دانلود پایان نامه ارشد با موضوع اختلال استرس پس از سانحه و ویژگی های جمعیت شناختی

دانلود پایان نامه

جدول 4-16- همبستگی بین علائم اختلال استرس پس از سانحه با علائم سوگ در فرزندان قربانیان متوفی درحادثه 48
عنوان صفحه
جدول 4-17- همبستگی بین علائم اختلال استرس پس از سانحه با ویژگی های جمعیت شناختی در قربانیان بازمانده از حادثه 48
جدول 4-18- همبستگی بین علائم اختلال استرس پس از سانحه با ویژگی های جمعیت شناختی در همسران قربانیان متوفی در حادثه 49
جدول 4-19- ضرایب همبستگی بین علائم اختلال استرس پس از سانحه با ویژگی های جمعیت شناختی در فرزندانقربانیان متوفی در حادثه 50
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
هر روزه در سرتاسر جهان مردم بسیاری در اثر حوادث مختلف عزیزانی را از دست داده و در سوگ می نشینند. به همین روال، کشور ایران هم، همواره در معرض فجایع طبیعی (به خصوص زلزله و سیل) یا فجایع ساخت بشر (مانند جنگ و تصادفات رانندگی) قرار می گیرد. این حوادث سالیانه مردم زیادی را بی خانمان و داغدیده می کند. علاوه بر این، فجایعی که در پروژه های کاری مثل پروژه های نفت و گاز یا ساختمان سازی ایجاد می شود، جان بسیاری از مردم را می گیرد. در بسیاری از موارد، عدم توجه به نکات ایمنی در پروژه ها باعث فاجعه ای بزرگ می شود و خسارات جانی و مالی بسیاری را برای کارکنان و کارفرمایان به بار می آورد. هرچند بعد از گذشت مدتی خسارت های مالی جبران می شود، اما آنچه همواره در اذهان افراد حادثه دیده باقی می ماند، داغ از دست دادن نزدیکان و فشارهای بعد از آن می باشد.
بر اساس راهنمای تشخیصی- آماری اختلالات روانی(DSM)شایع ترین مشکلی که بعد از این فجایع برای افراد ایجاد می شود، ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه(PTSD) می باشد. این اختلال بعد از حداقل شش ماه از یک حادثه نمود پیدا می کند و عملکرد روانشناختی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد و اگر به موقع شناسایی و درمان نشود، تمام ابعاد زندگی افراد را شدیداً تحت الشعاع قرار می دهد و کیفیت زندگی آنها و سلامت عمومی را پایین می آورد.
در حوزه ی نفت و گاز ایران، حادثه ی انفجار و آتش سوزی لوله ی گاز سرخس- مشهد نیز که در سال 1389 رخ داد، جان بسیاری از کارکنان در حال کار در آن پروژه را گرفت و خانواده های آنان را داغدیده کرد و همسران و کودکانشان را به سوگ نشاند. بدین منظور، در این مطالعه به بررسی میزان شیوع اختلال استرس پس از سانحه و رابطه ی آن با کیفیت زندگی در بازماندگان و خانواده های قربانیان این حادثه پرداخته شد.
1-2- بیان مسأله
حوادث طبیعی و غیرطبیعی در سراسر دنیا همواره یکی از عوامل مرگ و میر انسانها در این جهان به شمار می رود. تعیین حوزه یا فراوانی رویدادهای بحران ساز در دنیای گسترده ی امروز مشکل است. در نگاهی کلی قارّه ی آسیا از جمله مناطقی است که بیشترین حوادث طبیعی در آن بروز می کند. در آسیا سالانه حدود سه میلیون نفر در اثر این گونه حوادث جان خود را از دست می دهند. در آمریکا سالیانه دو میلیون خانوار خسارتها و یا صدماتی مانند آتش سوزی، سیل، گردباد، طوفان و زمین لرزه را تجربه می کنند. زمین لرزه ها جز مهلک ترین فاجعه های قرن بیستم بوده اند که سالانه به طور متوسط باعث مرگ بیست هزار نفر شده اند (قماشچی، 1387). در قرن دوازدهم حدود 8/1 میلیون نفر در 108 زلزله زندگی خود را از دست داده اند (نعیم، ایوب، مسعود، گل، خلید و همکاران،2011). وقوع 4/2 میلیون حادثه آتش سوزی در هر ماه باعث 6000 مرگ، صدها هزار مجروح و میلیون ها دلار خسارت می شود (قماشچی، 1387). جراحات ناشی از تصادفات رانندگی نیز میزان بالایی از مرگ و میر را به خود اختصاص داده است. این تصادفات سالانه جان 2/1 میلیون نفر را در دنیا گرفته و بیش از 50 میلیون مورد مصدومیت ایجاد می نماید.
