جهاد، اللَّهُ، (علیه، السلام)

ً غُبْراً لَهُ قَدْ نَبَذُوا السَّرَابِیلَ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَ شَوَّهُوا بِإِعْفَاءِ الشُّعُورِ مَحَاسِنَ خَلْقِهِمُ ابْتِلَاءً عَظِیماً وَ امْتِحَاناً شَدِیداً وَ اخْتِبَاراً مُبِیناً وَ تَمْحِیصاً بَلِیغاً جَعَلَهُ اللَّهُ سَبَباً لِرَحْمَتِهِ وَ وُصْلَهً إِلَى جَنَّتِهِ
وَ لَوْ أَرَادَ سُبْحَانَهُ أَنْ یَضَعَ بَیْتَهُ الْحَرَامَ وَ مَشَاعِرَهُ الْعِظَامَ بَیْنَ جَنَّاتٍ وَ أَنْهَارٍ وَ سَهْلٍ وَ قَرَارٍ جَمِّ الْأَشْجَارِ دَانِی الثِّمَارِ مُلْتَفِّ الْبُنَى مُتَّصِلِ الْقُرَىبَیْنَ بُرَّهٍ سَمْرَاءَ وَ رَوْضَهٍ خَضْرَاءَ وَ أَرْیَافٍ مُحْدِقَهٍ وَ عِرَاصٍ مُغْدِقَهٍ وَ زُرُوعٍ نَاضِرَهٍ وَ طُرُقٍ عَامِرَهٍ لَکَانَ قَدْ صَغَّرَ قَدْرَ الْجَزَاءِ عَلَى حَسَبِ ضَعْفِ الْبَلَاءِ».
«نمى‏بینید خداى سبحان، پیشینیان از آدم (صلی الله علیه) تا پسینیان از این عالم را آزمود ـ به حرمت نهادن ـ سنگ‌هایى بى زیان و سود، که نبیند و نتواند شنود. پس خدا آن را خانه با حرمت خود ساخت و براى فراهم آمدن و عبادت مردمانش پرداخت. پس آن خانه را در سنگلاخى نهاد از همه سنگستان‌هاى زمین دشوارتر، و ریگزارى رویش آن از همه کمتر. به درّه‏اى از دیگر درّه‏ها تنگتر، میان کوه‌هایى سخت و ریگ‌هایى نرم دشوار گذر، و چشمه‏هایى که آب آن کم و ده‏هاى جدا از هم، که شتر در آنجا فربه نشود و اسب و گاو و گوسفند علف نیابد.
پس آدم و فرزندان او را فرمود تا روى بدان خانه دارند ـ و با حرمتش شمارند ـ پس خانه براى آنان جایگاهى گردید که سود سفرهاى خود را در آن بردارند و مقصدى که بارهاى خویش در آن فرود آرند. دلها در راه دیدار آن شیدا، از دشت‌هایى بى آب و گیاه، و مغاک درّه‏هاى ژرف و جزیره‏هاى از یکدیگر جدا، ـ در پهنه ـ دریا تا از روى خوارى شانه‏هاشان را بجنبانند و گرداگرد خانه کلمه تهلیل بر زبان رانند، و بر گام‌ها روند دوان، خاک آلود و مو پریشان.جامه‏ها را به یک سو انداخته، و با واگذاشتن موها خلقت نیکوى خود را زشت ساخته. آزمایشى بزرگ و امتحانى دشوار و آزمودنى آشکار براى پدید آمدن نافرمان از فرمانبردار. خدا زیارت خانه را موجب رحمت خود فرمود، و وسیلت رسیدن به بهشت نمود.
و اگر خداى سبحان مى‏خواست خانه با حرمت و عبادتگاه با عظمت خود را میان باغستان‌ها نهد و جویبار، و در زمین نرم و هموار، و درختستان‌هاى از هم ناگسسته، و میوه‏ها در دسترس و عمارت‌ها درهم و دهستان‌ها به یکدیگر پیوسته، میان گندمزارهاى نیکو و باغهاى سرسبز تازه‏رو و زمین‌هاى پرگیاه گرداگرد او، و بقعه‏هاى پر باران و باغستان‌هاى خرم، و راه‌هاى آبادان، پاداش کم بود و آزمایش ناچیز هم».
