تحقیق رایگان با موضوع سبک دلبستگی ناایمن و ویژگی های شخصیتی

دانلود پایان نامه
06/0
دلبستگی اضطرابی
15/0
108/0
254/0
همان گونه که جدول فوق نشان می دهد، نتایج حاکی از آن بود که گرچه گام اوّل مدل معنی دار بود، اما پس از افزودن سبک دلبستگی اضطرابی به مدل، متغیّرهای سبک دلبستگی اجتنابی و اضطرابی درصد بیش تری از تغییرات افسردگی را پیش بینی کردند. به طور خلاصه نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیّرهای دلبستگی اضطرابی و اجتنابی مادران می توانند به عنوان پیش بینی کننده های متغیّر افسردگی کودکان به حساب آیند. ضمنا بنابر محاسبات آماری سبک دلبستگی ایمن از مدل حذف گردید.
5-1 مقدمه
هدف این پژوهش بررسی ارتباط سبک دلبستگی مادر با اختلالات اضطرابی و افسردگی کودک بود. تحقیق حاضر به پاسخگویی سوالات ذیل پرداخت: آیا سبک دلبستگی مادران کودکان دارای اختلال اضطراب و افسردگی با سبک دلبستگی مادران کودکان عادی تفاوت دارد؟ آیا سبک دلبستگی مادر توانایی پیش بینی ابتلای فرزند به اختلال اضطراب و افسردگی را دارد؟ با توجه به این سوالات فرضیات تحقیق حاضر بدین قرار بود؛
بین سبک دلبستگی مادران کودکان دارای اختلالات اضطرابی و افسردگی با سبک دلبستگی مادران کودکان عادی تفاوت وجود دارد.
سبک دلبستگی مادر توانایی پیش بینی ابتلای فرزند به اختلالات اضطرابی و افسردگی را دارد.
گروه نمونه تحقیق حاضر شامل 120 مادر و کودک بود که داده ها توسط پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990) جمع آوری گردید.
5-2 بررسی فرضیه ها
فرضیه اول این تحقیق حاکی از این بود که بین سبک دلبستگی مادران کودکان دارای اختلالات اضطرابی و افسردگی با سبک دلبستگی مادران کودکان عادی تفاوت وجود دارد. نتایج نشان داد، میان سبک های دلبستگی اضطرابی، اجتنابی و ایمن مادران کودکان عادی و دارای اضطراب- افسردگی تفاوت معنی دار وجود دارد.
بر اساس این یافته می توان گفت نحوه ارتباط مادران دو گروه مذکور با یکدیگر یکسان نبوده و تفاوتی بین دو گروه یاد شده وجود دارد. بنابر این یافته می توان گفت کودکان دارای اختلالات اضطرابی و افسردگی بیشتر نوع رابطه ناایمن و نابسنده را تجربه می کنند. این امر می تواند به معنای وجود گونه ای علیت بین دو متغیر یاد شده باشد که البته اثبات این مدعا نیازمند تحقیقات مفصل تر است.
از سوی دیگر مطالعه عباسی و دیگران (1387) که به بررسی تأثیر آموزش رفتارهای دلبستگی مادر – جنین بر سلامت روانی مادران نخست باردار در سه ماه سوم بارداری اختصاص داشت نشان داد که میانگین نمره سلامت روان و همچنین میانگین نمره دلبستگی مادران در دو گروه اختلاف معناداری داشته است (عباسی و دیگران، 1387). پژوهش نریمانی و ملکشاهی فر (1387) نشان داد که بین دانش آموزان دارای لکنت و بدون لکنت ، مدارس راهنمایی پسرانه شهر اردبیل، از نظر سبک دلبستگی تفاوت وجود دارد و می توان سبک دلبستگی را نیز به عوامل لکنت اضافه کرد.
