تغییر کاربری اراضی و روابط شهر و روستا

دانلود پایان نامه
2-2-13- حاشیه روستایی – شهری
یک منطقه با مرز پایانی بین شهر که کاربری‌های روستایی و شهری در همدیگر ترکیب‌شده است و یک تمایز روشن‌بین شرایط زندگی روستایی و شهری وجود ندارد. حاشیه در ارتباط با شهر توصیف‌شده است و در حوزه نفوذ کشاورزی جایی که کاربری در حال تغییر است وجود دارد؛ که بین ناحیه ساخته‌شده شهری پیوسته و «سایه شهری» قرار می‌گیرد؛ و ازنظر اکولوژیکی می‌تواند به‌عنوان یک ناحیه مهاجرت سریع در نظر گرفته شود؛ که تراکم جمعیت به‌سرعت در حال افزایش و ارزش زمین‌ها نیز در حال بالا رفتن است.
مفهوم «حاشیه شهری» همانند حومه برای اولین بار توسط جغرافیدانان آمریکایی در دهه 1940 و 1950 مورداستفاده قرار گرفت. ازنظر این جغرافیدانان حاشیه شهر جایی به شمار می‌آمد که عرصه در حال گذار بین شهر و روستا را تشکیل می‌داد. درواقع، مفهوم حاشیه – شهری تحت تاثیر، گذار بین شهر و روستا الزاما منتج از روندهای اثرپذیری از کانون‌های شهری نیست. بر همین مبنا بود که اصطلاحاتی مانند روستا – شهری یا روستایی – شهری را وضع و پیشنهاد کردند. در همین ارتباط در دهه 1970 میلادی اصطلاحات تازه‌ای مطرح شد. بعضی کوشیدند تا بین «حاشیه» و «حومه» تفاوت قائل شوند. برخی دیگر فراتر رفته اصطلاحاتی همچون شبه حومه، اقمار شهری، شبه اقمار و حاشیه درون‌شهری و یا حاشیه برون‌شهری را مطرح ساختند. در همین ارتباط، بعضی دیگر سعی نموده‌اند میا ن حاشیه شهر و حاشیه روستایی شهری تفاوت قائل شوند و حتی برخی برای تبیین تفاوت در قلمروهای پیرامونی شهرها، مفاهیم «نواحی روستایی غیر زراعی» و «نواحی روستایی زراعی» را پیشنهاد نمودند. در اواخر دهه 1960 میلادی، کوشید تا مفهوم پیچیده و متنوع مورداستفاده در تبیین دگرگونی‌های حاصله در «تعامل حاشیه – شهری» را بر اساس تحلیل مراحل مختلف نحوه تلفیق کاربری زمین طبقه‌بندی نموده، برای تبیین تمایز «نواحی حاشیه – شهری» از «حاشیه پیرامونی روستا – شهری» به کار گیرد. این تفاوت گذاری بر این اساس استوار بود که نواحی حاشیه – شهری دارای ویژگی‌های خاص هستند که مبین این واقعیت است که این‌گونه عرصه نسبت به میانگین نواحی شهری و روستایی از تراکم بیشتر مسکونی، تجاری و صنعتی و همچنین از نرخ‌های بالاتر رشد جمعیت، روندهای شتابان‌تر تبدیل اراضی و «الگوهای سیال» ارتباطات جمعی و مواصلات بین نواحی سکونتی و شغلی (محل زندگی و محل فعالیت شغلی) برخوردارند. در مقابل، «حاشیه پیرامونی روستا شهری» به‌واسطه تراکم جمعیتی، نسبت بیشتر اراضی و اراضی زراعی و همچنین روندهای کمتر پویای تبدیل و تغییر کاربری اراضی و آمدوشد روزانه به نواحی شهری مشخص می‌گردد (سعیدی، 1382: 80-79).
2-2-14- روستاهای خوابگاهی
استقرارگاه‌های روستایی که جمعیت فعال ساکن در آن جای دیگر مشغول به کار می‌باشند. این اصطلاح اغلب برای روستاهایی که جابه‌جاشوندگان روزانه استخدام‌شده در شهر به داخل آن حرکت می‌کنند، به کار گرفته‌شده است (Johonston, 2000: 114). این‌چنین سکونتگاه‌هایی پیامد رشد و توزیع دوباره جمعیت مراکز شهری بزرگ و متروپلیتن است (شفیعی، 1386: 20)
2-2-15- تغییرات فیزیکی
منظور از تغییرات فیزیکی (کالبدی) تغییراتی است که در تعداد واحدهای مسکونی، تعداد واحدهای تجاری، مساحت و نوع راه‌های ساخته‌شده و تعداد وسیله نقلیه عمومی و میزان تأسیسات و تجهیزات در روستا پدید آمده است (شفیعی، 1386: 21).
2-2-16- ساختار روستایی:
اصطلاح ساختار از طریق زبان‌شناسی و فلسفه آن وارد ادبیات جغرافیایی شده و عبارت است از نحوه تنسیق و تنظیم مجموعه‌ای از اشیا و اجزا و نیروهایی که چنان در کنار هم قرارگرفته‌اندکه کلیتی خاص را تشکیل می‌دهند. هرگاه سخن از ساختار به میان می‌آید، منظور مشخص کردن نحوه به هم‌پیوستگی یک مجموعه و ناهمگنی آن با مجموعه‌های دیگر است.
در یک ساخت هر جز یا عنصر در پیوند با نوعی پیوستگی هم نیرو با عناصر و اجزای دیگر است و بدون ارتباط با دیگر عناصر نمی‌تواند هویت ساختی خود را حفظ کند. از همین رو است که درک ساخت هر واحد، امکان به دست آوردن مدل جریان کار آن را فراهم می‌سازد. لازم به ذکر است که مدل کار نیز به هنگام تغییر ساختار، باید تغییر کند یعنی تغییر در ساختار باعث تغییر در کارکرد و تغییر در کارکرد موجب تغییر در ساختار می‌شود. درواقع می‌توان گفت که وابستگی بخش‌ها و اجزا یک ساختار یک وابستگی کارکردی است، بدین‌سان که بخش‌ها و اجزای یک ساختار، یکدیگر را حمایت می‌کنند و متقابلاً باهمدیگر سازگاری دارند. از این طریق به ثبات ساختار دوام می‌بخشند (شکوئی، 1384: 153).
ساختار روستایی نیز بیانگر زیربنا و نظم و ترتیب درونی مجموعه روستاست که در مکانی معین بر بنیادهای محیط طبیعی تحت تاثیر نیروها و روندهای درونی و بیرونی شکل‌گرفته است. لفظ ساختار ممکن است به‌کل مجموعه یا به جزئی از آن اطلاق شود؛ مثلا ساختار مساکن، ساختار اقتصادی و… . هر ساختار دارای کارکرد معینی است، یعنی با توجه به علت وجودی و توانمندی‌ها و ویژگی‌هایش، وظایف و عملکردهای معینی را بر عهده دارد (سعیدی، 1377: 19).
2-2-17- ساختار کالبدی سکونتگاه:
ساختار کالبدی سکونتگاه روستایی حاصل تعامل متقابل عوامل و نیروهای گوناگون محیطی – اکولوژیک و اجتماعی – اقتصادی است و نمایانگر بافت، شکل، فرم و الگوی کالبدی سکونتگاه است. اجزای متعارف این ساختار عبارت‌اند از: خانه‌ها و واحدهای مسکونی، زمین‌های زراعی، باغ‌ها و اراضی مرتعی، مکان‌های عمومی و میدان‌ها، واحدهای خدماتی، تسهیلاتی و تأسیسات عمومی و شبکه معابر اعم از راه‌های ارتباطی درونی و بیرونی (سعیدی، 1377: 52).
2-2-18- شکل سکونتگاه:
نحوه استقرار اجزای کالبدی، به‌ویژه خانه‌ها، برمبنای مجاورت و فاصله از یکدیگر مبین شکل سکونتگاه است. سکونتگاه‌ها ازنظر شکل به دو نوع اصلی نمایان می‌گردند: سکونتگاه‌های مجتمع یا کانونی و سکونتگاه‌های متفرق یا پراکنده. در کنار این دو شکل، شکل سومی نیز مطرح است که آن را می‌توان شکل بینابینی نامید. شکل شوم سکونتگاه‌های روستایی را ازآن‌رو بینابینی می‌خوانند که معمولا نشانگر نوعی مرحله گذار از یک‌شکل به شکل دیگر است. به سخن دیگر، شکل بینابینی در اغلب موارد مبین روندهای تحول و دگرگونی کالبدی سکونتگاه است (سعیدی، 1387: 464).