کشور ایران نیز یکی از کشورهای پرحادثه محسوب می شود. حوادث گوناگونی از جمله زلزله، آتش سوزی، تصادفات عمد و غیرعمد، کودک آزاری، تجاوز به عنف و سایر حوادث نیز در ایران سالیانه قربانیان زیادی را می گیرد. این گونه حوادث علاوه بر آسیب جسمی، عملکرد روانی، اجتماعی و کارکرد افراد را نیز مختل می کند. این مورد ممکن است یک هفته، یک ماه، یک سال و یا تا سراسر عمر ادامه پیدا کند.
فشار روانی حاصل از یک حادثه را آن زمان که شدید و پایدار بوده و باعث اختلال کلی در عملکرد فرد در حوزه های مختلف زندگی گردد،اختلال استرس پس از سانحه می نامند.
اختلال استرس پس از سانحه برای اولین بار در بازماندگان جنگ ویتنام مشخص و وارد طبقه بندی راهنمای تشخیصی- آماری اختلالات روانی گردید و به صورت «اختلال استرس پس از سانحه سندرمی است که پس از مشاهده، درگیر شدن یا شنیدن یک عامل استرس زای تروماتیک بسیار شدید روی می دهد.» تعریف شده است (کاپلان و سادوک، 1388).در این اختلال فرد به مدت بیش از یک ماه در معرض رویداد آسیب زایی قرار گرفته است که در آن رویداد یا رویداد هایی را تجربه کرده ، شاهد بوده یا با آن ها رو به رو شده است که مرگ واقعی یا تهدید به مرگ را در بر داشته اند یا اینکه تمامیت جسمانی فرد یا دیگران تهدید شده است و پاسخ فرد ترس شدید، درماندگی و یا وحشت را در بر داشته است. رویداد آسیب زا مرتباً به صورت های گوناگون تجربه می شودکه عبارت است از یاد آوری های ناراحت کننده ی مکرر و مزاحم رویداد، رویاهای ناراحت کننده ی مکرر رویداد؛ طوری عمل می کند که انگار رویداد آسیب زا دوباره اتفاق افتاده است. عامل دیگر اجتناب مداوم از محرک های مرتبط با آسیب و کرختی پاسخ دهی می باشد که سعی در اجتناب کردن از افکار، احساسات یا گفتگو های مربوط به آسیب، سعی در اجتناب کردن از فعالیت ها، مکان ها یا افرادی که خاطرات آسیب زا را بر انگیخته می کند، ناتوانی در به یاد آوردن جنبه مهمی از آسیب، احساس جدایی از دیگران یا بیگانگی با آن ها ، دامنه ی محدود عاطفه و احساس کوتاه شدن آینده از عوامل آن می باشد. مشکل خوابیدن یا خفته ماندن، تحریک پذیری یا طغیان خشم، مشکل تمرکز کردن و پاسخ یکه خوردن مفرط از دیگر علائم است (باچر، مینکا و هولی، 1387).فرد مبتلا به این اختلال به این تجربه با ترس و درماندگی پاسخ می دهد، رخداد را در ذهن خود مکرراً زنده می کند و در عین حال می کوشد از یادآور شدن آن اجتناب کند. کاهش تماس با دنیای خارج، کرختی عاطفی، گوش به زنگی، بهت و خواب دیدن های ناراحت کننده از علایم دیگر این اختلال است( کاپلان و سادوک، 1388).
شدت استرس وارده از اختلال پس از سانحه برای هر کس شکننده است. این اختلال ممکن است در جریان جنگ، شکنجه، سوانح طبیعی، تجاوز به عنف و تصادفات شدید مثل تصادف با اتومبیل یا آتش سوزی پدید آید (خدادادی، قنبری، یوسف زاده، مسکینی، عسگری و کوچکی نژاد،1388).
