تحقیق رایگان با موضوع علم و تکنولوژی و مسئولیت پذیری

دانلود پایان نامه

روشنفکری یک موقعیت فرهنگی قرن نوزدهم بود که در اروپای غربی با طوفانی عظیم از تحولات جامع و گسترده همراه بود و موجب ظهور گرایش اندیشمندانه ،بیشتر در استدلال علمی و تعیین اصول آزادمنشانه آزادی و انحراف گردید. (بیرن 1996 : اوترام 1995) این تحول با پیشرفت های مهمی در یادگیری و انتظام اصولی نظیر فلسفه ، علوم ، داروشناسی، سیاست ، کشاورزی و تاریخ تعیین شد و به عنوان راهنمای انقلاب و تحولاتی در تولید صنعتی ،تکنولوژی ، ارتباطات و حمل و نقل قلمداد گردید .روشنفکری تجربه نهایی ترکیب قرون وسطایی فرهنگ کلاسیک رم ویونان ، همچنین یکتاپرستی سنن یهودی ـ مسیحی ـ اسلامی را مشخص کرد ، فرایندی که سال ها پیش از این در خلال جنبش رنسانس آغاز شده بود . میراث عمده ی روشنفکری مجموعه ای از فرضیات و اصولی بود که در قالب مبنایی از فرهنگ مدرن معاصر ما پدید آمده بود ، که گرایش به تجدید طلبی را تشکیل می دهد . برخی از این اصول، در میان اصول دیگر ، سر سپردگی و تعهد در موارد ذیل می باشند:
• خود مختاری شخصی ، مسئولیت پذیری و خود آگاهی
• استدلال به عنوان عملکردی از درک و آگاهی
• تمایز بین عقاید ذهنی و دانش عینی
• تقدم علم و تکنولوزی بر مذهب
• ارزشهای آزادی خواهی و بردباری (سعه نظر)
• سیاست های دموکراتیک
مدرنیته هرگز فرهنگی یکپارچه و جامع نبوده است . این فرهنگ متشکل از دامنه ی گوناگونی از همپوشی سنت های فلسفی و تعامل بین معنویت و فلسفه است که در نوع خود شدیداً پیچیده است ، موقعیتی که یک بررسی جامع و فراگیر در مفهوم کنونی را ممکن می سازد و در مقابل همین فصل خود محدود به ارائه تنها چهار سنت فلسفی عمده ی مدرن است که در تشکیل معنویت معاصر سودمند عمل کرده است. . (کار ، 2003)
• مادی گرایی – در ابتدا سنت غالب در فرهنگ مدرن همان مادی گرایی بود که حقیقت را به مجموع موضوعات فیزیکی دنیا و روح به منظور موفقیت در یکپارچه سازی (یکی کردن) استدلال ، علم و تکنولوژی تنزل بخشید.
• مکتب روماتیک – واکنش نسبت به تسلط مادی گرایی ، جست و جوی مکتب رومانتیک برای تکمیل تعهد خود در استدلال با فشار آوردن بر اهمیت قلمرو غیر مادی احساس و تجربه انسان.
• پست مدرنسیم – هم مادی گرایی و هم مکتب هنری روماتیک مدعی بودند قادر به دستیابی به دانش نسبتاً قطعی دنیا می باشند ؛ پست مدرنسیم موضعی است که به دنبال برتری یافتن بر هر چیز با تجلیل و تقدیس وابستگی ، نسبت گرایی و بی اعتمادی ذاتی درک انسان می باشد.
• رئالیسم (واقع گرایی) بحرانی – این مکتب با پاسخ به چالش پست – مدرنسیم به دنبال احیای ، به شکلی ماهرانه و پیچیده ، تعهد مدرن انسان به استدلال و از این سو تجدید میراث روشنفکری بود . .(رایت،2000،ص95)
3-3-6-اهداف تربیت معنوی:
دیوید کار معنویت را را به سه دسته تقسیم می کند 1- تربیت بر اساس اصول معنوی 2- تربیت در یک فعالیت معنوی 3- تربیت در یک گرایش معنوی و همچنین او تربیت در یک گرایش معنوی را بخش نظری و تربیت در یک فعالیت معنوی را بخش عملی می داند که به دو قسمت :عبادی و تاملی تقسیم می کند .او می گوید حقیقت چیزی نیست که فرد بتواند به آسانی به آن نایل شود بلکه برای رسیدن به آن نیاز است که فرد به تغییر و اصلاح درونی بپردازد و این یک مسئولیت متقابل است .حقیقت موجب سعادت ونیک بختی و آرامش روح خواهد شدو از سوی دیگر فرد برای رسیدن به حقیقت باید نیروهای درونی خود را متمرکز کند و به تزکیه بپردازد (کار و هادان،2003).
سه قلمرو اصلی برای کوشش‏های انسانی می‏ توان برشمرد: قلمرو باور، قلمرو انتخاب و قلمرو کردار. عینیت بخشیدن به این قلمروها از نظر برخی مورد تردید واقع شده است؛ تردید در اینکه بتوان آنچه را که عیناً صحیح است شناخت، آنچه را که عیناً خوب است انتخاب کرد، یا آنچه را عیناً درست است انجام داد. اما دیوید کار در مقاله «اقسام خیر در برنامه درسی مدرسه»، سعی دارد نشان دهد که انواع بدبینی‏های فلسفی در مورد امکان کسب ارزش‏هایی که از زمینه‏های عینی برخوردارند، بی‏اساس است . (غفاری و باقری نوع پرست،1380، کار ،1993)
البته وی اطمینان می‏دهد که مهارت‏آموزی طوطی‏وار بدون فهم، بدون توجه به گسترش درک یا بینشی نسبت به ماهیت، هدف و معنای ذاتی و انسانی گسترده‏تر یک رشته تخصصی، از نظر رویکرد فضیلت مطلوبیت چندانی نخواهد داشت. (غفاری و باقری نوع پرست،1380، کار ،2000)
دیوید کار می‏گوید نباید چنین فرض شود که ورود در مجموعه معینی از باورها و اعمال اخلاقی، مذهبی یا معنوی که عمداً از پرسش‏ها و تردیدهای جدی در مورد ایمان و رستگاری که بزرگترین معلمان و مفسران همه مذاهب عمده جهان به آن عمل کرده‏اند شانه خالی می‏کند، فرایندی غیرنقادانه است. (غفاری و باقری نوع پرست،1380)
در تربیت معنوی از دیدگاههای گوناگون می توان رویکرد های مطرح را شناسایی کرد. ازیک منظر دو رویکرد در تربیت معنوی مطرح است. یکی رویکرد محدود 1 و دیگری رویکرد فراگیر 2 است. در رویکرد فراگیر اولویت به تجربه معنوی 3 است آن هم تجربه ای که ماهیت جهانی دارد و اساس و مبنای جستجوی معنا و هدف در زندگی ماست. این تجربه هدایت کننده احساسات، عواطف و ظرفیتمان برای خلاقیت است. همچنین، تجربه معنوی به عنوان جنبه اساسی زندگی و شرایط انسان که بسیار فراتر از تجارب عادی و روزمره ماست، مطرح می باشد. در این رویکرد فرض بر این است که همه انسانها ظرفیت خود آگاهی پویا 4 برای آگاهی از واقعیتهای زندگی و تعالی خود را دارند (رایت ، 2000)
در رویکرد فراگیر تجربه معنوی در اصل تجارب اخلاقی، زیبا شناسی، دینی و اجتماعی انسانها را در بر می گیرد و این به معنای توجه به همه جنبه های رشد و تعالی انسان در تربیت معنوی رویکرد محدود اساس تربیت معنوی را در این تعریف میداند:”عمل عاشقانه انسان در برابر خدا و دیگران” رویکردی که نگرش محدود و رادیکال نسبت به تربیت معنوی دارد که در لوای آن همه ارزشهای ملی و سنتی پوشش داده می شوند، در این رویکرد، مشکلات موجود در چارچوب الهیات مسیحی دشوارتر از مسائلی که جویندگان آزادی با آن در یک تقسیم بندی یگر رویکردهای تربیت معنوی را مواجه اند، نمی باشد میتوان در سه طبقه زیر بررسی کرد. (اشعری و همکاران،1391)
الف)رویکردهایی که تربیت معنوی را وسیله ای برای عادت آموزی وشکل دهی رفتارهای معنوی می دانند. این رویکردها را با عنوان رویکردهای مبتنی بر عادت آموزی 5 نام گذاری میکنند، دیدگاه رفتاری در برنامه درسی را میتوان از مهمترین دیدگاههای این رویکرد بشمار آورد.
ب) رویکردهایی که تربیت معنوی را وسیله ای میدانند تا به فرد کمک کند که معنویت را با محک عقل بسنجد. این رویکردها را با عنوان رویکردهای مبتنی بر عقلانیت 1 نام گذاری میکنند. دیدگاه شناختی در برنامه درسی را میتوان ا ز مهمترین دیدگاههای این رویکرد بشمار آورد.