تولی، تبری، حج، دین

دارد:
﴿یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللَّهُ بِشَىْءٍ مِّنَ الصَّیْدِ تَنَالُهُ أَیْدِیکُمْ وَ رِمَاحُکُمْ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَن یَخَافُهُ بِالْغَیْبِ فَمَنِ اعْتَدَى‏ بَعْدَ ذَالِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیم﴾.
«اى کسانى که ایمان آورده‏اید! خداوند شما را به چیزى از شکار که (به نزدیکى شما مى‏آید، به‌طوری که) دست‌ها و نیزه‏هایتان به آن مى‏رسد، مى‏آزماید تا معلوم شود چه کسى با ایمان به غیب، از خدا مى‏ترسد و هر کس بعد از آن تجاوز کند، مجازات دردناکى خواهد داشت».
2ـ3ـ3ـ حفظ محیط‌زیست
از جمله مهم‌ترین وظایفی که در خلال دستورات و بایدها و نبایدهای شرع برای مسلمین مشخص شده اصلاح در زمین و اجتناب از فساد در آن است. آیات متعددی از قرآن کریم انسان را از فساد در زمین بر حذر داشته و به اصلاح در آن امر می‌فرماید . عمران و آبادی زمین یکی از وجوه اصلاح زمین است، همان‌گونه که نابودی منابع از جمله قطع درختان، از بین بردن گیاهان و صید حیوانات از مصداق‌های فساد در زمین هستند.
قطع درختان حرم و صید حیوانات از جمله محرمات احرام بر حج¬گزار است؛ یعنی حاجی که لباس عبودیت و بندگی (لباس احرام) به تن کرده است حق ندارد شاخه¬ای از درختان حرم را قطع کند و اگر این محرَّم را انجام دهد باید کفاره آن را بپردازد. حج به‌عنوان تجلی¬گاه تولی و تبری با وضع این قانون (حرمت قطع اشجار حرم) این درس را به انسان می¬آموزد که انسانی که دارای ولایت الهی است، جهان طبیعت را دوست دارد؛ آن‌گونه که نفس به بدن علاقه دارد و طبیعت را بسان بدن خود می‌داند که سلامت، نشاط و خرّمی او، مایه نشاط و فرح جان و روان است و خود را در برابر سلامت محیط‌زیست مسئول و متعهد می‌بیند؛ همان‌گونه که در سلامت و صحّت بدن خود کوشاست و به همان میزان که اگر آسیبی به تن و جسم او برسد، نگران می‌شود و در رفع آن آفت جسمانی، ساعی است، از آسیب‌هایی که به محیط‌زیست و زندگانی او می‌رسد نیز متأسف می‌گردد و در درمان آن جد‌ّی است. افزون بر اینکه در بحث حرمت صید، اگر صید کردن براى زوار خانه خدا کار مشروعى بود، با توجه به این‌همه رفت و آمدى که هر سال در این سرزمین‌های مقدس مى‏شود، نسل بسیارى از حیوانات در آن منطقه که به‌حکم خشکى و کم‌آبی، حیواناتش نیز کم است، برچیده مى‏شد و این دستور یک نوع حفاظت و ضمانت براى بقاى نسل حیوانات آن منطقه است. مخصوصاً با توجه به اینکه در غیر حال احرام نیز صید حرم و همچنین کندن درختان و گیاهان آن ممنوع است، روشن مى‏شود که این دستور ارتباط نزدیکى با مسئله حفظ محیط‌زیست و نگهدارى گیاهان و حیوانات آن منطقه از فنا و نابودى دارد. این حکم به‌قدری دقیق تشریع شده که نه‌تنها صید حیوانات، بلکه کمک کردن حتى نشان دادن و ارائه صید به صیاد نیز تحریم گردیده است. چنان‌که در روایات وارده از طریق اهل‌بیت مى‏خوانیم که امام صادق به یکى از یارانش فرمود:
«لَا تَسْتَحِلَّنَّ شَیْئاً مِنَ الصَّیْدِ وَ أَنْتَ حَرَامٌ وَ لَا وَ أَنْتَ حَلَالٌ فِی الْحَرَمِ- وَ لَا تَدُلَّنَّ عَلَیْهِ مُحِلًّا وَ لَا مُحْرِماً فَیَصْطَادَهُ‏ وَ لَا تُشِرْ إِلَیْهِ فَیَسْتَحِلَّ مِنْ أَجْلِکَ فَإِنَّ فِیهِ فِدَاءً لِمَنْ تَعَمَّدَهُ».
