حدیث، أخبرنا، قال، علی‌بن

حدّثنی جعفربن احمد قال حدّثنی عبدالله‌بن عبدالصّمد قال حدّثنی الحسین‌بن عَلوان عن عَمروبن خالد عن زیدبن علی عن ابیه عن جدّه….
غالب این احادیث اخلاقی است با موضوعاتی چون: دعا، ذکر استغفار و خواصّ آن، فضیلت جهاد و مجاهدین، فضیلت مساجد، فضیلت خوردن سحری، صبر بر مصائب اهل و عیال، تحذیر از معاصی، تحذیر از ریا، کثرت یاد مرگ، ترغیب به صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله)، دعایی در رفع أمراض و…. دو حدیث هم اعتقادی است با موضوعات نماز و امر به معروف و نهی از منکر.
4-2-2-4. امالی احمدبن عیسی‌بن زید
همانطور که در ابتدای فصل بیان شد، این امالی یکی از متون کهن حدیثی زیدیه است که توسّط محمدبن منصور مرادی گردآوری شده است. این کتاب از حیث احتواء بر آراء فقهی قاسم‌بن ابراهیم رسّی از اهمیّت خاصّی برخوردار است. طریق هارونی در تخریج روایاتی از این کتاب چنین است: أخبرنا ابواحمدعلی‌بن الحسین‌بن علی الدیباجی ببغداد قال أخبرنا ابوالحسین علی‌بن عبدالرّحمن‌بن عیسی‌بن ماتی قال حدّثنا محمدبن منصور…. این روایات در صفحات 306، 307، 308، 309، 310، 313، 315، 320، 321، 333ـ 332، 360، 361، 365، 366ـ 365، 370، 372ـ 371، 374، 378، 379، 380، 386، 393، 403، 427، 435، 481، 41، 511، 516 قرار دارند.
اکثر این احادیث فقهی هستند و در محورهایی همچون نماز، نماز عیدین و آداب آن، زکات، زکات فطره، حج، امر به معروف و نهی از منکر، بیع، آداب نکاح و… می‌گنجند.
4-2-2-5. برخی از آثار ناصر اطروش
یکی از جنبه‌های با اهمیّت کتاب «تیسیر المطالب فی أمالی ابیطالب» اطلاعات ارزشمندی است که از آن درباره‌ی شاگردان دیگر عالمان زیدی می‌توان به دست آورد؛ مثل مطالبی که هارونی به نقل از ناصر اطروش حسن‌بن علی آورده است. احتمالاً این روایات به نقل از کتاب «بساط» یا آثار دیگر ناصر اطروش باشد؛ البته در صورتی که خود ناصر اطروش فرد راوی در طریق روایت احادیث نباشد، چون چنین احادیثی نیز در کتاب یافت می‌شود. هارونی به دو طریق روایاتی را از ناصر اطروش نقل کرده است. طریق اول چنین است: أخبرنا ابوالحسین علی‌بن اسماعیل الفقیه قال أخبرنا الناصر للحق الحسن‌بن علی قال…. صفحات این احادیث عبارتند از: 56ـ 55، 64، 96ـ 95، 162، 165ـ 164، 199، 230، 297، 311، 326، 370، 377، 387، 434، 439ـ 438، 441، 443، 474ـ 473، 507ـ 506، 544، 569. طریق دوم چنین است: أخبرنا ابوعبدالله محمدبن زید‌بن علی‌بن جعفربن محمدبن زیدبن علی‌بن الحسین‌بن علی‌بن ابی‌طالب قال أخبرنا الناصر للحق الحسن‌بن علی. (صفحات 62، 103ـ 102، 107ـ 106، 109ـ 108، 116، 139، 153ـ 152، 184ـ 183، 203ـ 202، 220ـ 219، 272ـ 271، 321ـ 320، 376ـ 375، 410، 446ـ 445، 519، 540، 562).