طاهری و همکاران (1390) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که امید به زندگی با سبک دلبستگی ایمن در مادران ارتباط مثبت معنی دار و با سبک دلبستگی ناایمن (اجتنابی و دوسوگرا) ارتباط منفی معنی دار داشت. در واقع، نمره های امید به زندگی در مادران با سبک دلبستگی ایمن افزایش می یابد. در حالی که هر اندازه سبک دلبستگی مادران ، ناایمن (اجتنابی و دوسوگرا)باشد میانگین نمره های امید به زندگی در آینده کاهش می یابد.
در پژوهش خراشادی زاده، شهابی‌زاده و دستجردی (1390) یافته نشان داد سبک‌های اسنادی، دلبستگی ناایمن به مادر و پیوستگی به خانواده به‌طور مستقیم پیش‌بینی کننده اضطراب اجتماعی هستند و دلبستگی به والد از طریق پیوستگی و اسناد موفقیت بر کاهش و افزایش اضطراب اجتماعی مسیرهای معناداری نشان دادند.
همچنین حدادی و غباری (1388) به بررسی رابطه اضطراب و افسردگی با کیفیت دلبستگی در دانشجویان پرداختند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد بین اضطراب و افسردگی با سبک‌های دلبستگی (صمیمی، اتکایی و اضطرابی) رابطه معناداری وجود دارد.
همچنین یافته ها موید آن است که مادرانی که زمان بیشتری را با نوزادشان می گذرانند فرزندانشان را بیشتر نوازش می کردند، با آنان تماس چشمی برقرار می نمودند و گریه آنها را پاسخ می دادند. پژوهشگران نتیجه گیری کردند که با هم بودن مادر و کودک درچند ساعت اول پس از تولد، حساسیت های مادرانه را تقویت می کند، در حالی که جداسازی طولانی مدت شیرخوار- مادر در طی چند روز اول، آثاری منفی همچون ابتلای کودک به اختلالات خلقی و اضطرابی به بار می آورد (فروغان، 1386). در تحقیق ذوالفقاری مطلق و همکاران (1386) نتایج تحلیل همبستگی و رگرسیون نشانگر آن بود که سبک دلبستگی ناایمن اضطرابی- دوسوگرا، خصیصه های اضطراب صفت و برخی ویژگی های شخصیتی مادر می تواند پیش بینی کننده اضطراب جدایی وسطح رشد اجتماعی کودک باشد.
در پژوهش حسنی و سهرابی(1384) به این نتایج رسیدند، سبک دلبستگی ناایمن به ویژه ناایمن اجتناب و نیز احساس تنهایی شدید تاثیر تنهایی کننده‌ای در بروز رفتارهای ضداجتماعی دختران نوجوان دارند و دلبستگی ایمن عامل پیشگیری کننده از رفتارهای ضداجتماعی در دختران نوجوان می‌باشد.
پژوهش دیگری توسط براوری و کرن (2008) با هدف بررسی ارتباط بین سبک دلبستگی مادر- کودک و نشانه‌های اضطراب جدایی در دوران کودکی انجام شد. نتایج نشان داد نوجوانانی که اضطراب اجتماعی دارند هم زمان امنیت دلبستگی کمتر و دلبستگی دوسوگرای بالاتری را نشان می‌دهند.
فرضیه دوم این تحقیق حاکی از این بوده که سبک دلبستگی مادر توانایی پیش بینی ابتلای فرزند به اختلالات اضطرابی و افسردگی را دارد. جهت بررسی قدرت متغیّر سبک دلبستگی مادر در پیش بینی ابتلای کودک به اضطراب، از تحلیل رگرسیون چندمتغیّره استفاده گردید. در گام اوّل نمره سبک دلبستگی اضطرابی به عنوان متغیّر پیش بین و نمره اضطراب به عنوان متغیّر ملاک (وابسته) وارد مدل شدند و مدل معنی دار به دست آمد. در گام دوّم نمره سبک دلبستگی ایمن نیز به متغیّر پیش بین افزوده شد و مدل باز هم معنی دار به دست آمد. در گام سوّم نمره سبک دلبستگی اجتنابی نیز به متغیّر پیش بین افزوده شد و مدل باز هم معنی دار به دست آمد با این تفاوت که در گام سوّم سهم بیش تری از تغییرات متغیّر ملاک توسّط متغیرهای پیش بین، پیش بینی می شد.
