تمدن، حکومت، وزیر، فرهنگ

رهبران متعدد تا سال 171ق با دولت عباسی در کشمکش بودند .

5.3.2. اغلبیان شمال آفریقا در عصر اول عباسی
منصور عباسی، در سال 148ق ولایت مغرب و افریقیه را با توجه به تجربه «اغلب تمیمی» در سرکوبی شورش¬ها به وی سپرد. پس از مرگ او در سال 150ق، شمال آفریقا شاهد حضور استانداران متعدد و ناآرامی¬هایی به سرکردگی خوارج، فرماندهان سپاه و بربرها بود. خلیفه عباسی که از امویان اندلس و ادریسیان مغرب در اندیشه بود، پس از آزمودن استانداران مختلف، ابراهیم بن¬اغلب، کارگزار منطقه زاب را در سال 184ق به امارت آن¬جا منصوب کرد. او توانست پس از استقرار آرامش و امنیت، گام¬های موفقی در حرکت¬های عمرانی و اقتصادی برداشته و نخستین دولت مستقل در افریقیه را به نام «بنی‌اغلب» به پایتختی قیروان تاسیس کند . 11 امیر اغلبی با پرداخت باج و خراج به عباسیان، 111 سال حکمرانی کردند .

5.3.3. ادریسیان شمال آفریقا در عصر اول عباسی
ادریس بن¬عبدالله بن¬حسن بن¬حسن بن¬علی بن¬ابی¬طالبعلیه‌السلام، در سپاه شهید فخ بود. پس از شکست، ادریس به مصر و سپس مغرب گریخت. او در سال 170ق به وَلِیلَی وارد شد و با کمک بربرهای گردآمده به دورش اولین انشعاب علوی را از حکومت عباسی به نام «ادریسیان» رقم زد. هارون¬الرشید، فردی به نام سلیمان بن¬جُزَیر معروف به «شَمّاخ» را مامور ترور وی کرد. او در سال 177ق به کمک ابراهیم بن¬اغلب و با دسیسه، ماموریت خویش را انجام داد . ادریس فرزند ادریس اول، پس از مرگ پدر متولد و به عنوان خلیفه با وی بیعت شد . راشد، غلام ادریس اول و ابوخالد بن¬یزید بن¬الیاس عبدی امور حکومت را از سوی او اداره می¬کردند. راشد نیز با دسیسۀ اغالبه به قتل رسید. ادریس بن-ادریس را باید موسس واقعی ادریسیان دانست. در زمان او ادریسیان چنان قدرت یافتند که اغالبه به رغم میل خلفای عباسی، از براندازی آنان مایوس گشتند .
5.3.4. اندلس در عصر اول عباسی
اندلس در اواخر دوره امویان در ناآرامی یمنی ـ قیسی به سر می¬بُرد . پس از انتقال قدرت به عباسیان و تعقیب و قتل استانداران اموی، عبدالرحمان بن¬معاویه بن¬هشام مشهور به «عبدالرحمان داخل»، تنها استانداری بود که توانست جان سالم به در برده و به مغرب فرار کند. وی سپس به سمت مغرب حرکت کرده و با استقبال برخی یمنی¬ها مواجه شد. پس از مدتی وارد اِشبیلیه وارد شد و بیعت اهالی آنجا را پذیرفت. پس از آنکه عده¬ای از نظامیان دمشق، حمص و اردن به او پیوستند، در سال 138ق با سپاهی متشکل از نظامیان صمیل بن¬حاتم، رهبر قیسی منطقه و یوسف بن‌عبدالرحمان فهری استاندار منطقه روبرو شد و آنان را شکست داد. سپس وارد قُرْطُبَه شد و حکومت اموی خویش را اعلام و اولین استان را از عباسیان جدا کرد. منصور سعی کرد با کمک فردی به نام علاء بن¬مغیث جذامی و نیروهای یمنی که اکنون مورد بی‎مهری وی واقع شده بودند، در سال 147ق او را ساقط کند اما عبدالرحمان، پیروز شد و حکومت خویش را تثبیت کرد .
در زمان مهدی عباسی (حک: 158-169ق) نیز عبدالرحمان به سرکوب مخالفان ادامه داد تا در سال 168ق با مرگ فهری شورش¬ها پایان یافت. فرزند عبدالرحمان‌، هشام، میان‌ سالهای‌ 176-179ق‌ بعضى‌ از شهرهایى‌ را که‌ به‌ دست‌ مسیحیان‌ افتاده‌ بود، بازپس‌ گرفت‌ اما چه سود که پسرش حَکَم، برخی از مهم‌ترین آنها را از دست داد .
6. فرهنگ و تمدن اسلامی در دو قرن نخست
6.1. فرهنگ و تمدن اسلامی تا سال 41 هجری
مباحث مربوط به فرهنگ و تمدن اسلامی در این دوره، در فصل دوم و سوم، ذیل عناوینی از جمله اوضاع مدینه از دوره نبوی تا دوره اموی، حوزه علمی مدینه، رقیبان فرهنگی ائمهعلیهم‌السلام و…خواهد آمد.

