حج، تولی، احرام، میقات

ز جمله کارکردهای تولی و تبری در حج در ارتباط انسان با انسان، طرد طبقات اجتماعی است. میهمان میقات از هر طبقه اجتماعی و هر سطحی از جامعه که باشد و گام در میقات نهد، دیگر به ارزش‌های اعتباری منبعث از طبقات اجتماعی خویش نمی‌نگرد، زیرا در آن وادی یک‌رنگی آنچه بی‌اعتبار است و فاقد ارزش، طبقات اجتماعی است. در میقات و ورود به آن عرصه یکتایی، هر نوع تفکر طبقاتی و تکیه بر تشخص‌های اجتماعی، تفکر غیر خدایی تلقی شده و انسان را از هم کاروانی با موحدان باز می‌دارد.
از آنجا که یکی از اهداف برگزاری کنگره حج نزدیکی قلب‌هاست و پیوند دل‌ها و نزدیکی افکار و اندیشه‌‌ها است. پس حاجی از هر طبقه اجتماعی که باشد، با انجام احرام به‌عنوان نماد تولی و تبری از اریکه غرور و قدرت خود را فرو کشانده و با دیگران همسان و همساز می‌شود تا فلسفه حضور او در میقات که فروافکندن لباس خودبینی و غرور است کاملاً مشهود گردد که اگر غیر از این باشد، میهمان میقات به اهداف بالنده حج دست نیافته است.
3ـ1ـ2ـ3ـ فروریزی دیوار مرزهای جغرافیایی
از جمله کارکردهای احرام به‌عنوان تجلی‌گاه تولی و تبری، فروریزی دیوار مرزها بین حج‌گزاران است. کاروان موحدان و خداپرستان که از هر نقطه از عالم وارد میقات شدند، گام در خانه خود نهاده‌اند. در نگاه میهمانان میقات، همه جهان اسلام تحت مدیریت واحدی می‌باشند که آن «الله» است. حاجیان وقتی گام در وادی میقات می‌گزارند، همه مرزها و همه دیوارها یکی پس از دیگری فرو می‌ریزد، حاجی آفریقائی در کنار حاجی سوئدی و حاجی سوئدی در کنار حاجی سوری و حاجی سوری در کنار حاجی هندی و…همه و همه اعضا یک خانواده‌اند و مرزهای جغرافیایی عامل تفکیک آنان نخواهد شد.
همه از یک خدایند، همه رهرو یک پیامبرند، همه مجری یک منشورند و آن «قرآن» است، همه به‌سوی یک قبله رو می‌آورند، هیچ‌کس خود را بیگانه نمی‌بیند، همه برادر یکدیگرند و همه از یک ملیت به نام ملت بزرگ اسلام هستند؛ بنابراین با انجام احرام در میقات، مرزها فرو ریخته‌اند و دیوار و حائلی در گستره اعتقادی آنان نیست؛ زیرا اسلام یک آئین جهان شمول است و خاص یک منطقه جغرافیائی از جهان نیست و برگزاری مراسم میقات نشانگر بی‌مرز بودن گستره اسلامی است که در آن از همه ملت‌های اسلامی شرکت می‌کنند.
4ـ1ـ2ـ3ـ سامان¬دهی گفتار
از جمله کارکردهای ارتباطی احرام در ارتباط انسان با همنوع، سامان‌دهی گفتار انسان است؛ چو اینکه از جمله محرمات احرام بر حاجی جدال است و احرام بر اثر باز داشتن حاجی از جدل و دشنام گویی، به او پاکیزگی گفتار می¬آموزد و اینکه همواره باید حریم دیگران گرامی داشته شود و از درهم شکستن شخصیت دیگران به واسطه دشنام و مجادله باید پرهیز شود. احرام، تمرین گفتار نیک است و آموزش فرهنگ درست سخن گفتن با دیگران و چنین است که در احرام هرگونه سخن لغو و هر گونه جدل ممنوع اعلام می¬شود.
