حج، حج،، اسلام، نماز

. دارد که در فصل سوم بیان خواهد شد.

فصل دوم: عرصه‌های ظهور تولی و تبری در حج

مقدمه
قبل از ورود در بحث از عرصه‌های ظهور تولی و تبری در حج، از باب مقدمه، در مورد جایگاه و اهمیت حج، مطالبی نگاشته می‌شود، اگرچه سخن گفتن و قلم زدن پیرامون جایگاه فریضه‌ای که آینه تمام نمای اسلام است کاری بس دشوار و تمام نشدنی است. همچنان که امام صادق در پاسخ سؤال زراره (یا بن رسول الله چند سال است از شما درباره حج می‌پرسم شما پاسخ می‌فرمایید) فرمود:
«یَا زُرَارَهُ بَیْتٌ حُجَّ إِلَیْهِ‏ قَبْلَ آدَمَ بِأَلْفَیْ عَامٍ تُرِیدُ أَنْ تَفْنَى مَسَائِلُهُ فِی أَرْبَعِینَ عَاماً».
«ای زاره خانه‌ای که دو هزار سال پیش از آدم به‌سوی آن حج گزارده می‌شود آیا می‌شود مسائل آن در عرض چهل سال پایان پذیرد؟»
اما از باب «ما لا یدرک کله لا یترک کله»، گلچینی از آیات قرآن را در باب اهمیت و جایگاه حج بیان کرده، سپس گزیده‌ای از سخنان معصومین را در این زمینه بیان می‌کنیم.
1ـ2ـ جایگاه حج در قرآن
حج در قرآن از جایگاه والا و ارزشمندی برخوردار است، به‌طوری که خدای سبحان، در تکریم زایران کعبه، دو پیامبر بزرگ خویش «ابراهیم و اسماعیل» را مأمور می‌سازد تا خانه کعبه را برای زایران آن مهیا سازند و نقش خادمان حجاج و زایران را ایفا کنند. خداوند متعال اهمیت و جایگاه حج و حاجی را چنین بیان می‌فرماید:
﴿…وَ عَهِدْنَا إِلیَ إِبْرَاهِمَ وَ إِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتیَ لِلطَّائفِینَ وَ الْعَاکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُود﴾.
«و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که: خانه مرا براى طواف کنندگان و مجاوران و رکوع کنندگان و سجده کنندگان، پاک و پاکیزه کنید».
در مکتب قرآن جایگاه حج، آن‌چنان والا و ارزشمند است که خدای تعالی، زمان و مکانی که حج و عمره در آن انجام می‌شود و نیز کسانی که حج و عمره را به‌جا می‌آورند، همچنین قربانی حج، حتی کفشی که به نشان قربانی بودن حیوان بر گردن آن می‌آویزند، همه را از شعائر الهی یاد کرده است؛ چنان‌که در این باره می‌فرماید:
﴿یاَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تحُلُّواْ شَعَئِرَ اللَّهِ وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَ لَا الْهَدْیَ وَ لَا الْقَلَئدَ وَ لَا ءَامِّینَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّن رَّبِّهِمْ وَ رِضْوَانًا﴾.
«اى کسانى که ایمان آورده‏اید! شعائر و حدود الهى (و مراسم حج را محترم بشمارید! و مخالفت با آن‌ها) را حلال ندانید! و نه ماه حرام را و نه قربانی‌های بى‏نشان و نشان‌دار را و نه آن‌ها را که به‌قصد خانه خدا براى به دست آوردن فضل پروردگار و خشنودى او مى‏آیند».