2.5.2. روزه
روزه نیز چون حج از جمله فرایضی است که با شرایط خاص خود و سختی که شخص روزه‌دار در هنگام روزه داری متحمل می‌شود وسیله‌ای برای آزمایش انسان‌هاست. امیر المؤمنین (علیه السلام) از آن به عنوان آزمون اخلاص یاد می‌کنند و می‌فرمایند:
«فَرَضَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْکِ و … وَ الصِّیَامَ ابْتِلَاءً لِإِخْلَاصِ الْخَلْقِ».
«خدا ایمان را واجب کرد براى پاکى از شرک ورزیدن و … و روزه را تا اخلاص آفریدگان آزموده گردد».
2.5.3. ترک جهاد
«عبادت‌ها و تمرین‌های زیادی که در دین مقدس اسلام به آن دستور داده شده است، نوعی ورزش‏ روحی است‌، نوعی آزمایش و تحمل سختی‌ها است. جهاد یکی از آن عبادت‌های واقعا سخت و دستورات مشقت بار اسلام است‌، که با نازپروردگی و آسایش سازگار نیست».
یکی از ابزارهای نزول بلا بر انسان‌ها نیز که در کلام امام علی (علیه السلام) به آن اشاره شده است، ترک جهاد است. ایشان جهاد را همچون سپر محکمی دانسته که نتیجه ترک آن خواری و نابودی و گرفتار شدن به بلاها می‌باشد. چنان‌که فرموده‌اند:
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّهِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّهِ أَوْلِیَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَهُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِیقَهُ فَمَنْ تَرَکَهُ رَغْبَهً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمْلَهَ الْبَلَاءُ وَ دُیِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَهِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْیِیعِ الْجِهَادِ وَ سِیمَ الْخَسْفُ وَ مُنِعَ الْنِّصْفُ»
«امّا بعد، جهاد، درى است از درهاى بهشت که خدا به روى گزیده دوستان خود گشوده است، و جامه تقوى است، که بر تن آنان پوشیده است. زره استوار الهى است که آسیب نبیند، و سپر محکم اوستـ که تیر در آن ننشیند. ـ هر که جهاد را واگذارد و ناخوشایند داند، خدا جامه خوارى بر تن او پوشاند، و فوج بلا بر سرش کشاند و در زبونى و فرومایگى بماند. دل او در پرده‏هاى راهى نهان، و حقّ از او روى گردان. به خوارى محکوم و از عدالت محروم».
حضرت در این عبارات، جهاد را همچون لباسی می‌داند که بر تن جهاد گران پوشیده می‌شود.
«مى‏دانیم لباس، هم مایه زینت و زیبایى انسان است و هم حافظ بدن او از گرما و سرما و آفات دیگرى که در صورت عریان بودن بر بدن او وارد مى‏شود. جهاد نیز مایه آبرو و عزّت و سربلندى اقوام و ملّت‏ها و پیشگیرى از انواع آفات است همان‌گونه که در ادامه این خطبه، با تعبیر دیگرى بیان شده است. اندام برهنه، زشت و بدن نما و کاملا آسیب پذیر است. قوم و ملّتى که جهاد را ترک کنند، ذلیل و سر به زیر و آسیب پذیر خواهند بود».
«در این عبارت‌، حضرت کلمه ثوب را به معنی “جامه” استعاره برای ذلت و خواری آورده‌اند و لباس را به دلیل فراگیر بودن خواری به صورت عاریه و استعاره بیان کرده‌اند. از آن جا که لباس تمام بدن را می‌پوشاند، بلای دشمن نیز از همه جهات ترک کنندگان جهاد را در بر می‌گیرد و خوار و ذلیلشان می‌سازد».
«حضرت، در جمله بعد، جهاد را به “زره محکم” و در جمله سوم، به “سپر مطمئن” تشبیه کرده است که هر دو، از وسایل دفاعى در جنگ است همان‌گونه که در نبردهاى قدیم، کسانى که زره در تن و سپر در دست نداشتند از ضربات دشمن در امان نبودند، قوم و ملّتى که جهاد را ترک کند در برابر ضربات دشمن بسیار ناتوان و آسیب پذیر خواهد بود …
این تعبیر، ممکن است اشاره به این حقیقت باشد که مقصود از جهاد، هجوم بردن بر دیگران و توسعه طلبى و غصب اموال و تحمیل عقیده نیست، زیرا معتقدیم که منطق اسلام و قرآن، آن قدر نیرومند است که بدون نیاز به شمشیر، پیش مى‏رود».
2.6. شهرت
یکی از نعمت‌هایی که خداوند متعال به انسان‌ها عطا می‌کند این است که نام نیک وی را بر زبان مردم جاری می‌سازد و دیگران به وسیله این خوش نامی به تعریف و تمجید وی می‌پردازند. از نگاه امام علی (علیه السلام) یکی از زمینه‌های آزمایش الهی همین ستوده شدن فرد توسط دیگران است که در این خصوص می‌فرمایند:
«کَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِ وَ مَغْرُورٍ بِالسَّتْرِ عَلَیْهِ وَ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِیهِ وَ مَا ابْتَلَى اللَّهُ أَحَداً بِمِثْلِ الْإِمْلَاءِ لَهُ».
«بسا کسى که با نعمتى که بدو دهند. به دام افتد، و با پرده‏اى که بر گناه او پوشند فریفته گردد، و با سخن نیک که در باره‏اش گویند آزموده شود، و خدا هیچ کس را به چیزى نیازمود چون مهلتى که بدو عطا فرمود».
«وجود این نعمت الهی گاهی موجب شرو فساد برای انسان است و باعث منصرف ساختن وی از شکر نعمت و گرفتاری به عجب و خودپسندی می‌شود» و به دلیل همین ستایش و تعریف دیگران از دریافت فضیلت‌های جدید منصرف می‌شود. «چرا که عابد یا دانشمند با تکیه بر تعریف و تمجید مردم, چون هدف خود را شهرت و نام آوری می‌دانستند از تلاش بیشتر برای تحصیل علم یا انجام سایر عبادات دست می‌کشند و در اثر همین خودشیفتگی زمینه‌های گمراهی خود را ایجاد می‌کنند.» چنان‌که امام علی (علیه السلام) نیز در این زمینه می‌فرمایند:
«رُبَّ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِیه».
«بسا شیفته دلداده بدان که نام نیکش بر زبانها افتاده».
امیر المؤمنین (علیه السلام) خطاب به همام نیز از صفات بارزی که در وصف متقین بیان می‌فرمایند اشاره به همین موضوع است که پرهیزگاران به دلیل جلوگیری از سقوط به ورطه خودبینی و تکبر از ستایش دیگران بر خود بیمناکند. حضرت در معرفی آنان می‌فرمایند:
«إِذَا زُکِّیَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا یُقَالُ لَهُ فَیَقُولُ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِی مِنْ غَیْرِی وَ رَبِّی أَعْلَمُ بِی مِنِّی بِنَفْسِی اللَّهُمَّ لَا تُؤَاخِذْنِی بِمَا یَقُولُونَ وَ اجْعَلْنِی أَفْضَلَ مِمَّا یَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لِی مَا لَا یَعْلَمُونَ».
«اگر یکى از ایشان را بستایند، از آنچه ـ در باره او ـ گویند بترسد، و گوید: «من خود را از دیگران بهتر مى‏شناسم و خداى من مرا از خودم بهتر مى‏شناسد. بار خدایا مرا مگیر بدانچه بر زبان مى‏آرند، و بهتر از آنم کن که مى‏پندارند، و بر من ببخشاى آن را که نمى‏دانند».
2.7. تکبر
کبر به معنای بزرگی و تکبر از همان ریشه یعنی بزرگی خواستن و برتری جویی است. متکبر یکی از صفات خداوند متعال است به

مطلب مرتبط :   قرآن، تربیتی،، تربیت، آیات