4ـ1ـ2ـ3ـ تمرین ترک آزار و دشمنی
اگر برای دین پوسته و هسته¬ای قائل شویم، بیگمان ترک آزار و اذیت دیگران، جزو هسته دین به شمار می¬ اید؛ چنان که بنابر حدیث نبوی مسلمانی در ترک اذیت و آزار خلاصه می¬شود:
قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: «یَا سُلَیْمَانُ، أَ تَدْرِی مَنِ الْمُسْلِمُ؟» قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، أَنْتَ أَعْلَمُ، قَالَ: «الْمُسْلِمُ‏ مَنْ‏ سَلِمَ‏ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَ یَدِهِ».
از آنجا که حج منعکس کننده بخش بزرگی از ابعاد اجتماعی و اخلاقی دین است به این بعد از ارتباط انسان در حج توجه شده و برای ارتباط انسان با همنوع خود، شاخصه¬ای بیان شده است و آن این که حاجی باید در حالت احرام از «دروغ، فحش و فخر فروشی» پرهیز کند؛ بنابراین با انجام احرام در حج به عنوان عرصه ظهور تولی و تبری در حج این پیام توسط مخاطب دریافت می¬شود که احرام باعث ترک آزار و اذیت هم نوع خود بوسیله گفتار و رفتار می¬شود شهید مطهری در این باره می¬فرماید:
«ترک آزار و اذیت جاندارها و تحمل آزار و بالاخره سلم بودن در مقابل جاندارها و حرب نبودن و اعلام سلام و امن نمودن، از فلسفه های اجتماعی و اخلاقی احرام می¬باشد.»
2ـ2ـ3ـ کارکرد ارتباطی طواف
طواف نیز به‌مثل احرام به‌عنوان عرصه ظهور تولی و تبری در حج در ارتباط انسان با انسان دارای کارکردهایی است که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌شود:
1ـ2ـ2ـ3ـ خدمت‌رسانی به مردم و حل مشکلات مسلمانان
از جمله کارکردهای تولی در حج، خدمت‌رسانی به حجاج است. خدمت به خلق خدا، برخاسته از ایمان به خدا است. مؤمن راستین که معتقد به ولایت الهی است، رسیدگی به مشکلات دیگران را در تمام عرصه‌ها اطاعت امر خدا دانسته و حتی در عرصه حج، در این راه از دیگران پیشی می‌گیرد؛ بنابراین تولی به خدا و اولیاء او و نیز داشتن محبت و مودت به مؤمنین عامل اصلی خدمت‌رسانی به مؤمنین است. قرآن کریم انگیزه خدمت‌رسانی را تنها تولی به ولایت الهی و جلب رضای محبوب می‌داند. در آیه نهم سوره انسان می‌فرماید:
﴿إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاءً وَ لَا شُکُورًا﴾.
«جز این نیست که شما را براى خدا اطعام مى‏کنیم و از شما نه پاداشى مى‏خواهیم نه سپاسى».
روایات فراوانی نیز خدمت به مردم و برآوردن حوائج مسلمین را مورد اهتمام قرار دادند و آن را از کارکردهای تولی شمرده‌اند و در مقابل بسیاری از روایات نیز عدم خدمت‌رسانی به مؤمنین را باعث گسستن پیوند ولایت بین انسان با خدا و اولیاءش می‌دانند و سستی در این امر را باعث از دست دادن ولایت حق و بریدگی از ولایت اولیاء او می‌شمارند. در این باره به چند نمونه از احادیث اشاره می‌شود:
الف) امام حسن مجتبی در جواب کسی که خودش را شیعه¬ی علی می‌دانست فرمودند:
«یا عبد اللَّه، لست من شیعه علیّ! إنّما أنت من محبّیه؛ إنّما شیعه علیّ … هم الّذین یؤثرون‏ إخوانهم‏ على أنفسهم و لو کان بهم خصاصه».
«تو اگرچه به علی علاقه‌مندی ولی شیعه او نیستی»، بعد در تعریف شیعه واقعی فرمودند: «همانا شیعیان علی کسانی هستند که در عین تنگدستی و نیازمندی، بازهم در بهره‌مندی از امکانات برادران خویش را بر خود مقدم می‌دارند».
