حج، زیارت، کارکردهای، پیامبر

به دست مى‏دهد و همه‏جا ملاک عمل است؛ و از جمله آن، حج است. بنابراین حج نباید مجالى باشد براى سوء استفاده سود پرستان و تبهکاران و استعمارگران و استثمار پیشگان، بلکه باید چشمه آب حیاتى باشد براى حق‏جویان، تقوا پیشگان، توده‏هاى انسانى و مسکینان و مستضعفان، که خانه خدا براى مردم است نه دشمنان مردم.
6ـ2ـ3ـ کارکرد ارتباطی زیارت اهل¬بیت 
تشرف به مرقد مطهر پیامبر اکرم و ائمه معصومین به‌قصد زیارت آن بزرگواران، سنت حسنه¬ای است که در طول تاریخ تشیع بین شیعیان جهان وجود داشته و هم‌اکنون نیز حجَاج این سنت را در ایام حج حفظ کرده و به زیارت آن بزرگواران مشرف می¬شوند. همان¬گونه که در فصل دوم بیان شد، یکی از مصادیق تولی در حج زیارت اهل¬بیت است. چو اینکه زیارت سفری است به کوی دوست به ‌قصد دیدار. مقتضای محبت و دوستی، شوق لقاء و وصال است و دوست اهل¬بیت آنگاه که رنج فراق از محبوب، عنان از کف او می¬رباید به شوق دیدار، از خانه و وطن دل می¬بُرد و از کار و زندگی روزمره دست می¬کشد و راهی زیارت می¬شود. زیارت به‌عنوان تجلی¬گاه تولی در حج دارای کارکردهای بی‌شماری است که به چند نمونه از آن اشاره می¬شود.
1ـ6ـ2ـ3ـ تجدید عهد با امام
از جمله کارکردهای زیارت اهل¬بیت تجدید عهد محبت و ارادت با محبوب است. امام رضا می¬فرمایند:
«إِنَ‏ لِکُلِ‏ إِمَامٍ‏ عَهْداً فِی عُنُقِ أَوْلِیَائِهِ وَ شِیعَتِهِ، وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَدَاءِ زِیَارَهَ قُبُورِهِم‏».
«برای هر یک از امامان، بر گردن دوستان و شیعیانشان عهد و پیمانی است؛ و از جمله آنچه شرط وفای کامل به آن عهد و به نیکویی ادا کردن آن می¬باشد، زیارت قبرهای ایشان است».
زائر با تشرف به محضر پیامبر یا امام، پیوند دوستی و ولاء خویش با آن حضرت را تجدید می‌نماید و به زبان حال عرضه می‌دارد: گرچه در طریق محبت و ولایت شما سختی‌ها و دشواری‌های دنیوی بسیاری گریبان گیرم شده و اهل دنیا به دشمنیم برخاسته‌اند و روزگار بر من سخت گرفته است؛ اما علی‌رغم همه این مصائب و ناملایمات، باز هم با همه وجود خواهان شما هستم و هرگز دست از محبت و ولایت شما نمی‌کشم.
2ـ6ـ2ـ3ـ تطهیر روح و جان
پیامبر و امام قلب عالم هستند. توجه به نقش قلب در پیکر انسان کارکرد تشرف به محضر آن بزرگواران را روشن می‌سازد. خون پاک و سرخ رنگی که از قلب خارج می‌شود، با دور شدن از قلب و حرکت در بافت‌های اندام انسان، آلوده و سیاه می‌شود و برای رهایی از این آلودگی، دوباره به‌سوی قلب راهی می‌شود و آنگاه که به قلب راه می‌یابد از آلودگی‌ها پاک و مبرا می‌گردد. انسان‌ها نیز که در بدو آفرینش با فطرت پاک الهی آفریده شده‌اند ، هنگامی‌که از پیامبر و امام دور شده و در زندگی مادی دنیوی فرو می‌روند و در اثر محبت دنیا که سرچشمه همه آلودگی‌ها است، تیره و ظلمانی می‌شوند، باید به قلب عالم، یعنی به محضر پیامبر و امام باز گردند و از این طریق است که به صفا و طهارت نخستین باز می‌گردند؛ بنابراین یکی از کارکردهای تولی پاکی روح و جان است که نصیب زائر می‌شود.
