حقوق، عدالت، اجتماعی،، راولز

که مشاغل کلیدی مدیریت شرکت های بزرگ در چند شهر متمرکز گردد. این پست های فرماندهی اقتصاد جهانی، علاوه بر زیر ساخت های فناوری استثنایی، نقطه ثقل سرزمینی نیز به اقتصاد مدرنِ مبتنی بر شناخت متقابل عرضه می کند (فیالکوف، 1383: 84). راولز به عنوان کسی که پایه های لیبرالیسم را با مفاهیمی جدید تقویت کرده است، معتقد است: «اعطای حقوق جمع نبایستی به بهای از دست دادن حقوق فرد باشد» به این مفهوم که هر کس حق هر کاری را دارد تا زمانی که به تساوی حقوق دیگران تجاوز نکند. بر این اساس، دو اصل عدالت را تعریف می نماید که چنانچه هر توزیعی بر اساس این دو اصل صورت گیرد، مطابق نظریه راولز، توزیعی عادلانه به حساب می آید (راولز، 1385: 84). راولز عدالت را در انصاف و برابری تعریف می نماید و تنها استثناء را در این میان به منظور حمایت از محروم ترین طبقه قائل می شود. اما هاروی به دنبال توزیع عادلانه از طربق عادلانه است و بدین جهت، عدالت را در ارتباط با نیاز، منفعت و استحقاق تعریف می کند. بنابراین، با مطالعه این دو رویکرد، جمعا” می توان شش معیار را برای سنجش عدالت استخراج نمود. این شش معیار عبارتنداز: آزادی، فرصت برابر، تفاوت، نیاز، شرکت در منفعت عمومی و استحقاق که سه معیار اول برگرفته از نظریات جان راولز و سه معیار دوم منبعث از دیدگاه های دیوید هاروی هستند ( طبیبان و همکاران، 1389: 114).

جدول شماره 2-8: معیارهای سنجش عدالت بر اساس دیدگاه های راولز و هاروی

معیارهای جان راولز
آزادی
این معیار بدین معناست که طرح بتواند حقوق فردی افراد راحفظ کند و آزادی های فردی، فدای اجرای آن نشود.

فرصت برابر
معیار فرصت برابر به دسترسی برابر همه از فرصت ها، منابع، امکانات و اطلاعات تاکید می نماید و در تقابل با رانت های گروه های خاص صاحب قدرت و یا نفوذ تعریف می شود.

تفاوت
این معیار به این موضوع اشاره دارد که در صورتی که تفاوتی در توزیع وجود دارد، این تفاوت زمانی عادلانه است که به نفع محروم ترین طبقه باشد.

معیارهای هاروی
نیاز
افراد دارای حقوق مساوی در بهره وری از منابع و امتیازات اند، ولی نیاز همه افراد مشابه نیست و تساوی در بهره وری از دیدگاه نیاز افراد به صورت تخصیص نابرابر جلوه گر می شود.

شرکت در منفعت عمومی
مطابق این معیار، آن دسته از افرادی که فعایت شان به نفع عده بیشتری است بیشتر از آن عده که فعالیت شان به عده کمتری اختصاص دارد، حق ادعا دارند.

استحقاق
این معیار به مواردی اشاره دارد که افراد به دلایلی نظیر سابقه زحمت بیشتر، تحت تعلیم بودن در مدتی طولانی تر و… استحقاق دریافت بیشتری را دارند.
مأخذ: (طبیبان و همکاران، 1389: 115)

