تولی، تبری، طواف، حج

الهی و مبارزه با شرک و طاغوت و ابراز تنفر نسبت به دشمنان
• احرام نماد پرواز انسان به‌سوی خانه محبوب
با این اوصاف و بیان، احرام تجلی‌گاه تولی و تبری در حج است و معنای تولی غیر از محبت به خدا و پذیرش ولایت او نیست و معنای تبری غیر از مبارزه با شرک نیست.
2ـ1ـ3ـ2ـ تجلی تولی و تبری در طواف
یکی از ارکان مهم حج و یکی از عرصه‌های ظهور تولی و تبری در حج، طواف است. در فضیلت طواف همین بس که پیامبر خدا فرمود: زینت ایمان، اسلام و زینت کعبه، طواف است.
طواف حرکت معنوی است، طواف سفر روحانی است، طواف و برگرد چیزی چرخیدن، علامت کمال علاقه و نشانه تولی به خدا است تا آنجا که انسان خود را فدای محبوب می‌سازد و بلا‌گردان او می‌شود. آن‌چنان که پروانه عاشق شمع، آن قدر برگرد شمع می‌چرخد تا عاقبت خود را با بال و پری سوخته، به‌پای شمع می‌افکند. حاجی واقعی نیز که اشتیاق لقای پروردگار در دلش شعله‌ور شده و بار سفر بسته و از وطن مألوف، خانه، کاشانه، فرزند و زن بریده و لبیک گویان خود را به‌پای دیوار خانه محبوب رسانده است، پروانه‌وار گرد شمع فروزان خانه توحید می‌چرخد و با حرکت دایره‌ای خود نشان می‌دهد که جز حق، چیزی نمی‌خواهد و مجذوب هیچ عاملی جز حق نیست.
اما قبل از شروع طواف، حاجی باید با خدا پیمان ببند که اگر طواف را آغاز کرد جز به دور او، دور هیچ کس نگردد و محبت و تولی خود را فقط به او ابراز کند؛ به عبارت دیگر در طواف خود، تولی به خدا و تبری از غیر او را فراموش نکند.
امام خمینی در این باره می‌فرماید:
«در طواف حرم خدا که نشانه عشق به‌حق است دل از دیگران تهی کنید و جان را از خوف غیر حق پاک سازید و به‌موازات عشق به‌حق، از بت‌های بزرگ و کوچک، طاغوت‌ها و وابستگانش برائت جویید که خدای تعالی و دوستان او از آنان برائت جستند و همه آزادگان جهان از آنان بری هستند».
حج‌گزار باید هفت بار گرد کعبه طواف و گردش کند. نقطه آغاز این طواف، حجر الاسود و یا سنگ سیاهی است که بر دیوار کعبه نصب شده است. با توجه به ویژگی‌های معنوی حجرالأسود ترغیب فراوانی به استلام آن شده است، از این‌رو مستحب است دست طواف کننده به آن برسد و شایسته است آنان که طواف مستحبی به‌جا می‌آورند کسانی را که طواف واجب انجام می‌دهند در استلام و بوسیدن حجرالأسود بر خود مقدم داشته مزاحم آنان نشوند.
حجر الاسود نماد تجدید و تحکیم تولی به خدا است؛ چون بنا به فرموده اهل‌بیت حجرالاسود به‌منزله دست راست خدا است و حاجی هنگام استلام حجر، با دست راست خدا بیعت می‌کند. از این‌رو امام سجّاد به شبلی فرمود: آیا با حجرالأسود مصافحه کردی؟ صیحه‌ای زد که نزدیک بود مَدهوش شود! سپس فرمود: کسی که بر حجرالأسود دست گذارد با خدا مصافحه کرده است.
حضرت امام خمینی در این باره می‌فرماید:
«و در لمس حجرالاسود بیعت با خدا بندید که با دشمنان او و رسولانش و صالحان و آزادگان دشمن باشید و به اطاعت و بندگی آنان هر که باشد و هر جا باشد سر ننهید و خوف و زبونی را از دل بزدایید که دشمنان خدا و در رأس آنان شیطان بزرگ زبون‌اند».
