تعهدات، عقد، تعهد، اخلاقی

عبارت است از به عهده گرفتن انجام یا ترک عملی در برابر دیگری ، خواه در برابر عوض باشد یا نباشد. شخصی که انجام یا ترک عمل را به عهده می گیرد ، ( متعهد ) و شخصی که تعهد به سود او به عهده گرفته است، ( متعهد له ) و مورد تعهد را اصطلاحاً ( متعهدبه ) می گویند. و به عنوان مثال: تعهد در این معنی در ماده ی221 قانون مدنی « اگر کسی تعهد اقدام به امری را بکند یا تعهد نماید که از انجام امری خودداری کند ، در صورت تخلف مسوول خسارت طرف مقابل است، مشروط بر این که جبران خسارت تصریح شده و یا تعهد عرفاً به منزله ی تصریح باشد و یا بر حسب قانون موجب ضمان باشد . » به کار رفته است.( شهیدی ، 1390 ص 42 ) تعهدات قراردادی به دو بخش تعهدات اصلی و تعهدات فرعی تقسیم می شود و تعهدات فرعی هم به دو دسته ی تعهدات شرطی و تعهدات تبعی قابل تقسیم است.
الف- تعهدات اصلی تعهدی که هدف اصلی و اولی طرفین قرارداد باشد. در مقابل تعهد تبعی استعمال می شود. ( جعفری لنگرودی، 1363 ص 166 ) تعهدات اصلی نتیجه ذاتی و مستقیم قرارداد است ابتدایی ترین وظیفه متعهد در هر قراردادی اجرای تعهدات اصلی می باشد. تعهدات اصلی در هر قراردادی مقتضای ذات عقد است.1 در عقد وکالت به آن دسته از تعهداتی که با انعقاد عقد وکالت بین طرفین به وجود می آید تعهد اصلی عقد وکالت می گویند به عبارت دیگر تعهد اصلی به طور مستقیم از عقد وکالت به وجود می آید.
ب- تعهدات فرعی تعهدات فرعی به دو دسته ی تعهدات شرطی و تعهدات تبعی تقسیم می شود.
1.http://razami.andishvaran.ir/fa/shownote.html?userID=3671&DataID=2498
1-تعهدات شرطی تعهدات شرطی، به آن دسته از تعهداتی می گویند که به صورت شرط در ضمن عقد آورده می شود.و در صورتی که تعهد اصلی باطل شود تعهدات شرطی هم که در ضمن عقد شده است باطل می شود. تعهد به معنای التزام به انجام عملی یا ترک عملی در ضمن عقد و شرط نیز به معنای الزام و التزام در ضمن عقد تفسیر شده است. لذا شرط نسبت به تعهد در یک جنبه عمومیت داشته باشد و به عبارت دیگر شرط دارای جنبه الزامی می باشد. لذا می توان گفت از نسب اربعه منطقی در اینجا نسبت عموم و خصوص مطلق جاری می باشد یعنی هر تعهدی شرط است لیکن هر شرطی تعهد نیست. شرط توافقی است که به حسب طبیعت خاص خود یا تراضی طرفین در شمار توابع عقد دیگری درآمده است و به دو مفهوم است. گروهی که به حسب طبیعت موضوع آن خود التزامی مستقل نیست و ناچار باید در زمره توابع عقد دیگر باشد: مانند شرطی که مربوط به اوصاف مورد معامله اصلی است ( شرط صفت ) یا زمان وفای به عهد را معین می کند ( شرط اجل ) این شروط التزامی جداگانه نیست. گروه دیگر که می تواند به عنوان قرارداد مستقل مورد توافق باشد ولی دو طرف بنا بر ملاحظات شخصی آن را تابع عقد دیگر ساخته اند تا نام شرط را به آن نهند. رابطه عقد و شرط همانند اصل و فرع است چرا که شرط تنها در دامان عقد اصلی و سایه تعهدهای اصلی معنی پیدا می کند. هدف اصلی از نهاد حقوقی شرط این است که طرفین بتوانند حدود قلمرو التزام خود را به دلخواه تعیین کنند و تغییرهای لازم را در آثار عقد بدهند. همچنین عقدی را که در طبیعت خود جایز است در ضمن یک عقد لازم دیگر شرط می نمایند تا از عقد لازم کسب لزوم کند.1
2-تعهدات تبعی تعهدی که ضمن تعهد اصلی و به منظور تضمین و اجراء تعهد اصلی به عهده گرفته شود. ( جعفری لنگرودی، 1363 ص 166 ) تعهدات تبعی به آن دسته از تعهداتی اطلاق می شود که بر خلاف تعهد اصلی، اثر مستقیم عقد نمی باشند بلکه به صورت اثر غیر مستقیم عقد می باشد. در ماده ی 220 قانون مدنی ایران « عقود نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در آن تصریح شده است ملزم می نماید بلکه متعاملین به کلیه نتایجی که به موجب عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل می شود ملزم می باشند. » که اقتباس شده از ماده 1135 قانون مدنی فرانسه « عقود نه فقط متعاملین را نسبت به چیزی که در آنها تصریح شده ملتزم می نماید بلکه آن ها را به کلیه نتایجی که انصاف، عرف و
1.http://razami.andishvaran.ir/fa/shownote.html?userID=3671&DataID=2498
عادت یا قانون به اقتضای تعهد قایل است نیز ملتزم می کند. » است انصاف حذف شده است و فقط معیار و ضابطه تکمیل و تفسیر قرارداد براساس عرف و عادت و قانون می باشد. ( انصافداران، 1390 ص 68 )
1-6-3-2-تعهدات قانونی الزامات خارج از قرارداد که همان تعهدات قانونی است و به حکم قانون و نه قرارداد برای اشخاص ایجاد می شود . تعهد قانونی مرادف تعهد مدنی است. تعهدی که ضمانت اجراء قانونی دارد و در مقابل اصطلاح تعهد طبیعی به کار می رود تعهد طبیعی تعهدی است که از ضمانت اجراء برخوردار نیست و متعهد له نمی تواند از راه های قانونی آن را مطالبه کند ولی قانون وجود آن را می شناسد.( جعفری لنگرودی ، 1363 ص 169و 168 ، 167 ) در معنی اسم مفعول ، تعهد عبارت است از وظیفه حقوقی که قانوناً بر عهده شخص متعهد، ثابت می شود که در صورت خودداری از انجام آن، به تقاضای متعهدله و به وسیله مرجع قضایی، ملزم به انجام آن خواهد شد. ( شهیدی ، 1390 ص 42 )
1-6-3-3-تعهدات اخلاقی وظایف اخلاقی در واقع تعهداتی است که اشخاص براساس وجدان و اخلاق خود را ملزم به انجام آن می دانند. این گونه وظایف دامنه ی بسیار وسیع و گسترده ای دارد و در جوامع مختلف براساس شرایط فرهنگی، اجتماعی و دینی دارای ویژگی های خاص خود می باشد. ( انصافداران، 1390 ص109) برخی این دسته از تعهدات را تعهدات ناقص نامیده اند و این دسته از تعهدات دارای قلمرو وسیع تری نسبت به تعهدات قانونی هستند و عقد وکالت از آن دسته عقودی است که شخصیت طرف علت عمده عقد است بنابراین در این عقود خصوصیات اخلاقی طرفین بیشتر مورد توجه قرار می گیرد که اشتباه در شخص طرف معامله باعث اختلال در صحت عقد می شود. از جمله تعهدات اخلاقی وکیل، صبر و بردباری در انجام کارها می باشد وکیل نباید شتابزده عمل کند زیرا امکان دارد کاری را انجام دهد که بعداً پشیمان شود و در آرامش کار ها بهتر انجام می گیرد و نتیجه ی بهتری از آن امور حاصل می شود. و از جمله تعهدات اخلاقی موکل این است که وقت شناس باشد و برای تماس گرفتن یا مراجعه به وکیل خود زمان مناسب را انتخاب کند و بی جهت وقت وکیل را نگیرد. خصائل و فضایل اخلاقی به تدریج وارد قانون گشته اند تا بدانجا که امروزه بیشتر وظایف اخلاقی علاوه بر چهره اخلاقی دارای چهره ای قراردادی یا قانونی می باشند. مثلاً بسیاری از وظایف را که ما در شمار وظایف اخلاقی می آوریم در واقع تلفیقی از دو یا سه نوع تعهد و تکلیف نام برده شده می باشند. البته مواردی که به صراحت در قانون ذکر شده ر

مطلب مرتبط :   سیمرغ، زال، افسانه، کوه