خلوت، وآله، صلی، وسلم

بیشتر در ذکر خدای سبحان بکوشد
د ـ توجه داشته باشد که از غذای حلال استفاده کند و در ترک و دوری از شبهه ولو اندک هم جدیت به خرج دهد
هـ ـ از نوشیدن زیاد آب خصوصا سرد و خنک خودداری کند چون مایه غفلت و خواب می‌شود.
اما عباداتی که درویش و مرید در طول دوره ریاضت باید آنها را انجام دهد:
الف ـ اذکار: مرید علاوه بر اوراد مشخص روزانه مانند ورد صبح و عصر و عشا بطور مداوم روزی یکصد هزار ورد
ب ـ نماز علاوه بر نمازهای پنجگانه، سنتهای زیر را بجای آورد، سنه الوضوء که دورکعت
ـ نماز پس از انجام وضو و قبل از خشک شدن اعضای وضو
ـ دو رکعت قبل از نماز صبح
ـ سنه الضحی، پس از برآمدن آفتاب به اندازه یک نیزه حداقل چهار رکعت.
ـ چهار رکعت قبل از نماز عصر
ـ دو رکعت پس از نماز مغرب و بین مغرب و عشا به نام سنه الاوّابین حداقل 6 رکعت.
ـ دو رکعت قبل از عشا و دو رکعت پس از آن
ـ نماز وتر ـ سه رکعت پس از نماز عشاء.
ـ سنت صلاه التسبیح، چهار رکعت به ترتیب زیر
1ـ رکعت اول، پس از فاتحه و سوره‌ای از قرآن کریم پانزده بار بگوید «استغفر الله، سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» و آنگاه در هر یک از اعمال رکوع، سجده، اعتدال، وقوف نیز دوبار ورد بالا را تکرار کند تا جمعا در هر رکعت به هفتاد و پنج بار برسد و رکعتهای بعد هم به همین منوال ادامه دهد.
توجه: مریدی که در حال ریاضت است خواب شبانه نداشته باشد فقط پس از طلوع آفتاب به مدت یکساعت می‌خوابد. بهتر است مرید اهل ریاضت روزهای دوشنبه و پنجشنبه هر هفته و ایام البیض هر ماه را روزه باشد.
ثانیاً خلوت: خلوت از کلمه خلو (خالی بودن و تنهایی) و آن به معنی فراغت و مکان خالی که عموم مردم و دیگران در آنجا نباشد، اگر می‌گوئیم مردی خلوت کرده یعنی تنها مانده و کسی از انسان ها با او نیست.
اصل خلوت، دوری گزینی از مردم و توجه بسوی خدای پاک و سبحان است و بهتر است اینکه عبادتی یا تفکر در آفرینش خدا و یا شکر نعم الهی انجام دهد.
اول کسی که به خلوت و عزلت پرداخت، حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم بود که در غار حرا تنهایی به عبادت پرداخت و از دیگران دوری گزید تا وحی بر او نازل گشت و بعدا هم در ایام بعثت آن را ترک نفرمود.
حداقل دوران خلوت، ده روز است زیرا حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم اعتکافشان ده روز بود، برای اکثر آن حدی را در نظر نگرفته‌اند، اهل طریقت به جهل روز اشاره کرده‌ا ند به دلیل میعاد حضر موسی علیه‌السلام.
زمان خلوت با توجه به کسی که به آن عبادت می‌پردازد فرق می‌کند و برای آن حدّ زمان خاصی نیست برای یکی ممکن است در دو روز فتح باب و گشایشی روحانی حاصل شود که برای دیگری در دو ماه حاصل می‌شود.
خلوت این است که شخص از مردم دور شود و با پروردگار خود انس گیرد با کسی ارتباط نداشته باشد از صحبت و گفتگو با مردم و مشاغل دنیایی و آنچه او را به خود مشغول کند دوری کند، دلش را از فکر و یاد غیر خدا خالی گرداند و فکرش را صفای کامل دهد در مناجات با پروردگار بکوشد تا بداند غیر خدا را ترک کرده و بسوی خدا می‌رود با قلب سلیم.
دور از هر مشغله و فکری تا نورانیت در دل او حاصل گردد و بصیرت یابد و سرچشمه‌های حکمت از درونش سرازیر گردد و آنچه را که خدا بخواهد از غیبیات دریابد.
کسی که به خلوت می‌پردازد لازم است کمی قبل از آن به ریاضت و مجاهده مشغول شود تا خود را بر آن حالت عادت دهد و مسأله برایش عادی گردد طوری نشود ناگهان حالتی پیش آید که از ذکر خدا و مناجات دور بماند.
ضرورت بر خلوت تا آنجاست که سالک امکان پوشاندن عمل خود را از مردم داشته باشد و شرط خلوت این است کسی نداند که سالک در خلوت هست.
قصد و هدف از خلوت پاک گرداندن قلب است و توجه دادن به ذکر خدای تعالی که نور هدایت الهی را در آن پذیرا باشد، اما این امر بدون راهنمایی شیخ آگاه ممکن نیست. اوست که مرید را در ناگاهی‌ها و غفلت‌ها، یار و یاور می‌شود تا هرگونه وسوسه شیطانی و هوی و هوس از او دور گردد.
خلوت بدون دستور شیخ خطر بزرگی را در بر دارد که مرید را از حدّ تقوی بیرون می‌برد و او را به پرتگاه نابودی می‌کشاند. کسیکه به خلوت می‌پردازد باید اعمالی را انجام دهد از قبیل محبت فقر و زهد و نهایت کوشش و مجاهده و ترک خودپسندی و ذکر بسیار و دقت در داشتن بصیرت و دوری از غفلت. ابن‌عربی اهل خلوت را با توجه به اهدافشان به سه دسته تقسیم کرده است: اول آنهایی که خلوت را برای تصفیه و پاک گرداندن فکر انتخاب می‌کنند تا با آن آگاهی‌ها یابند این افراد. مادیون هستند و ابن عربی اضافه می‌کند این نوع خلوت ربطی به اهل الله ندارد. دوم کسانی هستند که از فشار و دردسر مردم گاه افراد خانواده بستوه آمده، خلوت را به دلیل یافتن آرامش و سکون می‌طلبند.
دسته سوم اهل الله هستند و آنهایی که یاد خدا را دوست دارند نه اندیشه و فکر توسعه علم را از خدا خواهند و به واردات و شواهد هم نظری ندارند. آنها هدفشان فقط و فقط خدا و شناخت اوست
دکتر مصطفی سیاحی گوید: «خلوت و قیام برای خدا و بندگی او در انتهای شب لذتی دارد که جز آنهایی که مورد نظر و عنایت خدا هستند در نمی‌یابند، ابراهیم بن ادهم می‌گوید پس از تهجد و عبادت، لذتی است اگر شاهان می‌دانستند با ما به جنگ برمی‌خاستند.
البته خلوت آ‌خرین مرحله سلوک نیست بلکه، گامی است در راه رسیدن به خدای تعالی و باید به دنبال آن گامهای دیگر در زمینه خلوت، مجاهده‌های طولانی و ذکرهای پیوسته با کوشش و صداقت و استقامت برداشته شود.
16.وسیله و توسل
معنی وسیله: در لسان العرب آمده: (الوسیله: المنزله عند الملک) یعنی وسیله، مقام نزد پادشاهان است.
خدای تعالی فرماید:اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیله
آنها کسانی هستند که دنبال وسیله و دستاویزی به نزد پروردگارشان هستند.
وسیله واسطه‌ای است که مایه رسیدن به هدف و یا خواسته گردد، عاملی است که انسان به سبب آن به قربی برسد یا دیگری را از غم و ناراحتی دور سازد.
16-1.توسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم
جواز توسل به حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم یقینی و ثابت است. قبل از تولد و بعثت و پس از آن‌چه در دوران زندگی پربرکت آن حضرت و چه پس از رحلت ایشان. برخی از دلائل آن از کتاب خدا و سنت به این قرار است:
خداوند سبحان و والا، گشایش خواستن قوم یهود، به حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم قبل از تولدشان را یاد فرموده و مورد انکار قرار نداده است بلکه، مذمت اهل یهود به دلیل کفر و نافرمانی آنها بوده که به دنبال آشکار شدن برکت نام آن حضرت در تورات در صدد انکار برآمده‌اند. خداوند بزرگ می‌فرماید ولمّا جاءهم کتابٌ من عند الله مصدق لما معهم و کانوا من قبل یستفتحون علی الذین کفروا فلما جاءهم‌ ما عرفوا کفروا به فلعنه الله علی الکافرین
تفاسیر، توضیح این آیه را چنین آورده‌اند: یهود بنی قریضه و بنی نضیر، قبل از بعثت حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم از خداوند درخواست پیروزی و توفیق بر مشرکین را داشتند و می‌گفتند: خداوندا، ما را به برکت پیامبری که در آخر الزمان مبعوث می‌شود و توصیفش را در تورات داریم، گشایشی در کارمان فراهم کن.
ترمذی و ابن‌ماجه در کتابهای سنن خویش، نسائی در آداب روز و شب طبرانی و بیهقی از عثمان بن حنیف نقل کرده‌اند: که مردی کور نزد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آمد، از او خواست که بخواهد خدا او را شفا دهد، در پاسخ فرمود: اگر بخواهی دعا کن وگرنه صبر کنی که برای تو بهتر است، شخص عرض کرد، دعا کنم، پیامبر دستور داد تا وضوی کامل بگیرد و آنگاه این دعا را بر زبان جاری کند« اللهم انی اسألک و أتوجّه الیک بنبیک محمد نبی الرحمه، یا محمد انی اتوجه بک الی ربی فی حاجتی هذه لتقضی اللهم شفّعه فیّ.»
عثمان بن حنیف گفت: سوگند به خدا، ما هنوز از آنجا دور نشده و از هم دور نمانده بودیم که آن شخص طوری شد که انگار، ناراحتی و نقصی در چشم نداشته.
رسول بزرگوار صلی الله علیه وآله وسلم انسانها را در زمینه توسل به خدا برای رفع نیازهایشان دستور می‌فرمود و این حدیثی ثابت و به دور از اختلاف‌نظرهاست.
از ابو جوزاء نقل است که گفت: اهل مدینه دچار قحطی شدیدی شدند، شکایت نزد حضرت عایشه بردند در جواب آنها گفت: به روضه شریف پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نگاه کنید و دریچه‌ای رو به آسمان در آنجا تعبیه کرده تا فاصله و مانعی بین آنجا و آسمان نباشد) چنان کردند، بارانی آمد که موجب سبز شدن گیاهها و فربهی و سرحالی شترها گشت.
16-2.توسل به انبیاء و اهل‌بیت علیهم السلام
طبرانی از عقبه بن غزوان و او از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم روایت می‌کند که فرمود، اگر یکی از شما به چیزی نیاز داشت یا کمکی را می‌خواست و در محلی بود که کسی آنجا حاضر نبود بگوید:
«یا عبادَ الله اعینونی قال لله عباداً لا نراهم». این حدیث شریف نبوی دلیلی است که رجال غیبی هست و بدون شک آنها اولیاء الله‌اند و پاکان درگاه او که خداوند مقام شفاعت را به آنها کرامت فرمود، پس فریاد طلبی

مطلب مرتبط :   عقل، فلوطین، ارسطو، ازلیت