پس استلام حجرالاسود که بیانگر بیعت با خدا است، تجلی‌گاه تولی و تبری است چراکه؛ در این استلام حاجی متعهد می‌شود که دست به گناه دراز نکند و هرگز دست به بیگانه ندهد و عشق و محبت خود را فقط به خدا ابراز کند.
3ـ1ـ3ـ2ـ تجلی تولی و تبری در سعی
صفا و مروه از نشانه‌های آئینی‌اند، و سعی میان آن دو، از ارکان حج و تجلی‌گاه «تولی و تبری» است. حج‌گزارانی که برای حج و یا انجام عمره به مکه مکرمه می‌آیند، در این جایگاه مقدس پای نهاده و با تجسم سعی هاجر و به پیروی از روش پیامبر، هفت مرتبه فاصله‌ی میان این دو کوه را می‌پیمایند.
حاجی باید از صفا شروع کند و در مروه ختم نماید و با این عمل، حالت اضطراب خاطر و نگرانی روحی خود را آشکار سازد که توان دل کندن از خانه محبوب ندارد، تولی به خدا چنان وجود او را فرا گرفته، که گاه می‌رود و گاه برمی‌گردد. وقتی بالای کوه صفا می‌ایستد، نگاه پر اشتیاق خود را به‌سوی کعبه می‌افکند و سیلاب اشک از دیدگان خود فرو می‌ریزد و با خدا، راز دل می‌گوید، راز دل او با خدا چیزی جز اظهار تولی و تبری نیست، چراکه جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: پیامبر خدا، هرگاه بر کوه صفا می‌ایستاد، سه بار تکبیر (الله اکبر) می‌گفت و بعد می‌فرمود: «لا اله الا الله، وحده لا شریک له، لک الملک و لک الحمد و…».
بعد از بیان راز دل، با صفای خاص، رو به مروه سرازیر می‌شود. با چشمی اشک‌بار و روحی پر انقلاب، این مسافت را می‌پیماید و در اثنای راه از شدت وجد و شعف ـ که به چنین نعمت عظیمی متنعم شده ـ هروله می‌کند که از مستحبات سعی است.
هروله و دویدن بین صفا و مروه، در حقیقت، حرکت از گناه به‌سوی اطاعت و از غیر حق به‌سوی حق است. امام صادق در بیان فلسفه هروله فرمودند:
«لاَنَّ اِبراهیمَ عُرِضَ لَهُ اِبلیس فَاَمَرَهُ جَبرَئیل فَشَدَّ عَلَیهِ فَهَرَبَ مِنه، فَجَرَت بِهِ السُّنَّه؛ یعنی الهَروَلَه».
«آنگاه که حضرت ابراهیم سعی می‌کرد، ابلیس بر او روی آورد، جبرائیل، ابراهیم را فرمان داد تا تندتر حرکت کرده و از ابلیس بگریزد، پس از آن هروله سنت شد».
از این حدیث چنین فهمیده می‌شود که هروله سعی به معنای تبری و حمله به ابلیس و اعوان و انصار اوست و این در حقیقت شتاب گرفتن به‌سوی خدا (تولی) است که قرآن می‌فرماید:
﴿فَفِرُّواْ إِلیَ اللَّهِ إِنیّ‌ لَکمُ مِّنْهُ نَذِیرٌ مُّبِین﴾.
«پس به‌سوی خدا بگریزید، که من از سوى او براى شما بیم‏دهنده‏اى آشکارم».
البته باید یادآور شد که هروله فقط نماد تبری از شیطان به‌تنهایی نیست، بلکه حاجی با هروله کردن از هوا و هوس (شیطان درونی) دوری می‌کند و از قدرت و شخصیت کاذب و ساختگی خود تبری می‌جوید و به این وسیله روح و درون خود را برای لقاء و دیدار محبوب آماده می‌کند:
«و هرول هرولهً هرباً من هواک و تبریاً من جمیع حولک و قوتک».
