دانلود پایان نامه ادبیات شفاهی و منابع معتبر

دانلود پایان نامه

کلیات
مقدمه
زبان‌هایی که در ایران از گذشته تا امروز متداول بوده‌اند، از نظر ویژگیهای زبانی وجوه مشترکی دارند هر چند که این زبان‌ها در سرزمین‌های گوناگونی از ایران رواج داشتهاند. این مجموعه زبان‌ها را اصطلاحا گروه زبان‌های ایرانی مینامند که خود منشعب از زبانی فرضی به نام هندوایرانی است که اصل زبان‌های اقوام هندی و ایرانی، پیش از جدا شدن از یکدیگر و سکونت در هند و ایران بوده است. شاخه هندوایرانی نیز خود یکی از شاخههای زبان فرضی دیگری به نام هندواروپایی است که مادر اغلب زبان‌های اقوامی است که در سرزمینهای واقع در شبه قاره هند تا شمال اروپا به سر میبرند یا به سر میبردهاند. از نظر تاریخی، زبان‌های ایرانی را به سه دسته عمده تقسیم می‌کنند: زبان‌های دوره باستان، زبان‌های دوره میانه و زبان‌های دوره نو.
زبان‌های دوره میانه که در فاصلهای میان حدود 300 ق.م. تا حدود 700 م. بوده است، در واقع به زبان‌هایی که پس از سقوط هخامنشیان تا آغاز اسلام در ایران بزرگ رایج بوده، گفته می‌شود که گونههای تحول یافته زبان‌های ایرانی باستان محسوب می‌شدند. از گروه زبان‌های ایرانی میانه غربی از دو زبان آثار عمدهای در دست است: زبان پهلوی اشکانی (یا پهلوانیگ یا پهلوانی اشکانی) و فارسی میانه یا پهلوی.
زبان پهلوی اشکانی زبان رایج دوره اشکانیان (از حدود 250 ق.م. تا حدود 224 م.) بوده که تا اوایل دوره ساسانی نیز آثاری بدان تألیف میشده است. این زبان در شمال و شمال شرق ایران متداول بوده و از صورت باستانی آن اثری بدست نیامده است. از دیگر زبان‌های ایرانی میانه که با زبان پهلوی اشکانی همخانواده بودند، می‌توان از سغدی، خوارزمی، سکایی (با دو گویش خُتَنی و تُمشُقی)، بلخی( از شاخه شرقی) و فارسی میانه (شاخه جنوب غربی) نام برد.
کهنترین آثار موجود به زبان پهلوی اشکانی متعلق به سده نخست پیش از میلاد است. این زبان تا حدود سده ششم میلادی زنده بود و سپس به تدریج رو به خاموشی نهاد. آخرین آثار موجود به زبان پهلوی اشکانی، آثار مانوی است که اکثرا به پیش از سده نهم میلادی/ سوم هجری تعلق دارد. آثار پهلوی اشکانی مانوی حتی تا سده سیزدهم میلادی/ هفتم هجری نیز به نگارش در میآمد، اما چون این آثار را در زمانی نوشته شدند که پهلوی اشکانی زبانی مرده بود، در آنها اشتباهات و گاه آمیختگیهایی با فارسی میانه دیده میشود.
هر چند از ادبیات ایرانی دوره میانه اشعار زیادی بر جای نمانده، اما بازمانده دو منظومه درخت آسوریک و یادگار زریران و دیگر سرودهای پهلوی اشکانی و فارسی میانه وجود یک سنت شعری پایدار را در این دوره به اثبات میرساند؛ با این وجود از ادبیات شفاهی دوره اشکانی اطلاعات چندانی در دست نیست.
بخش بزرگی از اشعار ایرانی دوره میانه را سرودهای مانوی تشکیل میدهد که آنها را عمدتا با آلات موسیقی در جشن‌ها و مراسم دینی میخواندهاند. این اشعار دارای وزن ضربی یا تکیهای بودند و تکیه روی هجاهای آخر دو کلمه اصلی هر مصراع قرار داشت. سرودهای مانوی را به طور کلی به سه دسته سرودهای بلند، سرودهای دینی و سرودهای کوتاه تقسیم کرده‌اند که از سرود‌های بلند، منظومههای «هویدگمان» و «انگدروشنان» باز مانده است.