«هرگز چیزى از صید را در حال احرام حلال مشمر و همچنین صید حرم را در غیر حال احرام و نیز صید را به شخص محرم و غیر محرم نشان مده که آن را شکار کند و حتى اشاره به آن مکن (و دستور مده) تا به خاطر تو صید را حلال بشمرد زیرا این کار موجب کفاره براى شخص متعمد مى‏شود».
بنابراین باید گفت یکی از مهم¬ترین کارکردهای تولی و تبری در حج در ارتباط انسان با طبیعت حفظ محیط‌زیست از جانب حج¬گزار است.
نتیجه‌گیری
قانون جذب و دفع، یک قانون عمومی است که بر سرتاسر نظام آفرینش حکومت می¬کند و تمام پدیده¬ها در جهان دارای نیروی جذب و دفع هستند. این جذب و دفع وقتی تحت تربیت قرار می¬گیرد، به‌صورت محبت و عداوت جلوه¬گر می¬شود و اگر لطیف¬تر شد به‌صورت تولی و تبری ظاهر می¬شود. تولی و تبری از اصول اساسی منطق شیعی و بنیاد نگرش زیست اجتماعی آن می¬باشد. به این معنا که از اصولی که نگرش انسان شیعی را سامان و جهت می‌بخشد و شیوه زیست وی را در اجتماع تعیین می¬کند، اصل تولی و تبری است و از فروع دین اسلام شمرده می¬شود.
اصول و فروع دین اسلام، بی¬شک دارای ارتباطی تنگاتنگ هستند؛ یعنی ساختار اعتقادی و عملی در توحید، نماز، حج، تولی و تبری و …به‌صورت ارگانیزمی واحد در مکتب توحیدی اسلام مطرح می¬باشند و بررسی هر یک از آن‌ها بدون توجه به ارتباط با دیگر موضوعات دینی، همانند تشریع قلب، کبد و ستون فقرات است در خارج از بدن که سلسله اعصاب و عروق فیما بین قطع گردیده و چیزی جز تکه¬ای گوشت و لخته¬ای خون و قطعه¬ای استخوان نخواهد بود. از این‌رو باید گفت تولی و تبری در تمام اصول و فروع از جمله حج وجود دارد.
حج به‌عنوان یکی از فروع دین پیوند بسیار عمیق با «تولی و تبری» دارد تا جایی که حج بدون تولی و تبری، حج ناقص خوانده شده است، چو اینکه حج یکی از شاخص‏های اسلام است و منعکس‏کننده بخش بزرگی از ابعاد اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و عبادی دین است؛ بنابراین جای‌جای سرزمین وحی و حرم امن الهی و معارف و مناسک حج، تجلی¬گاه «تولی و تبری» است و عرصه¬ای در حج وجود ندارد که خالی از این اصل باشد. اکنون با یک نگاه ارتباطی جای این پرسش است: تولی و تبری که دو رکن حج محسوب می-شود چه کارکردهایی در حج دارد؟
ما برای پاسخ به این پرسش، در فصل اول با بررسی منابع و معارف اصیل اسلامی، در ابتدا به جایگاه تولی و تبری در مباحث روان¬شناسی پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که اسلام به‌عنوان یک مکتب و نظام کامل نسبت به همه ابعاد وجودی انسان توجه کافی دارد و چون دینی فطری است، تأمین‏کننده نیازهای فطری انسان است. از جمله نیازهای فطری که دین اسلام به آن توجه ویژه داشته است، نیازهای عاطفی انسان است. نیازهای عاطفی زیربنای اصلی روابط انسان است. عواطف خاصه عشق، محبت و نفرت قدرت شگفت‌آوری در رفتار انسان دارند تا جایی که محور تمام کارهایی که انسان با اختیار انجام می¬دهد، دوست داشتن و