3ـ6ـ2ـ3ـ مجالست و مشابهت با امام
زیارت اهل‌بیت  در حقیقت مجالست با پیامبر و امام است. مجالست از مؤثرترین عوامل شکل‌گیری شخصیت انسان است. انسان‌ها غالباً همرنگ مجالسان و معاشرانشان می‌باشند . تأکیدهای فراوانی که در آیات و روایات نسبت به همراهی و هم‌نشینی با نیکان شده، ناظر به همین مطلب است. چنانکه حضرت علی به امام حسن  فرموند:
«قَارِنْ‏ أَهْلَ‏ الْخَیْرِ تَکُنْ مِنْهُم‏».
«با اهل نیکی همراه و هم‌نشین باش تا تو نیز یکی از آن‌ها باشی».
و در حدیث دیگری پیامبر اکرم  فرمود:
«مَثَلُ‏ الجلیسِ‏ الصَّالحِ‏ کمثل‏ الدّارِىّ‏ إِنْ لم یُحْذِک مِن عِطره عَلِقَکَ مِن ریحه‏».
«حکایت هم‌نشین خوب مثل عطار است که اگر عطر خویش به تو ندهد بوى خوش آن در تو آویزد».
انسان نیز با مجاورت و مجالست با نیکان، به رنگ آن‌ها درمی‌آید و صفات و کمالات آنان در وی پدیدار می‌گردد. زائر با حضور در محضر و زانو زدن در پیشگاه پیامبر و امام، به اقتضای آنچه بیان شد، از کمالات ایشان اثر می‌پذیرد و ظاهر و باطن، گفتار و رفتار، اخلاق و روحیات و عقایدش به رنگ پیامبر و امام درمی‌آید. این یکی از کارکردهای مهم زیارت به‌عنوان عرصه ظهور تولی در حج است.
3ـ3ـ کارکردهای تولی و تبری در حج در ارتباط انسان با خویشتن
در ارتباط انسان با خود، انسان به‌عنوان موجودی خودآگاه یک طرف رابطه و خود واقعی و حقیقت وجودی¬اش که مورد عنایت و توجه او قرار می¬گیرد، طرف دوم رابطه است. از فلسفه¬ها و اهداف بسیار والای حج، ارتباط حاجی با خویشتن است؛ یعنی انسان در حج، علاوه بر این‌که ثمرات زیادی به دست می¬آورد، به ارتباط با خود نیز نایل می¬شود با توجه به این مطلب، برخی کارکردهای تولی و تبری در حج در ارتباط انسان با خود عبارت‌اند از:
1ـ3ـ3 ـ تکبر زدایی از روح
از جمله کارکردهای احرام در ارتباط انسان با خود، تکبر زدایی از روح است چو اینکه، استفاده از عطر و بوی خوش که بدان ترغیب شده و فضیلت بسیار دارد، در حال احرام حرام است و از سوی دیگر هنگام انجام مناسک حج و عمره در تماس و مجالست و همراهی با افراد بدبو، گرفتن بینی از بوی نامطبوع حرام است. این گونه امور انانیت انسان را شکسته، تفاخر و تکبر را از روح می¬زداید.
2ـ3ـ3ـ ریاضت نفس
اندیشمندان اسلامی، موسم حج را بهترن فرصت برای ریاضت نفس می¬دانند و از این زمان بیشترین بهره را برای تهذیب نفس و پیراستن دل از زنگارها می برند. شهید مطهری یکی از کارکردهای محرمات احرام را ریاضت نفس دانسته و معتقدند بعضی از محرمات احرام مثل؛ «برطرف کردن مو از بدن‏، پوشیدن سر براى مرد، پوشیدن صورت براى زن، استظلال در حال سیر، ناخن گرفتن‏، در آیینه نگاه کردن‏، پوشیدن لباس دوخته‏ و پوشیدن چیزى که تمام پشت پا را بپوشاند» برای ریاضت نفس انسان است.