نکاتی که از مطالعه‌ی این احادیث حاصل شد عبارتند از:
ـ از مجموع 21 حدیثی که در طریق اول آمده است، در 15 حدیث محمدبن منصور مرادی در سلسله سند آمده است که 6 حدیث آن، یکی از طرق در کتاب امالی احمدبن عیسی نیز هست؛ یعنی سلسله سند به این نحو است: أخبرنا ابوالحسین‌ علی‌بن اسماعیل الفقیه قال أخبرنا الناصر للحق قال أخبرنا محمدبن منصور المرادی قال أخبرنا احمدبن عیسی… عن ابی‌خالد….
ـ در حدیث صفحه 64 ذکر شده که این حدیث از امالی احمدبن عیسی، نقل شده است.
ـ حدیث صفحه 438 حدیث مرسلی است که ناصر اطروش بر علی‌بن اسماعیل الفقیه املاء کرده است: حدّثنا ابوالحسین علی‌بن اسماعیلی الفقیه قال أملی علینا الناصر للحق الحسن‌بن علی فیما یَروی عَن علی (علیه السلام). نکته‌ی قابل توجه در این حدیث این است که خود ناصر در ادامه‌ی حدیث می‌گوید: «این حدیث از 3 جهت باطل است.» موضوع حدیث این است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مردی از انصار که اسبش در حال جان دادن بود، فرمود: حیوان را نحر کن و آن را خیرات بده تا خدا این قربانی را برای تو اجر محسوب کند و آن مرد نیز این کار را انجام داد و رانی از حیوان را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) هدیه داد و پیامبر (صلی الله علیه و آله) از آن خورد. ناصر در جهت اول بطلان این حدیث به دو آیه از قرآن، استناد می‌کند: «وَ الخَیْلَ وَ الْبِغَالَ وَ الْحَمِیرَ لِترکَبوهَا وَ زِینَهً»، «وَ الْأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَکُمْ فِیهَا دِفْ‏ءٌ وَ مَنَافِعُ وَ مِنْهَا تَأْکُلُون». طبق این آیات اسبان، استران و خران برای سواری دادن و زینت بشر آفریده شده است و جزء أنعام محسوب نمی‌شود تا خوردن گوشت آن جایز باشد. جهت دوم این است که حیوانی که در حال جان کندن است، ذبحش جایز نیست و جهت سوم این است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فصیح‌ترین عرب است و عرب از ماده‌ی «نحر» برای اسب استفاده نمی‌کند و «نحر» فقط مختصّ شتر است. طبق این حدیث مشخص می‌شود که ائمه‌ی زیدی خود به نقد محتوایی حدیث نیز می‌پرداختند.
ـ غالب این احادیث اخلاقی است و شامل موضوعاتی چون: ترغیب به نفع‌رسانی مؤمن، ترغیب به ذکر خدا، مذمّت دنیا، رحمت الهی، فضیلت سحر، فضیلت فرد مؤمن، نماز وتر و فضیلت و آداب آن، عقیقه‌ی مولود و… است. 5 حدیث نیز فقهی است، پیرامون تحذیر از شرب خمر، وضو و آداب آن، نماز عید فطر، روزه و روزه‌دار و فضائل این دو. بقیه‌ی احادیث نیز پیرامون معجزات نبی (صلی الله علیه و آله)، فضائل اهل‌بیت و تاریخ آن‌هاست.
ـ از مجموع 20 حدیث طریق دوم، در 7 حدیث محمدبن منصور مرادی در طریق قرار دارد و در 4 حدیث برادر ناصر اطروش:… أخبرنا ابوعبدالله محمدبن زید حسینی قال أخبرنا الناصر للحق الحسن‌بن علی قال حدّثنی أخی الحسین‌بن علی….
ـ دو حدیث از خطبه‌های حضرت علی (علیه السلام) است که در نهج البلاغه نیز موجود است: حدیث صفحه 202 که انتهای سند آن به کمیل‌بن زیاد نخعی می‌رسد و او فرموده‌ای از حضرت (علیه السلام) راجع به علم و فضیلت آن را بیان می‌کند که ابتدای آن با این کلام شروع می‌شود: «اِنَّ هذه القلوبَ أوعِیَهٌ و خَیرُها أوعاها….» حدیث صفحه 271 نیز، خطبه‌ای است که حضرت (صلی الله علیه و آله) شش روز پس از به خلافت رسیدنش بیان فرمودند که پیرامون پرهیز از مخلوط کردن حق و باطل و حلال و حرام با یکدیگر است. ابتدای این خطبه چنین آمده: «اَیُّها الناسُ إنّما مُبدَأُ وُقوعِ الفِتَنِ أهواءٌ تُتَّبَعُ و أحکامٌ تُبتَدَعُ….»