مطلب مرتبط :  

6.2. فرهنگ و تمدن اسلامی در دورۀ امویان
تاثیر و تاثر فرهنگ¬ها و تمدن¬ها بر یکدیگر، امری اجتناب ناپذیر است. محققان باورمند آنند که حکومت و حیات اجتماعی امپراتوری اسلامی نیز از سنت¬های تمدن¬های دیگر، به ویژه یونانی و روم شرقی اثر پذیرفت. مظهر و نماد این نخستین مرحله از کنش متقابل با تمدن¬های قدیم¬تر را در دو بنای تاریخی زیبای متعلق به عصر بنی¬امیه؛ مسجد اعظم دمشق و قبه الصخره بیت المقدس مشاهده ‌می‌کنیم . اما به گمان نگارنده و به شهادت تاریخ، این اثر پذیری به غیر از معماری، در ساختار اداری و حکومتی نیز به وضوح قابل مشاهده است. برای دو نمونه بارز آن، می¬توان روی عربی کردن دیوان¬ها و ضرب سکه انگشت گذاشت.
با شروع فتوحات و گسترش جغرافیایی اسلام، کار رسیدگی به امور دیوانی دولت اسلامی، نیاز به تخصص در امور مختلف اداری داشت که جز در زمینه جنگ، عرب از آن بی بهره بود. لذا برای رسیدگی به امور مختلف هر منطقه، با بهره گیری از ساختار نظام اداری ایران، از کارمندان همان مناطق فتح شده بهره می‌بردند که از اقوام مختلف بودند. این اختلاف زبان و احیانا اختلاف محاسبه، موجب بروز مشکل در زمینه¬های اداری و اقتصادی می¬شد. برای رفع این مشکل، عبدالملک (حک: 65-86ق) به عربی کردن دیوان¬ها دست یازید . پس از چند سال، زبان عربی، زبان رسمی دیوان¬ها شد که به گسترش اسلام و زبان عربی در سرزمین¬های فتح شده و عربی شدن حکومت نیز کمک کرد .
هم زمان با عربی کردن دیوان، کار ضرب سکه اسلامی نیز شروع شد . با توجه به اینکه عمر بن-خطاب، معاویه، و عبدالله بن¬زبیر پیش از عبدالملک سکه ضرب کرده بودند ، نمی¬توان وی را اولین ضراب اسلامی دانست. عبدالملک به دلیل رواج سکه¬های ایرانی، رومی و متفرقه، در سال 74ق سکه طلا و در سال 84ق درهم و دینار اسلامی ضرب کرد . از دیگر کارهای او دیوان برید جهت رساندن نامه به مقصد بود که معاویه را موسس و ولید بن¬عبدالملک را ادامه دهنده آن می¬دانند .
معماری بُعد دیگر فرهنگ و تمدن در دورۀ اموی است . آنچه درباره اثرپذیری فرهنگ و تمدن اسلامی از سنت¬های تمدن¬های دیگر، به ویژه یونانی و روم با مظهریت و نماد قبه الصخره، مسجد الاقصی و مسجد اموی گفته شد، در دوره ولید بن¬عبدالملک (حک: 86-96ق) به منصه ظهور رسید . وی مسجد اموی را با صرف خراج 7 سال حکومت ، بین سال¬های 88-96ق با استفاده از 12000 کارگر و متخصصانی از ایران، هند، قسطنطنیه، مصر و مغرب بنا کرد به طوری که اعجاب خلفای عباسی را نیز برانگیخت . ولید در آبادانی دمشق همچون آب¬رسانی نیز تلاش بسیار نمود. از دیگر اقدام¬های تمدنی وی، توسعه مسجد نبوی است که در مبحث مدینه، بدان پرداخته خواهد شد.
عمر بن¬عبدالعزیز نیز در این راستا به ساختن کاروان¬سرا در سرزمین¬های دور و در راه خراسان اهتمام ورزید. اقدامات دیگر وی مربوط به دوران استانداری وی در مدینه است که در آن مبحث خواهد آمد. گام موثر پسین را هشام بن‌عبدالملک (105-125ق) با کندن قنات و چاه¬ها در مسیر راه¬های حج، ایجاد صنعت پارچه ابریشمی و مخملی و برگزاری مسابقه¬های اسب¬دوانی برداشت .