3ـ3ـ3ـ خودشناسی
مى‏توان گفت که یکى از فلسفه‏هاى وقوف در عرفات‏ این است که حج‏گزار خود را بشناسد. وقوف در این مکان مقدس به این معنى است که انسان، بر نفس خود، واقف و آگاه گردد و در اقیانوس فکر فرو رود و بداند که از کجا آمده است و به کجا مى‏رود؟
انسان باید بداند که خداوند متعال او را به اینجا دعوت کرده است تا آنچه را در دل دارد، بیان کند و آنچه را انجام داده است به زبان آورد و اقرار نماید و نیز احضار شده است تا بخواهد و بخشیده شود. بدین ترتیب، وقوف در عرفات، بهترین وقت و زمانى است که زائر خانه خدا، پرونده‏اش را بازخوانى و در آن تفکر نماید و ببیند تاکنون چه کرده است؟ زیرا در مکتب اسلام، تفکر و تعقل بالاترین عبادت است. چنان‏که رسول خدا فرمود:
«فِکرَهُ ساعَهٍ خَیرٌ مِنْ عِبادهِ سَنهٍ».
«یک ساعت فکر کردن، بهتر از یک سال عبادت است».
وقوف در عرفات را نباید رکودى در ادامه مراسم حج پنداشت؛ این وقوف گویا بدین منظور که مبدأ دو وقوف دیگر است لازم به نظر مى‏رسد تا حاجیان در خود بیندیشند و فکر خود را در اوضاع گذشته خویش به کار اندازند، گذشته‏اى که سرشار از تجارب و نتایج و بازدهى‏هاى مرغوب و یا نامرغوب بوده، پیشینه احوال خود را از نظر بگذرانند و محصول مساعى و تحرک‌های پیشین خود را از نظر بازدهى ارزیابى کنند که به چه ارمغانى براى انسانیت آنان بارور گردید؛ آیا در مبادله کالاى عمر خویش، متاعى را براى کمال خویش دریافت کردند که در این مبادله و سوداگری زیان دیدند و یا نفعى عاید خود ساختند؟ و از این رهگذر بتوانند آینده‏اى بهتر را براى زندگانى خود برنامه‌ریزی کنند و شناختى بهینه‏تر از گذشته درباره خویشتن به هم رسانند، در همین پایگاه همواره به یاد خدا باشند تا خدا در آینده آن‌ها را از یاد نبرد. اگر در گذشته چون به یاد خدا نبوده‏اند و مالا خویشتن را به دست فراموشى سپردند هم اکنون به مدد یاد کردن خدا خویشتن را باز شناسند. بنابراین چنین وقوفى سرشار از پویایى در تفکر و اندیشه است که اگر درست انجام گیرد به تحرکى بس شگرف در زندگانى بارور مى‏گردد که به خود سازى و بازسازى بنای شخصیت انسانى او مى‏انجامد؛ و تحرکى کارساز را در آینده براى حاجى مى‏آفریند و نقشه پردازى شیطان را- که در گذشته فرصت عمر او را در کوشش‌های ویرانگر سوق مى‏داد- آن را با تفکر و درنگ‌های اندیشمندانه خویش از این پس خنثى مى‏سازد. بنابراین چنین وقوفى را باید تحرکى درخور و جنبش و تلاشى در معمارى و مهندسى و نقشه‌کشی براى بازسازى و یا تأسیس‏ بنای شخصیت تلقى کرد تا سامانى دگر در وجود او پدید آمده و آتیه عمر خود را در مسیرى راهبرى کند که از والایى مقام و منزلتش در پیشگاه خدا و مردم سر برآورد.

مطلب مرتبط :