شعرهای مانوی در نسخهها غالبا به صورت نثر نوشته شده است و معمولا آخر ابیات را با نقطهای رنگین مشخص کردهاند، اما در انگدروشنان هر بیتی دارای دو مصرع است و در میان هر مصراع یک یا دو نقطه گذاشته شده که مصراع را به دو پاره تقسیم میکند و میان ابیات، فاصله سفید است. سرود مانوی انگدروشنان به تقلید از دو زبور مانی و به زبان پهلوی اشکانی سروده شده و امروزه قطعاتی از آن به زبان سغدی نیز در دست است. این عنوان از نخستین کلمه بیت اول این مجموعه گرفته شده است: angad rOSnAn fryAnag… «ای یار روشنان کامل…».
انگدروشنان دارای هشت بخش(اندام/ هَندام) است که در آن سخن از روح سرگردان و پریشانی است که گرفتار حملههای دشمن شده و در آرزوی نجات دهندهای است تا رستگار گردد. روح نومید است و فریاد میکشد «چه کسی نجاتم خواهد بخشید؟»؛ و سرانجام نجات دهنده‌ای ظاهر میشود و کلامی مهربان و عاشقانه بر زبان میراند و به او نوید رهایی میدهد. دیوان میگریزند و مژده رستگاری به روح داده میشود. روح جامه نور بر تن میکند و از زندان ظلمانی تن آزاد میشود و به آسمان میرود. با این حال و به رغم آزاد شدن روان، جهان در رنج و زیبایی ناپایدارش هنوز پابرجاست.
از نظر واتر برونو هنینگ و بعدها مری بویس، شیوه سرایش دو سرود هویدگمان و انگدروشنان به گونهای است که میتوان گمان برد هر دو از یک سراینده بودهاند. هنینگ معتقد بود که منظومه هویدگمان را مارامو سروده است و بیگمان سراینده انگدروشنان از سبک او پیروی کرده است. اما ورنر زوندرمان در سال 1990 با بازخوانی نام «مارخورشید وَهمَن اِسپَسَگ» در سرآغاز دستنوشته M233/r/، ثابت کرد این دو مجموعه را اسقفی مانوی به نام «مار خورشید وَهمَن» سروده است.
بیان مسئله و اهمیت آن
اهمیت زبان پهلوی اشکانی به ویژه در فاصله میان سده نخست پیش از میلاد تا سده چهارم میلادی، سبب شد که واژههای بسیاری از این زبان علاوه بر فارسی میانه، سغدی و ارمنی به زبان‌های آرامی، سریانی، مندایی و از طریق ارمنی به گرجی نیز راه یابد. این زبان پس از گسترش دین مانوی (216-276 م.) در خراسان و ماوراءالنهر، به کوشش مبلغان مانوی در سده سوم میلادی به عنوان یکی از ابزارهای تبلیغ مورد استفاده مانویان قرار گرفت و کتاب‌هایی به آن زبان تالیف یا ترجمه شد. آثار متاخر مانوی که بخش قابل توجهی از آنها را آثار منظوم تشکیل میدهد در زمانی به نگارش درآمده که پهلوی اشکانی زبانی مرده بود است. به همین دلیل است که در بسیاری از موارد تأثیر واژهها و گاه نکات دستوری فارسی میانه را میتوان در آنها مشاهده کرد. مانی و پیروان او به نوشتن کتب و رسالات اعتقاد و علاقه فراوان داشتند و این امر را یکی از وسایل عمده تبلیغ دین خود می‌دانستند (تفضلی،1376: 333) از آنجا که مانویان به زبان مردمی که در میان آنها قصد تبلیغ داشتند، کتاب می‌نوشتند آثار مانوی به زبان‌های متعددی موجود است. هم‌چنین اکثر آثار مانوی ایرانی به (فارسی میانه و پهلوی اشکانی و سغدی و فارسی دری)، به خط مخصوص مانویان است که از خط سریانی سطرنجیلی گرفته شده است. (تفضلی،1376: 334)
