خوانده، دادگاه، تجدیدنظر، معنوی

مبلغ پنج میلیون ریال به نحو تسهیم بابت ورود خسارت معنوی به خواهان و نیز پرداخت مبلغ 402000 ریال بابت هزینه دادرسی و کارشناسی به جهت ضمان ناشی از تسبیب در طرح دعوا، در حق خواهان صادر و اعلام می‌دارد. علاوه بر این با توجه به نوع تقصیر خواندگان آنان را به عذر خواهی از خواهان با درج حکم در یکی از جراید محلی مکلف می‌نماید…»(مقصودی، 1385، صص 103-101).
باید توجه داشت در این مورد که خسارت معنوی در نتیجه لطمه به حقوق شخص یا اعتبار و شرافت و آزادی او وارد شده است جبران مالی برای تسکین اندوه و تأمین خشنودی زیاندیده است(کاتوزیان، همان ص 257) نه تقابل و برابر قرار دادن ضرر معنوی و مال.
2- شعبه‌ی اول دادگاه حقوقی یک سقز در یک رأی خوانده را به پرداخت مبلغ هفت میلیون ریال بابت ضرر و زیان معنوی در وجه خواهان محکوم کرد. خواهان در دادخواست خود اظهار داشت که خوانده همسر او را اغفال و با ایجاد رابطه‌ی نامشروع و ارتکاب عمل منافی عفت و بر ملا شدن قضیه موجبات جدایی و متارکه‌ی رسمی زوجه را فراهم آورده و سبب گردیده که سه نفر طفل معصوم از حضانت و حمایت مادری محروم و کانون گرم خانواده متلاشی شود. نامبرده اضافه کرد که عمل خوانده چنان لطمه ای از نظر روحی و عاطفی به خود و بچه‌هایش وارد کرده که قابل تقویم و جبران نیست و ناگزیر شده که به منظور حفظ آبرو محل سکونت خود را بر خلاف میل باطنی ترک و به شهر دیگری برود. دادگاه خوانده را به پرداخت مبلغ هفت میلیون ریال محکوم کرد. بر اثر فرجام خواهی از حکم صادره از طرف وکیل خوانده، پرونده در شعبه‌ی سوم دیوان عالی کشور مطرح شد و شعبه‌ی مزبور در تاریخ 29/5/76 حکم دادگاه بدوی را ابرام کرد.(اصغری اقمشهدی، 1382، ص 39)
3- دادگاه کیفری 2 تهران طی دادنامه شماره 252- 251 – 10/2/1363 مردی را که نسبت باکره نبودن به همسرش داده بود به پرداخت مبلغ سیصد هزار ریال بابت ضرر و زیان معنوی در وجه وی محکوم نمود.(زراعت و دیگران، همان ص 63)
4- در پرونده کلاسه 76/3/1621 شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران در خصوص دعوای تجدیدنظر به خواسته تجدیدنظر از دادنامه شماره 76/6/25154 شعبه 222 دادگاه عمومی تهران با استناد به قوانین مسئولیت مدنی و بند 2 ماده 9 آیین دادرسی کیفری 1290 رأی به نفع تجدیدنظر خواه صادر و تجدیدنظر خوانده را به پرداخت دو میلیون ریال بابت ضرر و زیان معنوی و نیز عذرخواهی از او محکوم نمود. در قسمتی از رأی چنین آمده است: (مکرم، همان) «بر مبنای درج مقاله ای از تجدیدنظر خواه در انتقاد از عملکرد سازمان ثبت، تجدیدنظر خوانده که مسئولیت روابط عمومی سازمان مزبور را داشته، ضمن پاسخ به مقاله، مدعی می‌شود که نویسنده آن به تنظیم سند جعلی پرداخته و با تنظیم سند، منزل متوفی را به همسر دوم او انتقال داده است و تخلفات دیگری را به وی نسبت می‌دهد. تجدیدنظر خواه با طرح شکایت کیفری، تجدیدنظرخوانده را از لحاظ کیفری محکوم می‌نماید و به استناد این محکومیت تقاضای صدور حکم بر محکومیت او به پرداخت خسارت مادی و معنوی وفق نظریه کارشناس می‌نماید. دادگاه بدوی به استدلال اینکه ضرر و زیان مورد مطالبه از مصادیق ماده 686 قانون آیین دادرسی مدنی (سابق) نیست بدون توجیه دیگری دعوای مطروحه را محکوم به بطلان اعلام نموده است که اینک دادگاه با ملاحظه اعتراضیه و اوراق پرونده بدوی، نظر به اینکه تجدیدنظر خوانده به اتهام افترا و در حدود ماده 140 قانون تعزیرات قطعاً محکومیت حاصل کرده است و مضمون جوابیه مشارالیه که متضمن مطالب افتراآمیز و استنادات خلاف واقع است و کذب آن در محاکم کیفری احراز شده است. تجدیدنظر خواه را در مطالبه ضرر و زیان از این حیث که حیثیت و شئون شغلی او در رهگذر این انتساب ملکوک شده است، مستحق تشخیص و از آنجا که به حکم قاعده «لاضرر و لاضرار فی الاسلام» هیچ نوع از ضرر اعم از مادی یا معنوی نباید جبران نشده باقی بماند و این مسئولیت در اصل 171 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پیش بینی شده است و علاوه بر قانون مسولیت مدنی مصوب 1339، در قوانین متفرق دیگر از جمله قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 11/10/48 و نیز قانون ثبت علایم و اختراعات مصوب 1315 و قانون مطبوعات مصوب 22/12/64 به مسئولیت معنوی تعرض شده است و به موجب بند 2 ماده 9 قانون آیین دادرسی کیفری 1290 از جمله ضرر و زیان قابل مطالبه ضررهایی است که مستلزم کسر حیثیت و یا اعتبار اشخاص و صدمات روحی است و حسب ماده یک قانون مسئولیت مدنی که مخالفت قوانین مزبور با موازین شرع احراز نشده و پرداخت مبلغی به عنوان خسارت اگر چه نمی‌تواند همواره این نوع ضررها را تدارک نماید ولی حسب مورد وسیله ای برای تشفی متضرر و تخفیف آلام و جبران بخشی از خسارت است.
بنابراین دعوای خواهان را وارد و موجه تشخیص، عنایتاً به اینکه جوابیه مدرکیه به امضای تجدیدنظر خوانده که مدیر کل وقت روابط عمومی بوده است رسیده و از نظر اداری و تشکیلات سازمان ثبت می‌توانسته است با استقلال، منشأ صدور دستور باشد و ادعای اینکه به واسطه امر ریاست سازمان، در مقام پاسخ برآمده، غیر موجه است. چه قطع نظر از اینکه پاسخ نامبرده باید با رعایت حیثیت و شئون سردفتر موصوف باشد، اصولاً طبق ماده 57 ق.م. ا سابق مأمور در صورتی از مسئولیت جزایی مبرا است که امر آمر را به علت اشتباه قابل قبول و به تصور اینکه امر آمر قانونی بوده است اجرا کرده باشد، لذا با ردّ مدافعات تجدیدنظر خوانده و تجویز مواد 2 و 3 قانون مسئولیت مدنی نامبرده را به پرداخت مبلغ دو میلیون ریال بابت ضرر و زیان معنوی وارده به تجدیدنظر خوانده محکوم و علاوه بر این با توجه به نوع تقصیر با استناد به ماده 60 آن قانون به عذرخواهی از تجدیدنظر خواه مکلف می‌نماید و این رأی قطعی است.»