«بنابراین نه تنها کسانی که برای حج و عمره احرام بسته‌اند، بلکه افرادی که به این قصد از دورترین نقاط عالم حرکت کرده‌اند و هنوز به میقات نرسیدند تا احرام ببندند، جزو شعائر الهی می‌باشند. سراسر اعمال حج از کعبه گرفته تا آن قطعه آهن (نعل) یا کفشی که آویخته بر گردن حیوان قربانی است، شعائر الهی است».
2ـ2ـ جایگاه حج در روایات
بعد از تبیین جایگاه حج از دیدگاه قرآن در این قسمت به جایگاه حج از دیدگاه برخی روایات می‌پردازیم:
1ـ2ـ2ـ حج، جلوه‌گاه شریعت اسلام
با یک نگاه اجمالی به منابع معتبر اسلامی می‌توان ادعا کرد که حج، عصاره اسلام است. به تعبیر شیخ صدوق گویا خداوند به پیامبر اکرم ضمن بیان علت سایر فرایض، درباره علت وجوب حج بر مسلمانان فرمودند: که حج معادل همه دین است؛ زیرا پیامبر فرمودند:
«جَاءَنِی جَبْرَئِیلُ فَقَالَ لِی یَا أَحْمَدُ الْإِسْلَامُ عَشَرَهُ أَسْهُمٍ وَ قَدْ خَابَ مَنْ لَا سَهْمَ لَهُ فِیهَا أَوَّلُهَا شَهَادَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ هِیَ الْکَلِمَهُ وَ الثَّانِیَهُ الصَّلَاهُ وَ هِیَ الطُّهْرُ وَ الثَّالِثَهُ الزَّکَاهُ وَ هِیَ الْفِطْرَهُ وَ الرَّابِعَهُ الصَّوْمُ وَ هِیَ الْجُنَّهُ وَ الْخَامِسَهُ الْحَجُّ وَ هِیَ‏ الشَّرِیعَه».
«جبرئیل بر من درآمد و گفت: ای احمد! اسلام ده بخش دارد و هر که از این بخش‌ها سهمی نداشته باشد زیانکار است. اول آن شهادت «لا اله الا اللّه» است که اصل عقیده است، دوم نماز است که پاکیزگی است، سوم زکات است که خود سبب رشد و شکفتگی است، چهارم روزه است که سپر (آتش و عذاب) است و پنجم حج است که همان شریعت است».
حج نمونه و نماد کوچکی از اسلام بزرگ است. گویا خداوند متعال اراده کرده است که اسلام را در همه ابعادش، در یک عبادت جای دهد تا حاجی تمام اسلام را یکباره تجربه کند؛ و همچون ماهی در دریا در کل اسلام در غلتیده باشند.
2ـ2ـ2ـ حج، پرچم اسلام
همان‌طوری که در مسیر جاده و خیابان برای هدایت و راه‌یابی، نشانه و علامتی نصب می‌کنند تا انسان متحیر و منحرف نگردد، خداوند منان هم برای کسانی که به علل مختلف راه گم کرده‌اند یا در غفلت فرو رفته‌اند یا متحیر و سرگردان هستند کعبه و برنامه حج را عَلَم و نشانه اسلام قرار داد تا با تفکر در کعبه و آیات روشن آن و مناسک حج و برنامه‌های آن، تحولی در آن‌ها به وجود آید و با تمام وجود درک کنند که اسلام دین توحید خالص است و از هرگونه شرک بری است. لذا حضرت علی در خطبه اول نهج البلاغه، حج را به‌عنوان پرچم اسلام معرفی کردند.
3ـ2ـ2ـ حج، عامل تقویت دین
همه اعمال حج تأثیر بسزایی در تقویت ایمان و در نتیجه دین خواهد داشت، از این‌رو امیرالمؤمنین فرمود:
«فَرَضَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْکِ وَ الصَّلَاهَ تَنْزِیهاً عَنِ الْکِبْرِ وَ الزَّکَاهَ تَسْبِیباً لِلرِّزْقِ وَ الصِّیَامَ ابْتِلَاءً لِإِخْلَاصِ الْخَلْقِ وَ الْحَجَّ تَقْوِیَهً لِلدِّین».
«ایمان را برای پاک شدن از شرک و… و حج را برای تقویت دین واجب کرد».