ایران‌شناسان این متون را به قصد بررسی عقاید مانوی بارها مورد مطالعه قرار دادهاند، اما در این مطالعات کمتر به ویژگی‌های زبانی و ادبی این متون پرداخته شده است. درباره وزن اشعار مانوی مباحث زیادی مطرح شده و به نظر میرسد در وزن این اشعار، علاوه بر تعداد هجاهای تکیهدار، ضرب وزن میتواند متفاوت باشد. علاوه بر تکنیک‌های ساختاری، مانویان در اشعار خود، که آنها را غالبا همراه با ساز و آواز میخواندند، برای جذابیت آنها و نیز به منظور بهتر عرضه کردن افکار و عقاید خویش، از صنایع لفظی و صور خیال، خصوصا تشبیه و مجاز استفاده میکردند. آن بخش از سرودههای مانوی که در این پژوهش مورد بررسی قرار میگیرد، سرود انگدروشنان (روشنان کامل) و به زبان پهلوی اشکانی است. تمامی این شعر بلند درباره سفر روح است پس از رهایی از زندان تن یا جهان تاریکی به جهان روشنایی و رسیدن به پدر نخستین و مادر زندگان. از آنجا که از زبان پهلوی اشکانی نسبت به زبان فارسی میانه آثار کمتری در دست است، بررسی ویژگی‌های آوایی، ساختواژی و نحوی این متون، نکات بسیاری را درباره این زبان ایرانی میانه غربی روشن خواهد کرد.
در این پژوهش سعی بر آن است تا سرود انگدروشنان با استفاده از منابع معتبر واجنویسی شود، جنبه شعری آن به نحوی در فارسی امروز مشخص و در آخر ترجمهای از آن بر پایه متن سرود که در صفحات 112 تا 173 کتاب THE MANICHAEAN HYMN-CYCLES IN PARTHIAN نوشته Mary Boyce آمده، به زبان فارسی ارائه شود. هم‌چنین در فرآیند کار تا آنجا که میسر باشد ویژگیهای صرفی و نحوی و ریشهشناختی واژهها و متن مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
هدف تحقیق
از آنجا که ‌‌در پژوهش‌های صورت گرفته بر روی متون مانوی آن‌طور که باید و شاید به مسائل زبانی پرداخته نشده و در مورد ریشه‌های بسیاری از لغات ابهام وجود دارد، سعی بر آن است که در این پایان‌نامه تا آنجا که ممکن است به بررسی تحولات زبانی متن پرداخته شود.
پرسشهای تحقیق
با توجه به اینکه متون گونه ادبی زبان پهلوی اشکانی به شمار میآید، جا بهجایی مقولات دستوری در آنها از این نظر چگونه است؟
ترجمههای انگلیسی منتشر شده از این متون تا چه اندازه با محتوای متون هم‌خوانی دارد؟
آن دسته از واژههایی که تا به امروز ریشهشناسی معینی برای آنها ارائه نشده، با توجه با یافتههای جدید تا چه اندازه قابل بررسی و تحلیل ریشهشناختی هستند؟
پیشینه تحقیق
آثاری که از مانویان به زبان‌های ایرانی (فارسی میانه و پهلوی اشکانی و سغدی) در دست است، در اوایل قرن بیستم از زیر خرابههای دیرهای مانویان در واحه تورفان در شمال غرب چین در استان سینکیانگ، که در زیر شن و خاک مدفون شده بود، بهدست آمده و در کشف و قرائت و ترجمه و تفسیر سهم عمده از آنِ دانشمندان و محققان آلمانی است. بیشتر آثار مکشوفه در تورفان اکنون در برلین محفوظ است و تعداد بسیاری از آن اسناد هنوز منتشر نشده است. در موزههای شهرهای دیگر مانند لندن، پاریس، سن پطرزبورگ و کیوتو نیز برخی از اوراق مانوی وجود دارد.