2-3-11-8 دسترسی (Access)
«دسترسی» یک عامل کلیدی در موفقیت مکان ها محله هایی است که در درون مرزهای خود و با بیرون از خود دسترسی ندارند. دسترسی مطمئن، ایمن و سالم، شامل توانایی دستیابی به نقاط، کالاها و خدمات برای همه خانواده ها، کودکان، سالخوردگان، فقیر و غنی است. امروزه در بسیاری از مواقع انواع شیوه های دسترسی از طریق توسعه خود محور محدود شده. در نتیجه برخی اجتماعات پایدار این است که در سطوح خرد وکلان دارای دسترسی باشند (ادواردز و تورنت، 1393: 58).
2-3-11-9 رفاه اجتماعی (social welfare)
مفهوم رفاه اجتماعی یکی از موضوعات اجتماعی است که حدود دهه 1960، وارد برنامه ریزی توسعه شده است. طبق تعریف سازمان ملل متحد (1963) «رفاه اجتماعی» دامنه وسیعی از فعالیت ها و برنامه هایی را در بر می گیرد که تحت نظارت و با کمک دولت، برای بهزیستی افراد و جامعه انجام می گیرد. در چارچوب این تعریف خدمات اجتماعی به عنوان زمینه عملیاتی مشخص و محدودتری به حساب می آید. با رواج مفهوم رفاه اجتماعی و حمایت سازمان ملل متحد از آن، در دهه های 60 و 70، بخشی از فعالیت های برنامه ریزی به این موضوع اختصاص داده شد. در کتاب مرجع مبانی و روش های برنامه ریزی شهری که در سال 1968 در آمریکا انتشار یافت، یک فصل مستقل به برنامه ریزی رفاه اجتماعی اختصاص داده شده است. از نظر مولفان این کتاب، برنامه ریزی شهری می تواند از راه های مختلف، مثل سیاست های مسکن، نوسازی، توسعه فضاهای عمومی، توسعه خدمات بهداشتی و آموزشی و غیره به رفاه و عدالت اجتماعی کمک کند. بی تردید مفهوم رفاه اجتماعی وابستگی مستقیم با عدالت اجتماعی دارد. این مفهوم، اگر چه همواره در عرصه اخلاق و جنبش های سیاسی مطرح بوده، ولی در عرصه برنامه ریزی کمتر مجال ظهور داشته است. در واقع یکی از تناقضات عمده شهرسازی مدرن این است که علی رغم اینکه تمام محیط زندگی مردم شهر را، از خانه و محله گرفته تا فضای باز درون شهری و برون شهری می سازد و سازمان می دهد (مهدیزاده، 1392: 49- 48). عناصر مهم رفاه اجتماعی عبارت اند از: تغذیه، سرپناه، سلامتی، آموزش، فراغت، امنیت شخصی، حقوق اجتماعی، ثبات اقتصادی و اجتماعی، محیط کالبدی مطلوب و غیره. البته در طول دو سه دهه گذشته مفهوم رفاه اجتماعی، هم از نظر محتوا و هم از جهت نحوه مدیریت و نظارت بسیار غنی تر و گسترده تر شده است (همان منبع: 303).