2-2-19- فرم (سکونتگاه):
فرم سکونتگاه روستایی مبین درجه نظم‌پذیری و انتظام اجزای کالبدی، به‌ویژه خانه‌های روستایی است، ساختار سکونتگاهی ازلحاظ فرم متفاوت است. فرم سکونتگاه‌ها نتیجه‌ی روندهای شکل‌گیری و نحوه‌ی رشد و گسترش آن‌هاست که خود تابعی از تحولات درونی و بیرونی سکونتگاه است. بدین ترتیب، سکونتگاه‌هایی که بر اساس برنامه شکل می‌گیرند، معمولا دارای فرم منظم و در مقابل، سکونتگاه‌هایی که به‌صورت خودجوش برپا می‌شوند، اغلب فرم نامنظم دارند. فرم سکونتگاه‌ها، همچون سایر ویژگی‌های کالبدی، ثابت و پایدار نیست و به تبعیت از تحولات اجتماعی _ اقتصادی و روندهای جاری، پیوسته در معرض تغییر است. البته، نظم کالبدی سکونتگاه صرفا به معنای شکل کم‌وبیش هندسی خیابان‌های اصلی یا بعضی اجزای دیگر نیست. فرم منظم سکونتگاه باید تا حد ممکن با روند رشد و توسعه فعالیت‌ها و روابط درونی و بیرونی هماهنگ باشد و قاعدتا با تسهیل کارکردهای اساسی فضایی و اجتماعی و اقتصادی همسو باشد (سعیدی، 1377: 53).
2-2-20- الگوی (سکونتگاه):
الگو مبین نحوه استقرار روستا به تبعیت از عناصر هندسی (نقطه، سطح و خط) است. بدین‌سان، سکونتگاه‌ها دارای الگوهای متفاوتی هستند که می‌توان آن‌ها را به سه دسته اصلی تقسیم نمود: الف) سکونتگاه‌های خطی که واحدهای مسکونی در آن در طول یک محور اصلی، به‌صورت ردیفی استقرار می‌یابند، ب) سکونتگاه‌های کانونی که مرکز اصلی آن‌ها را یک مکان عمومی یا میدانگاه تشکیل می‌دهد و ج) سکونتگاه‌های پهنه‌ای که معمولا کالبدی متراکم و نامنظم دارند و به روستاهای تلی شهرت یافته‌اند. مسیر خیابان‌ها یا معابر عمومی در این‌گونه سکونتگاه‌ها ممکن است ستاره‌ای شکل، تودرتو و نامنظم، به‌صورت کوچه‌های بن‌بست و یا غیر آن باشد (همان، 56، سعیدی، 1387: 465).
2-2-21- کارکرد (سکونتگاه):
سکونتگاه‌های روستایی ازنظر کارکرد متفاوت‌اند، هرچند، به‌طورکلی، می‌توان از روستاهای تک کارکرد یا کارکردهای زراعی، خدماتی، صنعتی، گردشگری، خوابگاهی، درمانی _ استراحتگاهی و مانند آن باشند (همان‌جا)
2-2-22- کاربری اراضی: به معنای نحوه کاربری زمین و یا بهره‌برداری از اراضی در دسترس در مباحث برنامه‌ریزی، این مفهوم بیشتر در قالب اصطلاح برنامه‌ریزی کاربری زمین به کار می‌رود که منظور از آن مطابق نظر پیترهال، به‌سادگی، عبارت است از تعیین و تبیین و نظارت بر موارد مختلف کاربری زمین حین گسترش و رشد سکونتگاه‌ها بر اساس برنامه‌های از پیش تعیین‌شده که نهایتا شالوده‌های تصمیم سازی درزمینهٔ نظارت بر روندهای توسعه را تشکیل می‌دهد (شیعه، 1387: 120).
در ارتباط با پژوهش‌های سکونتگاهی، روابط شهر و روستا و مطالعات کالبدی – فضایی (به‌ویژه روستایی) مفاهیمی مطرح می‌شوند که در اینجا کوشش شده است، اهم آن‌ها مطرح و نبیین گردند:
2-2-23- نظام سکونتگاهی:
مجموعه ساخت‌های سکونتگاهی در یک ناحیه، ازجمله شهری و روستایی و شامل الگو و شکل تجمعات انسانی که با یکدیگر بر اساس نظمی سلسله مراتبی، در ارتباطات کار کردی قرار داشته باشند. گاهی اصطلاح شبکه سکونتگاهی به‌عنوان مترادف نظام سکونتگاهی به کار می‌رود (سعیدی و حسینی حاصل، 20:1388)
2-2-24- آبادی: