تحقیق رایگان با موضوع پرورش روح عدالت خواهی و تربیت اخلاقی

دانلود پایان نامه
مورد اول: وجود امری که تمام ملاک نوعیت بر چیزی است مانند صور نوعیه و نفوس حیوانیه که انواع به وسیله آنها فعلیت می یابند و در این صورت، هر یک از صور نوعیه ونفوس نسبت به ماده ومتعلق خود کمال اول، و آثار مترشح از آن کمال ثانی خوانده می شود.
مورد دوم: چنانچه حرکتی برای جسم به سوی غایتی فرض کنیم، وصفی که جسم در حالیکه هنوز در امتداد مسافت است،به خود می گیرد، کمال اول برای آن است ولی نه مطلقا چنانچه صور نوعیه ونفوس بوده اند، بلکه کمال اول بودنش از حیث ارتباطش به غایت که وصول به آن کمال ثانی است می باشد که جسم نسبت به آن هنوز بالقوه است، بنابراین وصف مزبور «حرکت» جهت جسم که هنوز نسبت به وصول به کمال ثانی بالقوه است،کمال و فعلیت نخستین بودنش با این ملاحظه است، به خلاف صور نوعیه و نفوس که کمال اول بودنش بر چنین لحاظ و حیثیتی مقید نبوده است.پس جسمی که هنوز حرکت نکرده دارای دو قوه است: قوه اصل حرکت، و قوه وصول غایت، با حصول حرکت، قوه اول فعلیت می یابد وکمال اول برای جسم حاصل می شود. اما کمال اول بودنش از آن حیث است که متعلق الوجود و مرتبط به غایت است و هنوز قوه وصول جسم بدان باقی می باشد و با وصول به غایت قوه ثانی فعلیت یافته، و کمال ثانی برای جسم حاصل می گردد. (مجموعه رسائل- جلد اول ص 101)
طباطبایی به نقل از سلحشوری بر این باور است که شهود حقایق و شناخت آنها در گرو شهود نفس و شناخت آن است و راه نفس در اثر دوری از غیر خدا محقق میشود و این امر هم در گرو پیراستن دل و هدف اصلی در تربیت .. خویشتنداری و مسدود کردن راههای دیگر است اخلاقی، فراهم کردن شرایط و زمینهای است که فرد بتواند نفس خود را کنترل کند و منظور از نفس در اینجا همان امیال و خواهشها هستند که با عواطف سروکار دارند. هدف از کنترل نفس این است که فرد به یک تعادل روحی (تربیت معنوی)برسد و اگر افراد بتوانند نسبت به عواطف و احساسات خود آگاه شوند، بهتر میتوانند آنها را کنترل کنند و اینها وسایل تحقق هدف تربیت دینی اند(سلحشوری ،1390)
طباطبایی بر این باور است که هدف اصلی دین، تلاش و توجه انسان به خداوند است و این هدف تنها با شکل گیری ملکات و حالتهای مناسب نفس تحقق مییابد. وی باور دارد آنچه که مانع معرفت به خداوند است، جهل نیست بلکه غفلت است و غفلت هم بر اثر مشغولیت دل به غیر از خدا ناشی میشود و خداوند برای هیچ کس دو دل قرار نداده و همچنین دل مرکز عشق است و راه دستیابی به دل تصفیهی آن است و تصفیه صورت نمیگیرد، مگر این که فرد بتواند نفس و امیال خود را کنترل کند و تا فرد نتواند این احساسات و عواطف را بشناسد، نمیتواند آنها را کنترل کند. بنابراین، برای تصفیه و کنترل نیاز به تربیت اخلاقی است و برای شناخت و آگاهی از حالتهای درونی نیاز به تربیت معنوی است و همهی اینها برای رسیدن به تربیت دینی است که اختصاص دل و مرکز عشق به خداوند است. (سلحشوری ،1390)
هدف تربیت معنوی از دید گاه علامه آن است که در این سیر تجردی،جهت گیری فطری اولیه خود را حفظ و تا پایان تقویت نماید(اشعری و همکاران،1390) همچنین ایشان هدف غایی از تربیت را رسیدن به توحید در مرحله اعتقاد و عمل است(صالحی,یار احمدی،1387).اهداف میانی تربیت از منظر علامه با مبنا قرار دادن کتاب نفیس المیزان پرورش روح عدالت خواهی ،تکامل انسان ،استقلال و عزت جامعه ،برادری و دوستی با ملل دیگر ، صحت ، تزکیه و تذهیب یا پرورش منش اخلاقی است
3-2-6-روشهای تربیت معنوی
3-2-6-1-عزم قاطع و اراده جدی
بی تردید گام آغازین و روش نخست در تربیت معنوی، برخورداری از انگیزه و عزم قاطع و اراده جدی است، تا از این رهگذر، شخص متربی برانگیخته شده و با تلاش و جدیت و با استمداد از لطف باریتعالی، سیر باطنی خود را آغاز کند. بدیهی است با توجه به دشواری تربیت معنوی، اگر عزم قاطع و اراده جدی در کار نباشد، تلاش متربی به سرانجام نمیرسد.امام هفتم، حضرت موسی بن جعفرعلیهما السلام در دعای روز مبعث میفرماید:
قَدْ عَلِمتُ أنَّ أفضل زاد الراحل إلیک عَزْمُ إرادهٍ یختارک بها؛(قمی ، 387 1 )
به درستی دریافتم برترین توشه کسی که میخواهد به سوی تو رهسپار شود، عزم استوار و اراده جدی است که به حقیقت تو را بخواهد.