ـ بیشتر احادیث این طریق در باب فضائل است، مانند: فضائل پیامبر (صلی الله علیه و آله) و معجزات ایشان، فضائل علی (علیه السلام)، فضیلت حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام)، فضیلت فاطمه (سلام الله علیها) ـ مثل این¬که مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از بنی‌فاطمه است ـ و فضائل سایر اهل‌بیت و تحذیر از بدرفتاری با آنان. بعد از آن نوبت به احادیث اخلاقی در موضوعاتی چون ترغیب به نفع‌رسانی به مؤمن، تحذیر از معاصی و پرهیز از هم‌نشینی با فرد احمق و… می‌رسد. سه حدیث نیز فقهی است درباره نماز عیدین و آداب آن، امر به معروف و نهی از منکر، ماه رمضان و دعائی در هنگام رؤیت هلال آن و یک حدیث نیز تاریخی و درباره‌ی رفتار والی بصره «سمره‌بن جندب» نسبت به اهالی آن‌جاست.
ابوطالب هارونی در یک جا از امالی خود، از کتاب «الدلائل الواضحه و الحجج الناصحه» ناصر اطروش نقل آورده است. این کتاب به دست ما نرسیده است اما ظاهراً باید موضوع آن کلامی باشد. این حدیث صفحه 193 قرار دارد و درباره‌ی نفس زکیه و قیام اوست. هارونی در جای دیگر روایتی به نقل از ابوالحسین زاهد، مؤلف اخبار و سیره‌ی ناصر، آورده است که به دلیل عدم موجود بودن سیره‌ی ناصر اهمیّت فراوانی دارد. این حدیث ص 290 ـ 289 قرار دارد و بیان‌کننده‌ی یکی از خطب ناصر هنگام ورودش به آمل است. ناصر در این خطبه بیان می‌کند که در ابتدای ورودش به بلاد دیلم، مردم این سرزمین مشرک بودند و به اصطلاح شجر و حجر را می‌پرستیدند امّا خداوند وسیله‌ی هدایت این مردم را در اختیارش گذاشت و او توانست حدود 200 هزار نفر از آنان را مسلمان کند و در مسائل توحید و عدل به آن‌ها آگاهی دهد. ناصر در ادامه، از مردم این سرزمین تعریف و تمجید می‌کند و آنان را افرادی متعهّد و مقیّد به انجام فرائض معرفی می‌کند و از یاری و همراهی آن‌ها با خود، سخن می‌گوید. پس از این حدیث ابوطالب به شرح آن می‌پردازد و بیان می‌کند که این صفت مردم دیلم در اوائل حکمرانی و امامت ناصر بود، زیرا در اواخر ایّام او به کارشکنی پرداختند.
4-2-2-6. مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانی
یکی از مهم‌ترین آثار ادبیات مقاتل‌نگاری که عمدتاً در قرون اولیه به شرح قیام علویان اختصاص داشته، کتاب «مقاتل الطالبیین» تألیف عالم زیدی ابوالفرج علی‌بن حسین قرشی اصفهانی (متوفی 356ق) است. اهمیّت این کتاب، سوای ارئه‌ی مفصّل گزارش‌هایی درباره‌ی قیام‌های علویان، بهره بردن از آثار مکتوبی است که اکنون موجود نیستند. ابوطالب هارونی نیز در ضمن نقل اخبار تاریخی، از این کتاب بهره برده و به طریق خود به این کتاب (أخبرنا احمدبن محمد البغدادی قال أخبرنا ابوالفرج علی‌بن الحسین القرشی المعروف بابن الاصبهانی) روایاتی را نقل کرده است:

مطلب مرتبط :   کیفری، ، جهل، ضمان