مطلب مرتبط :   ، حکمرانی، شهری، مجوز

2-3-11-10 آموزش (Education)
دستیابی به پیشرفت و ترقی، کاهش ناهنجاری های اجتماعی و ارتقاء رشد فکری و فرهنگی هر جامعه ای تنها در گرو آموزش قرار دارد. آموزش نظم و انظباط اجتماعی، پیروی از قوانین و احترام به آداب و رسوم حقوق دیگران به آگاهی و ارتقاء سطح جامعه منجر شده و باعث کاهش مشکلات اجتماعی می گردد. هدف از آموزش جهت دادن طرز تفکر مردم به سوی جامعه مدرن و منظم می باشد. این آموزش ها باید از سنین کودکی در خانواده، سپس مهدکودک و مدارس آغاز شده و مدام در جامعه ادامه یابد. چنانچه زیباترین ساختمان ها، خیابان ها، بزرگراهها، فروشگاهها، پارک ها، مترو، تراموا و مونوریل ساخته شوند ولی مردم نحوه استفاده و نگهداری از این امکانات را ندانند یا نسبت به آنها بی تفاوت باشند و یا نظم عمومی در جامعه برقرار نباشد، مسلما” پیشرفتی در جامعه رخ نخواهد داد و همه زحمات و تلاش ها بی ثمر خواهد بود. امروزه کشورها هزینه های زیادی را صرف آموزش می کنند و در این راه رادیو تلویزیون و رسانه ها، نقش عمده ای دارند. مردم نیازمند آموزش هستند و باید در خصوص مسائلی از قبیل روابط اجتماعی، نظم و قانون، علل ناهنجاری های اجتماعی و عواقب آن، مشارکت عمومی در توسعه کشور، استفاده بهینه از ثروت های ملی و امکانات جامعه، جوامع سنتی و مدرن، نوگرایی و بالاخره مسائل فرهنگی، بهداشتی، کنترل جمعیت، آسایش و امنیت اجتماعی و محیط زیست به آنان آموزش داده می شود تا بدین ترتیب تحولی اجتماعی در جامعه رخ دهد و در نتیجه در همه زمینه های مسائل اجتماعی فرهنگ سازی شود (جی بون و مدرس، 1389: 138-137).
2-3-11-11 تعامل اجتماعی (Social interaction)
برای تداوم حیات زندگی اجتماعی بشر و رشد فرهنگ اجتماعات انسانی ما ناگزیر از ارتباطات کلامی و چهره به چهره هستیم و چون این اتفاقات در فضاهای ساخته شده کالبدی رخ می دهد، محیط ساخته شده را می توان ظرف مکانی مستعدی نام برد که پر است از موقعیت های مختلف و متنوع جهت بروز و باور شدن رفتارهای اجتماعی، زمانی می توان به موفقیت یک طرح محیط مکانی ساخته شده امیدوار بود که از میزان انطباق کامل آن با نیازهای آدمی مطمئن شویم. برای توضیح مطلوب بودن تعاملات اجتماعی دلایل زیادی وجود دارد. اصلی ترین دلیل این است که رابطه متقابل اجتماعی برای پاسخ به نیازهای انسان به پیوند جویی و احساس تعلق به مکان یک ضرورت است هر فرصتی برای دست یافتن به چنین منظوری مثبت ارزیابی شده است. دلیل دیگر است که فعالیتهایی چون تعامل با دیگران و مشاهده فعالیت های مردم با وجود آوردن زمینه های اجتماعی شدن و اجتماع پذیری به رشد فردی انسان کمک می کند. این فرصت ملاقات و فعالیت روزانه در فضاهای عمومی یک منطقه مسکونی به افراد قابلیت بودن در میان دیگران را می بخشد. بودن در میان دیگران، دیدن و شنیدن و دریافت انگیزش از دیگران بیانگر تجربیات مثبتی هستند که می تواند جایگزین هایی برای تنهایی باشد (شهبازی و همکاران، 1392: 4- 3).

مطلب مرتبط :   دریاچه، تالاب، ارومیه، سدهای

جدول شماره 2-9: پایداری اجتماعی از دیدگاه سازمان های جهانی و نظریه پردازان
شاخص

دیدگاه
امنیت
عدالت و برابری
حس تعلق به مکان
مشارکت
درآمد
آموزش
اشتغال
تعامل اجتماعی
دسترسی برابر به منابع
مردم سالاری
تامین نیازهای اساسی
چمبرز و کنوی
*
*

*

*
DFID

*

*

*

*
ساچس

*

*

*
*
*
*

هنس و بوکلر
*

*

*

*
*
*
تین و همکاران
*
*

*

*

اومان و اسپنگینبرگ

*
*
*
*

*
بینس و مورگان

*

*

*
*
*
*
سینر و همکاران

*

*

*
*
*
*
برملی و همکاران
*

*
*

*

کلیموا
*
*
*
*

*
*

*
منبع: مطالعه کتابخانه ای نگارنده 1393

شکل شماره 2-6: