تحقیق رایگان با موضوع روش های تربیتی و تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه
امام صادق علیه السلام میفرماید: فمروا صبیانکم إذا کانوا أبناء تسع بما أطاقوا من صیام فإذا غلبهم العطش أفطروا؛کودکان خود را وقتی به نُه سالگی رسیدند، به روزه وادارید؛ اما هنگامی که تشنگی بر آنان چیره شد، روزه خود را افطار کنند.
تفکر و تلقین مثبت: در راستای انجام هر کار و حل هر مشکل، باید هماره مثبتنگر بود و هرگز نباید کلمه «نمیشود» را بر زبان جاری کرد؛ زیرا استفاده از الفاظ و مفاهیم منفی، به گونهای شکست و عدم موفقیت را بر ما تحمیل میکند. باید از ابتدا تلقینهای منفی را به تدریج از ذهن و فضای اندیشه دور کرد؛ زیرا کلمات منفی، قفلهایی بر درهای موفقیت هستند. هرگز نباید این عبارات را بر زبان آوریم «من همیشه کارها را ناتمام رها میکنم»، «هر حادثهای مرا متزلزل میکند»، «حوصله انجام این کارها را ندارم»، «از این کار خسته شدم»، «این کار بیفایده است» و… ؛ بلکه در برابر این کلمات، باید از مفاهیم و کلمات امید بخش و دلگرم کنندهای بهره گیریم که موجب اعتماد به نفس بیشتر میشود و انرژی بخش و تحرک آفرین است؛ مانند «من میتوانم»، «خدا یاور من است»، «این کار را به هر قیمتی انجام میدهم»، «هیچ چیز مانع من نیست»، «من میخواهم و باید بتوانم» و… .
دعا: خداوند مهربان، انسان را برابر مشکلات و دشواریها و در راه رسیدن به اهداف و مبارزه با بلاها و  سختیها، تنها نگذاشته، او را سزاوار یاری از سوی خود قرار داده است؛ به شرط اینکه او خود بخواهد و با سلاح دعا، از خدای توانا یاری جوید. امام صادق علیه السلام میفرماید:
الدعاء سلاح المؤمن :
دعا، سلاح مؤمن است. در روایت دیگری میفرماید
الدعاء أنفذ من السنان الحدید؛ ) دعا از نیزه تیز نافذ تر است(
پیدا است دل بستن به خدای توانا و مهربان، اراده آدمی را پولادین و او را در راه رسیدن به آرمانها و اهداف خود، استوار میسازد و به او ثبات قدم ارزانی میکند.(شهیدی ،1387)
در جای دیگر نجفی به نقل از طباطبایی روش های مربوط به تربیت معنوی را، طیف وسیعی از روش ها می داند و عمده این روش ها را، نوعی استنباط از مفاهیم دینی ، در این بعد از برنامه درسی، روش هایی نیز وجود دارد که به دلیل اهمیت و کارآیی، به طور مستقیم مورد تأیید دین قرار گرفته و مسئولان امر تربیت دینی را برای استفاده از آنها دعوت کرده است. دو الویت اساسی روش های برنامه درسی معنوی که ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند عبارت اند از روش های «محبت» و «الگوگیری» که تجلی اصلی آنها باید در ارتباط با معصومان (علیه السّلام) باشد. محبت به خداوند به منزله عشق حقیقی و مطلوب و به تبع آن، گرایش به مخلوقات برتر خداوند یعنی معصومان (علیه السّلام) به مثابه الگوهای کارآمد و تمام ناشدنی، و همانندی هرچه بیشتر با آنان، زمینه تحقق تربیت معنوی را فراهم می سازد. از نظر تربیتی، احساس تعلق خاطر و محبت انسان به محبوب، می تواند او را وارد عرصه تکامل و تعالی کرده، حرکت تربیتی و تکامل او را تسهیل کند. از سوی دیگر، می تواند او را در کویر سکون و ایستایی و یا نزول و قهقرایی رها کند و زمینه انفصال هرچه بیشتر او را از آرمان ها و غایت های تربیتی فراهم سازد. آنچه در زمینه گرایش به غیر، اهمیت تام دارد، ارزش و شخصیت محبوب و چگونگی و میزان تأثیرگذاری او بر جان و روان محب است. زمینه یابی برای ایجاد این گونه ارتباط توسط مربی را می توان سریع ترین و در عین حال، پر خطرترین شیوه تربیتی به شمار آورد؛ زیرا از دو فرایند اساسی به طور هم زمان سود می جوید: «جداسازی او از اغیار» و «وادارسازی او برای پیوستن به یار».(نجفی ،کشانی،1392)
از این روی، در کلام پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که: حبک للشیء، یعمی و یصم؛ دوستی انسان نسبت به یک چیز، او را ناشنوا و نابینا می کند (محمدی ری شهری، 1362؛ ص208).
