تحقیق رایگان با موضوع جمع بندی تعاریف و تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه

نکته مهم در این میان این است که تعریف نخست از تربیت اسلامی به گونه ای کامل تر از دو تعریف دیگر است و آن توجه دادن به منبع برای استخراج روش های تربیت است که آن را مبانی اسلامی معرفی کرده است؛ چرا که تعاریف دیگر در اصل به گونه های خاصی از تربیت اشاره دارد و نمی توان آن را خاصِّ تربیت اسلامی نامید. در میان اندیشمندان غیر مسلمان تعاریف زیر برای تربیت، بیان داشته اند:
جان دئویی: تربیت، مجموعه فرایند‌هایی است که از راه آنها، گروه یا جامعه ـ چه کوچک و چه بزرگ ـ توانایی‌ها و خواسته‌های خود را به اعضا و نسل‌های جدید منتقل می‌کند تا بقا و رشد پیوسته خویش را تضمین کند. (بهشتی،1384)میل دورکیم: تربیت آن کارکردی است که در طی آن، نسل بالغ، رسیده و تربیت یافته، بر نسلی که هنوز برای زندگی به اندازه کافی پختگی نیافته است، اثر می‌گذارد و هدف از آن، برانگیختن و گسترش حالات جسمی، عقلی و اخلاقی متربی است. واتحادیه بین المللی پرورش نو : تربیت، فراهم کردن زمینه رشد کامل توانایی‌های هر کس ـ در حد توان ـ به عنوان فرد و نیز عضو جامعه‌ای مبتنی بر همبستگی و تعاون است؛ تربیت از تحول اجتماعی جدا نبوده، بلکه خود یکی از نیرو‌های تعیین کننده آن است. (بهشتی،1384، ص 167)
روسو: تربیت، هنر یا فنی است که به صورت راهنمایی یا حمایت و هدایت نیروهای طبیعی و استعداد‌های متربی و با رعایت قوانین رشد طبیعی و با همکاری خود او برای زیستن تحقق می‌پذیرد. از نظر او تربیت، فرایند پرورش متربی در گستره استعداد‌های مادرزادی است. کانت: تربیت، پرورش و تأدیب و تعلیم توأم با فرهنگ است که در پی کامیابی متربی در جامعه آینده است؛ جامعه‌ای که به مراتب از جامعه کنونی برتر است. (بهشتی،1384، ص 168)
آنچه در اینجا مشخصا وجه تفاوت تربیت در نگاه این دسته از اندیشمندان است ،‌تفاوت در روش ، غایت ومبانی است که از تعاریف بیان شده قابل مشاهده است.
در جمع بندی تعاریف تربیت می توان گفت که در تمامی تعاریف توجه به استعداد و زمینه ها شده است که بیانگر کارآیی تربیت در صورت وجود استعداد است و چنانچه زمینه تربیت وجود نداشته باشد این امر به سرانجام نخواهد رسید
2-2-5- اهداف تربیت
شناخت اهداف تربیت در هر جامعه و ملتی از راه به دست آوردن طرز و نوع زندگی اجتماعی آن جامعه میسر است. کشورها و جوامعی که براساس طرز فکر، اندیشه، مکتبی خاص و فلسفه‌ای ویژه اداره می‌شوند، اهدافی را که برای جامعه و مردم خود در نظر می‌گیرند آن اهداف مسیر و مقصد تعلیم و تربیت را نیز مشخص می‌نماید آنچه از مطالعه تاریخ به دست می‌آید این است که اهداف تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش در میان ملت‌های مختلف در قرون متفاوت با یکدیگر فرق دارند. مثلاً در یونان قدیم هدف از تعلیم و تربیت منحصر به آزاد مردانی بود که در میدان‌های جنگ نیرومند و قوی و هنگام سخن گفتن و خطابه، فصیح و بلیغ باشند.
در قرون وسطی در کلیساهای کاتولیکی هدف کشتن شهوات، بریدن و قطع علاقه از دنیا و مسامحات در امور بدنی و جسمی برای تعالی و ترقی روح و نجات و رهایی از عذاب جهنم و پاکیزگی دل و انس به فقر بوده است.
در چین قدیم مقصد و غرض آماده کردن پیشوایانی بود که به معارف قدیم آشنایی داشته تا دارای رفتار خوب در تمام شئون زندگی باشند و نهایتاً اخلاق اجتماعی مردم موافق و هماهنگ با روش‌های قدیمی کتاب دینی «کنفوسیوس» باشد.
در مصر قدیم هدف تربیت کاهنان بود که در میان آنها احیاناً پزشک، مهندس، معمار، قاضی، هنرمند و نویسنده و امثال آنها دیده می‌شد. یعنی هدف از تعلیم و تربیت یک امر دنیوی آمیخته به جنبه‌های دینی بوده است. دنیوی بدین جهت که می‌خواستند در فنون مختلف انسان‌ها پرورش یابند تا زندگی مرفه برای آنان مهیا گردد و دینی بدان خاطر که براساس محبت خدایان از طریق پرستش و تقرب به آنها عمل کنند.در آلمان هدف تعلیم و تربیت بیشتر پرورش افراد به منظور وحدت ملی است. فلاسفه و متفکرین نیز هر کدام در طول تاریخ به نوبه خود در مورد اهداف تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش و نقشی که این دو در کمک به تاسیس و حفظ یک جامعه لایق و شایسته ایفا می‌کنند. دیدگاه‌هایی داشته‌اند که برخی از آنها را در این رابطه اشاره می‌کنیم:
1- سقراط معتقد بود که هدف تعلیم و تربیت عبارت از عشق به زیبایی. لذا به تفهیم زیبایی پرداخت.
2- افلاطون هدف از آن را جنگ علیه زشتی، تصنع و ساختگی‌ها دانست.
3- «جان لاک» انگلیسی در کتاب افکاری چند در تربیت می‌گوید: «هدف از تربیت پرورش تن، اخلاق، فضیلت، دانش و علم است.» او قایل است که تکیه‌گاه تربیت پرورش شخصیت اخلاقی است و افراد اشرافی باید الگوی تربیت باشند.
4- ژان‌ژاک روسو نویسنده کتاب امیل، هدف را در این خلاصه می‌کند که تمایلات طبیعی به طور عاقلانه مناسب با روش دور از فشار راهنمایی گردند تا طبیعت انسانی کشف و آزادی او تامین شود. او برای وصول به چنین هدفی راه بازگشت به طبیعت و تحول به انسان طبیعی را پیشنهاد می‌کند.
5- اسپنسر پایه‌گذار تربیت جدید در اروپا و غرب، هدف از آموزش و پرورش را عبارت می‌داند از:
الف) رشد شخصیت، استعداد و ایجاد امکانات
ب) ایجاد رضایت خاطر و سرور و زندگی شاداب
ج) ادای وظیفه پدری
د) پرورش رفتار برای انجام وظایف اجتماعی و سیاسی
ه) استفاده مناسب از اوقات آزاد و تفریح ( شریعتمداری-1384)
6- «دورکهیم» هدف از آموزش و پرورش را ترقی دادن برخی حالات جسمانی عقلانی و اخلاقی در خردسالان و مهیا نمودن آنان برای زندگی در جامعه اجتماعی و سیاسی می‌داند. دورکهایم انسان تربیت شده را دارای دو وجود می‌داند: