تحقیق رایگان با موضوع مفاهیم و تعاریف و ادیان ابراهیمی

دانلود پایان نامه
روی هم رفته، هنگامی که ماهیت انسان را بررسی میکنیم، در می یابیم که مهمترین بعد انسان، بعد روحی اوست که بیشترین قدرت و نفوذ را در اعمال و رفتارش دارد زیرا این روح خود قدرتش را از خداوند گرفته است. از آنجایی که ماهیت تمام انسانها مشترک است، پس روح درتمام آنها وجود دارد، اما این قدرت به صورت بالقوه و نهفته است و از راه آموزش(کنترل محسوسات) میتوان بخشهایی از این قدرت را بالفعل کرد. بهترین شکلی که میتوان به تمام فعلیتهای قدرتهای روحی رسید، دین است.(سلحشوری، 1390)
پس میتوان گفت که دو نوع معنویت وجود دارد: معنویت غیر دینی که فقط تا حدی میتواند به قدرتهای روح از راه کنترل و تهذیب نفس و کم کردن نقش محسوسات که پایین ترین مرحله ی تربیت دینی است (حداکثر به عالم ملکوت)، دسترسی یابد و معنویت دینی و بویژه دین اسلام که اگر فرد بر اساس راهکارهای آن عمل کند، میتواند به کمال و فعلیت قدرتهای روح و عوالم دیگر مانند عالم جبروت و عالم اسماء الهی برسد.
2-3-6-معنای اصطلاحی معنویت
تعریف واژه ی معنویت دشوار است. شاید دلیلش این باشد که هسته و مرکز معنویت حالت منحصر به فرد و رمزگونه دارد. معنویت از ریشه ی یونانی و عبری واژه spiratuبه معنای تصور حرکت نامحسوس هوا گرفته شده است و یا به قول جان گوسپل، چیزی شبیه به باد که وزیدنش خوشایند است و صدایش را می شنوید ولی نمی توانید بگویید که از کجا می آید و به کجا می رود. بنابراین، می توان معنویت را ظرفیت و موقعیتی برای فراتر رفتن از خود و ایجاد حس تعالی، راز گونه، هیبت و هماهنگی بین ذهن، بدن، خود و جهان دانست. معنویت بیش تر برخردمندی تاکید می کند تا بر معرفت و دانش. معنویت به دوره ی بزرگسالی محدود نمی شود بلکه از زمان تولد و در درون یک محتوای تربیتی و در ارتباط با تقدس فردی شروع به شکل گیری می کند. .(سلحشوری ،1390،ص44)
2-3-7- دیدگاه های اندیشمندان در مورد معنویت
واگان معتقد است ، معنویت اصولاً به عنوان پدیده ای عام در همه انسان ها وجود دارد ولی رشد و پرورش آن مستلزم بسترهای آموزشی مناسب است . این صاحب نظر با استناد به دیدگاه و تعریف پل تیلیج از معنویت به عنوان قلمرو علایق و دغدغه های غایی تاکید می کند که هر فردی می توان یک فرد معنوی باشد ؛ زیرا همه افراد نوعاً دارای دغدغه های غایی هستند . از سوی دیگر ، واگان با نام بردن از مفهومی تحت عنوان بلوغ معنوی معتقد است که این ویژگی ناظر بر فهم دیگران و همدلی با آنها ، صرف نظر از جنسیت ، سن ، قومیت وعقیده و نیز احترام گذاشتن به همه اشکال زندگانی است .(واگان ،2002)
فوکو بر این باور است که معنویت مجموعه ای از کاوش ها ، کارها و تمرین هایی است که منجر به مراقبه می شود ، کارهایی مانند خالص کردن خود ، ریاضت و توجه به روح که این اعمال در قالب دانش و آگاهی نیستند بلکه بخشی از وجود فرد هستند که بمنظور کسب و رسیدن به حقیقت بکار برده می شوند . براساس این گفته ، می توان نتیجه گرفت که حقیقت چیزی نیست که فرد بتواند به آسانی به آن نایل شود بلکه برای رسیدن به آن نیاز است که فرد به تغییر و اصلاح درونی خود بپردازد و این یک مسئولیت متقابل است .از یک سو حقیقت موجب سعدت و نیکبختی و آرامش روح خواهد شد و از سوی دیگر ، فرد برای رسیدن به حقیقت باید نیروهای درونی خود را متمرکز کند و به تزکیه بپردازد . فوکو
دیدگاه ویلبر :
ویلبر با استناد به مفاهیم و تعاریف ارائه شده در مورد معنویت ، ویژگی های مشترک این تعاریف را بدین شرح معرفی می کند :