مطلب مرتبط :   صدق، باورهای، گزاره، شناسا

6.3. فرهنگ و تمدن اسلامی در عصر اول عباسی
فرهنگ و تمدن اسلامی در این دوره نیز همچنان حرکت رو به جلویی داشت. ساختار حکومت مانند خلیفه، وزیر، عامل و …، دیوان¬های دولتی مانند خراج، برید و …، سازمان¬های دولتی مانند قضایی، جنگی و …، صنایع و هنر مانند معماری و … از جلوه¬های تمدنی این دوره است که به برخی از مهم¬ترین آنهااشارۀ مختصری خواهیم داشت.

6.3.1. نهاد وزارت
وزارت منصبی بود که برای اولین بار در حکومت عباسی از تمدن ایرانی در زمینه مملکت¬داری کپی برداری شد . این سمت، مهم¬ترین تفاوت ساختار حکومتی عباسیان و امویان بود. در ابتدا محدودۀ عملکرد وزیر مشخص نبود ولی به مرور حیطۀ قدرت وزیر شکل گرفت. وزیر، یاور امین و مشاور خلیفه بود که در نبود خلیفه جانشین وی می¬شد. نظارت بر امور مالی مانند مسئولیت دیوان خراج و نفقات و رسیدگی به مالیات و مسائل نظامی از مهم¬ترین وظایف وزیر بود . وزارت در سیر تکاملی خود، به دو نوع تنفیذی و تفویضی تقسیم شد. وزیر تنفیذی از خود اختیاری نداشت و تنها مجری اوامر خلیفه بود و وزیر تفویضی در همه کارهای حکومتی دخالت می¬کرد. با این قاعده، روشن می¬شود که در زمان قدرتمندی خلیفه، وزارت، تنفیذی و در زمان ضعف، تفویضی می¬شد .
یکی از درخشان¬ترین دوره¬های وزارت، مربوط به خاندان ایرانی «برمکیان» در زمان هارون بود. نخستین آنها خالد بن¬برمک، در زمان سفاح، مسئول دیوان خراج و جند بود. پس از مرگ او، ابوسلمه وزیر تنفیذ و مشاور مالی منصور شد که تاسیس شهر بغداد در زمان او اتفاق افتاد . پس از کار دیوان، منصور به مدت هفت سال، او را بر بلاد فارس (ری، طبرستان، دُنْباوَنْد و …) گماشت. پس از یک خشم و رضایت، او را امیر موصل کرد. در زمان مهدی عباسی، دوباره استاندار فارس شد. همراه با هارون الرشید در صائفه سال 163ق شرکت کرد. مرگ او را پس از این سال گزارش کرده¬اند . یحیی فرزند خالد که در به تخت نشستن هارون تاثیری ویژه داشت، دبیر، نایب و وزیر تنفیذ و تفویض هارون با قدرت نامحدود شد . فضل و جعفر دو پسرانش، او را در 17 سال (170ـ187ق) در مدیریتش یاری رساندند. فضل برادر شیری هارون، مربی خلیفه‌زاده امین