البته لازم به ذکر است که در دادنامه شماره 1514 مورخ 25/6/76 در خصوص پرونده 75/1259 شعبه 222 دادگاه عمومی تهران، در مرحله بدوی دعوای فوق الذکر، خواهان به استناد محکومیت کیفری خوانده، در تقاضای خود چنین استدلال نموده است:
با توجه به اینکه سرمایه اصلی یک سردفتر حسن شهرت و آبرو و حیثیت اوست و انتساب جرم جعل و درج در جراید کثیر الانتشار قبل از رسیدگی مقدماتی و تعیین تکلیف پرونده، غیر از سلب اعتماد عمومی موجبات تألمات روحی و روانی و تأثیرات منفی عاطفی فراوان را برای خواهان بین خانواده و همکارانش و غیره حادث گردیده است، تقاضای صدور حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت خسارات مادی و معنوی وفق نظریه کارشناس دارد.
این دادگاه (شعبه 222 دادگاه عمومی تهران) به استناد اینکه دعوا از مصادیق ماده 686 قانون آیین دادرسی مدنی نیست دعوا را فاقد وجاهت قانونی اعلام نموده و رأی به بطلان دعوا صادر نموده بود اما پس از تجدید نظر خواهی در شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در بالا شرح داده شد، دادگاه تجدیدنظر دعوای خسارت معنوی را پذیرفت و به جبران خسارت معنوی که در نتیجه انتساب جرم جعل و امر خلاف واقع، ایجاد شده بود، رأی داد.
5- خواهان (خانم ل) در تاریخ 21/5/72 دادخواستی به مطالبه بیست میلیون ریال ضرر و زیان معنوی و مادی و اعسار از هزینه دادرسی به طرفیت خوانده (آقای غ) به دادگاه حقوقی یک شهرستان نقده ارائه نموده و ادعا کرده که خوانده با نیرنگ و فریب و وعده ازدواج به شرح محتویات پرونده 71/1193 دادگاه کیفری 2 نقده او را به منزل برادر خود برده و با وی همبستر شده و ازاله بکارت نموده و نتیجتاً حداقل مبلغ خواسته را متضرر گردیده، تقاضای رسیدگی و صدور حکم محکومیت خوانده را به پرداخت مبلغ خواسته نموده است. برابر رأی شماره 381 دادگاه کیفری دو، خواهان و خوانده هر دو به اتهام زنای غیر محصنه و غیر محصن به استناد ماده 88 ق.م.ا وماده 102 قانون تعزیرات هر یک به تحمل یکصد ضربه شلاق محکوم شده‌اند….. درجلسه دادرسی خواهان اظهار داشته که خوانده به او وعده ازدواج داده و با وی همبستر شده و حیثیت و آبروی او را برده و اکنون کسی حاضر نیست با وی ازدواج نماید. خوانده در پاسخ اظهار داشت شکایت بی اساس است و به او تهمت زده‌اند. خوانده هم چنین اظهار داشت که با خواهان همبستر نشده و از این موضوع بی اطلاع است. مندرجات پرونده کیفری استنادی که در صورت جلسه مورخ 10/6/73 منعکس شده از این قرار است که راننده تاکسی تلفنی به مأمورین انتظامی اطلاع داده که دختری (خواهان) در شهر سرگردان است و اظهار می‌دارد منزلمان در شهرستان ارومیه می‌باشد. به منزل فامیلمان آمده بودم. وی در نگهبانی پاسگاه اظهار داشته آقای غ (خوانده) به قصد ازدواج مرا به منزل آقای (م) برده و تجاوز نموده البته با رضایت همدیگر با هم نزدیکی نمودیم و بعد از نزدیکی مرا ول کرده نمی‌دانم کجا رفته است. حدود نه ماه است با هم رابطه دوستی داریم. خواهان و پدرش از آقای غ (خوانده) شکایت می‌کنند. پزشکی قانونی تأیید کرده که پرده بکارت وی به تازگی پاره شده است. خواهان به بازپرس گفته خوانده مرا به منزل برادرش که خالی بود برد، با هم صحبت کردیم، رفته رفته گرم شدیم و با هم

مطلب مرتبط :   اخوان، الصفا، تأویل، رسائل