تعهدات، وکیل، قراردادی، تعهد

معین می شود تعهد وکیل در مورد تقدیم دادخواست به دادگاه تعهد به نتیجه است که باید آن را انجام دهد لیکن تعهد وکیل نسبت به پیروزی در دعوی، تعهد او ناظر به مواظبت و کوشش در راه رسیدن به مطلوب است بنابراین در مورد اول اجرای وکالت تنها با دادن دادخواست تحقق می یابد ولی در مورد دومی یعنی همان تعهد وکیل نسبت به سرنوشت دعوی همین اندازه که معلوم شود وکیل مراقبت لازم در حد متعارف را انجام داده است برای اجرای تعهد کفایت می کند هر چند که به نتیجه ی مطلوب نرسیده باشد. بنابراین تعهدات وکیل به دو گروه تعهد به وسیله و تعهد به نتیجه تقسیم می شود گروهی از تعهدات وکیل که مربوط به کارهای مقدماتی می باشد و انجام آن برای رسیدن به نتیجه ی معین لازم می باشد و به این گروه از تعهدات وکیل، تعهد به نتیجه می گویند و کارهای مقدماتی وکیل که شامل: تقدیم دادخواست، حضور در جلسه دادرسی، اعتراض نسبت به تصمیمات دادگاه و ….. می باشد و گروهی دیگر از تعهدات که مربوط به نتیجه ی دعوی می باشد این گروه از تعهدات از نوع تعهد به وسیله است چون نتیجه ی دعوی در دست وکیل نیست و همین اندازه که معلوم شود وکیل تلاش متعارف خود را نسبت به این تعهدات انجام داده است کافی می باشد هر چند که به نتیجه ی مطلوب دست نیابد.
2-1-3- تعهدات دارای ماهیت چندگانه تعهدات وکیل و موکل به سه دسته تعهدات قراردادی، قانونی و اخلاقی تقسیم می شود در موردی که تعهد وکیل یا موکل دارای یکی از این ماهیت های سه گانه باشد مشکلی ایجاد نمی کند ولی محل بحث در جایی است که بعضی از تعهدات دارای دو یا سه چهره از تعهدات می باشند. بسیاری از الزامات قانونی در واقع یک تعهد قراردادی نیز می باشد و وکیل و موکل در هنگام انعقاد عقد وکالت این تعهدات را به صورت شرط تبانی و ضمنی پذیرفته اند بنابراین در این موارد تعهدات دارای دو چهره ی قانونی و قراردادی می باشند اما همواره در این موارد چهره ی قانونی بر چهره ی قراردادی آن غالب است و این تعهدات در دسته تعهدات قانونی قرار دارد. طرفین عقد وکالت یکسری تعهدات اخلاقی بر عهده دارند و امکان دارد برخی از تعهدات اخلاقی دارای چهره قراردادی و یا قانونی هم باشند که امروزه بیشتر تعهدات اخلاقی وارد قانون شده است و ماهیتی دوگانه یافته اند که از طرفی تعهد اخلاقی و از طرف دیگر تعهد قانونی هستند ولی در این موارد چهره قانونی بر چهره اخلاقی آن تعهدات غالب است و این تعهدات در دسته ی تعهدات قانونی قرار می گیرد. و همچنین بعضی از تعهدات اخلاقی به صورت شرط ضمنی در قرارداد بین طرفین آورده می شود که در این صورت دارای ماهیت دوگانه هستند. که ماهیت قراردادی آن غالب خواهد بود و اگر هم جزء تعهدات اخلاقی و هم جزء تعهدات قانونی و قراردادی باشد دارای ماهیتی سه گانه خواهد بود و در این موارد ماهیت قانونی آن بر دو ماهیت دیگر چیره است. برای مثال: تعهد به صداقت و درستکاری را که در واقع ترکیبی از هر سه قسم وظیفه قراردادی، قانونی و اخلاقی است و دارای چهره ای سه گانه می باشد را مورد بررسی قرار دهیم. به حکم عقل اصولاً صداقت و درستکاری وکیل به طور شرط ضمنی از قرارداد وکالت قابل استنباط است انسان به شخصی که دارای صداقت و درستکاری است نیابت در تصرف می دهد و نه به هر شخصی بنابراین صداقت و درستکاری را می توان به حکم عقل لازمه ی وکالت دانست هر چند که در بعضی از عقود دیگر مانند بیع ممکن است خصوصیات اخلاقی مانند صداقت طرف مقابل مورد اهمیت نباشد خصوصیات اخلاقی بیشتر در عقودی که شخصیت طرف علت عمده عقد است موثر می باشد در این گونه از عقود مانند وکالت، نکاح و صلح ( ماده 762 قانون مدنی ) اوصاف اخلاقی که سازنده شخصیت یک شخص است دارای اهمیت فراوانی است چنانچه اشتباه در طرف عقد در این عقود موجب صدمه به صحت عقد می گردد اما در عقودی که شخصیت طرف علت اساسی عقد نیست مانند بیع اشتباه در شخص طرف معامله خللی به عقد وارد نمی آورد. بنابراین به نظر می رسد که در عقودی مانند وکالت، عاریه، ودیعه، هبه و صلح شخصیت طرف عقد از جمله امانتداری و خصوصیات اخلاقی او علت عمده اذن و احسان می باشد مگر اینکه خلاف آن ثابت گردد. صداقت و درستکاری وکیل با توجه به سوگند نامه وکالت یک وظیفه قانونی و اصل بنیانی وکالت است. وکیل با عنایت به ماده 39 آئین نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری سوگند به راستی و درستی در امور شخصی و کارهایی که از طرف اشخاص انجام می دهد یاد می نماید بنابراین وکیل هم باید در اعمال خود و هم در موردی که نیابت و وکالت می گیرد صداقت و درستی را پیشه خود سازد همچنین از مفهوم بند 4 ماده 82 آئین نامه نیز می توان دریافت که وکیل در برابر دادگاه، دادسرا یا سایر مراجع قضایی نیز موظف به رعایت این وظیفه می باشد. بنابراین بعضی از وظایف مانند صداقت و درستکاری از جهات مختلف دارای جنبه اخلاقی، قراردادی و قانونی می باشد. ( انصافداران، 1390 ص111 و 110 )
2-1-4- تعهدات مختلط همان گونه که قبلاً بیان کردیم تعهدات قراردادی به آن دسته از تعهداتی گفته می شود که منشأ قراردادی دارند ولی در مقابل تعهدات قانونی به دسته ای از تعهدات اطلاق می شود که به حکم قانون و نه قرارداد برای اشخاص ایجاد می شود و در واقع همان الزامات خارج از قرارداد هستند. و بعضی موارد تعهداتی را که یک شخص بر عهده دارد آمیزه ای از تعهدات قراردادی و قانونی می باشد و در اینکه این تعهدات قراردادی و قانونی دو چهره از یک تعهد هستند یا از نظر ماهوی متفاوت هستند اختلاف نظر وجود دارد و در این زمینه سه دیدگاه وجود دارد: _ دامنه تعهدات قراردادی شامل تعهدات قراردادی و قانونی می باشد. _ دامنه تعهدات قانونی شامل تعهدات قانونی و قراردادی می باشد. _ دامنه تعهدات قراردادی و قانونی را از هم تفکیک کرده است زیرا از نظر ماهوی با هم تفاوت دارند. نظر اکثریت بر این است که در واقع تعهدات قراردادی و قانونی دو چهره از یک تعهد محسوب می شوند و تعهدات قراردادی هم شامل تعهداتی است که طرفین عقد در قرارداد مشخص می کنند و هم شامل تعهداتی می شود که در قانون آمده است. تعهدات وکیل و موکل هم در عقد وکالت از نوع قراردادی و هم از نوع قانونی می باشد و در اینکه آیا بین تعهدات قراردادی و قانونی وکیل و موکل اختلاف ماهوی وجود دارد یا خیر اختلاف نظر وجود دارد؟ بعضی از حقوق دانان بیان کرده اند که الزامات قانونی وکیل که عمدتاً مربوط به رعایت مال اندیشی در طرح و تعقیب دعوی و التزام به امانت و صداقت و نیز اعمال دقت در انجام وظیفه و استفاده کامل از مهارت های حقوقی خود می باشد، به صورت شروط تبانی در قلمرو تراضی طرفین وارد می شود و حتی در مذاکرات منتهی به تنظیم قرارداد، متعاقدین بدان تکیه می نمایند لیکن چون ضرورتی به درج این قبیل شروط در قرارداد تنظیمی احساس نمی گردد، در سند کتبی توافق طرفین، این شروط دیده نمی شود. وانگهی موکلین همواره با این پیش فرض به وکیل مورد نظر خود مراجعه می نمایند که او مهارت کافی در حرفه تخصصی خود را دارد و صلاحیت علمی و فنی وی به تایید کانون وکلاء نیز رسیده است از سوی دیگر وکیل نیز متقابلاً با آگاهی از وظایف خود، وکالت او را می پذیرد. بنابراین چنانچه وی رعایت مراقبتهای لازم را در انجام امور موضوع وکالت ننماید و مرتکب قصور یا تقصیر در انجام وظایف خود شود، به مثابه آن است که از شروط ضمن عقد تخطی نموده و نقض عهد کرده است. ( قهرمانی، 1377 ص119 و 118 ) بنابراین به نظر می رسد که بین تعهدات قراردادی و قانونی وکیل و موکل اختلاف ماهوی وجود ندارد بلکه دو چهره از یک تعهد می باشند و دامنه تعهدات قراردادی هم شامل تعهداتی است که وکیل و موکل در قرارداد مشخص کرده اند و هم شامل آن دسته از تعهداتی هم که در قانون آمده است می باشد زیرا تعهدات قانونی در

مطلب مرتبط :   اخلاق، اخلاقی، دین، دینی