بنابراین از احادیث و گفتار اهل‌بیت درباره سعی می‌توان به این نتیجه رسید که اراده خداوند از سعی میان صفا و مروه و انجام هروله تعلیم آموزه تولی و تبری است.
4ـ1ـ3ـ2ـ تجلی تولی و تبری در عرفات
اولین مرحله از مناسک حج تمتع بعد از احرام، وقوف در سرزمین عرفات است؛ آن‌سان که خداوند مناسک حج را به حضرت ابراهیم اِرائه و تعلیم داد و همان حج ابراهیمی را به رسول اکرم‌ آموخت.
عرفات بیابان وسیعی است که باید حجاج از ظهر روز نهم ذی‌حجه تا مغرب در آن بیابان بمانند. اهمیت حضور در عرفات تا آنجا است که گفته‌اند: «الحج عرفه» . این وقوف یکی از ارکان حج تمتع است و در صورت عدم تحقق آن، حج محقق نمی‌شود. آنچه به‌عنوان عمل واجب در عرفات لازم است، صرف وقوف و درنگ است؛ اما این بدین معنا نیست که حج‌گزار در آنجا ساکت و آرام بنشیند، بلکه دارای اعمال مستحبی است که آن اعمال تجلی‌گاه تولی و تبری است و حج‌گزار برای تکامل حج خود باید آن را انجام دهد.
از جمله اعمال مستحبی در عرفات، خواندن دعای عرفه است که نماد تولی انسان به خدا است، در عرفات حج‌گزار با خدای خود مشغول راز و نیاز می‌شود و نیازمندی‌های خود را با امیدواری به محبوب خود بیان می‌کند و اذعان می‌دارد که جز ولایت حضرت حق هیچ دست آویزی ندارد «ارحم من رأس ماله الرجا و سلاحه البکاء».
از اعمال دیگری که در روز عرفه توسط زائران ایرانی اجرا می‌شود، مراسم برائت از مشرکین است که نماد تبری از مشرکین است.
با توجه به اهمیت مسئله برائت از مشرکین در روز عرفه به‌جا است که در این قسمت مسائلی پیرامون اهمیت و تاریخچه برائت از مشرکین در حج بیان شود تا بعضی از مسلمانان فکر نکنند، مسئله برائت از مشرکین در سابق نبوده و یک مراسم جدیدی است که نظام جمهوری اسلامی ایران آن را بنیان‌گذاری کرده است.
1ـ4ـ1ـ3ـ2ـ اهمیت اعلام برائت از مشرکین
برائت از دشمنان خدا و آنچه مانع رشد و تکامل انسان و سد راه سعادت و خوشبختی اوست، قبل از آنکه بعد سیاسی و اجتماعی داشته باشد، جنبه اعتقادی و تربیتی دارد. انسان مؤمن به‌حکم انگیزه ایمانی و با تأسی به خدا و رسول او، باید از هرچه سد راه خدا و هر کس که در مقام خصومت با خلق اوست، تبری و بیزاری بجوید و علقه روحی و عملی خود را قطع کند و با دشمنان خدا طرح دوستی نیفکند.
قرآن مجید به این اصل مهم ایمانی، اهتمام ورزیده و در آیات متعدد، بارها آن را متذکر شده است از جمله، خطاب به رسول خدا می‌فرماید:
﴿لا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الَاْخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کَانُواْ ءَابَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُوْلَئکَ کَتَبَ فیِ قُلُوبِهِمُ الْایمَانَ وَ أَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَلِدِینَ فِیهَا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ أُوْلَئکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾.
«نمى‏یابى مردمى را که به

مطلب مرتبط :   فرقه، تصوف، مذاهب، بغداد