نتایج حاکی از آن بود که گرچه گام اوّل مدل معنی دار بود، اما پس از افزودن سبک های دلبستگی ایمن و اجتنابی به مدل، متغیّرهای سبک دلبستگی اضطرابی، ایمن و اجتنابی، درصد بیش تری از تغییرات اضطراب را پیش بینی کردند. به طور خلاصه نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیّرهای دلبستگی اضطرابی، ایمن و اجتنابی می توانند به عنوان پیش بینی کننده های متغیّر اضطراب به حساب آیند.
جهت بررسی قدرت متغیّر سبک دلبستگی مادر در پیش بینی ابتلای کودک به افسردگی نیز از تحلیل رگرسیون چندمتغیّره استفاده گردید. در گام اوّل نمره سبک دلبستگی اجتنابی به عنوان متغیّر پیش بین و نمره افسردگی به عنوان متغیّر ملاک (وابسته) وارد مدل شدند و مدل معنی دار به دست آمد. در گام دوّم نمره سبک دلبستگی اضطرابی نیز به متغیّر پیش بین افزوده شد و مدل باز هم معنی دار به دست آمد با این تفاوت که در گام دوّم سهم بیش تری از تغییرات متغیّر ملاک توسّط متغیرهای پیش بین، پیش بینی می شد. نتایج حاکی از آن بود که گرچه گام اوّل مدل معنی دار بود، اما پس از افزودن سبک دلبستگی اضطرابی به مدل، متغیّرهای سبک دلبستگی اجتنابی و اضطرابی درصد بیش تری از تغییرات افسردگی را پیش بینی کردند. به طور خلاصه نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیّرهای دلبستگی اضطرابی و اجتنابی مادران می توانند به عنوان پیش بینی کننده های متغیّر افسردگی کودکان به حساب آیند. ضمنا بنابر محاسبات آماری سبک دلبستگی ایمن از مدل حذف گردید.
یافته فرضیه دوم می تواند به عنوان گام نخست بررسی رابطه علت و معلولی بین متغیر سبک دلبستگی و اختلالات اضطرابی و افسردگی در نظر گرفته شود. نتایج این فرضیه نشان داد سبک دلبستگی مادران می تواند با درصد قابل قبولی ابتلای فرزند ایشان به اختلالات اضطرابی و افسردگی را پیش بینی کند. از انجا که کودک در نخستین سال های زندگی به شدت به مادر وابسته است و گویی از وی هویت می گیرد سبک دلبستگی مادر که تعیین کننده کیفیت و مقدار رابطه وی با کودک است می تواند بر سرنوشت روانی کودک اثرگذار باشد.
در همین راستا مطالعه فخاری نژاد (1385) تایید نمود که دختران دارای سبک دلبستگی ناایمن درمقایسه با افراد ایمن، پرخاشگری بیشتری دارند در زیرمقیاس های پرخاشگری، خشم وخصومت دخترانی که دلبستگی ناایمن دارند از دختران ایمن بالاتر است که خشم در سطح خطای 05/0 وخصومت در سطح خطای 01/0 معنادار می باشد. دخترانی که دارای دلبستگی اجتنابی هستند نسبت به دو گروه ایمن واضطرابی / دوسوگرا پرخاشگری بیشتری را نشان دادند. می توان گفت در نوجوانی تعامل با همسالان و تایرپذیری از آنها بیشتر است از دوره های دیگر زندگی، کیفیت دلبستگی نوجوان نقش مهمی در آسیب پذیری و رشد او ایفا می کند، به نظر می رسد که سبک های دلبستگی ناایمن با پرخاشگری، احساس تنهایی گوشه گیری اجتماعی اضطراب، نشانه های بدنی و اعتماد به نفس پایین ارتباط دارد و همچنین عاملی خطرزا برای شروع اختلالات و مشکلات روانی در نوجوانی و جوانی است.