دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی در مورد برنامه ریزی درسی

دانلود پایان نامه

از نوع نیازهای مرتبط با فلسفه زندگی بهتر و تغییر وضعیت ناعادلانه موجود اجتماعی هستند. به عنوان مثال توسعهی عدالت، تغییر وضعیتها و ساختارهای ظالمانه مصنوعی، حفظ محیط زیست، خودآگاهی قشرهای ستمدیده، توسعه بهداشت روانی جامعه، توسعه و تغییر فرهنگی و افزایش کیفیت زندگی مردم، توجه به حقوق زنان و اقلیتها مربوط به نیازهای مرتبط با تحول اجتماعی هستند. از نظر این گروه از متخصصان برنامه درسی که بیشتر به جامعه شناسی گرایش دارند، برنامه درسی مدرسه می تواند منشاء تحول اجتماعی باشد. طرفداران تحول اجتماعی، اغلب طرفداران بازسازی اجتماعی نیز خوانده میشوند. اغلب طرفداران بازسازی اجتماعی موضوعات برنامه درسی را مسایل جدیدی تشخیص می دهند که باید روحیهی جست و جو گری و خودآگاهی را توسعه دهد. بنابراین از دیدگاه این گروه برنامه درسی باید مبتنی بر پرسش گری یا مسئلهمحوری باشد.(قادری،1391ص53)

نکاتی در رابطه با مبانی اجتماعی که باید مورد توجه برنامه ریزان قرار گیرد:
برنامه ریزان در طرح ریزی برنامه درسی و فعالیت های آموزشی باید دانش آموزان را به عنوان موجودات جامعه شناختی بدانند.
لازم است که برنامه ریزان خودشان رابه عنوان افراد شرطی شده اجتماعی بدانند
در برنامه ریزی درسی واقعا لازم است بدانیم که نوجوانان دوره متوسطه دارای شیوه زندگی ازپیش شرطی شده ای هستند که به محیط یادگیری ویژه آنان مربوط است.
برنامه ریزان درسی به دانستن تفاوت های فرهنگی در رابطه با عمل تربیت فرد، موقعیت اجتماعی و اقتصادی، مشاغل مورد تایید اجتماعی نیاز دارند.
مدارس نهادهای اجتماعی هستند که باید سعی کنند خود نیز عامل تغییر باشند و همگام با تغییرات اجتماعی متحول گردند. مدارس نمی توانند نسبت به نیازهای ضروری جامعه بی اعتنا باشند.آن چه که برنامه ریزان باید انجام دهند این است که بین تعمیم های جامعه شناختی و کاربردهای تربیت آنها تلفیقی صورت گیرد. در این صورت است که مدارس می توانند به میزان قابل توجهی از به هدر رفتن نیروی انسانی و یادگیر های غیرضروری جلوگیری کنند.
اطلاعات به دست آمده ازجامعه(اطلاعات درباره ارزش های اساسی، عقاید، جهان بینی و فلسفه مشترک مردم-درباره انتظارات مردم از مدارس درباره ساخت و نقطه نظرهای سیاسی،چگونگی کنترل عقاید عمومی) عناصر اصلی برنامه ریزی را تشکیل می دهند این اطلاعات ملاک ومعیاری برای تنظیم برنامه های درسی و تعیین خط مشیها و مقررات مدرسه، ویژگی های انضباط مدرسه، نحوه کنترل و اداره آن و گزینش اعضای اداری و علمی هستند. اطلاعات به دست آمده درباره یادگیرندگان و جامعه پایه و اساس تعیین هدف های آموزش و پرورش و تعریف هدفهای عینی و رفتاری را تشکیل می دهند. از این اطلاعات می توان در تهیه فرصت هایی برای یادگیرندگان به صورت شرکت دادن و درگیر کردن آنان در اداره مدرسه استفاده کرد.(تقی پورظهیر، 1385)
مبانی اجتماعی برنامهدرسی ملی
مبانی اجتماعی یا جامعه شناختی برنامه درسی یکی از متغیرهای اصلی است که همواره نقش محوری در تصمیم گیری برنامه های درسی دارد. از آنجا که محیط اجتماعی کنونی دائماً در حال تغییر است ، نیروهای اجتماعی کنونی به عنوان یک مولفه اساسی در طراحی برنامه درسی و آموزش باید مورد توجه قرار گیرد، زیرا این روندها و تغییرات اثرات عمیقی بر آموزش و پرورش و طراحی برنامه درسی و آموزش دارند. نیروهای اجتماعی را باید در سطوح متفاوت محلی، ملی و بین المللی از قبیل ساختار خانواده، ساختار کلاس درس، قوم، نژاد، زمینه های مذهبی و ارزشهای جامعه که آموزش بر اساس آن صورت می گیرد، در نظر گرفت.(فتحی واجارگاه، مبانی اجتماعی برنامه درسی ملی)بنابراین در رابطه با مبانی اجتماعی برنامه ریزی درسی ملی این سوالها مطرح میشود:
در وضعیت موجود، نیازها و مسائل عمده اجتماعی برای لحاظ کردن در برنامه درسی مدارس کدامند؟
با توجه به تحولات و روندهای آینده جامعه، چه چالشها و مسائلی می بایست در تدوین برنامه درسی ملی در نظر قرار گیرد؟
بر مبنای نیازهای فعلی و آینده جامعه مجموعه دانش، مهارتها و نگرشهایی که باید در برنامه درسی ملی مورد توجه قرار گیرند کدامند؟
اقدامات ضروری برای آماده سازی فرد برای زندگی در جامعه فعلی و آینده در برنامه درسی ملی کدامند؟
یازده مولفه اساسی به عنوان مبانی برنامه درسی در بعد اجتماعی تهیه شده که در مقاله ها و پژوهش های متعدد داخلی و خارجی و همچنین نشریات کشور در طی پنج سال اخیر به صورت مستقیم و غیر مستقیم به این مولفه ها اشاره شده است. در ذیل به معرفی این یازده مولفه و ذکر مثال هایی از هر کدام و توضیح آنها پرداخته شده است.
دین ومذهب: فلسفه وجودی دین نیاز بشر به هدایت است. مطالعه دین و مذهب فرد را قادر می سازد تا به سوالاتی از قبیل سوالات زیر پاسخ دهند: شایستگیهای لازم جهت زندگی مومنانه کدامند؟وجوه مشترک ادیان و مذاهب در آموزش دینی کدامند؟راه رسیدن به فضیلت ها چیست؟
فرهنگ: بشر فرهنگ را خلق می کند، میآموزد و با آن سازگار می شود. فرهنگها پویا هستند و دائما در حال تغییرند، مطالعه فرهنگ فرد را قادر می سازد تا به سوالاتی از قبیل سوالات زیر پاسخ دهد: ویژگیهای عمومی فرهنگ های متفاوت کدامند؟فرهنگ جهت انطباق با ایده ها و عقاید مختلف چگونه تغییر می یابد؟چه رابطه ای بین زبان و فرهنگ وجود دارد؟
زمان، استمرار و تغییر: انسانها همواره به دنبال درک ریشه های تاریخی و استقرار زمانی خودشان هستند چنین درکی شامل دانستن این امر است که چه چیزهایی در گذشته شبیه امور جاری هستند و چیزها چگونه تغییر و توسعه می یابند. دانستن این اطلاعات برای کمک به پاسخ این سوالات مفید است:من کیستم؟در گذشته چه اتفاقی روی داده است؟
افراد، مکانها، محیط: مطالعه افراد، مکانها و تعاملهای محیط انسانی باعث ایجاد دیدگاه های فضایی و جغرافیایی جهان در دانش آموزان می گردد. سوالات:جایگاه چیزها کجاست؟الگوهای منعکس کننده گروه بندی چیزها کدامند؟
رشد و هویت فردی: هویت فرد توسط فرهنگ، گروه ها، و عوامل موثر سازمانی شکل می گیرد.سوالات
افراد چگونه یاد می گیرند؟ چرا افراد آن طور که عمل می کنند رفتار می کنند؟
افراد،گروه ها، موسسات: مطالعه افراد، گروه ها،وسازمانها دانشآموزان را برای پاسخ به سوالات زیر آماده میسازد:
من چگونه تحت تاثیر موسسات هستم؟ سازمانها چگونه تغییر می کنند؟
قدرت، رهبری و حکومت: قدرت چیست؟به چه شکل هایی ظهور می کند؟چه کسانی آن را در دست دارند؟
از طریق بررسی اهداف و ویژگیهای نظامهای متفاوت حکومتی فراگیران درک درست از نحوه حل تضادها و ایجاد نظم و امنیت توسط گروه ها و دولت کسب می کنند.
تولید، توزیع، مصرف: با مطالعه این مولفه دانش آموزان دانش و توانش اقتصادی کسب می کنند. سوالات:چه چیزهایی باید تولید شود؟محصولات چگونه سازماندهی می شود؟ و …
علوم، تکنولوژی، جامعه: زندگی مدرن بدون فناوری و علومی که آنرا حمایت می کند برای ما غیر ممکن است.ظهور فناوری همواره سوالاتی با خود به همرا داشته است:آیا فناوری جدید همیشه بهتر از فناوری قبلی است؟چگونه می توانیم از عهده افزایش تغییرات برآییم؟
ارتباط جهانی: تحلیل تنش های موجود بین منافع ملی و اولویت های جهانی سهم به سزایی در توسعه راه حلهای ممکن جهت مشکلات موجود جهانی در برخی حوزه ها می شودمراقبت بهداشتی،توسعه اقتصادی و… از جمله این حوزه ها هستند.
شهروندی فعال: در این زمینه دانش آموزان با سوالات زیر روبه رو هستند:مشارکت مدنی چیست؟من چگونه می توانم در آن شرکت کنم؟مفاهیم و فرایند های شهروندی کدام هستند؟(همان)
ویژگیهای اساسی این یازده مولفه استخراج شده در قالب صلاحیت های لازم دانش آموزان درسه سطح دانش، نگرش و مهارت در برنامه درسی ملی ارائه شده است؛ و به عنوان فهرست نیازهای اجتماعی در وضع موجود و آینده درنظر گرفته شده است.
رابطه مدرسه و جامعه
مدرسه نهادی است که در جامعه شکل میگیرد. عوامل اصلی در مدرسه دانشآموزان هستند که به عنوان گروه یادگیرندگان در مقابل جامعه قرار دارند و بدون توجه به خواستههای آنان آموزش و پرورش نمی تواند نقش موثری داشته باشد. مدارس بنا به خواست گروه های مختلف اجتماعی به وجود آمدهاند و وظایف آنها را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
جامعه پذیر کردن

انتقال سرمایه های تمدن به نسل معاصر
آماده کردن نوجوانان برای مشاغل و حرفهها

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کمک به حفظ یکپارچگی جامعه(فرجاد، 1379)
در ادامه به تعرف مقوله فرهنگ و نقش آن در ارتباط بین جامعه و مدرسه پرداخته شده است.
تعریف، ابعاد و ماهیت فرهنگ
فرهنگ مقوله وسیعی است که در جامعه شناسی برا ی آن بیش از پانصد تعریف بیان شده است. البته آن را به اختصار می توان این گونه تعریف کرد: “فرهنگ عبارت است از مجموعه سرمایههایی که رفتار انسان را از حیوان مشخص و ممتاز می سازد.” بر این اساس، فرهنگ، مجموعه پیچیدهای است که در بردارنده اطلاعات،باورها،هنرها، اخلاق، قوانین، آداب و رسوم، گرایشهای گوناگون قابلیتها و عادتهای روزانه که آدمی با عضویت در یک اجتماع، به دست می آورد.(تقی پور، 1387ص291)
فرهنگ میتواند به عنوان یک روش زندگی تعریف شود، بویژه هنگامی که به عادت ها، رسوم، سنت ها، و عقاید منتقل شده از نظر اجتماعی، که گروه خاصی از افراد را در زمان خاصی توصیف میکند، ارتباط دارد. فرهنگ، شامل رفتارها، آداب، گرایش ها، هنجارها، ارزش ها، سبک های ارتباطی، زبان، آیین معاشرت، روحیات معنوی، مفاهیم سلامتی و درمان، عقاید، و رسوم معمول یک گروه نژادی، مذهبی و یا اجتماعی است. فرهنگ، لنزی است که از طریق آن به دنیا نگاه می کنیم. زمینه ای است که در آن ما جهان را درک کرده و آن را به فعالیت وا می داریم و فرهنگ بر اینکه ما چگونه یادگیری را به انجام می رسانیم، مشکلات را حل می کنیم و بر آموزش، تأثیر میگذارد. فرهنگ ها با گذشت زمان تغییر می کنند، در بین کلاس و جنسیت ، و حتی میان خانواده ها و افراد متفاوت است. یک موسیقی که ما از آن لذت می بریم، چگونگی صرف زمان فراغتمان، آنچه که درباره ی آن صحبت می کنیم، و آنچه که می خوریم، نمونه هایی از تفاوتهای فردی میان یک گروه فرهنگی است. کراس می نویسد: “متخصصانی که مانند نسلهای قبل به فرهنگ می اندیشند، کسانی که فرهنگ را خیالی می دانند، یا کسانی که نمی توانند فرهنگ را به عنوان سیستمی پیچیده، پویا و در حال تغییر ببینند، به سرعت با کمبود هدفهای مؤثر روبرو خواهند شد”.(saifer, Edwards&… .2005.p2)
توجه به نیازها و مسائل زندگی دانشآموزان یک ضرورت برای برنامهدرسی است. اما در عین حال دانشآموزان نیاز به یادگیری مطالبی دارند که شاید ضرورت آن در حال حاضر احساس نشود آموزش مبتنی بر استانداردها و پاسخگو از نظر فرهنگی هر دو بعد نیاز دانشآموزان و یادگیری مطالب دیگر را مد نظر قرار میدهد.
استانداردها و واکنش های فرهنگی مبنای یکدیگر
آموزشی که مبتنی بر استانداردها و از نظر فرهنگی پاسخگو باشد، پیوستگی دو جنبه ی مهم از تحصیل را نشان میدهد.گینسبرگ بیان میکند:”در مورد هر دو نوع آموزش یعنی آموزش پاسخگو از نظر فرهنگی، و آموزش مبتنی بر استانداردها به طور جداگانه مطالب زیادی نوشته شده است، اما موضوع پیوستگی رویکردهاست که جهت هدف تحصیلات عالی همه ی دانش آموزان مهم است. آموزش پاسخگو از نظر فرهنگی، بوسیله ی افزایش انگیزه و تعهد، به نیازهای دانش آموزان اشاره دارد ، و آموزش مبتنی بر استانداردها، برای همه ی دانش آموزان فرصتی جهت یادگیری جدی و سطح بالا فراهم می آورد”. آموزش CRSB یعنی انجام هر دو نوع آموزش، با هم. آموزش CRSB به فرهنگ دانش آموزان بها داده و آن فرهنگ را به عنوان یک توانایی در تحصیلات آنها به کار می برد، و آنها را با برنامه ریزی درسی مرتبط و سخت به چالش می کشد. هندرسون بیان میکندکه، آموزش CRSB نیز تا حدودی موفق می شود، زیرا مشارکتهای قوی تر و عمیق تری را بین مدرسه، خانواده و جامعه ترویج می دهد که اثبات شده این امر تحصیلات دانشگاهی را بهبود می بخشد. راهکارهای آموزش CRSB چنین مشارکت هایی را رواج می دهد زیرا آنها فرهنگ خانوادگی و اجتماعی را به روش های معناداری به کلاس مدرسه و کلاس درس می آورند. وقتی که محتوا و روش های برنامه ریزی درسی با معیارها، رفتارها، اهداف و آداب و رسوم محلی آمیخته می شود، دانش آموزان و خانواده ها احساس می کنند که پیوند مستقیمی میان زندگی در خانه و در مدرسه وجود دارد. هنگامی که معلمان از توانایی های فرهنگ های محلی استفاده کرده و به آن بها می دهند، آنها پیام مثبتی می فرستند که می تواند روابط مدرسه را با اعضای خانواده و جامعه بهبود ببخشد.(saifer Edwards&… .2005)
چرا تمرکز بر فرهنگ؟ فرهنگ غالب در آمریکا، در همه ی جنبه های اغلب مدارس، از برنامه ریزی درسی گرفته تا روشی که معلمان از آن طریق آن با دانش آموزان تعامل می کنند و همچنین در چگونگی ارتباط ما با خانواده ها، منعکس می شود. در واقع تمرکز بر فرهنگ در برنامه درسی پل ارتباطی بین برنامه درسی و زندگی دانشآموزان است و هر چقدر که این تمرکز به درستی صورت بگیرد به همان نسبت برنامههای درسی برای دانشآموزان، والدین آنها و جامعه معنادارتر خواهد بود. (همان، 6)