3-3 -از دیدگاه دیوید کار
3-3-1-زندگی نامه:
دیوید کار در 1944 در وِیک فیلد انگلستان متولد شد و در مدرسه دستور زبان ملکه الیزابت همانجا تحصیل کرد. در شانزده سالگی مدرسه را به پایان برد؛ در اواسط دهه ششم، در لنکاشایر ، و پیش از اینکه بعنوان معلم در کالج سی اف مُت آموزش ببیند، مشاغل گوناگونی داشت. وی پس از آموزش معلمی و چند سال تدریس در مدارس انگلیسی ابتدایی و متوسطه شمالی، برای مطالعه فلسفه به آموزش عالی در دانشگاه لیدز برگشت. پس از فراغ از تحصیل با درجه لیسـانس علوم انسانی، یک سال را در مؤسسه تعلیم و تربیت لندن گذراند؛ جایی که درجه فوق لیسانس در فلسفه تعلیم و تربیت را به دست آورد. پس از سِمَت مدرس در تعلیم و تربیت در دانشکده تربیت بدنی دانفرم لاین در اواسط دهه هفتاد، او مدرس و دانشیار در بخش مطالعات تدریس در مؤسسه مورِی هاوس دانشگاه هریوت وات ، و نیز سخنوری ملی و بین المللی بوده است. از جمله آثار وی می‏توان از کتاب ”پرورش فضایل“ (1991)، و کتاب
”حرفه‏ای‏گری تربیتی و مسایل اخلاقی در تدریس“ (1999) و مقالات فراوان در مجلات فلسفی و تربیتی، بعلاوه ویرایش کتاب ”تربیت، دانش و حقیقت“ (1998ب) و ویراستار مشترک(به همراه جان استوتل) کتاب ” اخلاق فضیلت و تربیت اخلاقی“ (1999الف) نام برد .
دیوید کار، از این لحاظ که علاقه‏مند به کاربست نظریه فضیلت در باب مسایل تربیت اخلاقی است، فیلسوفی تربیتی به حساب می‏آید. وی ضمن طرح رویکرد فضیلت در تربیت اخلاقی، بعنوان رقیبی جدی برای رویکردهای کانتی و سودگرا، اذعان می‏کند که استخراج نتایج منطقی اخلاق فضیلت برای تربیت اخلاقی، خیلی مورد استقبال فلاسفه تربیتی واقع نشده است؛ شاید یکی از دلایل این امر، این بوده باشد که احیای علاقه به فضایل با برنامه‏های نافذتر کولبرگ در تربیت اخلاقی، تلاقی داشته‏اند.(غفاری، 1380)
در نگاه کار همه حقایق و تجارب زندگی انسانی در اخلاق و مذهب خلاصه نمی شود . اصول اخلاقی ممکن است ، بر اساس قواعد و توافق های اجتماعی حاصل شود ولی اصول و حقایق متعالی متمایزی ، از نوع معنوی وجود دارد که در کنار شاخه های دیگر دانش قابل طرح است . معنویت مستقیم تر از اخلاق به درک حقیقت بستگی دارد و به همین دلیل ، فضایل معنوی قابل پیاده سازی در برنامه درسی هستند . او عشق ، امیدواری و شجاعت را از فضایل معنوی بر می شمارد ، متربی پس از شناخت مطلوبیت این عناصر باید به دلیل ایجاد آن در درون خویش باشد(باقری نوع پرست ،1391)
3-3-2-مفهوم تربیت:
از آنجا که تعلیم و تربیت امری است جهانی و همگانی، در هر مکتب و ملتی به آن پرداخته شده، برای درک بهتر مفهوم تربیت از دیدگاه دیوید کار می بایست دیدگاه تعدادی از متفکران غربی را درمورد بحث و بررسی قرار دهیم :