مطلب مرتبط :   دینی، مدرنیته، دین، روشنفکری

4ـ2ـ2ـ حج، بالاترین عبادت
در میان واجبات الهی، هیچ چیز دیگری غیر از نماز با حج برابری نمی‌کند. در روایتی امام صادق فرمودند:
«أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَفْضَلَ‏ مِنَ‏ الْحَجِ‏ إِلَّا الصَّلَاه».
«هیچ چیز برتر از حج نیست، مگر نماز».
به تعبیر آیه الله جوادی آملی، حج از نماز هم بالاتر است، چراکه همه نکاتی که درباره نماز وارد شده، در حج نیز تحقق می‌یابد؛ زیرا در حج طواف تشریع شده که خود نماز است؛ الطواف بالبیت صلاه. افزون بر این‌که در حج، نماز هم هست، چون طواف کننده پس از طواف برگرد خانه خدا، نزد مقام حضرت ابراهیم به نماز طواف می‌ایستد و به همه مزایایی که برای نماز است نایل می‌شود.
و خلاصه اینکه حج کتابی است که هر که با الفبای معارفش آشنا شد، دل به آن سپرد و هر که اوراقی از رموز و اسرارش را با سرانگشت تدبر، ورق زد، مشتاق به پایان بردن این صحیفه عرفان گردید و هر که حتی نگاهی به سطور این «کتاب یقین» افکند و نظر بر خط نوشته‌های این «بیت‌المعمور» داشت، بذر معرفت در اندیشه و دل کاشت.
3ـ2ـ ظهور تولی و تبری در حج
مجموعه اصول و فروع دین از یک قاعده «نفی» و «اثبات» پیروی می‌کند، به‌گونه‌ای که «اثبات» بدون «نفی» و نفی بدون اثبات به‌تنهایی مثمر ثمر و فایده بخش نخواهد بود و این دو قاعده و اصل باید در کنار هم باشند.
مثلاً در باب توحید ابتدا باید نفی معبودین دروغین باشد «لا اله»، آنگاه اثبات الوهیت خداوند متعال «الاّ الله»، حال اگر کسی بگوید من کاری به نفی معبودین دروغین ندارم بلکه من فقط با الله کار دارم آیا می‌توان به این شخص موحّد گفت؟ یا این شخص مشرک است؟! خداوند متعال در قرآن نیز به این مسئله نفی و اثبات اشاره می‌کند و می‌فرماید:
﴿ فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَی‌ لَا انفِصَامَ لَهَا وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ﴾.
«کسى که به طاغوت [بت و شیطان و هر موجود طغیانگر] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمى چنگ زده است، که گسستن براى آن نیست؛ و خداوند، شنوا و داناست».
در باب رسالت هم همین است؛ یعنی اول نفی پیامبران دروغین، بعد ایمان به پیامبر صادق. اگر کسی بگوید من هم پیامبر دروغین را قبول دارم و هم پیامبر اسلام را! در حقیقت نبوت را زیر سؤال برده است. در فروع دین هم‌چنین است؛ مثلاً در نماز با گفتن الله اکبر و بالا بردن دست‌ها هر چه غیر خداست به پشت سر می‌اندازیم، آنگاه وارد نماز و متوجه به خدا می‌شویم.
آیین حج همانند سایر فروع دین از این قاعده اثبات و نفی (تولی و تبری) مستثنا نیست. تمام مناسک و اعمال حج دارای پیام تولی و تبری است. چون انجام هر منسکی از حج، اطاعت از خداوند، باعث نزدیکی به او و نشانه صداقت در محبت و عشق انسان به خدا است (تولی)، از طرفی دیگر باعث طرد شیطان و مخالفت با هواهای نفسانی است (تبری).
امام خمینی در این‌باره می‌فرماید:
«حج مظهر توحید و کعبه خانه توحید است. اینکه در آیات کریمه مربوط به حج، بارها از ذکر الله سخن رفته، نشانه‌ آن است که در این خانه و به برکت آن، باید هر عامل غیر خدا از صحنه‌ ذهن و عمل مسلمین زدوده شود و بساط انواع شرک از زندگی آنان