یا نفرت و کراهت است؛ بنابراین می‌توان گفت نیازهای عاطفی تجلی¬گاه تولی و تبری هستند. سپس در قالب یک چارچوب مفهومی گفتیم که انسان در زندگی خویش با چهار گونه ارتباط رو در روست، این چهار ارتباط عبارت‌اند از: ارتباط انسان با خویشتن، ارتباط انسان با خدا، ارتباط انسان با طبیعت، ارتباط انسان با انسان¬ها. از آنجا که اندیشمندان اسلامی کارکرد اصول و فروع دین را در پاسخ به این چهار ارتباط بیان کردند به بیان کارکردهای تولی و تبری در این چهار ارتباط پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که التزام به تولی و تبری در ارتباط چهارگانه انسان دارای کارکردهای بی¬شماری چون؛ مدیریت عواطف و احساسات، الگو پردازی و زمینه‌سازی رشد و تکامل شخصیت، پیروی از خدا و پیامبر، اشتیاق به مرگ، آرامش روحی، استکمال دین، امنیت در قیامت، استقلال و حفظ هویت دینی، استحکام دوستی¬ها و … می¬باشد.
در فصل دوم به عرصه¬های ظهور تولی و تبری در حج پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که تمام مناسک و اعمال حج دارای پیام تولی و تبری است و نمی¬توان گفت که این منسک دارای پیام تولی و تبری نیست. چون انجام هر منسکی از حج، اطاعت از خداوند، باعث نزدیکی به او و نشانه صداقت در محبت و عشق انسان به خدا است (تولی)، از طرفی دیگر باعث طرد شیطان و مخالفت با هواهای نفسانی است (تبری). با این حال می‌توان گفت مناسکی چون؛ احرام، طواف، سعی، وقوف در عرفات، قربانی ظهور بیشتری در تولی و تبری دارند و عرصه¬هایی چون ولادت امامت در خانه کعبه، حضور امام زمان در عرفات، معرفی ولایت در کعبه، مصونیت کعبه در پرتو ولایت و تمامیت حج در پرتو زیارت اهل¬بیت ، تجلی¬گاه تولی به اهل¬بیت هستند.
بر اساس مدل مذکور در فصل اول، در فصل سوم کارکردهای تولی و تبری در حج را در این چهار عرصه مورد بررسی قرار دادیم و در این مسیر با استعانت از آیات و احادیثی که در باب حج بیان شده به نتایج ذیل دست یافتیم:
التزام به «تولی و تبری» در حج، در ارتباط انسان با خدا که از اهمیت فوق‌العاده‌ای هم برخوردار است و سایر ارتباطات انسان متأثر و مقدمه این قسم از ارتباط هستند، دارای کارکردهایی بی‌شماری است که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از: آمرزش گناه، یادآوری قیامت، فروتنی و خشوع، عزت بخشی، حفظ حرمت کعبه، کسب اخلاص، رسیدن به تکامل، تشبه به ملائکه، شفاعت فرشتگان، آموزش توکل و امید، به پا داشتن ذکر الهی، افزایش مال، کسب تقوی، نجات از جهنم، شکر و سپاس الهی و …
همچنین در بعد ارتباط انسان با خود، از آنجا که آئین حج، حج‌گزار را در یک فضایی که عاری از تعلقات و وابستگی‌ها و دل‌بستگی‌های دنیوی است به انزوا و کناره‌گیری از موطن خویش می‌برد و در این موقعیت است که حج‌گزار فرصتی پیدا می‌کند تا با خویشتن خلوت کند و پیرامون خویشتن به تفکر و اندیشه بپردازد. این امر به‌خصوص د

مطلب مرتبط :   ، شهری، حکمرانی، 3-