تفاوت اجتماعی-فرهنگی چیست؟ در این زمینه، تفاوت اجتماعی-فرهنگی شامل نژاد، طبقه، توانایی، شرایط و روش های مختلف یادگیری، قومیت، سن، جنسیت، گرایش جنسی، دین، ملیت، و ابعاد دیگری است که هویت فرد دانش آموز را می سازد و بر تجربه ی یادگیری او تأثیر می گذارد. بنابراین، تنوع باید بوسیله ی معلمان جدی گرفته شود. این تنها راه مطمئن شدن از این است که دانش آموزان با هر پیش زمینه ای و بدلیل احتیاجات و روش های یادگیری منحصر به فردشان محروم نشده و به حاشیه کشانده نمی شوند، بلکه در عوض بوسیله ی سیستم آموزشی حمایت شده و تحصیلاتی بدست می آورند که به آنها کمک می کند تا به نهایت توانایی شان دست پیدا کنند.مدارس، محیطی اجتماعی فراهم می کنند که در آن دانش آموزان می توانند راه هایی را یاد بگیرند که از طریق آن با تفاوت های اجتماعی-فرهنگی کنار بیایند. در اشاره به تفاوت اجتماعی-فرهنگی از طریق برنامه ریزی درسی، مهم است که در مورد چگونگی طراحی محتوای برنامه درسی، ساختار اجرا، و تنظیم معیار سنجش، بیاندیشیم.(Addressing Socio-Cultural Diversity through the Curriculum.2011)
مدیریت تفاوتها
در یک جامعه اقشار، اقوام و مذاهب گوناگونی وجود دارند که وقتی در راستای تحقق اهداف مشترک همگرا شدند اتحاد ملی شکل میگیرد. البته منظور از اتحاد ملی این نیست که تفاوتها از بین برود چون این کار نه شدنی است و نه معقول است. در هیچ گروهی نمیشود تفاوتها را نادیده گرفت بلکه پرداختن به تفاوتها به شیوهای درست باعث رشد میشود. در واقع همانطور که در بحث از تفاوتهای اجتماعی و فرهنگی نیز بیان شد نظام آموزشی باید محیطی را فراهم کند و به افراد آموزشهایی را بدهد که بتوانند از نهایت تواناییهایی خود استفاده کرده و با این تفاوتها کنار بیایند در واقع مدیریت تفاوتها راهکار معقولی است نه از بین بردن تفاوتها. منظور از مدیریت تفاوتها این است که به تنوع و گوناگونیهای اجتماعی و فرهنگی در جامعه پرداخته شود اما تا آنجایی که به ثبات جامعه غلبه پیدا نکند(ملکی،1389).
از ویژگی های زندگی امروزه وابستگی متقابل، کنترل متمرکز دولت و اقدام جمعی است از این روست که در برنامه درسی علاوه بر در نظر گرفتن مبانی فرهنگی بومی توجه به مبانی جوامع دیگر و جهانی اندیشیدن امری ضروری است.
جهان امروز جهانی بی مرکز، درهم تنیده و چند وجهی است که ماهیتی کاملا فرهنگی دارد و نمی توان آن را به عرصه سیاست تنزل داد. در این عرصه فرهنگی باید بازیگر فعال بود و نمی توان تنها تماشاگر صرف بود و یا نه محال اندیش و برهم زننده بازی. لازمه این امر حضور، داشتن قدرت گفت و گو هم در سطح فراتر از دولت و هم فروتر از دولت( جامعه مدنی) است. زیرا ما در حال گذار از یک دوره پرشتاب تاریخی، تحول در شیوه زندگی، یادگیری،

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان درمورد اجتناب ناپذیری

دیدگاهتان را بنویسید