به رابطه ی بین اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی و کیفیت زندگی در نوجوانان32 ماه بعد از زلزله ی پارنیتا در یونان پرداختند. بدین منظور از مقیاس بازنگری شده اختلال استرس پس از ضربه، مقیاس خود گزارش دهی افسردگی و پرسشنامه ی کیفیت زندگی استفاده کردند که میزان شیوع PTSD در نمونه ی 511 نفری 15% بود و رابطه آن با کیفیت زندگی منفی گزارش داده شد.