میزان شیوع مادام العمر اختلال استرس پس از سانحه را در حدود 1 تا 3 درصد جمعیت عمومی می دانند. میزان این اختلال در طول عمر تا 8 درصد تخمین زده می شود. هرچند 5 تا 15 درصد دیگر از مردم ممکن است شکل های خفیف تری از این اختلال را تجربه کنند. میزان شیوع مادام العمر اختلال مزبور در گروه های پر خطر یعنی گروه هایی که اعضایشان در معرض وقایع آسیب زا بوده اند، در طیفی از 5 تا 75 درصد قرار دارند(باچر و همکاران، 1387).برای مثال در پژوهشی که براساس سوابق و تشخیص مندرج در پرونده های جانبازان اعصاب و روان جنگ تحمیلی ایران و عراق و مصاحبه حضوری با خودشان در سال 1380 صورت گرفت، بیش از 80 درصد جانبازان دچار اختلال استرس پس از سانحه بودند که شدت آن از ضعیف تا بسیار شدید متغیر است(برهانی، 1380).
این اختلال در هر سنی ممکن است پیدا شود، اما به دلیل ماهیّت موقعیّت های تسریع کننده ی آن شایع ترین سن شروع و آن اوایل بزرگسالی است. البته بچه ها نیز ممکن است به این اختلال مبتلا شوند. آسیب آیجاد کننده ی اختلال مذکور در مردان معمولاً وقایع جنگی است و میزان شیوع آن در طول عمر بین 5 تا 6 درصد برای آن ها می باشد. در مورد زن ها شایع تر از همه مورد حمله یا تجاوز واقع شدن است و میزان شیوع برای آنها در طول عمر بین 10 تا 12 درصد می باشد که این میزان در طول عمر برای زن ها بالاتر از مردها است. این اختلال بیش از همه در کسانی اتفاق می افتد که مجرد، طلاق گرفته، بیوه، منزوی از اجتماع یا از نظر سطح اجتماعی-اقتصادی پایین هستند(کاپلان و سادوک، 1388). در حالی که شیوع یک ماهه ی این اختلال در دامنه ای از 8/1-5/1 درصد با استفاده از معیارهای DSM-IV-TR تا 4/3 درصد با استفاده از معیارهای طبقه بندی بین المللی بیماریهاICD-10تخمین زده شده است (نریمانی، زاهد و بشرپور،1389). همچنین این اختلال می تواند همراه با اختلال های دیگر نیز روی دهد. براون، استوت و مولر گزارش کردند که 54 درصد سوء مصرف کنندگان مواد PTSD قابل تشخیص نیز داشتند، به علاوه 16 درصد از آن ها نیز دارای افسردگی بودند (باچر و همکاران، 1387).
از مهم ترین عوامل خطر ساز برای این اختلال شامل شدت، مدت و نزدیکی شخص به ترومای واقعیمی باشد. هر چقدر فرد به مرکز یک تروما نزدیکتر باشد، میزان بالاتری از این اختلال را نشان می دهد. شدت سانحه بر مبتلا شدن یا نشدن شخص به PTSDتاثیر می گذارد. حدود 20 درصد جنگجویان آمریکایی که در ویتنام زخمی شدند دچار PTSD شدند، در حالی که 50 درصد کسانی که در آنجا زندانی جنگی بودند دچار این اختلال شدند. در خلال عملیات طوفان صحرا، 65 درصد کسانی که برای جمع آوری، برچسب زدن، و دفن اعضای پراکنده ی مردگان گماشته شده بودند، دچار PTSDشدند. بنابراین عامل فشار (تروما) علت اولیه ی پیدایش این اختلال است.
اما وقتی که واقعه ی آسیب زایی روی می دهد، همه ی افراد دچار استرس پس از سانحه نمی شوند، یعنی برای ایجاد این اختلال عامل فشار لازم است اما کافی نیست. زمینه های زیستی و روانی- اجتماعی فرد و اتفاقاتی که پس از آسیب روی می دهد، همگی باید مد نظر متخصص باشد(کرینگ، دیویسون، نیل و جانسون، 1388). علاوه بر این جانسون، سگستون و ماتسون (2003؛به نقل از لاپاسو و آلدن، 2003) معتقدند سن، جنسیت، مدت، شدت و وضعیت تأهل از جمله عوامل جمعیت شناختی است که می تواند در بروز اختلال استرس پس از سانحه نقش داشته باشد.