تعریفی که تامس هنری هاکسلی بیان می کند، بدین قرار است: «تربیت عبارت است از آموزش مغز آدمی، به موجب قانون های طبیعت. مراد من از قانون های طبیعت، تنها اشیاء و قوای آنها نیست، بلکه این قانون ها، افراد و روش های انسان را نیز در برمی گیرد.» (جعفری تبریزی، ۱۳۸۹)
فردریک مایر می گوید: «یکی از مشهورترین نظریه های معاصر درباره تربیت، از آن جان دیویی است. او تربیت را «نوسازی تجربه» می داند که این به نوبه خود، به هستی ما معنی و مفهوم می بخشد و نیز در کسب تجربه های بعدی، به ما یاری می دهد. اما خود دیویی هم به نقص خود تعریف معترف است، زیرا معنای تجربه چندان وسیع است که در شمول مفهوم، با واژه زندگی برابری می کند. تجربه همان اندازه که ممکن است در راه های خردمندانه به کار رود، احتمال دارد که مانند آزمایش های هیتلر و موسولینی، در مسیر القای عقاید و تبلیغات زهرآگین افتد ، در تربیت باید مفهوم کیفی تجربه مورد نظر باشد. (گروه نویسندگان،1384، ص 169)
بنابراین، تربیت را باید فرآیندی دانست که به روشنی افکاری نوع بشر رهنمون می شود. تعریف مذکور، نه تنها رشد عقلی، بلکه بلوغ عاطفی و بهبود اخلاقی را نیز از ملاک های تربیت به شمار می آورد. بنابراین، تربیت بدون تهذیب عادت های عمده، کامل نیست. هم چنین، در تعریف های بالا نیز این مفهوم نهفته است که: روش های تربیتی و هدف های تعلیم و تربیت باید مورد تجدید نظر مداوم قرار گیرد». در این تعریف، یک هدف بسیار بااهمیت مطرح شده است که هر نوع تربیت، بدون آن، داخل در منطقه ارزش ها نخواهد بود و آن عبارت است از: چیزی که «به هستی ما معنی و مفهوم می بخشد». (جعفری تبریزی، ۱۳۸۹)
اگرچه در عبارات دیویی، حقیقتی روشن به عنوان موضوع دگرگون شنونده در مسیر رشد وجود ندارد، ولی اگر این جمله دیویی را که می گوید: «به هستی ما معنی و مفهوم می بخشد»، برای شخص ایشان مورد تحلیل قرار می دادند، شاید به این نتیجه می رسید: چون تنظیم کنش ها و واکنش ها و تعدیل ماشینی غرایز نمی تواند به هستی کل موجودیت انسان معنایی ببخشد، حتما آن معنای معقول برای هستی ما، بدون وجود یک حقیقت در مسیر رشد، قابل تصور نیست. اگر دیویی و دیگر متفکران دوران معاصر، این هدف را که می گوید: «به هستی ما معنی و مفهوم می بخشد»، واقعا جدی تلقی می کردند و برای دیگر متفکران و صاحب نظرانی که در موضوع تعلیم و تربیت می اندیشند، جدی بودن هدف مزبور را قابل فهم می ساختند و برای مقاماتی که به صورت مستقیم کار تعلیم و تربیت را به عهده گرفته اند، قابل درک و پذیرش می نمودند، بی تردید سرنوشت امروزی بشر از نظر خرد و اخلاق در حدی بسیار اعلا بود.(جعفری، 1388)