ب) در حدیث دیگری عدم خدمت‌رسانی به مؤمن را باعث محرومیت انسان از محبت و ولایت خداوند می‌داند؛
«مَنْ قَصَدَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ‏ إِخْوَانِهِ‏، مُسْتَجِیراً بِهِ فِی بَعْضِ أَحْوَالِهِ، فَلَمْ یُجِرْهُ بَعْدَ أَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ، فَقَدْ قَطَعَ وَلَایَهَ اللَّه‏».
«کسی که برادرش مشکل خود را نزد او ببرد و از وی کمک بخواهد و او بتواند و کمکش نکند پیوند ولایت خود را با خدا قطع نموده است».
به خاطر همین جایگاه خدمت رسانی به مؤمن است که می‌بینیم امام صادق در اوج عرفانی عبادی انسان که در طواف متجلی است، انسان، جامعه و همنوع آدمی را پیش چشمان او حاضر ساخته و به وی‌ می‌گوید:
«قَضاءُ حاجَهِالمُؤْمِنِ أفْضَلُ مِنْ طَوافٍ وَ طَوافٍ وَطَوافٍ حَتَّى عَدَّ عَشْراً».
«برآوردن حاجت مؤمن افضل است از ده بار طواف نمودن …»
از این روایات که نظایر آن بسیار است و در زندگی اهل‌بیت مصادیق عملی فراوان نیز دارد، چنین استفاده می‌شود که انسان‌دوستی و خدمت به مسلمانان و قضای حوائج مؤمنان که اصول اجتماعی اسلام‌اند از کارکردهای مهم تولی هستند و حج به‌عنوان تجلی‌گاه تولی باید درس همیاری، همدردی و تعاون به مسلمانان باشد و حج‌گزار نباید مغرور باشد که حج و عمره بسیار کرده‌ام و با حرص و ولع بیشتر، بر آن باشد که فضای حج را بر دیگران تنگ کند، بلکه به پیرامون خود بنگرد، همسایگان مستمند را بشناسد، گرفتاران، وامداران و آنان را که به نان، لباس، مسکن و ازدواج‌ سخت نیازمندند، در نظر داشته باشد و وجوه حج و عمره‌های مکرر را به مصارف آنان برساند. از همین رو حضرت امام خمینی  می‌فرماید:
«اکنون که موسم حج بیت اللَّه الحرام است و مسلمین از اطراف جهان به زیارت خانه خدا آمده‏اند، لازم است در خلال اعمال شریفه حج به یکى از بزرگ‌ترین فلسفه این اجتماع عظیم توجه داشته و به وضع اجتماعى و سیاسى کشورهاى اسلامى رسیدگى کرده و از گرفتارى‏هاى برادران ایمانى خود مطلع گشته و در رفع آن در حد وظیفه اسلامى و وجدانى کوشش کنند. اهتمام بر امر مسلمین از فرایض مهم اسلام است».
2ـ2ـ2ـ3ـ همبستگی مسلمانان
از جمله کارکردهای طواف به‌عنوان عرصه ظهور تولی و تبری در حج، ایجاد همبستگی بین مسلمانان است. تبیین این کارکرد نیازمند ذکر این مقدمه است که خداوند متعال همواره دوست دارد که بندگانش به‌صورت دسته جمعی به دیدارش آیند و در صفوف به هم فشرده و دست در دست هم و در کنار یکدیگر، رو به‌سوی وی آورند و توده‌های مؤمن به‌صورت انبوه و گروهی، به سویش روان شوند.
در طواف، این خصلت اجتماعی کاملاً آشکار است. چه، خداوند متعال مؤمنان را به طواف خانه خدا طی روزهای مشخص و محدودی از سال فرا می‌خواند؛ مؤمنان در این ایام به گرد حرم جمع می‌شوند و فشرده می‌شوند و در این ازدحام و انبوهی، مخلصانه به درگاه خداوند روی می‌آورند.
عبادت خدا و جلب رضای او،

مطلب مرتبط :   "، گزاره، کودک، هنرمند