پیدا است این سخن زیبا و دلنشین، از شیوه پرورش روح و دستورالعمل مسافر الی الله به شیوایی تمام پرده برمیدارد که همان برخورداری متربی از عزم و اراده جدی است و بدون آن، دستیابی به تربیت معنوی امکان ندارد.اینک، نوشتار خود را طی سه محور الف: راههای ایجاد عزم و اراده، ب: راههای تقویت اراده، ج: عوامل تضعیف اراده ادامه میدهیم: 
¨الف: راههای ایجاد عـزم و اراده
متربی برای ایجاد عزم و اراده جدی در خود، باید به سه نکته بنیادین به خوبی توجه کند و آن را به طور کامل باور داشته باشد:نخست اینکه بداند سفری بس دور و دراز در پیش دارد و در دنیا چند روزی بیش نمیماند و باید به مقصد برسد؛ پس باید آن سفر را بشناسد و توشه و زادش را فراهم آورد؛ با آسیبها، مشکلات، انواع دشمنان و کمینگاههای آنان، آشنا باشد. سپس خار و خاشاک را از راه بزداید و راه را هموار سازد، تا به کمال مطلوب نایل شود. امّا اگر نداند مسافر است یا از آن غفلت بورزد، چنین انسانی مرده یا خفته است که هرگز جوشش و پویشی برای درمان و پرورش معنوی نخواهد داشت(فیض کاشانی،1371)در حدیث پیشین امام کاظم علیه السلام با واژه زیبای «الرّاحل الیک» به این نکته ژرف، اشارتی زیبا دارد.
دوم اینکه متربی باید بداند هر لحظه، در ضمیر و درون او حالی و حالتی و خاطرهای و خطوری پدیدار میشود و بر اندیشه و رفتارش تأثیر میگذارد که چه بسا زندگی دنیایی و آخرتی او را تباه کند و او را به انحراف و سقوط بکشاند؛ پس اگر خود را دوست دارد و به سعادت و کامیابی خود میاندیشد، باید در پی شناخت و درمان  کاستیها و رذیلتها باشد و به تربیت معنوی همت گمارد، تا به دیدار خداوند بار یابد.(فیض کاشانی،1383)دیدیم طبق فرموده امام هفتم علیه السلام   در حدیث پیشین، کسی که به حقیقت، خدا را بخواهد، نیازمند عزم استوار و اراده جدی است.
سوم اینکه متربی باید بیدار شود و از غفلت به درآید و بداند بدون پیراستگی از رذایل و آراستگی به فضایل، آبادانی و نورانیت دل که همان تربیت معنوی است، حاصل نمیشود و زندگی جز سیاهی و تاریکی نخواهد بود. توجه به این نکته مهم، موجب شده است در متون دینی و عرفانی، نقطه شروع و دستورالعمل آغازین تربیت معنوی، یقظه و بیداری باشد. در مناجات شعبانیه چنین میخوانیم:
اِلهى لَمْ یَکُنْ لى حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ اِلاّ فى وَقْتٍ اَیْقَظْتَنى لِمَحَبَّتِکَ ؛(قمی ،1387)
بارالها! مرا آن توان نیست که خود را از نافرمانیات برهانم، مگر آنگاه که تو از سر محبت و رأفت، بیدارم سازی.
 در این سخن آسمانی، یقظه دستمایه اصلی سالک الی الله شناخته شده است.
ب: راههای تـقویت اراده
برای بسیاری، این سؤال وجود دارد که چگونه میتوانند اراده خود را تقویت کنند و به محض تصمیم گرفتن و فراهم بودن شرایط و اسباب، آن را جامه عمل بپوشانند؟ در پاسخ سؤال، به سه راه اشاره میکنیم:
تمرین و ممارست: همانگونه که تمرین دادن اندام بدن و به کارگیری آنها، باعث رشد و تقویت و نیرومندی جسمی میشود و تمرین ندادن آنها، ناتوانی و عدم رشد را در پی دارد، درباره  اراده نیز مسأله چنین است که با تمرین و ممارست، میتوان آن را تقویت کرد. ناگفته پیدا است تمرین تقویت اراده، باید ابتدا در مواردی باشد که به سادگی قابل انجام است و به اسباب و شرایط گوناگون نیاز ندارد. برای انجام اموری مانند بیدار شدن از خواب در ساعتی خاص از صبحگاهان به صورت مستمر، روزهداری چند روز در ماه، مخالفت با خواسته نفسانی، پرهیز از پُرخوری، پُرخوابی، پُرگویی، پرهیز از بیکاری و تنبلی، نماز گزاردن در اول وقت به صورت همیشگی، دوری از دل مشغولی به کارهای روزمره و بیهوده، پرهیز از روزمرگی، خواندن زندگینامه افرادی که اراده پولادین داشتهاند، تلاوت قرآن کریم، ورزش های روحافزا مانند کوهنوردی و اسب دوانی، مطالعه کتاب و تمام کردن آن در زمانبندی محدود، و … بیتردید با انجام تمرین در زمینههای آسان، به تدریج میتوان چنین تصمیمهای بزرگی را عملی کرد. .(شهیدی ،1387)