الف ) معنویت اصولاً مستلزم بالترین سطح رشد و تکامل فرد در ابعاد مختلف رشد شناختی ، اخلاقی ، عاطفی و بین فردی است . ب ) معنویت دارای خط سیر رشد و تحول خاص خود است . ج ) معنویت در هر درجه از رشد ، به مثابه نوعی نگرش ( مثلاً باز و گشوده بودن نسبت به مبدا غایی ) است .د ) معنویت ملازم با اوج تجربه انسانی است . به اعتقاد ویلبر ، یک دیدگاه جامع و یکپارچه از معنویت شامل و در بردارنده همه خصوصیات پیش گفته است . (ویلبر ، 2000)
پل هرست:
فیلسوف تربیتی “پل هرست” در سال 1974 معنویت را یکی از هشت منطقه ی اساسی از تجربه و دانش بشر می داند. (هنر و زیبایی، اخلاقی، زبانی، ریاضی، فیزیکی، علمی، اجتماعی و سیاسی، معنوی) و همچنین آن را یک آگاهی از خود فرد و میل به برقراری ارتباط با یک منبع متعالی معنا است. (ریاض،2012 )
با توجه به تعاریف متفاوت ، معنویت یک موضوع پیچیده ، مبهم و کلی است که نیاز به بررسی و تحلیل بیشتر دارد . برای تحلیل بیشتر لازم است ابعاد مختلف آن مورد بررسی قرار گیرد . مطالعات نشان می دهد که معنویت می تواند در برگیرنده موضوعات و مفاهیم زیر باشد . روح ، دین ، مذهب ، احساس و عاطفه ، مهرورزی ،ایمان ، عبادت ، عدالت ، اخلاق ، همدردی ، از خود گذشتگی ، هنر و . . . باشد . نکته مهم این که تمام مفاهیم و موضوعات از طریق آموزش و پرورش و برنامه های درسی قابل رشد و شکوفایی در دانش آموزان است و در سالهای اخیر نظام های آموزش برای رشد و توسعه ابعاد قرن تلاش های بیشتری مبذول شده است که تجارب آن مدارس والدورف ، مدار کوچک ، مدرسه مونته سوری ، مدرسه دموکراتیک و مدرسه سولی است . در بین موضوعات فوق روح ، هنر و اخلاق که بخشی از معنویت را در بر می گیرد اهمیت فراوانی داشته و در برنامه درسی جایگاه ویژه دارند .
2-3-8- ارتباط و نسبت معنویت ودین و اخلاق
از دین تعاریف گوناگونی شده است، مثلا ویلیام جیمز بر این باور است که دین یک نظم نامریی موجود در جهان است و وظیفه ی اساسی انسان هماهنگی با این نظم است. یونگ دین را تفکر از روی وجدان می داند و بر این باور است که یکی از تجارب اساسی انسان تجربه ی خویشتن است و ارتباط با این خویشتن را دین می داند و باور دارد که پیامبر آن ایده آل خویشتن انسانها هستند. بر اساس گفته ی یونگ جهت گیری دینی یک جهت گیری درونی است. فروم بر این باور است که دین نیاز به پرستش است و خدا جلوه ای از نیاز انسان ها به کمال است. (سلحشوری،1390)
از دین دو نوع تعریف شده است: برخی دین را در معنای وسیعی به کار می برند و آن را معادل مجموعه ای از ارزشهای انسانی، پیگیری جدی و قوی اهداف یا نظامی از ارزش ها می دانند و برخی دین را در معنای محدودتری به کار می برند، این افراد دین را نظامی منسجم، متشکل از خداشناسی ( باورهای مربوط به ماهیت خدا و جهان )، عبادات و مناسک، اخلاقیات، معرفت شناسی و غایت و هدف زندگی می دانند. تعریف اول بسیاری از مجموعه های نگرشی و ایدئولوژیک درباره انسان را در بر می گیرد، اما دیدگاه دوم به ادیانی همچون ادیان ابراهیمی محدود می شود هم چنین بهشتی در عرضه تعریفی از دین می نویسد :
دین مجموعه ای از آموزه های نظری درباره ی جهان، انسان و آفریدگار این دو، هنجارهای اخلاقی و دستورهای عملی مبتنی بر آن آموزه ها با سه هدف اعتقاد، تخلق و عمل است. در نتیجه می توان این جهت گیری کلی را در دیدگاه دین باوران مشاهده کرد که در همه ی تعاریف به صورت مستقیم و غیرمستقیم موارد زیر به عنوان پیش فرض و اصل تلقی شده است:
این هستی، خالقی دارد و آن خالق خداست.
خالق هستی، هدایت مخلوقات را بر خود فرض می داند.
خالق مسیری را برای هدایت مخلوقات (که همان مسیر وحی یا فرستادن پیامبر باشد ) در نظر گرفته است.
بهره مندی از هدایت و قرار گرفتن در مسیر حق تنها از طریق عمل به دستور الهی مقدور است.